آیا ملت‌های فاقد ایمان زندگی مرفه‌تری دارند؟

آیا ملت‌های فاقد ایمان زندگى مرفه‌تری دارند؟
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ۱۴ مهر ۱۳۹۶

آیا ملت‌های فاقد ایمان زندگی مرفه‌تری دارند؟

اینکه تصور می‌شود ملت‌های فاقد ایمان و پرهیزگاری غرق در ناز و نعمت هستند، اشتباه بزرگی است که از اشتباه دیگری، یعنی ثروت را دلیل بر خوشبختی گرفتن، سرچشمه می‌گیرد.

خبرگزاری فارس- گروه فعالیت‌های قرآنی: آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در بخش نکنه‌های تفسیر نمونه ذیل آیه ۱۰۰ سوره مبارکه «اعراف» به مقایسه زندگی کشورهای مسلمان و غیرمسلمان پرداخته که متن آن در ادامه می‌آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ 

«أَوَلَمْ یَهْدِ لِلَّذِینَ یَرِثُونَ الْأَرْضَ مِن بَعْدِ أَهْلِهَا أَن لَّوْ نَشَاءُ أَصَبْنَاهُم بِذُنُوبِهِمْ ۚ وَنَطْبَعُ عَلَیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا یَسْمَعُونَ؛ آیا کسانی که وارث روی زمین بعد از صاحبان آن می‌شوند، عبرت نمی‌گیرند که اگر بخواهیم، آنها را نیز به گناهانشان هلاک می‌کنیم، و بر دل‌هایشان مُهر می‌نهیم تا (صدای حق را) نشنوند؟!». (اعراف/ ۱۰۰)

ملل فاقد ایمان زندگی مرفه‌تری دارند؟!

از آنچه در بالا گفتیم پاسخ یک سؤال که زیاد در میان جمعی مورد بحث‌وگفتگو است، روشن می‌گردد و آن این که:

اگر ایمان و تقوا، موجب نزول انواع برکات الهی است و نقطه مقابل آن باعث سلب برکات است چرا ملت‌های بی‌ایمانی را مشاهده می‌کنیم که غرق ناز و نعمتند، در حالی که جمعی از افراد با ایمان به سختی روزگار می‌گذرانند؟!

پاسخ این سؤال با توجه به دو نکته روشن می‌گردد:

الف ـ این که تصور می‌شود ملت‌های فاقد ایمان و پرهیزگاری غرق در ناز و نعمتند، اشتباه بزرگی است که از اشتباه دیگری یعنی ثروت را دلیل بر خوشبختی گرفتن سرچشمه می‌گیرد.

معمولاً مردم این طور فکر می‌کنند که: هر ملتی صنایعش پیشرفته‌تر و ثروتش بیشتر باشد خوشبخت‌تر است در حالی که اگر به درون این جوامع نفوذ کنیم و دردهای جانکاهی که روح و جسم آنها را در هم می‌کوبد، از نزدیک ببینیم قبول خواهیم کرد که بسیاری از آنها از بیچاره‌ترین مردم روی زمین هستند، بگذریم از این که همان پیشرفت نسبی، نتیجه به کار بستن اصولی همانند کوشش و تلاش و نظم و حسّ مسئولیت است که در متن تعلیمات انبیاء قرار دارد.

در همین ایام که این قسمت از تفسیر را می‌نویسیم، این خبر در جرائد منتشر شد که در «نیویورک» یعنی یکی از ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین نقاط دنیای مادی، بر اثر خاموشی ناگهانی برق، صحنه عجیبی به وجود آمد، بسیاری از مردم به مغازه‌ها حمله بردند و هستی آنها را غارت کردند، تا آنجا که سه هزار نفر از غارتگران به وسیله پلیس بازداشت شدند.

مسلماً تعداد غارتگران واقعی چندین برابر این عدد بوده و تنها این عده بودند که نتوانستند به موقع فرار کنند.

و نیز مسلّم است آنها غارتگران حرفه‌ای نبوده اند که نفرات خود را برای چنان حمله عمومی از قبل آماده کرده باشند، زیرا حادثه یک حادثه ناگهانی بود.

بنابراین، چنین نتیجه می‌گیریم که: با یک خاموشی برق، ده ها هزار نفر از مردم یک شهر ثروتمند، و به اصطلاح پیشرفته تبدیل به «غارتگر» شدند، این نه تنها دلیل بر انحطاط اخلاقی یک ملت است، که دلیل بر ناامنی شدید اجتماعی نیز می‌باشد.

خبر دیگری که در «جرائد» بود این خبر را تکمیل کرد و آن این که:

یکی از شخصیت‌های معروف که در همین ایام در «نیویورک» در یکی از هتل‌های مشهور چندین ده طبقه ای «نیویورک» سکونت داشت می‌گوید:

قطع برق، سبب شد که راه رفتن در راهروهای هتل به صورت کار خطرناکی درآید، به طوری که متصدیان هتل اجازه نمی‌دادند کسی تنها از راهروها بگذرد و به اطاق خود برسد، مبادا گرفتار غارتگران گردد.

لذا مسافران را در اکیپ‌های ده نفری یا بیشتر، با مأمورین مسلّح به اطاق‌های خود می‌فرستادند!

شخص مزبور اضافه می‌کند: تا گرسنگی شدید به او فشار نمی‌آورده، جرأت نداشته است از اطاق خویش خارج گردد!

اما همین خاموشی برق در کشورهای عقب مانده شرقی، هرگز چنین مشکلاتی را به وجود نمی‌آورد، و این نشان می‌دهد که: آنها در عین ثروت و پیشرفت صنایع، کمترین امنیت را در محیط خودشان ندارند، از این گذشته، ناظران عینی می‌گویند: آدم کشی در آن محیط ها همانند نوشیدن یک جرعه آب است، به همین آسانی.

و می‌دانیم اگر تمام دنیا را به کسی بدهند، اما در چنین شرایطی زندگی کند، از بیچاره‌ترین مردم جهان خواهد بود.

تازه مشکل امنیت، تنها یکی از مشکلات آنها است، نابسامانی‌های فراوان اجتماعی دیگری دارند که آنها نیز به نوبه خود بسیار دردناکند، با توجه به این حقایق، ثروت را نباید با خوشبختی اشتباه کرد.

آیا جوامع با ایمان عقب مانده‌اند؟

ب ـ اما این که: گفته می‌شود چرا جوامعی که دارای ایمان و پرهیزگاری هستند، عقب مانده‌اند؟

اگر منظور از ایمان و پرهیزگاری تنها ادعای اسلام و ادعای پایبند بودن به اصول تعلیمات انبیاء بوده باشد، قبول داریم چنین افرادی عقب مانده‌اند.

ولی می‌دانیم حقیقت ایمان و پرهیزگاری، چیزی جز نفوذ آن در تمام اعمال و همه شئون زندگی نیست، و این امری است که با ادعا تأمین نمی‌گردد.

با نهایت تأسف، امروز، اصول تعلیمات اسلام و پیامبران خدا در بسیاری از جوامع اسلامی متروک یا نیمه متروک مانده است و چهره این جوامع، چهره مسلمانان راستین نیست.

اسلام دعوت به پاکی، درستکاری، امانت و تلاش و کوشش می کند، اما کو آن امانت و تلاش؟!

اسلام دعوت به علم و دانش و آگاهی و بیداری می‌کند، کو آن علم و آگاهی سرشار؟!

اسلام دعوت به اتحاد و فشردگی صفوف و فداکاری می‌کند، آیا به راستی این اصل به طور کامل در جوامع اسلامی امروز حکمفرما است؟ و با این حال عقب مانده‌اند؟! بنابراین، باید اعتراف کرد: اسلام چیزی است و ما مسلمانان چیز دیگر.

انتهای پیام/

منابع خبر