از انگ دلالی تا انتظار برای "بله" سوم کی‌روش

از انگ دلالی تا انتظار برای "بله" سوم کی‌روش
خدمت
خدمت - ۱۷ فروردین ۱۳۹۴


به گزارش خدمت به نقل از فارس، روی موج احساسات رفتن و بازی کردن با افکار عمومی که معمولا هم روی احساس پایدار است تا منطقی توجیه پذیر کار خیلی سختی به خصوص در کشور ما نیست. خیلی راحت می توان با یک نظرسنجی یا به قولی نظرسازی و تبلیغات نظر مردم را تغییر داد. مسئله این است که اصلا در مملکت ما تعریف درستی بابت هوادار و طرفدار وجود ندارد. عده ای هستند که بر اساس جو موجود و شرایط حاکم طرفدار تیم ملی می شوند و شاید فقط و فقط دو تا سه بار در سال به هواخواهی از تیم مملکت خود پای تلویزیون بنشینند و بازی های تیم ملی را مشاهده کنند اما عده ای هستند که طرفدار تیم ملی اند. آنها کسانی هستند که اخبار تیم ملی را هر لحظه پیگیری می کنند و حتی رنج حضور در ورزشگاه را هم به جان می خرند.

"به گزارش خدمت به نقل از فارس، روی موج احساسات رفتن و بازی کردن با افکار عمومی که معمولا هم روی احساس پایدار است تا منطقی توجیه پذیر کار خیلی سختی به خصوص در کشور ما نیست"مسلما بین عقاید یک هوادار با یک طرفدار تفاوت دیدگاهی زیادی وجود دارد اما چه می شود که نظر افکار عمومی که بیشتر بر پایه هواداران آن است به عنوان نظر مردم قرار است قالب به یک تصمیم مهم و حیاتی برای تیم ملی شود؟

روزهای پر حادثه ای برای تیم ملی در راه است؛ شاید این از خوشبختی یا شوربختی فوتبال ایران است که این همه چالش دارد و مورد توجه است اما بر خلاف این همه توجه و اهمیت چیزی از آن در نمی آید و آبی گرم نمی شود.

فرصت سوزی، فرصت سوزی و فرصت سوزی تنها واژگانی است که می توان برای این روزهای ملی خود بگوییم. روزهایی که خیلی راحت برای چانه زنی یک مشت دلار از بین می رود و بعد این ما هستیم و سرمربی که هر که می خواهد باید با این ادعا که وقت ندارم.

در مورد کارلوس کی روش حرف و صحبت زیاد است. در مورد شخصیت به شدت کاریزمایی که بیشتر از اینکه از نظر فنی روی فوتبال و مردم فوتبالدوست ما تاثیر گذاشته باشد از نظر رفتاری توانسته خیلی ها را مجذوب خود کند. الحق هم که کی‌روش در این زمینه باید لقب استادی بگیرد. او مربی خوش برخورد البته با مردم و هوادارانش و آن دسته از کارشناسان و اهالی رسانه ای است که او را می ستایند و صد البته مغفول آن هایی است که به هیچ طریقی آب‌شان با او در یک جو نمی رود.

اینکه کسی بخواهد مطلق کی روش را چه رفتاری چه فنی زیر سوال ببرد مسلما بی انصاف و احساسی است.

کارلوس کی‌روش مربی است که چه راهش را درست انتخاب کرده باشد چه راه غلطی را در پیش گرفته باشد توانسته به نیمکت تیم ملی وزن بدهد. او در سراسر دنیا نگاه ها را به سمت فوتبال ایران کشانده است. او کسی است که وقتی روی نیمکت قرار می گیرد گویی که یک ایرانی واقعی است. تعصب و جنگندگی او مثال زدنی است. او کسی است که وقتی دست هایش را مقابل سرمربی کره جنوبی مشت می کند قند در دل خیلی از ایرانی ها آب می شود چون او را در کنار خود می بینند و از اینکه می بینند یک اجنبی این طور برای نیمکت تیم ملی دل می سوزاند قدرش را می دانند.

"آنها کسانی هستند که اخبار تیم ملی را هر لحظه پیگیری می کنند و حتی رنج حضور در ورزشگاه را هم به جان می خرند"او وقتی کنار زمین منتظر می شود تا داور بیاید بلکه بتواند با متلکی یا حرکتی دق دلی‌اش را بابت اخراج مهرداد پولادی که چه ناشیانه اخراج شد؛ سر داور خالی کند موجی از غرور را در دل خیلی از ایرانی ها به وجود می آورد.

او وقتی پای حرفش می ایستد و می گوید فلان اردو را می خواهد و بابت برخی بی نظمی ها در فوتبال ما از حرفش رو بر نمی گرداند محبوب می شود چون مردم ما از مدیر و سرمربی و مسئولی خوششان می آید که مقابل بی تفاوتی ها می ایستد و برای کارش ارزش قائل می شود و شاید ۱۰ ها مثال دیگر که نشان می دهد محبوبیت کی‌روش خیلی بی دلیل نیست اما....

اما سخن اینجاست که همه رفتارهایی که شاخصه محبوب شدن یک نفر را دارد اگر در کی‌روش دیده شده چندان چیز عجیب و غریبی نیست. کی‌روش اگر مشت هایش را مقابل سرمربی کره گره می کند و یا تاکتیکی را به کار می برد که مقابل آرژانتین و مسی بزرگ زانو نزنیم و مردانه ببازیم پولش را گرفته است. او نمی تواند بابت این رفتارها منتی بر سر مردم ایران و مسئولانش بگذارد. کی‌روش اگر بابت هر اردویی حرص خورده اما توانسته و بلد بوده که چطور با رفتارش این مسئله را به فدراسیون تفهیم کند و پولش را گرفته است.

او هیچ‌گاه در این ۴ سال مقامی را مقابل خود ندیده که چنان از او سوال و جواب کند که بداند درست است در یک کشور جهان سومی در حال مربیگری است اما اوضاع بابت جواب پس دادن این قدرها هم خراب نیست که او هر طور خواست بگوید و هر طور دلش می خواهد رفتار کند.

بعد از تورنمنت مهم جام جهانی چه اتفاقی رخ داد؟ چند روز در کش و قوس این بودیم که آیا کی‌روش می خواهد در ایران به کارش ادامه دهد؟ شاید مردم و یا همان هواداران یادشان نیاید که شایعات بسیار زیادی بابت حضور او در آفریقای جنوبی مطرح شد اما آیا اگر پیشنهاد آفریقای جنوبی تا آن اندازه جدی بود کی‌روش که نشان داده هر چقدر متعهد به کارش است اما به راحتی از پول نمی گذرد در ایران می ماند؟ اصلا چه چیزی او را در ایران حفظ کرد؟ به راحتی تایم هایی که می توانست برای برنامه ریزی بگذرد با جلسات ریز و درشت مسئولان فدراسیون با کی‌روش گذشت تا روزی که مرد پرتغالی بله را به فدراسیون گفت و ماند و درست در همان روز کی روش که در مبلغ قراردادش با فدراسیون بحث های مفصلی مطرح است اعلام کرد توقع قهرمانی در جام ملت ها را نداشته باشید که زمان از دست رفته است و این همان زنگ خطر اول برای فدراسیون و فوتبال ملی ما بود اما از آنجایی که بعد از جام جهانی به گونه ای از عملکرد فنی کی‌روش حمایت شد که کسی فکر کردن به این حرف را جدی نگرفت و البته عده ای نخواستند که جدی بگیرند و در هیاهوهای همیشگی و مخرب فوتبال ما گم شد.

نتایج ایران در جام ملت ها هم گویای همه چیز است و دیگر نیاز نیست که نبش قبر صورت گیرد. ایران در این دوره از رقابت ها به عراقی می بازد که وضعیت زندگی مردم این کشور بر کسی پوشیده نیست و لیگ مناسبی که ندارند و بودجه ای که بسیار کمتر از بودجه فوتبال ایران است اما عجبا و عجبا که طرفداران کی‌روش چنان سر به آسمان بلند کردند که گویی کی‌روش یک قهرمان واقعی است و نحوه استقبال از کاروان شکست خورده ایران به گونه ای جلوه داده شد که انگار نه انگار خانی رفته و خانی آمده.

انگار نه انگار که کی‌روش کبیر نتیجه نگرفته است. بله نتیجه، مسئله ای که خیلی از دوستداران امروزی مرد پرتغالی آن را فراموش کرده اند و انگار چنین واژه ای در دایره ادبیاتی آنها جایی ندارد. انگار میلیاردها پول به کی‌روش داده شده تا فقط وجد ... برای فوتبال ایران به ارمغان آورد و انگار که قبل از این مرد فوتبال ایران در جهان هیچ محلی از اعراب نداشته و گویی این فقط کی‌روش بوده که نام ایران را بر سر زبان ها انداخته است. البته که کی‌روش نمی توانسته بدون تاثیرگذاری در ایران بوده باشد اما به نظر می رسد زمان آن رسیده که دیگر نقاب احساسات پوچ را برداریم چرا که که بیشتر تصور می شود بیشتر از اینکه این حمایت ها برای خود کی‌روش باشد برای این است که برخی مربیان وطنی که بر آنها هم انتقادهای زیادی وارد است سرمربی تیم ملی نشوند صورت می گیرد.حالا همان داستان های بعد از جام جهانی ۲۰۱۴ برای کارلوس کی روش و فدراسیون فوتبال تکرار شده؛ دوباره نگاه ها با فضا سازی های انجام شده منتظر یک "بله"سوم است تا عقد قرارداد دوباره جاری شود!

بعد از جام ملت ها اکثر کشورهای مدعی تکلیف خود را با سرمربیان خود مشخص کرده اند.

"روزهایی که خیلی راحت برای چانه زنی یک مشت دلار از بین می رود و بعد این ما هستیم و سرمربی که هر که می خواهد باید با این ادعا که وقت ندارم.در مورد کارلوس کی روش حرف و صحبت زیاد است"از ژاپن گرفته تا امارات و حتی همین عراقی که حتی تکلیف لیگش مشخص نیست. ژاپن به راحتی آخیره را کنار می گذارد چون به هدفش در جام ملت ها که همانا قهرمانی است نرسیده و به سرعت غیر قابل درکی از سوی ما ایرانی ها سرمربی جدید خود را انتخاب می کند بدون اینکه آخیره بخواهد افشاگری کند یا بازیکنان تیم ملی به فکر کمپین و مصاحبه برای حمایت از سرمربی پیشین خود باشند. اماراتی ها خیلی زود به این نتیجه رسیدند که با سرمربی ایرانی الاصل خود تمدید کنند و عراقی هم بدون فوت وقت سرمربی جدید خود را انتخاب کردند اما در ایران زمان چطور می گذرد؟

هنوز اندر خم این کوچه هستیم که کی‌روش می ماند یا نه. که اگر ماند باز بهانه بزرگی بابت فرصت های از دست رفته داشته باشد. فرصت های از دست رفته ای که خودش یک پای ماجراست برای به نتیجه نرسیدن.

واقعا رفتارهای کی‌روش جالب نیست؟ او مگر نگفت بازی با سوئد آخرین باری است که روی نیمکت تیم ملی می نشیند؟ اگر او واقعا نمی‌خواهد در ایران بماند و معتقد است به او توهین شده و انگ دلالی به او زده شده چرا به ایران بازگشت؟ خیلی از مربیان خارجی در این بوده اند که وقتی بحث شخصیتی و یا مسائل دیگر در میان بوده رفتن را به ماندن به هر طریقی ترجیح داده اند.مثل برانکو، دنیزلی، ایویچ فقید و بلاژویچ نمونه هایی از این دست مربیان هستند.

آیا این ضعف مدیریت فدراسیون فوتبال نیست که خودش هم نمی داند با خودش چند چند است؟ مدیران سئول نشین هنوز خودشان نمی دانند هواخواه مرد چشم آبی هستند یا نه. یک روز به هر روشی سعی می شود او از ایران برود و روز دیگر مصاحبه های قطاری در حمایت از کی‌روش دیده می شود. سیاست یک بام و دو هوا در فدراسیون فوتبال موج می زند.

۲۵ فروردین روز قرعه کشی مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه انجام می شود و از خرداد ماه مسابقات استارت می خورد ما اکنون کجای کاریم؟

بدون تردید حمایت کورکورانه از کی‌روش و یا انتقاد بی دلیل و از روی احساس از این مرد دردی از فوتبال دوا نمی کند. به نظر می رسد مثل همیشه همه سر کار هستیم و قرار نیست هیچ وقت آبی از آب این فوتبال تکان بخورد

منابع خبر