انتخاب های انجام شده در نظام ولائی، محمد ملکی، روزآنلاین

گویا - ۱۸ دی ۱۳۹۰

انتخاب های انجام شده در نظام ولائی، محمد ملکی، روزآنلاین » نسخه قابل چاپ
» ارسال به بالاترین
» ارسال به فیس بوک »

بسم الحق

سه روز پس از آمدن آقای خمینی به ایران، ایشان طی حکمی آقای مهندس بازرگان را به نخست‏وزیری دولت موقت منصوب نمودند، متن حکم چنین است :

"بسم‏الله‏الرحمن الرحیم

جناب آقای مهندس مهدی بازرگان

بنا به پیشنهاد شورای انقلاب برحسب حق شرعی و حق ناشی از آراء اکثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران که طبق اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبری جنبش ابراز شده است و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعی که از سوابقتان در مبارزات اسلامی و ملی دارم جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص مأمور تشکیل دولت موقت می‏نمایم تا ترتیب اداره امور مملکت و خصوصاً انجام رفراندوم و رجوع به آراء عمومی ملت درباره تغییر نظام سیاسی کشور به جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت برطبق قانون اساسی جدید را بدهید. مقتضی است که اعضای دولتِ موقت را هر چه زودتر و با توجه به شرایطی که مشخص نموده‏ام تعیین و معرفی نمائید. کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سازمان یافتن امور کشور خواهند نمود. موفقیت شما و دولت موقت را در این مرحله حساس تاریخی از خداوند متعال مسئلت می‏نمایم.روح‏الله الموسوی الخمینی" (۱).

هموطنان عزیز، جوانان؛

از شما می‏خواهم این متن را با دقت و موشکافی مطالعه کنید تا روشن گردد چگونه شد که افکار و اندیشه‏های آقای خمینی کشور را به سمت و سویی برد که امروز شاهد آن هستیم. من تنها به دو نکته از این فرمان می‏پردازم و نکات دیگر را به خوانندگان وامی‏گذارم.

"مقتضی است که اعضای دولتِ موقت را هر چه زودتر و با توجه به شرایطی که مشخص نموده‏ام تعیین و معرفی نمائید"و آن نکات عبارتند از "شورای انقلاب". و "تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید".

در مورد "شورای انقلاب" و چگونگی شکل‏گیری آن روایت‏های مختلف خوانده یا شنیده‏ایم. دکتر صادق طباطبایی از نزدیکانِ آقای خمینی می‏نویسد: "گفتگوی مرحوم مطهری با امام مقدمه‏ی تشکیل شورای انقلاب و دعوت از افراد مورد اطمینان شد. دکتر بهشتی زمانی که به دیدارامام آمد من آن‏جا نبودم، ایشان دو سه روز بیشتر در نوفل لوشاتو نماند. روزی که ایشان تصمیم می‏گیرد به ایران بیاید در فرودگاه آتن یونان مطلع می‏شود که دولت نظامی ازهاری روی کار آمده است (۱۴ آبان ۱۳۵۷) لذا ایشان به هامبورک رفته دو - سه روزی آنجا ماند و سپس به ایران بازگشت" (۲).

صادق طباطبایی در جایی دیگر می‏نویسد:

"امام طی پیامی خطاب به ملت ایران در ۲۲ دی ماه رسماً برنامه‏ی سیاسی خودشان را اعلام کردند و اعلام داشتند که جهت تحقق اهداف اسلامی شورایی به‏نام شورای انقلاب اسلامی مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهد کرد.

براساس نظر امام این شورا مأموریت خواهد داشت تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی قرار داده و مقدمات آنرا فراهم سازد. تشکیل شورای انقلاب هرچند در ۲۲ دی اعلام شد اما مقدمات آن از هنگام سفر آقایان مطهری و بهشتی به پاریس فراهم شده بود. بیانیه ۲۲ دی اثرات بسیار مهمی در تسریع روند انقلاب داشت...چند روز بعد از دستور تشکیل شورای انقلاب توسط امام، آقای دکتر یزدی به امام اطلاع داد که دوستان از تهران پیغام دادند که آقای طالقانی از عده‏ای از چهره‏های سیاسی دعوت کرده‏اند که شورایی برای اداره مسائل انقلاب تشکیل دهند. این موضوع مورد نگرانی بود. امام گفتند چرا اینکارها در چهارچوب شورای انقلاب صورت نمی‏گیرد و به من گزارش داده نمی‏شود.

"کارمندان دولت و ارتش و افراد ملت با دولت موقت شما همکاری کامل نموده و رعایت انضباط را برای وصول به اهداف مقدس انقلاب و سازمان یافتن امور کشور خواهند نمود"یادم نیست دکتر یزدی بلافاصله پاسخ داد یا با تهران تماس گرفت و معلوم شد آقای بهشتی یا شخص دیگری از کادر اولیه شورای انقلاب از آقای طالقانی به تصور اینکه ایشان با جبهه ملی فعالیت داشته و احیاناً مطابق میل قلبی امام نباشد، دعوت به عمل نیاورده‏اند" (۳).

آنچه از نوشته‏های آقای طباطبایی استنباط می‏شود این است که آقایان بهشتی و مطهری و چند نفر از دوستانِ روحانی‏شان شورای انقلاب را تشکیل داده‏اند تا قبل از پیروزی انقلاب عنان کارها را در دست گیرند و حتی به بهانه‏های پوچ از آقای طالقانی که در آن موقع انقلاب را در ایران رهبری می‏کرد دعوت نکردند، اگرچه در حقیقت برای این بود که به کسی که معتقد به شرکت نمایندگان همه اقشار ملت در چنین شورایی بود اجازه‏ی حضور در چنین جمعی از روحانیون را ندهند و خود یکه‏تاز میدان باشند. بنظر من اندیشه‏ی ولایت مطلقه فقهی از همان روزها در فکر آقایان وجود داشت.

برای آگاهی بیشتر از ترکیب شورای انقلاب و نقشی که در سال‏های اول تغییر نظام بازی کرد، نظری به بخشی از سخنان مهندس بازرگان میاندازیم. ایشان میگوید: "قدر مسلم آن است که اواخر آبان و اوایل آذرماه ۱۳۵۷ اندیشه‏ی چنین شورایی به منظور رهبری انقلاب و تدبیر جریان‏های امور در داخل کشور به‏عنوان گروه نماینده‏ی رهبری در داخل پدید آمد... ترکیب شورای انقلاب چهاربارعوض شد ولی همیشه اکثریت آن‏را معممین تشکیل می‏دادند و مُقرَب‏تر بودند" (۴).

دکتر بهشتی در گزارشی که به مجلس شورای اسلامی در اوایل تأسیس آن داد می‏گوید: "افراد را امام تعیین می‏کردند به این معنی که اوّل امام به یک گروه سه نفری از روحانیت حکم دادند که برای شناسایی افراد لازم برای اداره‏ی آینده‏ی مملکت تلاش کنند این عده عبارت بودند از آیت‏الله مطهری، هاشمی رفسنجانی و خود بنده (بهشتی)،به‏هر حال آن شش نفر اولیه یعنی آقایان مطهری، رفسنجانی، باهنر، موسوی اردبیلی، مهدوی کنی و خود من (بهشتی) شروع به مطالعه روی افراد کردیم".

در هر حال پس از تشکیل شورایی از سوی آقای خمینی به‏نام شورای انقلاب اسلامی افراد زیر در مراحل مختلف به آن راه یافتند، آیت‏اله طالقانی، مطهری، هاشمی رفسنجانی، دکتر بهشتی، مهدوی کنی، حسن حبیبی، موسوی اردبیلی، دکتر باهنر،ابراهیم یزدی، دکتر یدالله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، مهندس کتیرایی، تیمسار مسعودی، تیمسار قرنی، مهندس بازرگان، مهندس سحابی، دکتر شیبانی، بنی‏صدر، قطب‏زاده، مهندس موسوی، دکتر پیمان، جلالی، مهندس معین‏فر، دکتر رضاصدر،(آقایان دکتر پیمان، مهندس موسوی و جلالی چند جلسه بیشتر در شورا شرکت نکردند).

حال سوال اینجاست آیا واقعاً ترکیب فوق می‏توانست خواست‏های ملت ایران را از تغییر نظام شاهی و آمدن نظام جدید برآورده کند؟ بد نیست در اینجا جواب سئوال را از زبان مرحوم مهندس سحابی بشنویم:

"شورای انقلاب آینه‏ی تمام نمای ملت ایران و انقلاب بزرگ و فراگیر آن نبود، طرفداران شریعتی و نمایندگان احزاب سیاسی و ملی قدیم در آن‏جا نبودند، از نمایندگان جوانان و دانشجویان فعال هم هیچ‏کس نبود، از چپ‏ها و مارکسیست‏ها هم هیچ‏کس در آنجا نماینده نداشت، مجاهدین نماینده نداشتند، ولی آقایان روحانیون شورای انقلاب در سال ۵۸ تا ۵۹ من را به‏عنوان نماینده مجاهدین و اصحاب مرحوم دکتر شریعتی تلقی می‏کردند، ملیون هم بطور اخص نماینده نداشتند" (۵).

نهایتا طبق آخرین اظهار آقای حسن حبیبی "با رسمیت یافتن مجلس شورای اسلامی و کامل شدن اعضای شورای نگهبان قانون اساسی، کار شورای انقلاب که تاکنون وظیفه ی قانون‏گذاری را برعهده داشته نیز به پایان رسید" (۶).

آخرین اعضاء شورا عبارت بودند از ابوالحسن بنی‏صدر، آیت‏الله موسوی اردبیلی، مهندس بازرگان، محمدجواد باهنر، دکتر بهشتی، آیت‏الله خامنه‏ای، مهندس عزت‏الله سحابی، عباس شیبانی، صادق قطب‏زاده، محمدرضا مهدوی کنی، اکبر هاشمی رفسنجانی، و حسن حبیبی. به این ترتیب شورای ساخته و پرداخته آقای خمینی مرکب از روحانیون و جمعی از روشنفکران مذهبی بدون دخالت اقشار دیگر جامعه که در این راه هزینه‏های بسیار پرداخته بودند، ادامه‏ی کار خود را به مجلس شورا و قانون اساسی ساخته و پرداخته خود سپردند.

لازم بود خوانندگان عزیز قبل از هر چیز از ماهیت شورای انقلاب مطلع گردند تا ریشه‏ی آن‏چه در انتخابات مربوط به رفراندوم و مجلس مؤسسان و مجلس نمایندگان ملت گذشت را بهتر و بهتر بشناسند و به قضاوت بنشینند.

در قسمت اوّل این یادداشت‏ها به رفراندوم تغییر نظام پرداختیم و در این قسمت بداخلاقی ها و عدم صداقت قدرت رسیدگان در تشکیل "خبرگان" را بررسی خواهیم کرد.

هدف از تغییر نام مجلس "مؤسسان" به مجلس "خبرگان"چه بود؟

بررسی زندگی آقای خمینی نشانگراین واقعیت است که ایشان در طول حیات خود یک هدف را تعقیب می‏کرد و آن به قدرتِ مطلق رساندن روحانی‏ها و برپایی نظامی که قدرت بطور کامل در دست آنها باشد بوده است. مطالعه تاریخ زندگی آیت‏الله حاکی از این امر است که او گام به گام خود را به این هدف نزدیک و نزدیک ‏تر می‏کرد. وقتی به ایران آمد در قطعه ۱۷ بهشت‏زهرا در آن سخنرانی به یادماندنی گفت: "بر همه واجب است که این نهضت را ادامه بدهیم تا آن وقتی که این‏ها ساقط بشوند و ما به واسطه‏ی آراء مردم مجلس مؤسسان درست کنیم". آنگاه که رفراندوم به دلخواه ایشان انجام شد، نوبت به مجلس مؤسسان تصویب کننده پیش‏نویس قانون اساسی رسیده بود. چند روز پس از پایان کار رفراندوم آقای احمد صدر حاج سید جوادی وزیر کشور گفت: "حداکثر تا حدود یک ماه‏ونیم دیگر انتخابات مجلس مؤسسان انجام می‏شود و همه‏ی احزاب، گروه‏ها و مردم می‏توانند افراد مورد اعتماد خود را نامزد نمایندگی در مجلس مؤسسان کنند و هر شخصی می‏تواند خود را برای این مسئولیت نامزد کند"(۷).

"و "تشکیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسی نظام جدید".در مورد "شورای انقلاب" و چگونگی شکل‏گیری آن روایت‏های مختلف خوانده یا شنیده‏ایم"آقای احمد مدرسی مشاور ایشان در رابطه با تعداد نمایندگان مجلس مؤسسان هم گفت: "طبق قانون اساسی قدیم این عده به تعداد مجموع نمایندگان مجلس سنا و شورا باید باشند ولی ما مجلس سنا را به رسمیت نمی‏شناسیم امکان دارد از هر صد هزار نفر یک نفر برای عضویت در مجلس مؤسسان انتخاب شود" (۸).

و بالاخره جناب آقای دکتر سحابی وزیر مشاور در طرح‏های انقلاب در مصاحبه‏ای اعلام فرمودند: "آیین‏نامه‏ی مجلس مؤسسان برای سرعت بیشتر در کار این مجلس به تصویب رسیده است. در مجلس مؤسسان نمایندگان همه گروه‏های اجتماعی، از جمله نمایندگان روحانیون، کارگران، کشاورزان، دانشگاهیان، پزشکان، قضات، بازاریان و سایر طبقات شرکت خواهند داشت" (۹).

اما آقای خمینی بلافاصله بعد از پایان رفراندوم، در مورد چگونگی تشکیل مجلس مؤسسان و نمایندگان این مجلس زمزمه‏هایی را آغاز کرده بود. از جمله یک روز پس از پایان رفراندوم گفت: "قدمِ بعدی فرستادن طبقه‏ی فاضله به مجلس مؤسسان و تصویب قانون اساسی است" (۱۰) و در ملاقات با دانشجویان دانشسرای شهمیرزاد گفت: "شما در قضیه مجلس مؤسسان... وکلای متعهد مسلم و امین بفرستید" (۱۱). آن‏ها که با ادبیات آقای خمینی آشنا بودند می‏دانستند منظور ایشان از "طبقه‏ی فاضله"، "متعهد و مسلم و امین" چه کسانی و چه طبقه‏ای هستند.

آیا در دیدگاه آقای خمینی جز طبقه‏ی روحانی، فرد دیگری می‏توانست دارای این خصوصیات باشد؟ مسلماً خیر.

اما کم‏کم نیت آقای خمینی از این سخن‏ها روشن‏تر شد. هنوز دو روز از مصاحبه دکتر سحابی وزیر مشاور در طرح‏های انقلاب دائر بر شرکت نمایندگان همه گروه‏های اجتماعی در مجلس مؤسسان نگذشته بود که روز سه‏شنبه اول خرداد ۱۳۵۸ اعضای شورای انقلاب و دولت موقت از سوی آقای خمینی به قم احضار شدند تا اوامر ایشان را بشنوند و در مسیر پیاده کردن اسلام فقاهتی آماده شوند و مجلس مؤسسان را به فراموشی سپارند و در راستای مجلس مشورتی "خبرگان" گام بردارند. پس از این جلسه که می‏گویند حدودِ ۶ ساعت طول کشید و اوامر لازم از سوی آقای خمینی به شورایِ انقلاب و دولت موقت ابلاغ گردید، یک مرتبه وضع دگرگون شد و برنامه‏ی مجلس مؤسسان منتفی گردید. بشنوید نظرات چند تن از شرکت‏کنندگان در آن جلسه ۶ ساعته را. آقای صادق قطب‏زاده سرپرست رادیو و تلویزیون ملی ایران و از اعضاء شورای انقلاب که در جلسه حضور داشت در گفتگوی خصوصی با روزنامه اطلاعات گفت: "مذاکراتی که دیروز در حضور امام صورت گرفت تماماً درباره ی طرح قانون اساسی جدید و نحوه‏ی تصویب آن و به رأی گذاشتن آن بوده است" (۱۲).

"دکتر صادق طباطبایی از نزدیکانِ آقای خمینی می‏نویسد: "گفتگوی مرحوم مطهری با امام مقدمه‏ی تشکیل شورای انقلاب و دعوت از افراد مورد اطمینان شد"آقای مهندس امیرانتظام معاون نخست‏وزیر و سخنگوی دولت در یک مصاحبه رادیو تلویزیونی گفت: "مطالب مورد بحث درباره‏ی قانون اساسی و مجلس مؤسسان در این مذاکره مطرح بود که هنوز هم جزئیات آن‏را نمی‏توانم بگویم، بعد از اینکه از طرف دولت و امام تصمیم گرفته شد که جزییات در اختیار مردم قرار داده شود خواهم گفت" (۱۳). و دکتر مفتح از نزدیکان آقای خمینی هم به کیهان گفت: "مجلس مؤسسان آن‏طور که در حالِ حاضر در اذهان منعکس شده است شاید تشکیل نشود و براساس آخرین تصمیمی که از سوی رهبر انقلاب اتخاذ شده پس از انتشار متن پیشنهادی قانون اساسی نمایندگان استان‏ها و اقلیت‏های مذهبی درباره‏ی آن اظهار نظر خواهند کرد و اگر لازم بود اصلاح شود موارد مورد بحث اصلاح خواهد شد و پس از آن متن اصلاح شده به همه‏پرسی گذاشته می‏شود" (۱۴) و در همین اظهارنظرها و بدون این ‏که کسی به مردم بگوید در آن جلسه‏ی ۶ ساعته در قم و در حضور آقای خمینی چه گذشت که تمام وعده و وعیدها که از طرف آقای خمینی و دولت منصوب ایشان به مردم داده شده بود یک مرتبه باد هوا شد و به سادگی آقایان عضو شورای انقلاب و دولت موقت عهد خود را با مردم شکستند و در موافقت با آن‏چه آقای خمینی می‏خواست از جمله وارد کردن اصل پنجم (اصلی که در آن ولایت فقیه آمده) به قانون اساسی به یک بداخلاقی بزرگ دست زدند. در هر حال چهار روز بعد از آن نشست کذایی آقای خمینی در نامه‏ای به جناب مهندس بازرگان آب پاکی را روی دست مردم ریخت و دستور داد "ترتیبی دهند تا مردم هر استان و هر یک از اقلیت‏های مذهبی نمایندگان صاحب نظر خود را به تعدادی که شورای انقلاب و دولت تعیین می‏کنند انتخاب کنند" (۱۵). آقای صادق طباطبایی معاون سیاسی و اجتماعی وزارت کشور در توضیح و توجیه دستور آقا به خبرنگار کیهان گفت: "امام تأکید داشتند بر اینکه قانون اساسی هر چه زودتر از تصویب ملت ایران بگذرد... مجلس مؤسسان که قرار بود برای طرح و بررسی و تصویب قانون اساسی تشکیل شود در شرایط موجود حداقل ماه‏ها به طول خواهد انجامید، لذا امام در پیام خود به نخست‏وزیر دستور دادند که خیلی سریع یک مجلس تشکیل شود که از همه ی استان‏ها نمایندگانی داشته باشند و تعداد نمایندگان به تناسب جمعیت، همچنین از اقلیت‏های مذهبی نمایندگانی داشته باشند.

وی اضافه کرد که به‏نظر او این هیأت حدود۴۰ نفر خواهند بود" (۱۶). بدین ترتیب در عمل دیدیم مجلس موسسان را برخلاف تمام وعده‏ها با زیر پا گذاشتن اخلاق و صداقت بشکلی درآوردند تا در آن از پیش‏نویس قانون اساسی و اصلاح آن در مدت تعیین شده در آئین‏نامه‏ی مصوب هیأت دولت که می‏گفت باید اینکار در ۳۱ روز انجام شود خبری نباشد. در این‏جا سئوالی که مطرح می‏گردد این است، آیا آیت‏الله خمینی از این تغییرات و آن‏چه باید به‏وقوع می‏پیوست اطلاع داشت یا نه؟ کسی بی‏اطلاعی ایشان را باور نمی‏کند چون در آن شرایط نه دولت موقت و نه شورای انقلاب و نه وکلایی که به مجلس "خبرگان" راه یافته بودند جرأت نمی‏کردند بدون اطلاع ایشان دست به کاری بزنند. به‏هرحال این بداخلاقی بزرگ صورت گرفت.

موضوع دیگر بحثی بود که پس از انجام رفراندوم تغییر نظام در مورد چگونگی تصویب پیش‏نویس قانون اساسی درگرفته بود. عده‏ای معتقد بودند با توجه به موافقت آقای خمینی و بسیاری از روحانیون حوزه علمیه قم و جمعی از شخصیت‏های صاحب نفوذ باید پیش نویس قانون اساسی را به رای گیری میگذاشتند.

"دکتر بهشتی زمانی که به دیدارامام آمد من آن‏جا نبودم، ایشان دو سه روز بیشتر در نوفل لوشاتو نماند"از جمله از آقای رفسنجانی نقل قول شده که "هی میگید مجلس مؤسسان، خیال می‏کنید چه کسانی می‏آیند یک مشت متعصب خشک و متحجر، این‏ها می‏آیند و یک کلمه‏ای را هم بکار برد که فلان می‏کنند توی قانون اساسی، بگذارید آقا! این قانون اساسی که به این پاکیزگی تهیه شده تصویب بشود" (۱۷). مهندس سحابی در خاطرات خود و در همین زمینه می‏گوید: "مهندس بازرگان و پدر من به‏عنوان نمایندگان دولت به جلسه شورای انقلاب آمدند بحث راجع به مجلس مؤسسان بود حرف پدرم و بازرگان این بود که چون در ماده‏ی آخر فرمان امام به آقای بازرگان تشکیل مجلس مؤسسان آمده، این حکم وعده‏ای به مردم را دارد، لذا اگر ما بخواهیم مجلس مؤسسان را تشکیل ندهیم، خلف وعده کرده‏ایم، این درست نیست، تا اینکه آخر سرآقای هاشمی به پدر من روکرد و گفت آقای دکتر، این قدر روی مجلس مؤسسان اصرار نکنید با این حال و هوایی که کشور دارد و تجربه‏ای که ما در این چند ماهه انقلاب پیدا کرده‏ایم مطمئنیم که اگر انتخابات مجلس مؤسسان بشود، هفتاد هشتاد درصد اعضای آن آخوند خواهند بود، آن وقت یک قانون اساسی ارتجاعی به شما تحویل می‏دهند که از پشیمانی انگشتتان را گاز بگیرید" (۱۸). بدین ترتیب مجلس مؤسسان تبدیل به مجلسِ خبرگان گردید و آن بلای بزرگ بر سر قانون اساسی آمد.

در هر حال پس از آماده شدن مقدمات کار و با وجود مخالفت بسیاری از گروه‏ها و شخصیت‏های اجتماعی انتخابات مجلس خبرگان انجام شد. در این‏جا لازم می‏دانم اشاره‏ای به چگونگی دومین انتخاباتی که در نظام ولایی انجام شد داشته باشیم تا نسل سوم انقلاب که روی سخن با آنهاست بیشتر با آنچه در اوایل انقلاب و برای تثبیت نظام ولایی گذشت آگاه شوند.

در این‏جا به بعضی مخالفت‏ها و اعتراض گروه‏ها و شخصیت‏ها اشاره میکنم. آنها که پس از سالها مبارزه با استبداد خاندان پهلوی حال می‏خواستند پس از تغییر نظام در انتخابات مجلس موسسان شرکت کنند ناگهان با تشکیل مجلس خبرگان که معلوم بود چه کسانی در آن راه خواهند یافت، آرزوهایی را که چند دهه دنبال آن بودند بر باد رفته می‏دیدند و به اعتراض برخاستند.

به‏عنوان نمونه کانون وکلا، حزب جمهوری اسلامی خلق مسلمان، نهضت رادیکال ایران، حزب جمهوریخواه، انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، شورای اصناف تهران، سازمان طوفان، سازمان مجاهدین خلق ایران، گروه سیاسی ایران امروز، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران و بسیاری از سازمان‏های سیاسی دیگر، جزو گروههایی بودند که اعتراض خود را نشان دادند.

بعضی از شخصیت‏ها نیز در اینباره اعلام نظر کردند. مثلا آیت‏الله علامه نوری گفت: "بهتر است شورای ریاست جمهوری به پا گردد و مجلس مؤسسان تشکیل شود و روحانیت در سنگر هدایت بماند"(۱۹). محسن پزشکپور رهبر حزب پان ایرانیست گفت: "به نظر من مجلس مؤسسان از نظر حقوق بین‏الملل اصول شناخته شده و صحیحی است، چون بهترین راه این است که در یک انتخابات آزاد نمایندگان از سوی مردم انتخاب شوند و در مجلس مؤسسان به بحث و بررسی و تصویب قانون بپردازند" (۲۰). دکتر منوچهر هزارخانی گفت: "با ترتیبی که پیش گرفته شده یعنی یک مجلس ۷۵ نفری و با شرایطی که در نظر گرفته شده بسیاری از ملیت‏ها یا نمی‏توانند شرکت کننند و یا شرکت آن‏ها صرفاً جنبه نمایشی خواهد داشت (۲۱). دکتر کاظم سامی دبیرکل جاما گفت: "انتخاب رئیس‏جمهور و وکلای شورای ملی همزمان انجام شود و مجلس، تدوین و تصویب قانون اساسی دائمی را به جانشینی مجلس مؤسسان انجام دهد"(۲۲).

"براساس نظر امام این شورا مأموریت خواهد داشت تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی قرار داده و مقدمات آنرا فراهم سازد"دکتر ابوالحسن بنی‏صدر گفت: "من موافق بودم که مجلس مؤسسان تشکیل شود چون از ابتدا این‏طور اظهار شد" (۲۳). دکتر سیدعلی شایگان گفت: "اگر قانون اساسی برای همه مردم است پس همه‏ی مردم باید در تهیه و تصویب آن شرکت داشته باشند، مگر این‏که کسانی معتقد باشند عده‏ای از مردم فقط به درد این می‏خورند که به آن‏ها امر و نهی شود" (۲۴). دکتر عبدالرحمن قاسملو دبیر حزب دموکرات کردستان گفت: "تشکیل مجلس مؤسسان مرکب از نمایندگان کلیه خلق‏های ایران ضرورت تاریخی دارد، مردم کردستان بطور اعم و حزب دموکرات به‏طور اخص طرفدار آن چنان قانونی است که حاوی اصول و موازین فوق‏الذکر بوده و در مجلس مؤسسان مورد بحث و گفتگوی نمایندگان راستین همه خلق‏های ایران قرار گرفته و به تصویب نهایی برسد" (۲۵). بالاخره احمد شاملو شاعر ملی در گردهمایی حزب سوسیالیست کارگران گفت: "آقایانی که امتیازاتی در انقلاب برای خودشان قائل هستند اتکایشان به ناآگاه ‏ترین افراد جامعه است. اگر مجلس خبرگان تشکیل شود خواهید دید همین پیش‏نویس قانون اساسی را ۷۵ درصد به سوی راست گرایش خواهند داد وگرنه چه هراسی از تشکیل مجلس مؤسسان است؟" (۲۶).

.

منابع خبر