تندرو صالح: ادبیات داستانی به عنوان یک رسانه انتقادی عمل می‌کند

خبرگزاری فارس - ۲۸ آبان ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس: شاهرخ تندرو صالح گفت: داستان معاصر ما و ادبیات داستانی ما یک فرصت انتقادی جدید است و به عنوان یک رسانه انتقادی عمل می‌کند. به گزارش خبرنگار فارس، روز گذشته مراسم نقد و رونمایی از کتاب «یک ادیپ یک آنتیگونه» نوشته عباس مؤذن با حضور نویسنده و شاهرخ تندرو‌صالح و فرشته نوبخت به عنوان منتقد و دیگر علاقه‌مندان ادبیات در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. فرشته نوبخت در این مراسم گفت: تنوع نگاه نویسنده در مضمون‌ها قابل توجه است او به زندگی روزمره انسان امروز می‌پردازد رویکرد داستانها درون‌محور با راوی اول‌ شخص است که تک‌گویی درونی و بیرونی داستانها را جلو می‌برد و کنکاش درونی انسان مدرن در تعامل با بیرون را نشان می‌دهد. وی افزود: داستانها به شدت درگیر ملال انسان امروزی است مثلاً داستان «تنها در خانه‌» راوی تمام قصه را از طریق تلفن همراه با فرزندش صحبت می‌کند. همچنین داستانها شخصیت‌محور هستند و فضاسازی به شکل عام خود ندارند.

"خبرگزاری فارس: شاهرخ تندرو صالح گفت: داستان معاصر ما و ادبیات داستانی ما یک فرصت انتقادی جدید است و به عنوان یک رسانه انتقادی عمل می‌کند"نوبخت درباره ساختارهای متفاوت داستانها گفت: بعضی داستانها ساختاری آشفته دارند و از علامت ستاره و فاصله زیاد استفاده شده و نویسنده نتوانسته است به ساختار داستان شکل بدهد و همین باعث ایجاد گسست در ذهن خواننده می‌شود. نکته قابل توجه داستانها توجه نویسنده به قصه‌گویی است. مثلاً داستان «خواب خوش» پراکنده‌گویی‌های روای است اما در نهایت به یک قصه می‌رسیم. از سوی دیگر ابهام وارد شده در داستانها خیلی پررنگ است و خواننده با مغلمه‌ای از تفکرات مالیخولیایی، فلسفی و سیاسی روبرو می‌شود که در لایه زیرین داستان به یک ساختار نمی‌رسند. این نویسنده و منتقد ادبی افزود: در داستانها از تکنیک چندصدایی استفاده شده اما لزوم چرخش زاویه دید مشخص نیست.

نثر داستانها هم در بیشتر جاها به نثر روزنامه‌ایی یا ترجمه نزدیک است. مثلاً در جایی آمده است خیلی شبیه بهاره می‌گرید که نویسنده به جای می‌گرید می‌توانست بگوید گریه می‌کند این کلمه‌ها و فعل‌ها متن را ثقیل و فرمایشی کرده است خیلی جاها هم نثر شعاری شده است در بعضی قسمت‌ها هم نیاز به ویرایش دیده می‌شود که البته این مربوط به ویراستار است. زبان داستانها هم در بعضی جاها به زبان گفتاری نزدیک شده و برخی جاهای دیگر به زبان معیار. استفاده از زبان گفتاری داستان را خوش‌خوان زنده کرده است اما زبان معیار داستانها آنها را خشک و تنک کرده و بیشتر به مقاله نزدیک هستند تا داستان. شاهرخ تندروصالح در این جلسه درباره ضرورت ویراستاری گفت: ویرایش بخشی از بدنه صنعت نشر است کامو از قله‌های ادبی جهان بخش زیادی از کارهای خودش را مرهون نکته‌سنجی ویراستاری نشر خود می‌داند نکته ظریفی وجود دارد که در فرهنگ نشر ما نیست باید یک فایل برای ویرایش یا ترجمه یک کتاب در هر انتشارات باز شود چون ممکن است ناشر یا ویراستار در تقابل با ذهن نویسنده باشند و نویسنده باید در این گفتمان به یک متن بهتر برسد.

"وی افزود: داستانها به شدت درگیر ملال انسان امروزی است مثلاً داستان «تنها در خانه‌» راوی تمام قصه را از طریق تلفن همراه با فرزندش صحبت می‌کند"ما به عنوان نویسنده در ویراستاری کتاب‌مان با ویراستار صدبار دعوا می‌کنیم و از این گفت‌وگوها باید ناشران استفاده کنند کار ویراستار متولد کردن بهتر یک کتاب است. وی افزود: داستان معاصر ما و ادبیات داستانی ما یک فرصت انتقادی جدید است و به عنوان یک رسانه انتقادی عمل می‌کند اما مشکل نویسنده‌های ما این است که مدام در اضطراب هستند که فرصت‌شان از دست برود. مثل سخنرانی که می‌خواهد در یک بار سخنرانی هرچیزی را که می‌داند بگوید. این منتقد ادبی در ادامه درباره کتاب گفت:‌ تنوع مضمون‌های کتاب «یک ادیپ یک آنتیگونه» نشان می‌دهد که نویسنده نگاه جست‌وجوگری دارد این مجموعه داستان روی تنهایی آدم‌های امروز تأمل کرده است و آن را به عنوان نقطه ثقل کتاب به کار برده است. لحن در اولین داستان گزارش متکی به گفت‌وگو است و نویسنده ترس و تنهایی را آنالیز می‌کند.

در داستان دوم دست خوابگردی و رؤیاها است. خرافه‌ها و جهان‌سازی رسانه‌ها بخش دیگری از دغدغه‌های نویسنده است که در داستان سوم به آن می‌پردازد. داستان چهارم هم درخشان‌ترین داستان این کتاب است و به نظر من این داستان خفه شده چون این داستان جرأت رمان شدن را دارد و مضمون داستان نقد شرایط موجود تاریخ معاصر است. مضمون خرافه‌ستیزی داستانها هم بسیار درخشان است. تندروصالح گفت: هیچ ویراستاری قدرت این را ندارد تا یک متن شلخته به یک متن خوش‌خوان تبدیل کند بالزاک کتاب زن ۳۰ سال را در چند ساعت نوشت و ۳ سال رویش کار ویراستاری کرد و این اهمیت توجه به درستی‌نویسی در داستانها را نشان می‌دهد.

"از سوی دیگر ابهام وارد شده در داستانها خیلی پررنگ است و خواننده با مغلمه‌ای از تفکرات مالیخولیایی، فلسفی و سیاسی روبرو می‌شود که در لایه زیرین داستان به یک ساختار نمی‌رسند"اخوان‌ثالث هم می‌گفت اگر شعرت خوب است و می‌توانی آن را با قله شعر بسنجی بسنج وگرنه بگذار دیگران شعرت را بسنجند. ما در داستان مدرن امروز باید روایتگر زندگی بی‌دروپیکر آدم‌های مدرنیته‌زده ایرانی باشیم و زندگی شلخته‌ای را نقد کنیم که ما را محکوم به سیاه و سفید دیدن کرده است. عباس مؤذن نویسنده کتاب هم در این جلسه گفت: هدفم دفاع از کتاب نیست بعضی چیزها به ویراستار مربوط می‌شود اما ویراستاری بخش کوچکی از مشکلات یک کتاب است. در داستان «یک ادیپ یک آنتیگونه» معناها مدنظرم بود تا ساختار. اعتقاد دارم زندگی ما یک تراژدی است تراژدیی که هیچ‌وقت تکرار نمی‌شود.

وی در پایان جلسه هم با گلایه گفت: منقتدان ما خوب است خود را به‌روز کنند من منتظر بودم درباره اسم کتاب و ارتباط یک ادیپ یک آنتیگونه از من سؤال شود. همانطور که نویسنده‌های ما گرفتار کلی‌گویی شده‌اند منتقدان ما هم کلی نقد می‌کنند. در انتهای جلسه حاضران به عنوان یک اتفاق خوب در جلسه‌های نقد کتاب از مؤذن خواستند تا به عنوان نویسنده کتاب داستان «یک ادیپ یک آنتیگونه» را برای جمع بخوانند. اما نویسنده با ذکر این جمله که قصه‌خواندن حال مخصوصی می‌خواهد و من آن حال را ندارم از خواندن طفره رفت و حسن فرهنگی از نویسندگان حاضر در جلسه داستان «یک ادیپ یک آنتیگونه» برای حاضران خواند. انتهای پیام/م.

منابع خبر