جنگ، تداعی‌کننده شیفتگی قدرت‌ها به نمایش است/ هیچ‌کس در جنگیدن نابغه نیست

جنگ، تداعی‌کننده شیفتگی قدرت‌ها به نمایش است/ هیچ‌کس در جنگیدن نابغه نیست
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۶

جنگ، تداعی‌کننده شیفتگی قدرت‌ها به نمایش است/ هیچ‌کس در جنگیدن نابغه نیست

مسیر پیروزی جنگ‌ها همان است که در غروبی پر از جنگ و خونریزی محقق می‌شود. ما باید به جنگ عمیق‌تر بنگریم و تنها بر اساس ظواهر و امتیازات و یا برد و باخت، جنگ را تحلیل نکنیم.

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، هرچند که در دنیای کنونی تمامی کشورها علی الخصوص کشورهای اروپایی و آمریکایی داعیه دار صلح هستند و خود را در تقابل با جنگ و جنگ طلبی نشان می دهند. اما ما شاهد جنگ ها و حملات زیادی مخصوصا در خاورمیانه هستیم. این جنگ های نه تنها صدمات و خسارات جبران ناپذیر زیادی به کشورهایی تحت تجاوز وارد می کنند بلکه از کشور تجاوزگر نیز نیرو و انرژی زیادی می برند.

کاثال جی نولان مدرس تاریخ نظامی و جنگ در دانشگاه بوستون است. کتاب وی با عنوان جذبه ی نبرد: پیروزی و شکست در جنگ ها سال ۲۰۱۷ چاپ شده است.

"جنگ، تداعی‌کننده شیفتگی قدرت‌ها به نمایش است/ هیچ‌کس در جنگیدن نابغه نیستمسیر پیروزی جنگ‌ها همان است که در غروبی پر از جنگ و خونریزی محقق می‌شود"وی در مقاله ای با عنوان Wars are not won by military genius or decisive battles در انتشارات دانشگاه بوستون به بررسی این موضوع می پردازد که هرچند رسانه های و ارتباطات مدرن تنها تصویری که از جنگ ارائه می دهند: شجاعت و نبوغ فرماندهان و سربازان قهرمان است. اما پشت پرده ی جنگ چیز دیگری است. جنگ توان نیروها و لشگر ها را فرسایش می دهد و این فرسایش یافتن در طول زمان و مقابله و استقامت در برابر آن است که پیروزی و شکست در جنگ ها را تعیین می کند. آنچه در ادامه می خوانید ترجمه ی این مقاله توسط ساجده مقدمی است که در خبرگزاری فارس منتشر می شود.

 

جنگ ها بیشترین امکانات و منابع و سرمایه ها را از ما طلب می کنند

نولان مقاله خود را این گونه آغاز می کند که: «جنگ پیچیده ترین و طاقت فرساترین امر فیزیکی و اخلاقی است که جوامع عهده دار آن می شوند. هیچ هنر متعالی یا موزیکی فاخر، کلیسایی جامع و معبد ، شبکه ی حمل و نقل بین قاره ای،  یا برنامه ی فضایی و برنامه ی تحقیقاتی درمانی برای بیماری قتل عام مردم، از منابع و امکانات به اندازه ای که ما برای جنگ افروزی استفاده می کنیم و یا در این زمینه تلاش می کنیم؛ سود نمی برد و یا حتی تنها اندکی از منابع و تلاش هایی را دریافت می کنند که ما برای ترمیم بعد از جنگ ها یا سرمایه گذاری در جنگ های احتمالی آینده و صلح های آزمایشی دریافت می کنیم.

پس در این صورت جنگ چیزی بیشتر از یک رشته جنگ های کلیدی است. با این حال تاریخ نظامی سنتی، تاریخ را به عنوان لحظاتی اساسی معرفی می کنند که امپراتوری های بزرگ درآن افول و یا ظهور می کنند و مردم غالبا گمان می کنند؛ مسیر پیروزی جنگ ها همان است که در غروبی پر از جنگ و خونریزی محقق می شود. ما باید به جنگ عمیق تر بنگریم و تنها بر اساس ظواهر و امتیازات و یا برد و باخت، جنگ را تحلیل نکنیم. البته این نوع تحلیل بسیار سخت است چراکه جنگ بسیار فریبنده و اغواگر است.»

 

جنگ های عظیم تئاترهایی برای دهها هزار بازیگر هستند

نولان در ادامه عنوان می کند: «جنگ تداعی کننده شیفتگی ما به نمایش است و هیچ صحنه ای بزرگتر و یا بازیگرانی درخشان تر و پر زرق و برق تر از صحنه و بازیگران میدان جنگ نمی توانید بیابید. اینجاست که ما با چشمانی حریص و هیجان زده مجذوب وقایع و اتفات جنگ، خون و خونریزی ها، انفجارها و ...

"جنگ توان نیروها و لشگر ها را فرسایش می دهد و این فرسایش یافتن در طول زمان و مقابله و استقامت در برابر آن است که پیروزی و شکست در جنگ ها را تعیین می کند"می شویم. جنگ های عظیم تئاترهایی علنی برای دهها هزار بازیگر هستند. جنگ ها با سربازانی در لباسهای قرمز، آبی، سفید، پرچم هایی لرزان در امواج بادها و صدای طبل و دهل یا با حرکت بادبان های لرزان قایق های جنگجو یا حرکت تانک های سخت و غول پیکر آغاز می شوند.»

 

تمایل انسان ها به مشاهده جنگ درقالب حماسی و قهرمانانه

از نظر نولان نکته اصلی این است که «ایده جنگ های سرنوشت ساز به عنوان مدار اصلی جنگ و جنگ به عنوان "دروازه های تاریخ" حکایت از امیال خام و ساده لوحانه ما به مشاهده جنگ درقالب حماسی و قهرمانانه دارد. هنوز جنگ ها در سبکی نوشته می شوند که تصاویری زنده و پر شور از نبرد خلق می کنند. تصاویری که کمتر نشان دهنده ی سختی های  تدارکات لشکری، درد و رنج های روزانه و زخم و جراحات جنگی هستند.

این در حالی است که اغلب توده های جنگجو از فقدان آگاهی رنج می برند و سربازانی نمی دانند برای چه هدفی می جنگند.»

 

سرگرمی توده ها با تصاویر جنگی خونین و هیجان انگیز

نولان در ادامه به نقش رسانه ها در شکل دادن به ذهنیت عوام از جنگ میپردازد  و می گوید:«رسانه های تصویری نیز در این میان اغلب چیزهایی را نمایش می دهند که توده ی مردم خواهان دیدن آن هستند: شجاعان خام و کم تجربه، روزهای خونین جنگی، هیجانان ناشی از خشونت و جنگ. این تصویر جنگی تنها مایه سرگرمی توده ها می شود و نشان و بویی از جنگ های واقعی و یا دنیای نازی ها ندارد.

به علاوه این نبردها فرماندهان و ژنرال های جنگی را فریب می دهد که جنگی خونین و روزی پر از کشته ی جنگی نبردی سرنوشت ساز را رقم می زند و ما را از جنگ فرسایشی خفت بار و تحقیرآمیز می رهاند. در واقع ما  از نشان دادن هراس، دودلی ها، فاجعه ها ی جنگی در خلال گل و لای سنگرها و کوهی از مردگان در طول سالیان استقامت و نبرد می ترسیم. در عوض جنگ را با قهرمانان و ژنرال هایی نابغه به اوج می بریم که تاریخ یارای پشتیبانی آن را ندارد. هرچند در این میان نیز مورخانی وجود دارند که تلاش می کنند تا شکست ها را نیز باشکوه نمایش دهند و تنها بر قهرمانی و پیروزی های جنگی تاکید نکنند.»

 

واقعیت تلخ جنگ چیز دیگری است

اما از نظر نویسنده واقعیت چیز دیگری است: «هرچند موافقم که برخی جنگ ها ضروری و عادلانه بودند و یا هستند.

"ما باید به جنگ عمیق تر بنگریم و تنها بر اساس ظواهر و امتیازات و یا برد و باخت، جنگ را تحلیل نکنیم"اما باید نگاهی رک و بی پرده به واقعیت تلخ جنگ، فارغ از سربازان قهرمان یا فرماندهان نابغه داشته باشیم. جنگ های تلخی که با قتل عام و نبردهایی فرسایشی توام بودند. با این حال غلبه در چنین جنگ های نابرابری، پیروزی جنگی را تضمین نمی کند. هانیبال، ناپلئون، هیتلر همه و همه پیروزی های چشم گیری به دست آوردند اما در نهایت شکست فاجعه باری خوردند.»

 

هیچ کس در جنگ نابغه نیست

نویسنده جنگ را در نبوغ فرماندهان خلاصه نمی کند و می گوید «شجاعت در جنگ وجود دارد اما هیچ کس در جنگ نابغه نیست. در واقع جنگ به قدری پیچیده است که خارج از کنترل یک نفر است.

به بیان دیگر باید تاکید کنیم که تکیه ی صرف بر لیاقت و کاردانی ژنرال های نابغه توضیحی کامل از پیروزی و شکست در جنگ ها ارائه نمی دهد. بلکه پیروزی در گرو تدارکات گسترده و عمیق پیش از جنگ، حمایت از آن با منابع ملی، بوروکراسی قوی و استقامت است. تنها پس از اینهاست که با توأم شدن شجاعت و استواری فرماندهی جنگ با فرصت های نبرد و اراده های آهنین می توان با تحمل شکست های سنگین بازهم در نهایت پیروز جنگ بود. ادعای نبوغ ما را از درک درست و حقیقی، پیچیدگی ها و احتمالات و تصادفات در جنگ دور می کند.

پیروزی در جنگ های مدرن با کار سخت و طاقت فرسا و نه با نبوغ حاصل می شود. تصمیمات و عمق استراتژیک بیش از هر دوره ای اهیمت یافته اند.

"اینجاست که ما با چشمانی حریص و هیجان زده مجذوب وقایع و اتفات جنگ، خون و خونریزی ها، انفجارها و .."ما چنین عمق و انعطاف پذیری را در در روسیه تزاری در سال ۱۸۱۲ در جنگ جهانی اول در اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم، در فرانسه و بریتانیا،، اما نه در نازی های نامعقول آلمانی یا تندروی های امپراتوری ژاپن نیز می بینیم.»

 

واقعیت تلخ جنگ: فرسایش توان نظامی و زمان طولانی آن است

نولان در نهایت نتیجه گیری می کند که: «بازندگان جنگ های بزرگ تاریخ معاصر به دلیل دست بالا گرفتن مهارت های عملیاتی خودشان، ناتوانی در غلبه به عمق استراتژی های دشمن، ظرفیت های کم استقامت شان شکست خورده اند. در حالی که برندگان جنگ ها با تجربه ی شکست ها ی متوالی هم چنان به جنگیدن و مبارزه ادامه می دهند و بر غافلگیری های دشمن، موانع سهمگین و حملات سریع و دستورات فرماندهان نابغه دشمن غلبه می کنند. تجلیل از فرماندهان نابغه این توهم را ایجاد می کند که جنگ های مدرن کوتاه خواهند بود و پیروزی در آنها به سرعت حاصل می شود. در حالی که اغلب جنگ ها طولانی مدت و فرسایش هستند. اکثر مردم بر این باورند که فرسایش توان نظامی غیر اخلاقی و غیر انسانی است.

این در حالی که است که اغلب جنگ هایی که به پیروزی منتهی شده و در آن متجاوزان شکست خورده اند؛ زمان بارها و بارها امتداد یافته و بازسازی شده است. بهتر است که در ابتدای جنگ، فرسایش توان نظامی و نیروها را بپذیریم و به جنگجویانمان هم این موضوع را توضیح دهیم و بگوییم که فرسایش یافتن نیرو در طول زمان ارزش پیروزی در جنگ را دارد. اما در عوض ما مضطربانه و بی  قرار با فرسایش در طول زمان برخورد می کنیم و آن را غم انگیز و بی فایده می دانیم.

در نتیجه با آگاهی کامل از هزینه های وحشتناک جنگ، اگر تصمیم گرفتیم که جنگ، ارزش مبارزه را دارد. باید بیشتر، فرسایش در خلال جنگ و کمتر خود جنگ را بستاییم. شهامت و شخصیت و نبوغ فرماندهان نیز هم چون سایر مولفه ها مهم اند اما تعیین کننده نتیجه ی جنگ نیستند.

"تصاویری که کمتر نشان دهنده ی سختی های  تدارکات لشکری، درد و رنج های روزانه و زخم و جراحات جنگی هستند"در این معنا با شروع جنگ باید فرسایش در جنگ را بپذیریم و آن را با سایر مولفه ها ادغام کرده و منتظر پیروزی در جنگ باشیم. اما در نهایت باید به دنبال مفهوم انسایت در چهارچوبی غیر از شکست و پیروزی در جنگ بود.»

انتهای پیام/

منابع خبر