درودیان تفرشی؛ روحانی روشندل و عاشق امام زمان (عج)

دروديان تفرشي؛ روحاني روشندل و عاشق امام زمان (عج)
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ۸ بهمن ۱۳۸۹

خبرگزاری فارس: حاج شیخ محمدرضا درودیان تفرشی، شاعری است که با وجود نابینایی از هر دو چشم، صاحب معلومات متعدد و مسلط به زبان عربی است که این دانشوری در سروده‌های او کاملاً آشکار است. به گزارش خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام درودیان تفرشی، صاحب دیوانی به همین نام را باید در زمره شاعرانی دانست که بیشترین شعرهای آنان در حوزه اشعار آیینی به ساحت نورانی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تقدیم شده است. او در انتخاب قافیه‌های دشوار و مطول بودن قصاید، بسیار شهره است و به عنوان مثال در قصیده‌ای که برای امام هشتم، حضرت رضا (ع) سروده است، کلماتی چون طوس، عروس، آبنوس، شموس، عکوس، نفوس، خاکبوس، ارض طوس، حبوس، نحوس، رموس، جالنوس (مخفف جالینوس)، رب‌سوس، عبوس، مجوس، لوس، بدنفوس، رؤس، طبل و کوس، دروس، حلوس، افسوس، نامسوس، خروس، اشکبوس، فلوس و روس را قافیه می‌گیرد و این قصیده را با ۳۷ بیت به پایان می‌برد. روانی، معانی غنی و زبان گویا، مشخصه و ممیزه شعرهای حاج شیخ محمدرضا درودیان تفرشی است و با وجودی که شاعر، حدود ۸۸ سال پیش رخت از دنیا بسته و دار فانی را وداع گفته، اما شعرهای او همانند سروده‌های شاعران بزرگ پارسی‌گو از ماندگاری بسیاری بالایی برخوردار است و نسل‌های گوناگون می‌توانند از طبع‌آزمایی و قلم‌اندازی این شاعر بزرگ آیینی‌سرا بهره‌ها بگیرند. درودیان تفرشی، همانند سایر شاعران هم‌عصر خود به سرودن شعرهایی معروف به «ماده تاریخ» همت داشته و مناسبت‌ها و همزمانی دو اتفاق را بارها و بارها دستمایه شعر خود کرده است.

"خبرگزاری فارس: حاج شیخ محمدرضا درودیان تفرشی، شاعری است که با وجود نابینایی از هر دو چشم، صاحب معلومات متعدد و مسلط به زبان عربی است که این دانشوری در سروده‌های او کاملاً آشکار است"مثلاً به مناسبت همزمانی میلاد مسعود امام زمان (عج) با فرارسیدن بهار، قصیده مطولی دارد که بسیار جانبخش و روح‌افزاست. غیر از این، او در دیوان خود، بیشترین غزل و قصیده مدح را در وصف مهدی فاطمه (س) دارد و این تعدد و تکثر شعرهای مهدوی نشان‌دهنده شیفتگی و عاشقی شاعر نسبت به ساحت قدسی حضرت موعود است. درودیان تفرشی البته در بخش‌های دیگر دیوانش، نوحه‌ها و مرثیه‌هایی را در رثای آل رسول (ص) آورده که سبک‌های بسیار حزین و سادگی، کوتاهی و روانی نوحه‌ها از ویژگی‌های آنهاست. ای اسب! چه شد برادر من؟ ای خاک سیاه بر سر من ای اسب! عزیز و سرورم کو؟ مرگم برسد برادرم کو ای اسب! تو بی‌وفا نبودی با ما تو جفا نمی‌نمودی ای هدهد نامه یتیمان داری چه خبر تو از سلیمان؟ از خون که کاکلت خضاب است؟ از بهر چه دیده‌ات پر آب است؟ ای بسته زبان! غم که داری؟ کز سینه فغان همی برآری دانم که فلک بمن چها کرد آخر ز برادرم جدا کرد درودیان تفرشی در عین آنکه کلمات و واژه‌های فارسی را در روان‌ترین شرایط برای سروده‌هایش نظم داده است، اشعاری نیز به زبان عربی سروده که احاطه او به زبان طلبگی‌اش را نشان می‌دهد. او در قصیده‌ای با عنوان «هذه مناجات انشأها لحال المیت» از نیایش و غفران‌طلبی مردگان به درگاه پروردگار بی‌همتا سروده است.

البته اشعار عربی او به همینجا ختم نمی‌شود، بلکه ۱۶ قصیده مناجات، مدح امیر مؤمنان، مرثیه حضرت زهرا (س)، میلادیه امام رضا (ع) در این دیوان قدیمی به زبان عربی موجود است. * شرح حال شاعر محمدرضا درودیان تفرشی در سال ۱۲۸۴ هجری قمری (۱۴۸ سال پیش) در روستای «نقوسان» تفرش زاده شد و در ۱۸ ماهگی به دلیل ابتلا به آبله، هر دو چشم خود را از دست داد، اما چون پدرش، مرحوم آخوند ملاعلی اکبر در آن روستا به تدریس اشتغال داشت، فرزندش را نیز به واسطه استعداد عجیب و خارق‌العاده در مدت سه تا چهار سال، همه دروس و علوم را به وی آموخت. محمدرضا همچنین قرآن مجید را با ترجمه‌هایش حفظ کرد، اما چون علاقه زیادی به فراگیری علم عربی و فقه و اصول داشت، به هر کیفیتی بود، پدرش را راضی کرد تا او را به روستایی که پیش از آن مرکز شهرستان تفرش بود، بفرستد تا از دروس روحانیون آنجا استفاده کند. بعد از آمدن به آن روستا و دو سال ماندن در آن، بیشترین بهره‌ها را از علما و روحانیون آن روستا برد و دوباره به زادگاه خود بازگشت، اما چون این مقدار تحصیل علم، همت والا و روح بلند او را اقناع نمی‌کرد، با یکی از همسالان خود به نام آشیخ اسدالله برای ادامه تحصیل فقه و اصول به قم رفت و پس از مدتی از کامل کردن مقدمات ادبی و سطح و فقه و اصول و سایر علوم متداول در آن روزگار به شهر اراک بازگشت تا از محضر درس علمای بزرگ آن سامان استفاده کند. حجت‌الاسلام محمدرضا درودیان تفرشی بعد از مدتی از طرف علمای اراک در امور جاری صاحب اجازه شد و به تفرش بازگشت تا در آنجا به ترویج احکام الهی و اقامه حدود قضایی در تفرش، فراهان و رودبار همت کند.

"درودیان تفرشی، همانند سایر شاعران هم‌عصر خود به سرودن شعرهایی معروف به «ماده تاریخ» همت داشته و مناسبت‌ها و همزمانی دو اتفاق را بارها و بارها دستمایه شعر خود کرده است"او پس از مدتی به عتبات عالیات سفر کرد و حدود ۲ سال در جوار بارگاه نورانی سیدالشهدا (ع) مقیم شد، اما سرانجام به تفرش بازگشت و غیر از چند سفری به تهران و قم، بقیه عمر شریف خود را در زادگاهش سپری کرد تا اینکه در شامگاه بیست و هفتم ماه مبارک رمضان سال ۱۳۴۴ هجری قمری (۸۸ سال پیش) رخت سفر به جهان باقی بر تن کرد و در جوار بقعه امام‌زاده عبدالله تفرش آرمید. شرح بر سفینةالنجاه مرحوم فیض کاشانی، رساله مستقلی در فرائض و احکام، حاشیه بر نجاةالعباد مرحوم صاحب جواهر، نحو مختصری به زبان فارسی، نحو منظوم به فارسی و دیوان درودیان تفرشی از آثار قلمی این شاعر روشندل و روحانی است. * در مدح امام منتظر در اینجا، به مناسبت روز جمعه، یکی از سروده‌های مرحوم درودیان تفرشی را از دیوان وی انتخاب کرده‌ام که تقدیم حضور علاقه‌مندان می‌شود: ای آفتاب! تا به کی‌ای در پس سحاب؟ بگشا ز رخ حجاب و بر افسردگان بتاب ای طلعت رشیده تو آخر طلوع کن وی غرّه حمیده ز رخ برفکن نقاب ای حجت خلیفه و مرآت کردگار سبط رسول، شبل بتول و ابی‌تراب ناموس دهر و صاحب امر و امام عصر قطب زمین و غوث زمان حافظ القباب شاه شهان و ماه مهان مهتر جهان شاهان روزگار گداسان تو را بباب در انتظار روی تو بس دیده خاک شد دل‌های دوستان تو خون گشت آنگه آب هفتاد سال می‌گذرد از دوم هزار کاین دیده‌ها به راه امید است و ارتقاب گوییم با تضرع یا ایهاالعزیز قد مسّنا لفقدک ضر الا جواب تا کی تو را تأمل و صبر و سکون بود؟ ما را ز دست، کار و ز دل رفت صبر و تاب این قصیده مدحیه بسیار مطول و خواندنی است؛ لیکن به دلیل احتمال حوصله کم مخاطبان، تنها چند بیت دیگر آن را می‌آورم: دیوان به تخت دولت دیوان نشسته‌اند ملک جهان تو راست سلیمان ما، شتاب باز آ که شیعیان همه بر کف گرفته‌اند پروانه‌وار جان به فدای تو در رکاب فریاد رس تویی و به فریاد ما برس فریاد از این مصیبت و فریاد از این عذاب انتهای پیام/و/۷

منابع خبر