سومین ملاقات مهدی کروبی با خانواده پس از ۱۰ ماه حصر خانگی

دیدار مهدی کروبی با خانواده بعد از ۱۰ ماه حصر خانگی
سی میل
کلمه - ۱۵ آذر ۱۳۹۰

چکیده :حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، از ملاقات پدرش در روز شنبه خبر داده و این ملاقات را سومین ملاقات مهدی کروبی با خانواده در تمام مدت ۱۰ ماه حصر وی دانسته است. او خبر داده که ماموران امنیتی از حدود دو هفته قبل، محدودیت‌های آقای کروبی برای مطالعه و هواخوری را برطرف کرده‌اند، روزنامه های “جام‌جم” و “اطلاعات” را برای مطالعه دراختیار وی می‌گذارند و برخلاف گذشته از امکان هواخوری و قدم زدن هر روز برخوردارش کرده‌اند. وی در عین ابراز ناراحتی از حصر مهدی کروبی، از اینکه او نام او با تجربه چنین حصری، "در کنار نام نیک روحانیون بزرگوار، همچون شهید مدرس و آیت‌الله العظمی منتظری قرار می‌گیرد که حاضر نشدند نام خود را به ننگ بفروشند" ابراز خوشحالی کرده است....

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، از ملاقات پدرش در روز شنبه خبر داده و این ملاقات را سومین ملاقات مهدی کروبی با خانواده در تمام مدت ۱۰ ماه حصر وی دانسته است. او خبر داده که ماموران امنیتی از حدود دو هفته قبل، محدودیت‌های آقای کروبی برای مطالعه و هواخوری را برطرف کرده‌اند، روزنامه های “جام‌جم” و “اطلاعات” را برای مطالعه دراختیار وی می‌گذارند و برخلاف گذشته از امکان هواخوری و قدم زدن هر روز برخوردارش کرده‌اند.

وی در عین ابراز ناراحتی از حصر مهدی کروبی، از اینکه او نام او با تجربه چنین حصری، “در کنار نام نیک روحانیون بزرگوار، همچون شهید مدرس و آیت‌الله العظمی منتظری قرار می‌گیرد که حاضر نشدند نام خود را به ننگ بفروشند” ابراز خوشحالی کرده است.

یادداشت حسین کروبی را که در فیس‌بوک وی منتشر شده، در ادامه بخوانید:

شنبه بعدازظهر با تلفن مادرم مطلع شدم که امکانی برای دیدار پدر مهیا شده است و قرار است ایشان را تحت‌الحفظ به خانه شخصی‌شان بیاورند. به سرعت خود را به خانه رساندم و امکان دید و بازدید و گفتگویی برای نیم ساعت مهیا شد.

"چکیده :حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، از ملاقات پدرش در روز شنبه خبر داده و این ملاقات را سومین ملاقات مهدی کروبی با خانواده در تمام مدت ۱۰ ماه حصر وی دانسته است"پدر را کمی بشاش‌تر و سلامت‌تر از قبل یافتم، مشخص بود که اوضاع حصر او به نسبت ماه‌هایی که در آپارتمانی کوچک به همراه ماموران امنیتی در شرایط سخت و دشواری به سر می‌برده، بهتر شده ‌است و همچنانکه خودش نیز توضیح می‌داد اکنون بخشی از یک آپارتمان به صورت مستقل دراختیار اوست و ماموران امنیتی در طبقه دیگری مستقر شده‌اند. می‌گفت نزدیک دو هفته است که روزنامه “جام‌جم” و “اطلاعات” را برای مطالعه دراختیارم می‌گذارند و برخلاف گذشته از امکان هواخوری و قدم زدن هر روز برخوردار شده ام.

پدرم تعریف کرد که شب گذشته قبل از اذان صبح در خواب پدر و مادرشان را دیده و با آنها گفتگو کرده‌اند. ساعت ۹ ماموران امنیتی نزد ایشان آمده و خواسته بودند که آماده شوند تا ایشان را بهشت زهرا ببرند. پس از آن خواب و رویا، اکنون این فرصت برای ایشان مهیا شده بود که سر قبر پدر و مادر و خواهرشان که مادر شهید بودند وبه تازگی فوت کردند حاضرشده و فاتحه‌ای بخوانند. آنچنانکه پدر تعریف می‌کردند، در راه بازگشت، ماموران به ایشان خبر داده‌بودند که قصد دارند ایشان را به منزلی که خانواده به تازگی در جماران خریداری کرده‌اند ببرند و امکان بازدید ایشان از خانه تازه‌شان را فراهم آورند.

اینچنین بود که با تماس مادرم ملاقات نیم ساعته ما انجام پذیرفت.

اگرچه در ده ماه حصر، سه ملاقات کم است و ناچیز، اما دیدار با پدر هرچند کم و کوتاه بسیار است وغنیمت. اگرچه در حصر بودن پدر و محرومیت از زندگی و همراهی با ایشان برای من ناراحت‌کننده و دلگیرکننده است اما مسرور و خوشحال‌ام از اینکه اکنون با تجربه چنین حصری، نام پدرم درکنار نام نیک روحانیون بزرگوار، همچون شهید مدرس و آیت‌الله العظمی منتظری قرار می‌گیرد که حاضر نشدند نام خود را به ننگ بفروشند و البته ازطرفی دیگرمتاسفانه میبینم روحانی فرصت طلبی همچون شیخ محمد یزدی برای تصاحب قدرت و تصرف اموال بیت‌المال در سالهای کوتاه باقی مانده از زندگی‌شان حاضرند فرصت‌طلبانه مجیزه‌گوی حاکمان شوند و لطمه ای بزرگ به آبروی روحانیت بزنند.

منابع خبر