غزلی که مولانا برای شب قدر سرود

غزلي كه مولانا براي شب قدر سرود
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ۲۱ شهریور ۱۳۸۸

خبرگزاری فارس: مولانا جلال‌الدین بلخی، شاعر و عارف پارسی زبان قرن هفتم، اشعار بسیاری درباره شب‌قدر و قدر دانستن این شب سروده است. امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد وان چشم کجا خسپد کو چون تو شهی یابد ای عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشب کان یار بهانه جو بر تو گنهی یابد من بنده آن عاشق کو نر بود و صادق کز چستی و شبخیزی از مه کلهی یابد در خدمت شه باشد شب همره مه باشد تا از ملاء اعلا چون مه سپهی یابد بر زلف شب آن غازی چون دلو رسن بازی آموخت که یوسف را در قعر چهی یابد آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو می‌گردد در خرمن تا مشت کهی یابد بالش چو نمی‌یابد از اطلس روی تو باشد ز شب قدرت شال سیهی یابد زان نعل تو در آتش کردند در این سودا تا هر دل سودایی در خود شرهی یابد امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن تا هر دل اللهی ز الله ولهی یابد اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد انتهای پیام/م

منابع خبر
غزل مولانا برای شب قدر عصر ایران - ۲۱ شهریور ۱۳۸۸
غزلی که مولانا برای شب قدر سرود خبرگزاری فارس - ۲۱ شهریور ۱۳۸۸