ماه در اینجا، از سنگ است از نور نیست. آسیابی ست کهنه در موطنِ باد چون سکوتی زخمی در برخوردِ آب خون می دهد در بدنِ سیاهِ نفت*.

ماه در اینجا، از سنگ است از نور نیست. آسیابی ست کهنه در موطنِ باد چون سکوتی زخمی در برخوردِ آب خون می دهد در بدنِ سیاهِ نفت*.
اخبار روز
اخبار روز - ۲۲ اسفند ۱۳۹۷

 
ماه در اینجا، از سنگ است
از نور نیست.
آسیابی ست کهنه در موطنِ باد
چون سکوتی زخمی در برخوردِ آب
خون می دهد در بدنِ سیاهِ نفت*.

ماه در اینجا، قلبی ست متلاشی از شن
در شبی بی آیینه، لخته ی بی عاقبتی
در دسته یِ خنجری درخشان
چیستانی با بویِ خون.

ماه در اینجا، دیوی ست سیاه
که خود را سفید می بیند
آیینه ای افتاده از دستِ زمان
در مرزِ بی نهایتِ شکست
حلقه یِ مدوری قطع ناشدنی
ریتمی حبس شده
آیینه ای از صندوقهایِ کپک بوی
که بیرون آورده می شود هرازگاهی
به دیدارِ رویائی.

ماه در اینجا، رعدیست دفن شده در غبار
قصه یِ ناتمامِ درویشی بی عصا
که در چادری خنجر خود بر غلاف بسته،
کینه ای پوسیده، قدرتی بی حکم
سوزان در رحمِ شبی بی پایان
تشنه به درد، انتحار به شادی.

ماه در اینجا، ناله یِ بی صدایِ تَرکِ خاک
مفهومی لرزان در حبابِ جان
و عشقبازیِ ناامیدوارنه یِ انسان
با هرج ومرج.
بیت اولِ برآمده از سکوتِ تبخیر شده
در شادیِ برداشتِ آخرین محصول
در شبِ زفافِ دیوانگیِ دنیا
و معصومیتِ پاره شده ی اتُم.

ماه در اینجا، دردرونِ قلبی ست سنگی
از کوهِ ابدیِ قاف
کودکانِ سربزیر و دیوانه یِ مادرانِ توکل
در دوره ی تشنه به دردِ زندگی های جهالتی
از دیوارِ غارهای اولیه
زنجیرش را کنده جاندارِ اصیلِ شعر.

ماه در اینجا، شیپوریست
که با دَم دلالِ قیامت زده میشود
بی آراسته گیِ پلِ صراط،
ازکوزه یِ تاریکی
شرابِ تابان به آفتاب.
پاره شبی بی راز در نازکترین نقطه ی راز
جریانِ آرامِ خونِ انسانها از ترکِ خاک به زیر
و فوران "ساتراپ" ها از درونِ کتابهای زرد.

ماه دراینجا، سرابی ست منتظر در بیابان
خوابِ بیابانگردی بدوی در پاهایِ شغال
درگنبد هایِ طلایی، جهنمی بنام بهشت
از طبقه ی خدایگان پرت شده به گذشته ها،
بویِ روغنِ بادام زمینی
در موادِ منفجره یِ پاکت ها.

زمان در اینجا صورتِ تغیرِ یافته یِ ماه
تسبیحِ بی نهایتِ صبر در بیغوله هایِ گِلی
و آینده ای گره خورده به گذشته ها.
در راهِ ابریشمیِ بغض های جمع شده در زیرِزمین
زلزله ایست منتظر، در رویِ زمین.

زیرا در خاورمیانه تنها عاشقانند*
که نورِ ماه را
در دلِ خود پاس می دارند.

*در متن اصلی شعر شاعر اصطلاح "روغن سیاه" را بکار برده است. روغن سیاه همانند اصطلاحات صنعتی جهانی هم به نفت گفته میشود و هم مثل ایران و خیلی از کشورها به پمادی که رنگ سیاه دارد و برای درمان زخم پوستی بکارمیرود، گفته میشود. مترجم از حال و هوای شعر اصطلاح نفت سیاه را مناسب تر دیده است.
*در متن اصلی اصطلاح "شامان" از طرف شاعر بکار برده شده است.

"در راهِ ابریشمیِ بغض های جمع شده در زیرِزمین زلزله ایست منتظر، در رویِ زمین.زیرا در خاورمیانه تنها عاشقانند* که نورِ ماه را در دلِ خود پاس می دارند"شامان ها جادوگران و ساحرانی هستند که با ارواح ارتباط دارد و نیز باورمندان امروزی و مدرن به شامانیسم ارتباط با طبیعت و موجودات دیگر طبیعت را راه حل مشکلات و بیماریها و دردها می دانند.
کلمه "عاشق" در متن فارسی و ترکی آذربایجانی جایگزین " شامان " و جادوگر و ساحر شده زیرا به نظر مترجم اصطلاح " شامان " می توانست ذهن خواننده را به بیراهه ببرد و از زیبایی شعر بکاهد. در هر صورت در خوانش شعر میشود جای "عاشق " را با " شامان " دوباره تعویض کرد. به احتمال زیاد لغت شامان در ترکیه معنی و مفهوم خاص و وسیعی در بین مردم و یا در جامعه فرهنگی و ادبی دارد که متاسفانه مترجم از آن مفهوم بی اطلاع است.

متن شعر به ترکی آذربایجانی

خاورمیانه ده، آی
آیتن موتلو

آی بوردا داشداندیر، ایشیقدان دئیر
کهنه بیر دگیرماندیر یئللرین اولکه سینده
دَیدیگی سولار، یارالی بیر سَسسیزلیک کمین
قانار قارا یاغین تنینده.

آی بوردا، سونسوزلوغون لخته سی
آیناسیز بیر گئجه ده داغیلان قومدان اورک
بیر خنجرین ساپیندا پارلاق
قان قوخان تاپ باجا.

آی بوردا اوزونی آغ سانان بیر قارا دیو
زمانین الیندن دوشوردوگی بیر آینا
حدّینده، حدّسیز یخیلیش
قیرلماز دایره، حبس اولان ریتم
کوف قوخان صاندیقلاردان
هردن بیر چیخاردیب باخیلان رویا.

آی، توزا قویلانمیش شیمشک
عصاسیز درویش بیتمیین بیر ناغیلین
قیلینجینی گیزلدمیش بیر چادردا،
چوروموش کین، حوکومسوز بیر قدرت
بیتمیین بیر گئجه نین رحمینده یانان
درده آج، شادلیغا اولوم.

چاتلیین توپراغین سَسیز زاریلدیسی
جانین کوپوکونده تیتره یَن معنا
امیدسیز سئویشمه سی انسانلا هرکی هرکی نین
دامجی دامجی دامان سَسیزلیگین، ایلک بیتی
باغدان میوه یغمانین سون سئوینمه سی
دلی دنیانین ایلک گئجه سینده
اتُم مون یرتیلان معصومیتی .

آی، ابدی قاف داغی داشین قلبینده
دلی و دینمز اوشاغی دیر توکل آنالارین
عقیل سیز یاشامالارین درده آج زمانیندا،
ایلک کوهولرین دیواریندان
زنجیرینی قوپاردمیش اصیل شعر حیوانی.

آی بوردا صاف لیغین قیل کورپوسی
قیامت دلالینین چالدیغی شیپور
قارانلیغین کوزه سیندن گونشه ساچیلان شراب
سیرّین اینجه یئرینده، سیرّسیز گئجه قیریغی
انسان قانی، چاتلاق توپراغدان ایچری آخان
سارالمیش کتابلاردان داشلانان " ساتراپ ".

آی بوردا، چولده گوزله ین سراب
چاقال آیاقلاریندا بیر بدوی یوخوسی
قیزیل گنبذ لرده بهشت آدلی، جهنم
تانریلارین مرتبه سیندن گئچمیشه یوللانان
بمب لی پاکت لرده بادام یاغی قوخوسی.

زمان بوردا، آی ین دگیشن اوزی
پالچیق ائولرده سونسوز صبیر تسبیحی
گلجه کی گئچمیشه دوگونلی،
یئرآلتینا چکیلمیش سوزون ایپک یولوندا
یئراوستونی گوزله ین بیر زلزله.

چونکی آی ایشیغینی اورگینده داشیان
یالنیز بیر عاشقدیر خاورمیانه ده.

حاضیرلایان: بهرام غفاری

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:.

منابع خبر