معاون سپاه: کاشت "درخت کاج" با سوءنیت صورت گرفته| این درخت برای ایران مناسب نیست| هیچ‌ یک از بخش‌های نیروهای مسلح نباید "درخت کاج" بکارند

گرایش به این سبک از ازدواج در ایران سه دلیل دارد: یک: پیروی از رفتارها و روش‌های جهان نوین در برخورداری از آزادی حق انتخاب سبک زندگی. دو: پیچیدگی و دشواری‌های ازدواج سنتی که افزون بر هزینه‌های سنگین و نامعقول مالی، هم تعهدات نامعقول به دنبال دارد و هم تبعیض جنسیتی را به صورت سازمان‌یافته، نهادینه می‌کند. سه: واکنش انتقادی به سبک زندگی تعریف‌شده از سوی حکومت مذهبی. حاکمیت دینی ایران، مأموریت مخالفت با ازدواج سفید را به مداحان سپرده است
اخبار روز
آفتاب - ۲۲ اسفند ۱۳۹۷


 
انسان در گذار از جهان کهنه و سنتی به جهان نوین، نخست ابزارها و روش‌های اندیشیدن را به نقد کشید و آنگاه اندیشه و باور را دگرگون کرد و در همین راستا، ابزارهای کار و روش (سبک) زندگی را نیز دگرگون کرد. برپایه ی این دگرگونی‌ها جهان نو پدید آمد. انسان و جهان نوین، پیوسته در کار بازآفرینی و نوآفرینی اندیشه‌ها، باورها، روش‌ها و ابزارهاست؛ اگرچه این بازآفرینی و نوآوری، نسل‌های گذشته یا نهادهای پایبند به آیین و آداب کهن را خوش نمی‌آید. تجربه‌های دور و نزدیک تاریخی نشان می‌دهد افراد، نهادها و گروههای گذشته‌گرا – در بیشتر ملت‌ها، فرهنگ‌ها و ادیان - همواره در آغازِ برآمدنِ اندیشه‌ها و روش‌ها و ابزارهای نوین، در برابر آن ایستاده‌اند، ولی رفته‌رفته در برابر آن سر خم کرده‌اند. تحولات دگرگون‌کننده‍ی باورها و اندیشه‌ها و آیین‌ها در جهان نوین، چنان شتابان است که برآمدن شتابان ابزارها و روش‌ها و پدیده‌های نوین را نیز در پی دارد.
ازدواج، تشکیل خانواده و فرزندآوری، یکی از رفتارها و آداب دیرپای همه ی ملت‌ها در همه ی دوره‌های تاریخی بوده است که هنوز بیشتر ملت‌ها به آن پابیندند و ادیان شناخته‌شده ی بزرگ نیز بر آن تأکید می‌ورزند.

"انسان و جهان نوین، پیوسته در کار بازآفرینی و نوآفرینی اندیشه‌ها، باورها، روش‌ها و ابزارهاست؛ اگرچه این بازآفرینی و نوآوری، نسل‌های گذشته یا نهادهای پایبند به آیین و آداب کهن را خوش نمی‌آید"این آداب و رسوم، در بخش‌هایی از جهان نوین، در حال دگرگونی است و پاره‌ای از زندگی رسمی بر پایه ی تشکیل خانواده و فرزندآوری، می‌رود که جای خود را به ازدواج سفید بدهد. گرایش به ازدواج سفید در غرب، بنیاد حقوقی دارد و بر پایه ی اندیشه ی آزادی حق انتخاب سبک زندگی پدید آمده است. پیشینه ی ازدواج سفید در ایران، ولی دستِ‌کم به بیست سال می‌رسد؛ یعنی از نیمه‌های هه ی ۱۳۷۰ خورشیدی آغاز شده، و اکنون رفتاری شناخته‌شده و در میان بخشی از جوانان طبقه‌های متوسط و بالا، نهادینه شده است. گرایش به این سبک از ازدواج در ایران سه دلیل دارد: ۱ – پیروی از رفتارها و روش‌های جهان نوین در برخورداری از آزادی حق انتخاب سبک زندگی. ۲ – پیچیدگی و دشواری‌های ازدواج سنتی که افزون بر هزینه‌های سنگین و نامعقول مالی، هم تعهدات نامعقول به دنبال دارد و هم تبعیض جنسیتی را به صورت سازمان‌یافته، نهادینه می‌کند.

۳ – واکنش انتقادی به سبک زندگی تعریف‌شده از سوی حکومت مذهبی.
ازدواج سفید، به صورتی که اکنون رایج شده، اگر چه در جامعه ی ایران پیشینه نداشته، ولی نمونه ی تقریباً همانندی به نام «ازدواج موقت» داشته و دارد.
ازدواج سفید، گونه‌ای از زندگی مشترک، نوعی هم‌باشی و همزیستی اختیاری بدون ثبت رسمی، ولی در چارچوب عرف و اخلاق است. آغاز این زندگی مشترک نه مانند ازدواج سنتی، نیازمند عقد و خطبه ی شرعی است، نه تشریفات عروسی دارد و نه در جایی ثبت می‌شود. زن و مرد توافق می‌کنند با هم زندگی کنند؛ در ادامه، چنانچه همدیگر را شایسته ی یک زندگی بلندمدت دیدند، اقدام به ازدواج رسمی می‌کنند؛ وگرنه از همدیگر جدا می‌شوند. اگر در تصور رایج و غالب از ازدواج موقت در جامعه ی امروز ایران، زن به موجودی فرودست و ابزار جنسی فروکاسته شده است، در ازدواج سفید، سخن بر سر همسری است، و در آن، مناسبات جسمیِ میان زن و مرد، بخشی از رابطه است، نه همه ی آن؛ از این‌رو، مرد بر زن تملّک ندارد و مناسبات و روابط جسمی از موضع برابر تنظیم می‌شود و پیش می‌رود.

"تحولات دگرگون‌کننده‍ی باورها و اندیشه‌ها و آیین‌ها در جهان نوین، چنان شتابان است که برآمدن شتابان ابزارها و روش‌ها و پدیده‌های نوین را نیز در پی دارد"در ازدواج سفید، بیشتر اشباع و ارضای احساسات عاطفی، هیجانات جوانی و جنسی در نظر گرفته می‌شود و بقا و گسترش نسل و خانواده و خاندان و ایل و تبار به‌ هیچ‌ رو درنظر گرفته نمی‌شود؛ همچنین کوشش یا شرط می‌شود که فرزنددار نشوند و پیشاپیش برای آن چاره‌اندیشی می‌کنند. برخلاف ازدواج موقت که بیشتر زنان مطلقه و شوهرمرده و برخی خانواده‌های فقیر به آن تن می‌دهند، ازدواج سفید از سوی دختران و پسران مجرد، دانش آموخته و فرزندان طبقه ی متوسط به بالا صورت می‌گیرد. در ازدواج سفید، زن و مرد هر دو، قواعد اخلاقی، حقوقی و اقتصادی ازدواج دائم و رسمی را رعایت می‌کنند.

روشن است ازدواج سفید نیز همانند هر اندیشه، روش یا ابزار نوپدیدی، با مخالفت افراد، گروه‌ها و نهادهای گذشته‌گرا (سنتی) روبه‌رو خواهد شد. بزرگ‌ترین مخالفان این سبک ازدواج، سه گروهند:
۱ – توده‌های عوام: توده‌هایی که به آداب و آیین دیرین پایبندند، بی‌آنکه در باره‍ی درستی و نادرستی آن اندیشه کنند، یا توان آن را داشته باشند که می‌توان سبک دیگری هم اندیشید و آزمود؛ زیرا آنان در بلندای روزگار، بر پایه‍ی عادت رفتار کرده‌اند و به دنباله روی و تقلید خو گرفته‌اند.
۲ - نهاد دین و سازمان‌های وابسته به آن: کنشگران دینی – به ویژه دستگاه روحانیت شیعه - از دو سو با ازدواج سفید به محالفت برخواهد خاست: یکی از آن رو که ازدواج را به جای امر طبیعی و غریزی، امری الهی و دستور شرع می‌پندارد و دیگر آنکه ازدواج در هر دو شکل دائم و موقت، محل درآمد روحانیان و ملاهای دینی است و با رواج و تثبیت ازدواج سفید، یکی از منابع درآمدی خود را از دست خواهند داد.
۳ - دستگاه حکومت دینی: حکومت دینی ایران نیز از سه جهت با این پدیده مخالفت می‌کند:
یکم: از آنجا که سیاست آنان بر تنش‌آفرینی و جنگ‌افروزی در مناسبات جهانی استوار است، به نیروی انسانی فراوان و رایگان برای جنگ نیاز دارند؛ از این‌رو، به تکثیر جمعیت می‌اندیشند و به گمان آنان با رواج ازدواج سفید، جلوی روند افزایش جمعیت گرفته می‌شود و به هنگام جنگ احتمالی، به لحاظ نیروی انسانی، با مشکل روبه‌رو می‌شوند.
دوم: حاکمان دینی ایران در پی بار کردن (تحمیل) سبک زندگی مورد نظر خود بر جامعه هستند؛ از این رو، این سبک ازدواج را مخالف سبک زندگی مطلوب خود می‌دانند و می‌کوشند با مخالفت و جلوگیری از آن، از آشکار شدن حجم و سطح مخالفت با خود جلوگیری کنند.
سوم: رهبران حکومت دینی ایران که از صنف روحانیانند و در راستای امتیازدهی به صنف خود، از سویی در دورن نهادها و سازمان‌های حکومتی، شغل‌های سازمانی فراوانی برای هم‌صنفان خود ایجاد کرده‌اند و از سوی دیگر، شغل‌های سنتی مربوط به ازدواج (دفاتر و محضرهای ازدواج و طلاق و صیغه) را تقریباً به صورت انحصاری برای صنف خود نگه داشته‌اند که افزون بر ایجاد اشتغال و منبع درآمد، بدین وسیله پایگاه خود را در میان توده‌ها حفظ می‌کنند. رواج ازدواج سفید، از سویی منبع درآمد آنان را با خطر روبه‌رو می‌کند و از سوی دیگر، پایگاه اجتماعی آنان را به خطر می‌افکند.
نکته ی حایز اهمیت در این میان، آن است که حاکمیت دینی ایران، مأموریت مخالفت با ازدواج سفید را به یکی از فرومایه‌ترین گروه‌های مذهبی یعنی مداحان می‌سپارد.

گروهی که کارش تنها نقش‌آفرینی در بخشی از نازل‌ترین مناسک سوگ و سرور مذهبی است، و نه در گذشته و نه امروز کسی مأموریت فرهنگ‌سازی اجتماعی را برایشان تعریف نکرده است. در حالی که برای چنین کاری، نهادها و سازمان‌های علمی و اجرایی گوناگونی در جامعه تعریف شده است؛ مانند سازمان ملی جوانان، معاونت زنان و خانواده‍ی ریاست جمهوری، وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و دانشکده‌های علوم انسانی و اجتماعی و الهیات، سازمان تبلیغات اسلامی، پژوهشگاه‌ها، انجمن‌های علمی معتبر و ...
این نکته نشان‌دهنده ی از میان رفتن جایگاه حکومت در میان طبقات متوسط و بالای جامعه و حتی در میان سازمان‌های رسمی است و آنان به ناچار چنین امر مهمی را به چنان گروهی می‌سپارند. همچنین می‌توان یکی از دلایل سپردان این مأموریت به مداحان را ارتباط یکسره‍ی آنان با توده‌های عوام دانست؛ زیرا حکومت به‌خوبی دریافته است اهل دانش و بینش از او پیروی و حرف شنوی نخواهد داشت، اما با توجه به حساسیت این موضوع نزد توده‌های عوام، طرح سازمان‌یافته ی این موضوع از سوی مداحان، شاید بتواند پایگاه حکومت را در میان توده‌ها حفظ کند.

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

منابع خبر