ناگفته هایی از تاریخ ابوطالب(ع): تحلیل گزارش تاریخی خرگوشی (م ۴۰۷)

ناگفته هایی از تاریخ ابوطالب(ع): تحلیل گزارش تاریخی خرگوشی (م 407)
خبرگزاری فارس
خبرگزاری فارس - ۱۹ آبان ۱۳۹۶

ناگفته هایی از تاریخ ابوطالب(ع): تحلیل گزارش تاریخی خرگوشی (م ۴۰۷)

دخالت حاکمان اموی و عباسی در تغییر تاریخ، یکی از اقدامهای آنان برای توجیه اقدامهایشان بود. آنان وقتی کارنامۀ آلودۀ خود را قابل انطباق با سیرۀ مقدس نبوی ندیدند، کوشیدند تا گزارش سیرۀ حضرت ابوطالب را دستکاری کنند.

چکیده: نگارنده متن تاریخی ابوسعید عبدالملک خرگوشی (متوفی ۴۰۷ قمری) در کتاب شرف المصطفی در مورد ابوطالب بن عبدالمطلب را تحلیل کرده و نتیجه می گیرد که بر اساس این گزارش، ابوطالب سومین فردی است که پس از حضرت علی و خدیجه (ع) اسلام را پذیرفته است. مقدمه ای کوتاه در مورد دخالت حاکمان در تاریخ اسلام و شرح حال کوتاه مؤلف در آغاز گفتار آمده است.

کلیدواژه ها: خرگوشی، ابوسعید (متوفی۴۰۷ قمری)؛ شرف المصطفی (کتاب)؛ ابوطالب بن عبدالمطلب - سیره؛ حسنی، نبیل- آثار؛ تاریخ اسلام- دخالت های حاکمان.

آشنایی با نبیل الحسنی

  نبیل الحسنی از پژوهشگران معاصر کربلا است که سالها با معاونت پژوهشی عتبه حسینی در کربلا همکاری داشته و حاصل این همکاری دهها کتاب است که بیشتر آنها را عتبه حسینی منتشر کرده است. برخی از آنها به شرح زیر است:

۱.

"ناگفته هایی از تاریخ ابوطالب(ع): تحلیل گزارش تاریخی خرگوشی (م ۴۰۷)دخالت حاکمان اموی و عباسی در تغییر تاریخ، یکی از اقدامهای آنان برای توجیه اقدامهایشان بود"الجمال فی عاشوراء: دراسه جمالیه وصفیه لواقعه الطف، ۱۴۳۳.

۲. المولود فی بیت الله الحرام: علی بن ابی طالب(ع) ام حکیم بن حزام ؟ ۱۴۳۳

۳. الاستراتیجیه  الحربیه فی معرکه عاشوراء بین تفکیر الجند وتجنید الفکر ۱۴۳۵

۴. الانثروبولوجیا الاجتماعیه الثقافیه لمجتمع الکوفه عند الامام الحسین(ع) ۱۴۳۰

۵. الشیعه  والسیره النبویه بین التدوین والاضطهاد: شیخ کتاب السیره محمد بن اسحاق انموذجا ۱۴۳۰

۶.

تکسیر الاصنام بین تصریح النبی و تعتیم البخاری ۱۴۳۳.

۷. خدیجه بنت خویلد امه جمعت فی امراه  ۱۴۳۲، ۴ ج.

۸. الیحموم  فرس الامام الحسین(ع) فی عاشوراء ۱۴۲۹.  

۹. باب فاطمه صلوات الله وسلامه علیها بین سلطه الشریعه و شریعه السطه.

۱۰.

"الشیعه  والسیره النبویه بین التدوین والاضطهاد: شیخ کتاب السیره محمد بن اسحاق انموذجا 14306"ثقافه العید والعیدیه ۱۴۳۵.

۱۱. حرکه التاریخ و سننه عند علی و فاطمه۸: دراسه اسلامیه معاصره۱۴۳۰.

۱۲. حقیقه الاثر الغیبی فی التربه الحسینیه ۱۴۳۳.

۱۳. دعاء الامام الحسین(ع) فی یوم عاشورا: بین النظریه العلمیه و الاثرالغیبی. دراسه اسلامیه معاصره ۱۴۳۱، ۲ ج.

۱۴.

سبایا آل محمد، دراسه فی تاریخ سبی النساء و عله اخراج الامام الحسین عیاله الی کربلاء ۱۴۳۳.

۱۵. هذه فاطمه صلوات الله و سلامه علیها: و هی قلبی و روحی التی بین جنبی النبی المصطفی(ص) ۱۴۳۴، ۸ ج

۱۶. وفاه رسول الله و موضع قبره و روضته بین اختلاف اصحابه و استملاک ازواجه، دراسه فی التاریخ و روایه الحدیث ... ۱۴۳۴

۱۷. ظاهره الاستقلاب فی النص النبوی والتاریخی: حدیث سد الابواب انموذجا ۱۴۳۵

۱۸.

"سبایا آل محمد، دراسه فی تاریخ سبی النساء و عله اخراج الامام الحسین عیاله الی کربلاء ۱۴۳۳.15"ما اخفاه الرواه من لیله المبیت علی فراش النبی(ص) ۱۴۳۳

۱۹. موجز السیره النبویه ۱۴۳۳

  کتاب «ابوطالب ثالث من أسلم» یکی از آثار نبیل الحسنی است که بر اساس گزارش تاریخی ابوسعد خرگوشی مورخ اهل تسنن (متوفی۴۰۷) در بارۀ ابوطالب نگاشته است. این کتاب را عتبه حسینیه به سال ۱۴۲۹ منتشر کرده است که در این گفتار، ترجمه و تلخیص آن را می خوانیم.

مقدمه

  دخالت حاکمان اموی و عباسی در تغییر تاریخ، یکی از اقدامهای آنان برای توجیه اقدامهایشان بود. آنان وقتی کارنامۀ آلودۀ خود را قابل انطباق با سیرۀ مقدس نبوی ندیدند، کوشیدند تا گزارش سیرۀ حضرتش را دستکاری کنند.

بدین روی اقدامهای مختلفی انجام دادند؛ به عنوان نمونه:

  الف. ابوالفرج اصفهانی می نویسد: خالد قسری – که از سرکردگان بنی امیه بود[2] – از یکی از گزارشگران دیوان خواست که برایش سیره ای بنویسد.

کاتب گفت: وقتی من به سیرۀ علی بن ابی طالب می رسم، آیا او را یاد کنم یا نه؟ گفت: نه، مگر اینکه چهره اش را در نهایت بدی و زشتی نشان دهی. (ابوالفرج، ج ۲۲ ص ۱۵؛ ابن صباغ ج ۱ ص ۵۳)[3]

  ب. در دولت بنی عباس، همین سیاست ادامه یافت، گرچه آشکارا نبود. نخستین کسی که بطور منظم به تدوین سیره پرداخت، محمد بن اسحاق بود تا آنجا که به عنوان «شیخ السیره» لقب گرفت. مهمترین منبعی که اثر او را نگاه داشته، سیره ابن هشام است که در مقدمه خود، به ادعای اختصار و تهذیب، به مطالبی از ابن اسحاق اشاره می کند که در سیره ابن اسحاق بوده، ولی نه مستند قرآنی دارد و نه شاهدی بر آن داریم، همچنین اشعاری که هیچ یک از اهل ادب روایت نکرده اند.

"هذه فاطمه صلوات الله و سلامه علیها: و هی قلبی و روحی التی بین جنبی النبی المصطفی(ص) ۱۴۳۴، ۸ ج16"نیز مطالبی که بعضی را خوش نمی آید. (ابن هشام ج ۱ ص ۲) به دلیل این دستکاری که ابن هشام در سیرۀ ابن اسحاق روا داشته، کار او را به خود نسبت داده، گرچه منبع اصلی آن ابن اسحاق است.

  در این میان، ماجرای ابوطالب، اهمیت ویژه ای دارد. تحریف شخصیت این بزرگ مرد، می توانست در فضای قبیله محورِ آن روز، تمام بنی هاشم را زیر سؤال ببرد، به ویژه چهرۀ نورانی امام امیر المؤمنین(ع) را که کینه هایی از او در دل داشتند.

  آری، آنجا که تاریخ صحیح سخن بگوید – تاریخی که دستخوش چنین تحریف ها و تغییراتی نشده – با گزارشی روبرو هستیم، که پیوند استوار میان پیامبر با عمویش را، حتی سالها پس از رحلت او می نمایاند.

  در روایت صحیح آمده که در جنگ بدر، وقتی عبیده بن حارث زخمی  شد، عمویش حمزه و امام علی۸ او را نزد پیامبر بردند. چشم پیامبر که به او افتاد، اشک از دیدگانش جاری شد. عبیده گفت: ای رسول خدا! پدر و مادرم فدایت! آیا من شهید نیستم؟

فرمود: آری، تو نخستین شهید از خاندان من هستی.

عبیده گفت: اگر عمویت زنده بود، می دانست که من از او سزاوارترم به آنچه گفت.

پیامبر فرمود: کدام عموی مرا نظر داری؟

گفت: ابوطالب که سرود:

  کذبتم وبیت الله نبرأ محمد  و لمّا نطاعن دونه و نناضل

  و ننصره حتی نصرع حوله  و نذهل عن أبنائنا و حلائل

  پیامبر فرمود: نمی بینی که یک پسرش مانند شیر غرّان در رکاب خدا و رسول می جنگد، و پسر دیگرش برای جهاد در راه خدا به سرزمین حبشه رفته است؟

گفت: یا رسول الله! آیا در این حالت (از این سخن) بر من خشم آوردی؟

  فرمود: بر تو خشم نیاوردم، بلکه عمویم را که به یادم آوردی، اندوهگین شدم.

(قمی  ج ۱ ص ۲۲۶؛ مجلسی ج ۱۹ ص ۲۵۵؛ فیض ج ۲ ص ۲۸۱؛ حویزی ج ۲ ص ۱۳۲؛ مرتضی ج ۵ ص ۴۷) در نقلی از طریق تسنن آمده که در این حال، پیامبر برای ابوطالب و عبیده دعای خیر کرد (ابن ابی الحدید ج ۱۴ ص۸۰؛ امینی ج ۷ ص ۳۱۶) در نقل دیگری از طریق تسنن آمده که عبیده گفت: کاش ابوطالب زنده بود تا مصداق گفتارش را ببیند. (مصعب ص۹۴)

  اینک در این گفتار، می خواهیم برخی از حقایق مربوط به جناب ابوطالب را از یک منبع تاریخی اهل تسنن مرور کنیم.

خرگوشی کیست؟

  ابوسعید عبدالملک بن ابی عثمان محمد بن ابراهیم نیشابوری واعظ ملقب به شیخ الاسلام و مشهور به خرگوشی (منسوب به محله ای در نیشابور به نام خرگوش) از بزرگان شافعی در سدۀ چهارم بود. برای تحصیل علم به دمشق و بغداد و مکه سفر کرد. آثاری نوشت، از جمله: تفسیر کبیر، دلائل النبوه، الزهد، البشاره و النذاره، شرف المصطفی که یکی از مشهورترین کتابهای او در زمینه تاریخ و سیرۀ پیامبر است. در جمادی الثانیه ۴۰۷ در گذشت.

متن روایت خرگوشی

خرگوشی در مورد آغاز دعوت پیامبر می نویسد:

  إنّ أوّل من أسلم خدیجه، فقامت تصلّی مع رسول الله(ص).

"وفاه رسول الله و موضع قبره و روضته بین اختلاف اصحابه و استملاک ازواجه، دراسه فی التاریخ و روایه الحدیث .."فجاء علیّ فرآهما یصلّیان، فدخل معهما الإسلام، فقاموا ثلاثتهم یصلّون.

ثمّ جاء ابوطالب و هم یصلّون. فقال: ما هذا الذی أظهرته یا محمد؟

قال(ص): هذا دین الله الذی ارتضاه لنفسه، لا یقبل الله من أنبیائه و رسله غیره، فإن دخلت معی فیه و إلّا فاکتم علیّ.

قال ابوطالب لعلی: ألا تری إلی محمد ما یقول؟ قال:

  یا أبه! إنّ محمداً(ص) لصادق فی ما یقول، و أنا أشهد أن لا إله إلّا الله و أنّ محمداً عبده و رسوله.

  قال ابوطالب: أقیما علی ما أنتما علیه، فلن ینالکما أحد بسوء. و تتابع المسلمون، و أظهر الله دینه، و أعزّ نبیه(ص).

(خرگوشی، شرف الممصطفی، نسخه خطی ۱۸۸۷ مکتبه الاسد دمشق، میکروفیلم ۴۸۶۱، ص ۲۴)

نکات این گزارش

۱. گزارش نومسلمانان صدر اسلام را به ترتیب زمانی یادآور می شود. از خدیجه آغاز می کند، آنگاه علی، و سومین تن را که از آیین اسلام آگاه می شود، ابوطالب می داند.

۲.

ابوطالب گفت: «ما الذی أظهرته؟»

این سؤال می رساند که ابوطالب، از نبوت برادر زاده اش آگاه بود و می دانست که نمازی که می گزارند، یکی از نشانه های همین دین جدید است. لذا نپرسید: «ما الذی فعلته» بلکه سخن او، آشکار کردن این دین است.

در تأیید این استنتاج، نکات زیر را باید یادآور شد:

۲-۱. نشانه هایی که در شب و روز میلاد پیامبر روی داد و همگان دیدند. مانند: سقوط بتها، خشکیدن دریاچه ساوه، و غیره. (مقریزی، ج ۴ ص ۶۰؛ قاضی عیاض، ج ۱ ص ۳۶۶؛ شنقیطی، ج ۸ ص ۳۸۳؛ ابن کثیر، السیره ج ۱ ص ۲۱۲) شنقیطی ادعا می کند که این نشانه های شگفت، توجه همگان را به خود جلب کرده بود.

"موجز السیره النبویه 1433  کتاب «ابوطالب ثالث من أسلم» یکی از آثار نبیل الحسنی است که بر اساس گزارش تاریخی ابوسعد خرگوشی مورخ اهل تسنن (متوفی۴۰۷) در بارۀ ابوطالب نگاشته است"(شنقیطی، ج ۸ ص ۳۸۳)

آیا می توان پذیرفت که چنین صحنه هایی را که همگان دیده اند، ابوطالب ندیده و از آن بی خبر باشد؟

۲-۲. برکت از وجود مقدس پیامبر، از همان اوان کودکی دیده می شد، مانند آنچه زمان شیرخوردن نزد حلیمۀ سعدیه آشکار شد. (ابن کثیر، البدایه ج ۲ ص ۳۳۴)، فرو نشستن سیل به برکت حضرتش (ابن کثیر، سیره ج ۱ ص۲۳۲)، معجزاتی که برای حضرت عبدالمطلب آشکار شد و آن گرامی  به ابوطالب  در مورد پیامبر  توصیه کرد. (ابن سعد ج ۱ ص ۱۱۸؛ مقریزی ج ۴ ص ۹۷؛ ابن عساکر ج ۳ ص ۸۵)

۲-۳. ابوطالب خود شاهد معجزات برادرزاده اش در زمان کفالت خود بر آن گرامی  قبل از نبوت بود.

به عنوان نمونه:

  الف.

هر زمان پیامبر با فرزندان ابوطالب بر یک خوان می نشست، برکت غذا را می دیدند. لذا ابوطالب به فرزندان خود می گفت: بر جای خود باشید تا فرزندم (محمد(ص)) بیاید. وقتی حضرتش می آمد، پس از سیر شدن همگی باز هم غذا باقی می ماند که به نیازمندان می دادند. (ابن سعد ج ۱ ص ۱۲۰؛ ابن کثیر، سیره ج ۱ ص ۲۴۲؛ مجلسی ج ۱۵ ص ۴۰۷)

  ب. شخصی از بنی لهب پیشگو بود.

"آنان وقتی کارنامۀ آلودۀ خود را قابل انطباق با سیرۀ مقدس نبوی ندیدند، کوشیدند تا گزارش سیرۀ حضرتش را دستکاری کنند.بدین روی اقدامهای مختلفی انجام دادند؛ به عنوان نمونه:  الف"ابوطالب، پیامبر را زمانی که نوجوان بود، همراه خود آورد. پیشگو گفت: این نوجوان آینده ای درخشان خواهد داشت. (ابن هشام ج ۱ ص ۱۱۶؛ ابن کثیر، البدایه ج ۲ ص ۳۴۵)

  ج. بحیرای راهب نشانه های شگفتی دید که به ابوطالب خبر داد. (طبری ج ۲ ص ۳۲؛ ابن اسحاق ج ۲ ص ۵۴؛ طبرسی ج ۱ ص ۶۵؛ ابن سید الناس ج ۱ ص ۶۲)

  د.

اشعار حضرت ابوطالب قبل از بعثت نشان می دهد که از همان زمان برتری هایی برای پیامبر قائل بود. از جمله در قصیده ای می سراید:

  إذا اجتمعت یوماً قریش لمفخر  فعبد مناف سرّها و صمیمها

  فإن حصلت أشراف عبد منافها  ففی هاشم أشرافها و قدیمها

  وإن فخرت یوماً فإنّ محمداً  هو المصطفی من سرّها و کریمها

(ابن کثیر، البدایه ج ۲ ص ۳۱۷)

نیز می سراید:

  ألم تعلموا أنّا وجدنا محمداً  نبیّاً کموسی خطّ فی أوّل الکتب

(ابن اسحاق ج ۲ ص ۱۳۸؛ ابن هشام ج ۱ ص ۲۳۵؛ کلینی ج ۱ ص ۴۴۹)

۲-۴. در گزارش خرگوشی دیدیم که وقتی ابوطالب پرسید: آنچه آشکار کرده ای چیست؟ پیامبر فرمود: این دین الهی است که برای خود برگزیده، و هیچ عملی از پیامبران و رسولان خود به غیر آن نمی پذیرد.

۳. پیامبر به ابوطالب فرمود: «فإن دخلت معی فیه؟» یعنی به ایشان پیشنهاد داد که اسلام آورد.

این پیشنهاد، پیشنهادی عادّی نبود، بلکه عظمت شخصیت ابوطالب نزد پیامبر را می نمایاند. وگرنه با جمله ای دیگر می فرمود، مثلا: هذا دین الله، بدون اینکه ارتباط پیامبران دیگر با این دین را تأکید کند.

"ابوالفرج اصفهانی می نویسد: خالد قسری – که از سرکردگان بنی امیه بود[2] – از یکی از گزارشگران دیوان خواست که برایش سیره ای بنویسد"نیز باید به کلمۀ «معی» توجه شود که جایگاه ابوطالب را در این دین مبین نشان دهد.

۴. پیامبر به عموی خود فرمود: «و إلّا فاکتم علیّ»

اکنون باید پرسید که این درخواست کتمان برای چه امری بود؟ سه جواب می توان داد:

۴-۱. این خبر را که من اسلام را بر تو عرضه کردم، کتمان کن.

در سیرۀ نبوی آمده که پیامبر، پس از رحلت ابوطالب میان قبیلۀ ثقیف رفت و سه تن از سران آنان را به اسلام فرا خواند. آنگاه از آنان خواست که خبر آمدن پیامبر را کتمان کنند. فرمود: «إذا فعلتم ما فعلتم فاکتموه علیّ» (طبرسی ج ۹ ص ۱۵۴؛ ابن کثیر، سیره ج ۲ ص ۱۵۱؛ ذهبی ج ۱ ص ۲۸۳)

احتمال می رود که در اینجا نیز از ابوطالب خواسته تا نصرت خود از پیامبر را کتمان کند.

۴-۲.

شاید جملۀ صحیح، «فاکتمه علیه» بوده که به صورت «فاکتمه علیّ» تصحیف یا تحریف شده باشد. احتمال دستکاری در لفظ این گزارش، از سوی راوی یا یکی از کاتبان یا شخص خرگوشی می رود، تا با خبر جعلی ضحضاح که بخاری روایت کرده، سازگار شود. با توجه به نمونه های فراوانی از تصحیف و تحریف که در متون کتابها نقل شده است (فضلی ص 179– ۱۹۵)، این احتمال تقویت می شود.

۴-۳. درخواست پوشاندن شخص پیامبر از آزار مشرکان.

اما احتمال نخست، صحیح ترین احتمال به نظر می آید.

۵. گفت وگوی ابوطالب با امیرالمؤمنین۸ در آن زمان نشان می دهد که او در آن زمان اسلام آورده بود.

پدر به پسرگفت: ألا تری إلی محمد ما یقول؟ (می بینی که محمد(ص) چه می گوید؟)

و پسر پاسخ می دهد: یا أبه! إنّ محمداً صادق فی ما یقول، و أنا أشهد أن لا إله إلا الله و أنّ محمداً عبده و رسوله.

امیرالمؤمنین در اینجا اسلام خود را اظهار می دارد.

از این گفت و گو می فهمیم:

۵-۱.

"کاتب گفت: وقتی من به سیرۀ علی بن ابی طالب می رسم، آیا او را یاد کنم یا نه؟ گفت: نه، مگر اینکه چهره اش را در نهایت بدی و زشتی نشان دهی"ابوطالب می خواست مطمئن شود که نماز گزاردن فرزندش نه از روی محبت نسبت به پسر عمویش و روابط عاطفی میان آن دو، بلکه از روی ایمان و عقیده است.

۵-۲. کلام امیر المؤمنین(ع) دو جمله دارد: جملۀ اول اعلام اینکه پیامبر در مدعای خود صادق است، و کلام دوم الفاظ شهادتین. در اینجا حضرتش در کمال ادب و زیرکی شهادتین را به پدر آموخت، و تذکر داد.

۵-۳. ابوطالب به صراحت به پیامبر و علی علیهما و آلهما السلام می گوید که بر این دین بمانید و وعدۀ حمایت از آنها می دهد. این نوعی بیان زیرکانه است از اعلام اسلام آوردن، گرچه لفظ شهادتین را آشکارا به زبان نیاورده باشد.

۶.

در اینجا کلام محمد ابوزهره استاد الازهر را می آوریم که در ضمن سیره نبوی به بحث مربوط به ابوطالب می رسد و چنین نتیجه می گیرد:

«ما چنین استنباط کرده ایم که ابوطالب هرگز مشرک نبوده است. زیرا مشرک کسی است که بتها را همراه با خدای واحد بپرستد. اما کردار و مواقف ابوطالب دلالت می کند که او هرگز بت نپرستیده و آن کار را باطل می دانسته است.» (ابوزهره ج ۱ ص ۵۳۰ و ۵۳۵)

پی نوشت:

۱. خالد بن عبدالله قسری ابوالهیثم جبلی از سوی ولید بن عبدالملک، امیر مکه و از سوی هشام بن عبدالملک، امیر عراقین بود. (ابن عساکر ج ۱۶ ص ۱۳۵) ذهبی او را ناصبی دانسته که مردمان را شکنجه می داد و می کشت.

"نخستین کسی که بطور منظم به تدوین سیره پرداخت، محمد بن اسحاق بود تا آنجا که به عنوان «شیخ السیره» لقب گرفت"(ذهبی، الکاشف ج ۱ ص ۳۶۶) نیز او را ناصبی و ستمگر می داند. (میزان الاعتدال ج ۱ ص ۶۳۳؛ تاریخ الاسلام ج ۸ ص ۶۳)

[3]. متن سخن خالد قسری حاوی جسارتی زشت به مقام مقدس امیر المؤمنین است که نگارنده، از ترجمۀ عین آن معذور است.

منابع

ابن ابی الحدید، عبدالحمید. شرح نهج البلاغه. بیروت: دار إحیاء الکتب العربیه.



ابن اسحاق، محمد. سیره ابن اسحاق. معهد الدراسات و الأبحاث للتعریف.

ابن سعد، محمد. الطبقات الکبری. بیروت: دار صادر.

ابن سید الناس.

"(ابن هشام ج ۱ ص ۲) به دلیل این دستکاری که ابن هشام در سیرۀ ابن اسحاق روا داشته، کار او را به خود نسبت داده، گرچه منبع اصلی آن ابن اسحاق است"عیون الأثر. بیروت: عزالدین، ۱۴۰۶.

ابن صباغ.

ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق. بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵.

ابن کثیر، السیره النبویه. بیروت: دار المعرفه، ۱۳۹۶.

ابن کثیر، البدایه و النهایه.

بیروت: دار إحیاء التراث العربی، ۱۴۰۸.

ابن هشام، السیره النبویه. قاهره: محمد علی صبیح و اولاده، ۱۳۸۳.

ابوزهره، محمد. خاتم النبیین.

ابوالفرج، الاغانی.

امینی، عبدالحسین. الغدیر. بیروت: دا الکتاب العربی، ۱۳۸۷.

"تحریف شخصیت این بزرگ مرد، می توانست در فضای قبیله محورِ آن روز، تمام بنی هاشم را زیر سؤال ببرد، به ویژه چهرۀ نورانی امام امیر المؤمنین(ع) را که کینه هایی از او در دل داشتند" 

حسنی، نبیل. ابوطالب ثالث من أسلم. کربلا: العتبه الحسینیه المقدسه، ۱۴۲۹.

حویزی، عبد علی. نور الثقلین.

خرگوشی، عبدالملک. شرف المصطفی.

نسخه خطی مکتبه الاسد دمشق، شماره ۱۸۸۷ خطی و ۴۸۶۱ میکروفیلم.

ذهبی، سیر أعلام النبلاء. بیروت: مؤسسه الرساله، ۱۴۱۳.  

ذهبی، الکاشف.

ذهبی، تاریخ الإسلام. بیروت: دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷.

شنقیطی، أضواء البیان.

" در روایت صحیح آمده که در جنگ بدر، وقتی عبیده بن حارث زخمی  شد، عمویش حمزه و امام علی۸ او را نزد پیامبر بردند"بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۵.

طبری، محمد بن جریر. تاریخ الامم و الملوک. بیروت: الاعلمی، ۱۴۰۳.  

طبرسی، مجمع البیان. بیروت: الاعلمی، ۱۴۱۵.



فضلی، عبدالهادی. اصول تحقیق التراث.

فیض، محسن. تفسیر الصافی.

قاضی عیاض، الشفا بتعریف حقوق المصطفی. بیروت: دارالفکر، ۱۴۰۹.

"آثاری نوشت، از جمله: تفسیر کبیر، دلائل النبوه، الزهد، البشاره و النذاره، شرف المصطفی که یکی از مشهورترین کتابهای او در زمینه تاریخ و سیرۀ پیامبر است"

قمی، علی بن ابراهیم. تفسیرالقمی. قم: دار الکتب، ۱۴۰۴.

کلینی، محمد بن یعقوب. الکافی. تهران: دار الکتب الاسلامیه، ۱۴۰۹.

مجلسی، محمد باقر.

بحار الانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳.

مرتضی، جعفر. الصحیح من سیره النبی الاعظم.

مقریزی، امتاع الاسماع. بیروت: محمد علی بیضون، ۱۴۲۰.



نویسنده: سید نبیل الحسنی

ترجمه و تلخیص: عبدالحسین طالعی: عضو هیئت علمی دانشگاه قم، دانشجوی دوره ی دکتری دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات تهران

فصلنامه تخصّصی مطالعات قرآن و حدیث سفینه، سال دوازدهم، شماره ۴۷، تابستان ۱۳۹۴.

انتهای متن/

منابع خبر