ده‌نمکی با «رسوایی» کاسبی می‌کند و اهالی سینما در صف می‌ایستند

ده‌نمکی با «رسوایی» کاسبی می‌کند و اهالی سینما در صف می‌ایستند
ندای سبز آزادی
ندای سبز آزادی - ۶ فروردین ۱۳۹۲

ندای سبز آزادی ـ شهاب عموپور: روزگاری بود که مشتاقان سینما، برای دیدن فیلم های محبوب خود، رنجِ "صف کشیدن" را هم تحمّل کرده و ساعت ها در مقابل سینماها به انتظار می ایستادند. عید نیامده و نسیم نوزیده، بوران‌ی آمد و روزگار عوض شد؛ آن قدری که صف ها هم کمی جا به جا شدند و این سو تر آمدند. آمدند تا طبقه ی چهارم پلاک ۴۴ در خیابان ایرانشهر شمالی؛ همان جایی که چند روز پیش از عید، تماشاگران و مشتاقان سینما را نه؛ بلکه سینماگران ایران را ساعت ها به صف کشانیدند، تا عیدی های ۶۰۰ هزار تومانیِ رییس کنونی دولت را در جیب شان نهند. کُل این عیدی را اگر بشود که نقد کرد، با آن می توان امسال بیش از ۱۰۰ مرتبه به سینما رفت، با بلیط هایی که گران شده و به ۶۰۰۰ تومان رسیده اند. اکنون "رسوایی"ست که اکران ویژه ی نوروز ۱۳۹۲ است؛ محصولاتِ ده نمکی و انصار حزب الله که روزگاری سینما آتش می زدند و اکنون ۶۰ سینما را در اختیار گرفته اند، خوب می فروشند.

 

نفروشِ متورّم

بیست و ششم اسفند ماه ۹۱، اعضای شورای صنفی نمایش، نرخ های جدید بلیط سینماها در سال ۹۲ را اعلام کردند.

"ندای سبز آزادی ـ شهاب عموپور: روزگاری بود که مشتاقان سینما، برای دیدن فیلم های محبوب خود، رنجِ "صف کشیدن" را هم تحمّل کرده و ساعت ها در مقابل سینماها به انتظار می ایستادند"ریاست و اعضای این مجموعه که روابط تنگاتنگی با دولت و سازمان سینمایی کشور نیز دارند، با تأسی به تورّم اقتصادی عمومی، بر قیمت بلیط ها افزودند. این در شرایطی است که در سال های اخیر و توسط برخی از خود مسئولان و کارشناسان دولتی، گران بودن بلیط، یکی از دلایل کاهش میزان سینماروها عنوان می شده است.

به گفته ی "حبیب کاوش" سخنگوی شورای صنفی نمایش کشور، نرخ های جدید چنین هستند: «براساس تصویب نهایی شورای صنفی نمایش، قیمت بلیت سینماهای مدرن، ۶ هزار تومان؛ ممتاز، ۵ هزار تومان؛ درجه یک، ۴ هزار تومان؛ و درجه دو، ۲ هزار و پانصد تومان درنظر گرفته شد».

افزایشِ ارقامِ یاد شده، به فاصله ی یک روز پس از تصویب، یعنی از بیست و هفتم اسفند ماه، اعمال شد و برخی دیگر از نزدیکان به سازمان سینمایی کشور همچون "سید ضیاء هاشمی" را غمی از بابت‌اش نبود؛ چراکه اعتقاد داشت: «اگر یک فیلمِ خوب در سینما نمایش داده شود، مردم به هر قیمتی برای دیدن آن فیلم به سینما می روند».

حزب الله بفروش

۶۰ سینمای هنوز تعطیل نشده ی کشور، در اختیار "مسعود ده نمکی" و فیلم جدید ش "رسوایی" قرار گرفت تا آن را بفروشند. ده نمکیِ فیلم ساز، که در روزگاری نه چندان دور، در جوار همراهان موسوم به "انصار حزب الله" خویش، به حمله به برخی سینماها و سینماروها می پرداخت، اکنون در انتظار حضور هرچه بیش تر مردمی است که به تماشای رسوایی نشینند و فروش ش را بالاتر برند. فروش این فیلم، تاکنون که اندکی بیش از یک هفته از شروع نمایش ‌اش می گذرد، رقم ۵۰۰ میلیون تومان را پشت سر گذارده است.

ده نمکی، پیش از آن که این فیلم را به نمایش عمومی درآورد، آن را در محافل خصوصی از نظر بسیاری از مسئولان حوزوی و قضایی و قانونگزاری و ارشادی و منکراتی گذرانیده بود، تا تأییدش کنند و به هنگامِ نمایش عمومی اش حرف و حدیثی در آن نمانَد. این فیلم، هم معمّمی بذله گو دارد که با لهجه ی آذری حرف می زند؛ هم دخترِ روسپی و هم سوژه هایی دیگر، که هرکدام شان برای توقیف یک فیلم در ایرانِ امروز، کفایت می کنند.

بفروشِ متوهّم

ده نمکی، امسال برخلاف چند سال پیش که در اختتامیه ی جشنواره ی فیلم فجر، به خاطر جایزه نگرفتن، بر سر برگزار کننده گانِ جشنواره عربده کشیده بود، رویّه ی مدارا با اصحاب فعلی فجر را در پیش گرفت و از اختصاص نگرفتن جایزه های گونه گون به جدیدترین ساخته ی خویش، گله نکرد.

تنها طعنه ی وی به مسئولان، شیوه ی انتخاب فیلم های مردمیِ جشنواره بود که سبب شده بود تا فیلم رسوایی، در صدر لیست "انتخابِ مردمی" که توسط تماشاگران صورت گرفته بود، نباشد. فیلمِ اخیرِ وی، همچون سایر ساخته های قبلی، مورد اعتنای منتقدان و تماشاگران حرفه ای سینما قرار نگرفت و به لحاظ کیفیّتِ هنری، ضعیف قلمداد شد. این بار امّا نه خودِ وی، بلکه بازیگر ثابتِ فیلم هایش یعنی "اکبر عبدی" هنرپیشه ی شهیر سینما بود که به خاطر این فیلم، علیه مخالفان جبهه گرفت و منتقدان را رشوه بگیر خواند. عبدی که به مناسبت اکران نوروزیِ رسوایی با برنامه ی تلویزیونی "هفت" گفت و گو می کرد، در مورد منتقدان رسوایی چنین گفت: «همه ی این حرف‌هایی که منتقدان می‌زنند، به خاطر این است که عُقده دارند به سینما بیایند. منتقد باید پنبه بزند.

"عید نیامده و نسیم نوزیده، بوران‌ی آمد و روزگار عوض شد؛ آن قدری که صف ها هم کمی جا به جا شدند و این سو تر آمدند"منتقد‌ها می‌روند دفتر تهیّه کننده و یک چلوکباب و یا قیمه می‌خورند و آن وقت، ندیده از یک فیلم تعریف می‌کنند».

اکبرعبدی که سابقه ی همکاری های مکرّر با بسیاری از کارگردانان نامدار سینمای ایران را داراست، در هر ۳ فیلم سینمایی مسعود ده نمکی نقش آفرینی کرده و اکنون در دفاع از او چنین می گوید که «ما پنج سال است که خدمت آقای ده‌نمکی هستیم. برای هنرپیشه‌ای که ۳۴ سال کار کمدی کرده همین بس که بیاید نقش جدّی و آن هم یک روحانی را با لهجه ی آذری بازی کند».

صحبت های اکبر عبدی علیه مخالفانِ فیلم رسوایی، به گونه ای بود که مسعود ده نمکی نیز شدّت آن را برنتافت و در قبال‌اش عذرخواهی کرد: «روی صحبت ما با برخی منتقدان بود. من همین جا از طرف آقای عبدی و خودم از منتقدان عذرخواهی می‌کنم و اگر توهینی شده ما را ببخشند».

 

خریدار باهوش

چند روز پیش از آن که عید برسد و جمعیّتِ مشتاق به دیدنِ ساخته های ده نمکی، به مقابل ۶۰ سینمای نمایش دهنده بروند و صفوف کوچکی برای دریافت بلیط تشکیل دهند، صف دیگری آماده ی شکل گرفتن بود که نه برای سینماروها، بلکه برای سینماگران بود. زمستان ۹۰ بود که به گاهِ شدّت گرفتن اختلاف میان مسئولان دولتی سینما و مدیران خانه ی سینما که به تعطیلی خانه ی سینما انجامید، مسئولان سازمان سینمایی سعی کردند تا اعضای صنوف متعدّد سینمایی را با خود آشتی دهند. آن هنگام شنیده شد که دولت می خواهد با پرداخت عیدی و پاداش ویژه به سینماگرانِ صاحب کارت صنفی، از آن ها بابت تعطیلی خانه ی سینما دلجویی کند و به سمت عضویّت در اصنافِ دولت-خواسته ی جدید، سوق دهد.

این طرح، در پایان اسفند ۹۰ به انجام رسید؛ گرچه ناراحتی های روحی فراوانی را برای بسیاری از سینماگران که به "صف اجباریِ دریافت عیدی" کشانیده شده بودند، به همراه داشت.

امّا تجربه ی چنین عملی که به شکستن یکی از شیشه های محلّ پرداخت عیدی انجامیده بود، نه تنها نارضایتی مسئولان را در پی نداشت؛ بلکه آن ها را مجاب کرد تا امسال نیز این طرح را پی گیری کنند. اواخر اسفند ماه ۹۱ بود که "سعید الهی" دبیر هیأت ساماندهی صنوف سینمایی، اعلام کرد: «پس از مکاتبه و پی گیری فراوان، به ویژه از سوی دوستان عضو شورای عالی سینما و جامعه ی صنفی تهیّه کنندگان، سرانجام از مجموع ۴ هزار کارت هدیه ی ریاست جمهوری به مبلغ ۴۰۰ هزارتومان نقدی و ۲۰۰ هزارتومان ویژه ی خرید کالا، بخش عمده ای از آن تأمین گردیده که مرحله ی اول آن میان اعضای صنوف قانونی سینما توزیع می شود».

 

فروشنده گان مدهوش

برحسب اولویّت های صنفیِ اعلام شده، در محدوده ی زمانیِ ۹ صبح تا ۵ عصرِ یک شنبه ۲۷ اسفند ماه، اعضای صنف های چهره پردازان، فیلم‌نامه نویسان، جامعه ی صنفی تهیّه کنندگان، مدیران تولید، مدیران و طراحان جلوه های بصری و مدیران آموزشگاههای سینمایی؛ و روز دوشنبه نیز، برخی از اعضای صنف بازیگران و بدلکاران، مدیران تدارکات، جلوه های ویژه، دستیاران فیلمبردار و کارکنان لابراتوار، با در دست داشتن اصل و کپی کارت ملّی و کارت صنفی خود، به ساختمان جامعه ی صنفی تهیّه کنندگان سینمای ایران واقع در خیابان ایرانشهر شمالی، چهارراه کلانتری، پلاک ۴۴، طبقه ی چهارم مراجعه کردند، تا دو عدد کارت هدیه ی نقدی و خرید کالا را به مبلغ مجموعاً ۶۰۰ هزار تومان، دریافت دارند.

صفوف خاموش

مهر و ایسنا، دو خبرگزاری داخلی ایران، هر دو از تجمّع عیدانه ی انبوهی از سینماگران خبر دادند که مقابل پلاک ۴۴ ایرانشهر شمالی به صف ایستاده بودند تا کارت هدیه ی نقدی و بُن خرید کالای خود را دریافت کنند:

«برخی از حاضران در این تجمّع، از ساعت ۴ صبح در محلّ حاضر شده‌ بودند. صف طولانی اهالی سینما، به اندازه‌ای شلوغ بود که نظم خیابان را مختلّ کرده و باعث دخالت پلیس نیز شده بود».

نه شِکوه ای به خوارشدن شان بود و نه شیشه ای شکست. نه دردی آمد و نه دامانی ز دست برفت. هنرمندانِ سینما، که در جای جای فرهنگیِ دنیا به دارا بودن حقّ نقد اجتماع و حکومت می بالند و آن را لازمه ی شغل خویش می شمارند، نه به صف های انتظار ۶۰۰ هزار تومانی اعتراض داشتند و نه از شکل پرداختِ آن، گلایه.

"کُل این عیدی را اگر بشود که نقد کرد، با آن می توان امسال بیش از ۱۰۰ مرتبه به سینما رفت، با بلیط هایی که گران شده و به ۶۰۰۰ تومان رسیده اند"اعتراضی هم اگر شد، به نقل از مهر و ایسنا، اعتراض به آن بود که «چرا همه ی اصناف مورد این لطفِ دولت محمود احمدی نژاد قرار نگرفته اند و از بین جمعیتِ چند هزار تَنیِ صاحب کارت صنفی، چرا فقط ۱۹۰۰ تَن در حال دریافت این عیدی ها هستند!؟».

 

سیزدهِ به در نشده ی سینما

نوروز آمده و قیمت ها از سینمایی تا غیر سینمایی اش بالا رفته اند. همچنان، اقتصادِ سینما را از دولتی ها تا خصوصیان، همه می گویند که بیمار است و به سوی نزار شدن می رود. در همین اوضاعِ نابسامان، مسعود ده نمکی فیلم میلیاردی می سازد و سودهای چند میلیاردی می کند. دیگری ای همچون "محمدحسین فرحبخش" که از نزدیکانِ این روزهای "جواد شمقدری"ست، فیلم "رژیم طلایی" را در سکوت خبری تهیّه می کند و با عنایت ویژه ی شورای صنفی نمایش و سازمان سینمایی، در اکران نوروزی به نمایش در میاورد و به سرعت، به فروش چندین میلیونی می رسد. چند روز بعد از شروع نمایش، "حمید قاسم زادگان" مدّعی می شود که فیلمنامه ی اثر، دُزدی ست و متعلّق به وی؛ و سازندگان فیلم که از یاوران سازمان سینمایی کشور هستند، ساختِ آن را در سکوت به پیش برده اند تا جریان فیلمنامه ی مسروقه ی احتمالی، تا پیش از اکران زودهنگامِ فیلم فاش نشود.

ده ها سینماگر، در انتظارند که فیلم امسال و آن سال شان، از توقیف به درآید، یا از توقیف به درآمده، جایی در برنامه ی اکرانِ سالیانه داشته باشد و راهی به پرده های کم شمارِ نمایش بیابد، شاید که زیان مادّی اش کم تر شود.

چند هزار سینماگرِ به صف ایستاده نیز، آرام و با طمأنینه، در حال خرج کردن عیدی ۶۰۰ هزار تومانی رییس دولت هستند، تا شاید از فشار اوضاع نا به سامان اقتصادی سینما بر زندگی شان، کاسته شود.

"حمید شاه آبادی"، معاونت هنری وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران، در پایان سال ۹۱ چنین گفت که «سال ۹۱، سال پرباری برای هنر ایران بود».

هنرِ سینمای ۹۱ با اوصافی چنان تمام شد و ۹۲ با اوصافی چنین در رسید. تا تکمیل مراحل آبستنیِ دوباره و پایان دوران بارداری اش ، هنوز بیش از ۱۱ ماه باقی مانده است...

منابع خبر