فرهیختگان
فرهیختگان
- ۲۰۶ روز قبل
بهارک سفیدگران:انتقادپذیری و انتقاد کردن موثر دارای اهمیت زیادی برای موفقیت سازمانی است. اموری چون ارزشیابی عملکرد، مشارکت در تیمهای کاری، خدماترسانی به مشتریان و کنترل کیفیت به انتقادپذیری و انتقادکردن مطلوب بستگی دارد و کار پیچیدهای است. انتقاد با ابراز احساسات درباره موضوعات پیچیده و مشکل، میتواند تخریبکننده و حتی بسیار خطرناک باشد. بهکارگیری انتقاد ضعیف، منجر به شکست افراد و سازمانها میشود؛ از سوی دیگر استفاده آگاهانه و خردمندانه از انتقاد به شکوفایی افراد و سازمانها منجر خواهد شد. ١- انتقاد دوستانه و مشفقانه انتقاد اطلاعاتی است که میتواند به رشد فرد کمک کند و دانش و مهارتهای مناسب را به افراد آموزش دهد. افراد با مشاهده و درک نتایج ارزشمند انتقاد، پذیرای انتقاد شده یا قادر به ارائه انتقاد میشوند. ٢- انتقاد برای بهبود محور اساسی هر انتقاد موثر توجه به نقش سازنده آن است. بهبود و ارتقا؛ معادل تغییر دانش، تغییر نگرش و تغییر عملکرد فردی و سازمانی در جهت مثبت است. در واقع هدف انتقاد باید اصلاح و تکامل فکر و رفتار فرد مقابل باشد. ٣- انتقاد استراتژیک انتقاد باید ضمن داشتن اهداف بلندمدت، راههای نیل به آ نها را نیز بیان کند. هر فردی قبل از انتقاد لازم است سوالات زیر را از خود بپرسد: دقیقا از برقراری ارتباط چه انتظاری دارید؟ چه رفتار یا خصوصیتی باید تغییر کند؟ انگیزههای انتقاد کردن چیست؟ چه راهحلها و اهداف خاصی را میتوان ارائه کرد و چه فعالیتهایی برای دسترسی فرد به اهداف مورد انتقاد میتوان انجام داد؟ ٤- ایجاد عزت نفس در افراد احساس عزت نفس یکی از نیازهای اساسی کارکنان است. آنان برای برآورد کردن این نیاز ناچار به احترام گذاردن به دیگران هستند، بنابراین یک رابطه دوطرفه چرخشی مثبت یا منفی را میتوان در این خصوص ایجاد کرد. ٥- انتقاد با کلمات مثبت محترمانه و انگیزشی این امر منجر به بهبود برقراری ارتباط و در نتیجه پذیرش آن میشود. به این جهت لازم است کلمات مناسب برگزیده شده و بیان شود. ٦- انتقاد از روش و محتوا در انتقاد محتوا و روش نیز باید لحاظ شود. با نهادینهسازی این نکته میتوان از سیستم ارزشیابی خود استفاده کرد و به این وسیله از قدرت تفکر به شیوهای غیردفاعی بهرهبرداری کرد. ٧- مشارکت طرف مقابل طرف مقابل خود را دخالت دهید. برای مشارکت دادن طرف مقابل رعایت نکات زیر ضروری است: بر اهمیت شغل فرد تاکید شود.
“اگر فردی قادر به حفظ خونسردی، آرامش و هوشیاری در زمان مواجهه با انتقاد باشد، میتواند احساسات خود را کنترل کند و بهرهوری خویش را افزایش دهد.”
شرایط انتقاد شناسایی شود. دقیقا بیان شود که چگونه انتقاد برای طرف مقابل مفید خواهد بود. از فرد خواسته شود چگونه میتوان برای اجرای طرح به او کمک و در این راستا وی را حمایت کرد. ٨- توجه به شایستگیها به شایستگیهای طرف مقابل توجه نمایید، بدون اینکه از کلمه «اما» استفاده کنید. اغلب افراد برای انتقاد کردن ابتدا به بیان جنبههای مثبت فرد پرداخته و سپس از کلمه اما استفاده میکنند و به بیان نقاط ضعف وی میپردازند، در حالی که کلمه اما حذفکننده ارزش پیام قبلی است، در صورتی که اگر از حرف ربط «و» استفاده شود عکس این حالت است و با جملات قبلی انسجامی به وجود میآید. در مجموع کلمه «و» اثر بلندمدت و نیرومندتری را به جای میگذارد. ٩- بیان شفاف آنچه را میخواهید مورد انتقاد قرار دهید بهطور دقیق و شفاف بیان کنید، صراحت کلام انتقاد را موثر میکند. ١٠- انتخاب زمان مناسب انتقاد در زمان مناسب منجر به پذیرش آن در طرف مقابل میشود. انتقاد باید برای عدهای بلافاصله بعد از خطا و برای عدهای دیگر با گذشت زمان انجام شود، ضمن اینکه ضروری است هنگام خشم از افراد انتقاد نشود. ١١- استفاده از سوال میتوان انتقاد را در قالب طرح یک سوال یا مجموعه سوالاتی عنوان کرد که جواب آنها به هدایت طرف مقابل برای دریافت اطلاعات دقیق و اساسی منجر میشود. ١٢- ناکارایی انتقاد شفاهی هنگامی که بهطور شفاهی قادر به انتقاد نیستید با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح کنید. گاهی بهتر است از روش رفتاری بهرهبرداری شود؛ یعنی به جای اینکه چیزی بیان شود، کاری انجام گیرد و از طریق مداخلات رفتاری تفکر مورد نظر منتقل شود. ١٣- مشخص کردن انتظارات گاهی افراد انتظار دارند اشخاص همان رفتاری را دارا باشند که از آنها انتظار داریم، در این حالت انتظارات ما موجب میشود انتقاد زودرس و غیرموثر داشته باشیم، چرا که مخاطبان خود را به خوبی از توقعات خود آگاه نکردهایم. ١٤- میزان ذهنی بودن انتقاد واقعیتها نباید صرفا در قالب ذهنیت فرد بماند، بلکه باید دیگران نیز آن را درک کرده و بپذیرند. مثلا اگر طرف مقابل انتقاد شما جمله «این انتقاد صرفا اعتقاد شما است» را به کار برد، حتی اگر این انتقاد برای شما مبتنیبر واقعیت عینی باشد؛ معنی آن این است که ارزشیابی ذهنی طرف مقابل برای قضاوت در مورد یک رفتار یا ویژگی خاص را لحاظ نکردهایم. ١٥- ایجاد انگیزه در افراد یکی از وظایف اساسی انتقاد موثر برانگیختن افراد برای انجام بهتر کارها است.“برای این منظور به سخنان کسانی که در اطراف شما صحبت میکنند گوش کنید و از ارزشها و علایق آنها مطلع شوید تا در صورت نیاز به انتقاد با او همزبان شده و راحتتر ارتباط برقرار کنید.”
انگیزه یک مفهوم روانشناسی است که در اشکال و حالتهای گوناگونی چون افکار، احساسات، کلمات خاص و... مطرح میشود. ١٦- بهرهبرداری از نقشههای ذهنی طرف مقابل استفاده از اصطلاحات، احساسات و نقشههای ذهنی طرف مقابل منجر به شناخت و برقراری مناسب ارتباط با وی میشود. برای این منظور به سخنان کسانی که در اطراف شما صحبت میکنند گوش کنید و از ارزشها و علایق آنها مطلع شوید تا در صورت نیاز به انتقاد با او همزبان شده و راحتتر ارتباط برقرار کنید. ١٧- همگامی با انتقاد شونده همگامی با کسی که مورد انتقاد قرار میگیرد، مقدمه رهبری موثر و در اینجا پیشزمینه انتقاد موثر است. ١٨- شناسایی معیارهای انتقاد انتقاد صحیح، مبتنیبر معیارهای خاصی است. قبل از انتقاد برای خدمت به مشتری یا ارتباط با همکاران سوالات زیر را از خود بپرسید: آیا این انتقاد عملی است؟ آیا میتوان بلافاصله از آن استفاده کرد؟ آیا منافعی را تامین میکند؟ آیا انتقاد پاسخگوی نیازها است؟ از چه معیاری استفاده شود؟ آیا دیگران از معیاری که برای قضاوت در مورد اعمال و نتایج کارهای آنها استفاده میشود، آگاهی دارند؟ آیا معیارها ثابت هستند یا طی زمان باید تغییر کنند؟ جواب سوالات فوق به بهبود و افزایش انتقاد مثبت و موثر منجر میشود. ١٩- گوش دادن به ندای درونی افراد همیشه با خود ارتباط ذهنی برقرار میکنند، این مکالمات درونی سازوکاری است که باعث میشود افراد از ارزشیابیها و انتظارات خود آگاه شوند. هنگامی که انتقاد میکنید یا مورد انتقاد قرار میگیرید به مشاهده و شنیدن دنیای درون خود بپردازید. وقتی به ندای درون خود توجه کنید و آنها را مورد بازنگری و تجدید نظر قرار دهید، افکار بهتر و متناسب با شرایط و محیط جدید به وجود میآید، زیرا احساسات برافروخته شما، کنترل شده و به شما کمک میکند تا صدای قدرت انتقاد موثر و مثبت را بشنوید. ٢٠- حفظ آرامش و خونسردی نداشتن آرامش در زمان انتقاد به تضعیف انتقاد منجر میشود. اگر فردی قادر به حفظ خونسردی، آرامش و هوشیاری در زمان مواجهه با انتقاد باشد، میتواند احساسات خود را کنترل کند و بهرهوری خویش را افزایش دهد. به علاوه فرد قادر به ارزیابی شرایط بهطور دقیق بوده و پاسخ مناسبی را به آن شرایط خواهد داد. مدیران آگاه برای اصلاح و توسعه فردی، گروهی و سازمانی و نیز برای انتقال دانش و مهارت خود به دیگران و اصلاح آنها لازم است از قدرت انتقاد مثبت برخوردار باشند چرا که در فرآیند مشاوره علاوه بر مهارت فنی، مهارت انسانی و رفتاری حائز اهمیت بسیار است.“١٢- ناکارایی انتقاد شفاهی هنگامی که بهطور شفاهی قادر به انتقاد نیستید با عمل و رفتار خود انتقاد را طرح کنید.”
از سوی دیگر هر انسانی که مورد انتقاد قرار میگیرد با بهکارگیری هوشمندانه و به دور از تعصب و احساس، میتواند به اصلاح دانش، نگرش و مهارتهای خود اقدام کند. در مجموع انسانها نیازمند انتقاد کردن و انتقادپذیری موثر و مثبت برای تکامل خود، گروه و سازمان هستند. این نقد افراد، سازمانها و جوامع را به سوی تعالی سوق میدهد در حالی که نقد منفی روحیه خصومت و پرخاشگری و تضاد را گسترش داده و افراد و سازمانها را به سوی عدمبهرهوری از منابع انسانی و مادی و در نهایت نابودی آنها سوق میدهد. برگرفته از ماهنامه تدبیر شماره ۱۱۱.
تاثیر انتقاد سازنده بر موفقیتهای سازمانی
فرهیختگان - ۲۰۶ روز قبل 