قلم چرخید و فرمان را گرفتند ورق برگشت و ایران را گرفتند به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات توجه کرده کیهان را گرفتند

قلم چرخید و فرمان را گرفتند ورق برگشت و ایران را گرفتند به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات توجه کرده کیهان را گرفتند
اخبار روز
اخبار روز -

 
اخیراََ «نقدی بر نقد نقادانه ی فروغ اسدپور؛ چپ، لنینیسم، مسئله زنان و احسان طبری» با امضای «شبگیر حسنی» در «اخبار روز» * آمده بود که
پشت بند های مفصلی داشت در بخش نظرات، از جمله بزرگواری با امضای «خواننده»، ضمن گلایه از چپ ستیزی ها، اشاره ای به بیتی از من کرده بود: « ..... هادی خرسندی که تمایلات چپ ستیزی دارد در شعر جدیدی بناحق در چند بیت اول چپها را با آخوندها یکی کرده و گویا اینکه آخوندها و چپها به یک نسبت از انقلاب به پول و مقام رسیدند ....»
در مقام پاسخ و دفاع نیستم که نه پرسشی شده بود و نه حمله ای. شعر هم جدید نیست. «تمایلات چپ ستیزی» خودم را البته قبول ندارم. مازوخیست نیستم، اما امیدوارم سلطنت طلب هایی که مرا توده ای میدانند، - بخصوص وقتی فحشم میدهند - نظر آن «خواننده» ی عزیز را خوانده باشند و حال من و عطار نیشابوری را دریابند که:
نه در مسجد گذارندم، که مست است
نه در میخانه کاین خمّار، خام است
میان مسجد و میخانه راهیست
بجوئید ای عزیزان کاین کدام است
---------
اما این خود فرصتی است که من فرصت طلبانه کل آن سروده (یا به قول سیمین بهبهانی: منظومه) را در اینجا بیاورم.

بخصوص که سالهاست این را - با حذف بیت آخر - در اینترنت و ایمیل به نام آن بانوی بزرگ میگردانند، چندانکه سیمین زنده یاد روزی در سایتی اعلام کرد که «آن منظومه از من نیست.»
خوب است دوستان ببینند من بغیر از اشاره ای که در بیت سوم دارم، کجا توهّم آورده ام که «آخوندها و چپها به یک نسبت از انقلاب به پول و مقام رسیدند ....» وا!

گرفتند
———
قلم چرخید و فرمان را گرفتند
ورق برگشت و ایران را گرفتند

به تیتر «شاه رفت ِ» اطلاعات
توجه کرده کیهان را گرفتند

چپ و مذهب گره خوردند و شیخان
شبانه جای شاهان را گرفتند

همه از حجره‌ها بیرون خزیدند
به سرعت سقف و ایوان را گرفتند

گرفتند و گرفتن کارشان شد
هرآنچه خواستند آن را گرفتند

به هر انگیزه و با هر بهانه
مسلمان نامسلمان را گرفتند

به جرم بدحجابی، بد لباسی
زنان را نیز مردان را گرفتند

سراغ سفره ها نفتی نیامد
ولیکن در عوض نان را گرفتند

یکی نان خواست بردندش به زندان
از آن بیچاره دندان را گرفتند

یکی آفتابه دزدی گشت افشا
به دست آفتابه داشت آن را گرفتند

یکی خان بود از حیث چپاول
دوتا مستخدم خان را گرفتند

فلان ملا مخالف داشت بسیار
مخالف‌های ایشان را گرفتند

بده مژده به دزدان خزانه
که شاکی‌های آنان را گرفتند

چو شد در آستان قدس دزدی
گداهای خراسان را گرفتند

به جرم اختلاس شرکت نفت
برادرهای دربان را گرفتند

نمیخواهند چون خر را بگیرند
محبت کرده پالان را گرفتند

غذا را آشپز چون شور میکرد
سر سفره نمکدان را گرفتند

چو آمد سقف مهمانخانه پائین
به حکم شرع مهمان را گرفتند

به قم از روی توضیح‌المسائل
همه اغلاط قرآن را گرفتند

به جرم ارتداد از دین اسلام
دوباره شیخ صنعان را گرفتند

به این گله دوتا گرگ خودی زد
خدائی شد که چوپان را گرفتند

به ما درد و مرض دادند بسیار
دلیلش اینکه درمان را گرفتند

مقام رهبری هم شعر میگفت
ز دستش بندتنبان را گرفتند

همه این‌ها جهنم، این خلایق
ز مردم دین و ایمان را گرفتند

برای هر کلام شعر هادی
دو تن قند فریمان را گرفتند

* www.akhbar-rooz.com

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

منابع خبر