شصت وچهار روستا و مناطقی از شهر مریوان آلوده به مین است وهمه در معرض تهدید این کابوس پایان ناپذیرند. پنج سال قبل که در روستای نشکاش انفجار مین باعث زخمی ومعلولیت هفت کودک بیگناه شد از جمله گشین که قسمتی از پایش را ازدست داد وآلای پنج ساله یک چشمش را من بسیار متاثر شده و تصمیم گرفتم قسمتی از فعالیتهایم را به موضوع مین اختصاص بدهم تا آن زمان از عمق فاجعه وگستره جغرافیایی آن کمتر خبر داشتم

شصت وچهار روستا و مناطقی از شهر مریوان آلوده به مین است وهمه در معرض تهدید این کابوس پایان ناپذیرند. پنج سال قبل که در روستای نشکاش انفجار مین باعث زخمی ومعلولیت هفت کودک بیگناه شد از جمله گشین که قسمتی از پایش را ازدست داد وآلای پنج ساله یک چشمش را من بسیار متاثر شده و تصمیم گرفتم قسمتی از فعالیتهایم را به موضوع مین اختصاص بدهم تا آن زمان از عمق فاجعه وگستره جغرافیایی آن کمتر خبر داشتم
اخبار روز
اخبار روز -

 
دیگری- پروین ذبیحی متولد شهر بانه، طی سالهای اخیر در کُردستان از طریق سازمان هایی چون انجمن زنان آذرمهر، کانون کودکان، اتحادیه کارگران بی‌کار و اخراجی،در زمینه مبارزه با قتل های ناموسی، ختنه دختران، خودسوزی زنان، سنگسار و خون بس و اعدام فعالیت کرده است. او علاوه بر فعالیت های حقوق بشری، یکی از اعضای فعال انجمن ادبی مریوان نیز بشمار می رود. پروین ذبیحی طی سال های اخیر در زمینه هایی چون نقض حقوق زنان، کودکان، خودسوزی زنان چندین مقاله، تحقیق و پژوهش منتشر کرده و همچنین با برگزاری کارگاه های آموزشی در بالا بردن سطح آگاهی زنان نسبت به معضلاتی که با آنان روبرو هستند بسیار تاثیر گذار بوده است با او مصاحبه ای در مورد وضعیت زنان در کردستان انجام دادیم که دو قسمت ان پیشتر منتشر شده است و اینک بخش سوم آن را که در مورد وضعیت زندگی زنان کرد در مناطقی که هنوز مین در آنها وجود دارد و همین طور زنان کولبر و مشکلات آنان را در ادامه می خوانید.

آیا همچنان کارگاهای مقابله با خطرات مین اجرا می شود و چه راهکارهای مقابله ای و حمایتگرانه دیگر را برای کاهش آسیبهای وارده در این رابطه را پیشنهاد می کنید؟

بله ازپنج سال قبل که در روستای نشکاش انفجار مین باعث زخمی ومعلولیت هفت کودک بیگناه شد از جمله گشین که قسمتی از پایش را ازدست داد وآلای پنج ساله یک چشمش را من بسیار متاثر شده وتصمیم گرفتم قسمتی از فعالیتهایم را به موضوع مین اختصاص بدهم تا آن زمان از عمق فاجعه وگستره جغرافیایی آن کمتر خبر داشتم بعد از ملاقات با این کودکان با عده ایی ازدوستان از مناطق مختلف و همچنین خواهرم که مسئول پیشگیری از معلولیت بهزیستی مریوان است فعالیتمان را آغاز کردیم. کسب خبر از محل وقوع انفجار وشناسایی افراد آسیب دیده و جمع آوری کمکهای مالی از افراد دلسوز ونیک اندیش، جهت کمک به هزینه درمان ٱنان وادامه معالجه، گاها کمک به ادامه تحصیل ، تهیه پروتز مورد نیاز وخلاصه کمک به باز گشتشان به چرخه طبیعی یک بخش از کار ماست وبخش دیگر شناسایی کلیه مناطق ٱلوده به مین است. بعداز آمارگیری یک دوره آموزشی در مورد توانایی مقابله با خطرات مین را گذراندیم وسپس با مجوز سازمان بهزیستی وتعاون روستایی زنان مریوان، روستا به روستا رفتیم و به مردم آموزش دادیم البته در جاهایی که امکانش بود علاوه بر اطلاع رسانی در مورد مقابله با مین، کارگاه های مقابله با خشونت خانگی را نیز برگزار می کنیم.

در اموزش ها ما به این نکته تاکید می کردیم که حتی اگر عضوی از خانواده تان در میدان مین گرفتار شد نباید به او نزدیک شوید زیرا احتمال انفجار مین و آسیب دیدن آنها هم هست.

"او علاوه بر فعالیت های حقوق بشری، یکی از اعضای فعال انجمن ادبی مریوان نیز بشمار می رود"دوری از منطقه واگاه کردن دیگران و مراجع ذیصلاح برای امدادرسانی وخنثی کردن مین بخشی از وظایف کسانی است که با این وضعیت مواجه می شوند. به تبع گفتن و شنیدن این مساله آسان نیست .اما جنبه خوشایند قضیه که بسیار امیدوارمان می کرد ودلگرم به کار ، این بود که بعدازیکی دوسال که مجددا آموزشها را تکرار می کردیم، متوجه شدیم مردم و بخصوص جوانان و نوجوانان همه آن آموزشها را به یاد دارند و در عمل نیز به کار می برند. ناگفته نماند شصت وچهار روستا و مناطقی از شهر مریوان آلوده به مین است وهمه در معرض تهدید این کابوس پایان ناپذیرند؛ از دانش آموزی که به مدرسه می رود تا کودکانی که مشغول بازیند . مردانی که به کشت وکار مشغولند وزنانی که برای امرار معاش سبزی کوهی می چینند ، چوپانی که گله اش را به چرا می برد وکولبر زجردیده و خسته از بارسنگینی که در کوره راهها ودل کوهستان حمل می کند.

در مورد بخش دوم این تهدید و فاجعه بقدری وسیع ودهشتناک است که جز با اراده وخرد جمعی وحمایت مادی و معنوی مردم ،فعالین مدنی ان جی اوهای موجود و ازطرفی حمایت دستگاهای دولتی در زمینه معالجه وپیگیری پرونده مصدومان ، تعیین میزان خسارت و معلولیت ودادن خسارت و مستمری به معلولین آسیب دیده و خانواده جانباختگان ، شناسای مناطق پر خطر ، نصب تابلو و پاکسازی کامل میادین مین ، وجود متخصصین و روانشناسان و وکلا نمی شود اقدام اساسی وریشه ای انجام داد. علاوه بر موارد ذکر شده تلاش برای اشتغالزایی کولبران آسیب دیده یا جانباخته در اثر انفجار مین ضروری است.

در حال حاضر چه کاری به جز اطلاع رسانی در مورد مسائل زنان در کردستان انجام می دهید؟

در حال حاضر یک مغازه تهیه غذا آماده را می گردانم که علاوه بر سه خانم خود سرپرست که امورات مغازه را می چرخانند برای پنج خانواده کولبر نیز وسایل لازم را تهیه کردیم که محصولات غذایی همچون لبنیات ، ترشیجات وسبزی سرخ کرده ، شیرینی تهیه کنند و ما در مغازه علاوه بر خرید نیازهایمان از آنان محصولاتشان را بدون دریافت هیچ کرایه ای بفروش می رسانیم ، برای همسر یکی از کولبران جان باخته هم که علاقه زیادی به خیاطی داشت یک چرخ خیاطی صنعتی خریدیم تا کمک خرجی برای زندگی خودو بچه هایش باشد ، ودر موردی هم مقداری هزینه در اختیار کولبری گذاشتیم که هنگام بر کولبری از کوه سقوط کرده وچشمانش نابینا شده است.در تمام این مدت پنج سال ما از هیچ نهاد ولتی ویا غیر دولتی هیچ نوع بودجه ای دریافت نکرده وکار با همدلی یاران پیش رفته است.

مشکلات رایج زنانی که خود کولبرهستند یا همسران و فرزندان کولبر دارند به جز مواردی که ذکر کردید، چیست؟

اغلب مردان کولبر از اقشار محروم و بیکار جامعه هستند که به کولبری روی می آورند و طبیعی است که زنانشان هم از قشر پایین جامعه هستند و تنها منبع مالی کار مردان خانواده است .

این نکته را هم مدنظر داشته باشید که بیکاری ، تورم و بحران اقتصادی حتی جوانان تحصیلکرده ما را نیز به کولبری کشانده است . مردان یا فرزندان خانواده که مجبور به کولبری هستند دچار ضایعات فراوانی می شوند به عنوان مثال نابینایی ، کمردردهای فراوان ، نقص عضود در اثر انفجار مین و موارد دیگر . بعد از این اتفاق زن خانه باید هم نان آور خانه بشود و هم پرستار همسر و یا فرزندان خود . علاوه بر آن به مشکلاتی که از لحاظ روانی هم برای این زن پیش می آید باید توجه کرد؛ از جمله تحمل بداخلاقی های همسر و یا دلتنگی ها ، غصه ها و نگرانی های او از اینکه از دستش کاری برای همسر و فرزندان برنمی آید . خشونت جنگی و اقتصادی که دامن گیر مرد خانواده است درواقع بیشتر زن خانواده را مورد هدف قرار داده .

"دوری از منطقه واگاه کردن دیگران و مراجع ذیصلاح برای امدادرسانی وخنثی کردن مین بخشی از وظایف کسانی است که با این وضعیت مواجه می شوند"زن باید روی زمین های کشاورزی کار کند ، از دام ها نگه داری کند ، از همسر و فرزندان اسیب دیده خود پرستاری کند ، به مسائل آموزشی فرزندان رسیدگی کند و علاوه بر تمامی این موارد با مشکلات روحی و روانی نیز دست و پنجه نرم کند . زنی که فرزند اسیب دیده از مین دارد علاوه بر پرستاری که وظیفه ای مادری تلقی می شود باید نگرانی های زیادی درارتباط با ادامه معالجه فرزند خود شامل هزینه های سرسام آور درمان هم داشته باشد . درواقع وظیفه ادامه معالجه نیز بر دوش زن خانواده می افتد . عملا قربانی اصلی اینجا زن است ، قربانی خاموشی که هیچکس او را نمی بیند . دلهره ها و نگرانی های زنان برای مردان خانواده به هنگام کولبری را نیز درنظر بگیرید ، نگرانی از اینکه مردان به سلامت به خانه برگردند .

مشکل دیگری که وجود دارد قربانی شدن زنان براثر مین است . مثلا من با یکی از این زنان در روستای منطقه «ژاورود» که بسیار دورافتاده است مصاحبه داشته ام که در سال ۸۷ به هنگام چیدن سبزی های کوهی لبه چاقویش به مین برخورد کرده بود و دراثر انفجار دچار موج گرفتگی شده است. و الآن دچار لکنت زبان و آلزایمر است و هنوز هیچ گونه هزینه درمانی دریافت نکرده است .

زنانی که خود کولبرند علاوه بر تحمل بار سنگین بر شانه های ظریف وشکننده شان ممکن است مورد آزار جنسی و روحی و روانی قاچاقچیان اصلی و صاحبان بار وسرمایه قرار بگیرند . سرمایه داران سیری ناپذیر که سود کلان را آنان به جیب می زنند و از خطراتی چون سقوط از کوه انفجار مین یخ زدن کشته ویا معلول شدن در امانند واین کولبران رنجدیده هستند که برای چندر غاز سر راه با چنین خطرات هولناکی روبرویند.

در پایان اگر مطلبی هست که فکر می کنید خوب است به ان اشاره کنید به فرمایید

در مورد خشونت به این مساله اشاره کنم که بسیاری از دختران در حال حاضر خشونت را به هیچ وجه قبول نمی کنند برای مثال ادامه تحصیل می دهند ، طلاق می گیرند ، علیه خشونت های مرد خانه قد علم کرده اند و بسیاری از این زنان خشونت دیده با دیگران ارتباط برقرار می کنند و دررابطه با حقوق خود صحبت می کنند و اینها همگی نتایج آموزش ها و آگاه سازی ها هستند. من معتقد هستم که پابه پای سنت های سیاه و ارتجاعی قوانین زن ستیز گرایشات شدید ناسیونالیستی نیز بر خشونت علیه زنان تأثیرگذارند .

"ناگفته نماند شصت وچهار روستا و مناطقی از شهر مریوان آلوده به مین است وهمه در معرض تهدید این کابوس پایان ناپذیرند؛ از دانش آموزی که به مدرسه می رود تا کودکانی که مشغول بازیند "دربعضی منابع باور به ناسیونالیسم پدید آورنده حس وفاداری شور و وابستگی افراد به عناصر تشکیل د هنده آن قوم یا ملیت از جمله نژاد، زبان، سنتها، ارزشهای اجتماعی وبه طور کلی فرهنگ است که گاها موجب اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملتها می شود. گرچه در طول تاریخ زنان کرد گاها به موفقیتهای چشمگیرسیاسی دست یافته اند ازجمله در ایران وامپراتوری عثمانی حاکم بر مناطق خودمختار کرد نشین بوده اند وبه عنوان زنان مبارز وشجاع درمیدان نبرد شناخته شده اند ،همپای مردان حضور یافته ودست در دست آنان رقصیداه اند،اما این یک روی سکه است. روی دیگر سکه، زنان کرد قربانی اشکال مختلف خشونت از جمله خشونت خانگی ، قتل ،ختنه ، خودسوزی چند همسری ... هستند زیرا در جامعه مرد سالار کردستان هویت مردانه براساس میزان کنترل مرد بر زن سنجیده می شود .

وسخن آخر اینکه در طول سالیانی که در حوزه زنان وکودکان وعلیه هرنوع آپارتاید تلاش کردهام وبا افراد وانجی اوهای مختلف رابطه داشتم بزرگان ونخبگانی که ازآنان درسها آموختم وبر دانش وتجربیاتم افزودم تابه امروز وحتی از زمانهای قبلاز آن به لحاظ تیوری وعملی بر باور همیشگیم پایندم که اقتصاد همیشه در اولویت است و معتقدم برای توانمند سازی زنان خشوت دیده وافزایش اعتماد به نفسشان باید به آنها یاد داد که با اشتغالزایی وکسب در آمد میتوانند شرایط اسفباری را که در آن به سر میبرند تغییر دهند وقطعا اگر برایشان ظرفیت اقتصادی فراهم شود علیه وضع موجود واشکال مختلف خشونت که بر آنان اعمال میشود قاطعانه تلاش خواهند کرد ناگفته نماند در کنار آن با برپایی ورکشاپهای مختلف و مطالعه آموزششان باید از لحاظ فکری نیز توانا شوند.

شما هر چند که برایشان توضیح دهید وقتی که دستشان خالی است وبدن پشتوانه است فایده ایی نخواهد داشت اما اگر به لحاظ قتصادی مستقل باشد دل بزرگی دارد .شادتر وبا امید واعتماد به نفس زندگی خواهد کرد.

ودر پایان روی سخنم با فعالان زنان است تاکنون در سال ۹۸، ۱۰-۱۲ زن در کردستان به قتل رسیده اند اما متاسفانه صدایی ازفعالان زنان سایر شهرها بلند نشده است این درحالی است که زنان کردستان همیشه در کنار فعالان زنان از سراسر ایران هستند .به هرحال به امید روزی که صلح در سرتاسر جهان حاکم شود و اثری از خشونت نماند و هیچ گونه نابرابری و مناسبات ظالمانه جامعه طبقاتی و زن ستیز در دنیا وجود نداشته باشد و تمام انسان ها در شرایطی برابر در دنیایی بهتر در صلح و آرامش و شادی زندگی کنند.

با تشکر از وقتی که در اختیار دیگری قرار دادید.

*بخش های اول و دوم این گفتگو :

قتل ناموسی ارمغان مردسالاری برای زنان کرد www.akhbar-rooz.com

جو امنیتی به خشونت علیه زنان کرد دامن زده است www.akhbar-rooz.com

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

منابع خبر