بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت آغاز ماه مهر؛ ماه جستجوی امید و آگاهی در راه علم و آزادی

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت آغاز ماه مهر؛ ماه جستجوی امید و آگاهی در راه علم و آزادی
کلمه
کلمه - ۱ مهر ۱۳۹۲

چکیده :از این مناسبت استفاده می کنیم تا یاد کنیم از دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و اساتیدی که در طول مبارزات حق طلبانه مردم ایران، از جنبش مشروطه خواهی تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از دوم خرداد تا جنبش فراگیر سبز، از جان و آسودگی خود گذشتند و بر بذر هویت خود، آب اندیشه پاشیدند تا زمینه ساز دستیابی ایرانیان به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت باشند. ...

شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت ماه مهر بیانیه ای صادر کرد. متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

به نام خدا

معلمان و اساتید گرانقدر، دانش آموزان و دانش جویان رهرو علم و آزادی، همه فرزندان صبور این آب و خاک

با سلام و درود بر شما

ماه مهر، آغاز راه جستجوی دانش و پیمودن راه بینش و پویش راهی برای خواستن و توانستن است که جرقه شوق را در دل میلیون ها جوان و نوجوان میهن مان به آتشی روشنی بخش بدل می کند. این آغاز را به همه شما هموطنان آزاده و پی جوی راه علم و آزادی شادباش می گوییم و از صمیم قلب برای همگان توفیق و تعالی آرزومندیم.

راه سبز امید، حامل معنای زیستنی همراه با امید و آرمان است که بخشی از آن حتما در آموختن بدست می آید. آرزوی ساختن انسان هایی آزاد و عالم که علم را دروازه رشد، خرد را راه رهایی و تعالی و آزادی را موجب رشید زیستن، آگاه ماندن و آگاهی پراکندن می دانند.

"آرزوی ساختن انسان هایی آزاد و عالم که علم را دروازه رشد، خرد را راه رهایی و تعالی و آزادی را موجب رشید زیستن، آگاه ماندن و آگاهی پراکندن می دانند"راه سبز امید، رویایی دست نیافتنی و راهی در غبار نیست. راهی است که تعالیم دین و فرهنگ و تاریخ میهن ما ایران، نسبت به تحقق و تولد آن بشارت داده و نور امیدی است که خاموشی نمی گیرد، همچنان که امید در راه بودن است و بذر هویت ما. جوانان امروز این مرز و بوم با زیستن این امید به باروری بذر آن در فردای بهتر و روشن تر نوید می دهند. این راه، رفتنی است، گرچه این راه دشواری ها و فراز و نشیب های فراوان دارد. شورای هماهنگی راه سبز امید در کنار تمام هموطنان و ایرانیان سراسر کشور باور دارد که داور دادار همت مردان سخت کوش را پاس می دارد و روشنی را جز به آنان که راه علم و کمال را با آزادگی و حریت پیمودند، عطا نمی فرماید.

با توجه به همین باور است که می کوشیم راه رفته را دوباره نپیماییم و در کنار مردم از دولتمردان می خواهیم به طور واقعی و از دیده نقاد عبرت آموز، به نقد و نظر گذشته بنشینند و هر خطایی را تجربه نپندارند و از قالب های خودساخته، سنت نسازند. سنت در تاریخ دین و فرهنگ این ملک ذخیره شده و می شود بدون بدفهمی و گزینش گری سلیقه ای و تنگ نظری شخصی، به برداشت محصول از دل بارور آن دست زد، منتها با دستی دردآشنا و چشمی تیزیاب.

بر مسئولان و دولتمردان کنونی است که نسبت به اصلاح شیوه تهیه و تدوین کتب درسی در آموزش و پرورش و آموزش عالی دغدغه های جدی داشته باشند. شیوه های تربیتی و برنامه ریزی درسی که اکنون در مدارس ما اجرا می شود و همچنان نیز مورد اصرار است، شیوه ای منسوخ و مانع باروری قدرت خلاقه و شکوفایی نوجوانان ماست. باعث تاسف است که با وجود این همه استعداد و اراده های آماده فعالیت و پویایی، فرزندانمان را در پستوهایی فاقد هیچ گونه امکان باروری و رشد و استعدادیابی قرار دهیم و این همه ثروت ملی را از آنها دریغ ورزیم، در حالی که این ثروت حق آنها و متعلق به آنهاست؛ بذر گل هایی خوش بو و زیبا که در تنگنای کوره پزخانه تنگ نظری ما به آسانی به یغما می روند و نصیبی از نور و گرمای سازنده ندارند. مدرسه باید به مکانی برای رشد دانش آموزان پرسش گری تبدیل شود که با تکیه بر خودباوری و استعدادهای درخشان شان، راهی به سوی آینده ای درخشان تر برای خود و جامعه شان جستجو کنند و عشق به میهن و دغدغه خدمت به مردمشان با جان های پاک و شادابشان درآمیخته باشد.

نظام آموزشی ما نیازمند تغییر و اصلاح جدی است.

"راهی است که تعالیم دین و فرهنگ و تاریخ میهن ما ایران، نسبت به تحقق و تولد آن بشارت داده و نور امیدی است که خاموشی نمی گیرد، همچنان که امید در راه بودن است و بذر هویت ما"هم اکنون نظام های آموزشی در دنیا وجود دارد که نه تنها با سنت های بومی و دینی ما در تضاد نیست، بلکه گاه از آنچه ما ناآگاهانه به دین تحمیل می کنیم، به آموزه های متون مقدس نزدیک تر و به اهداف آفرینش جهان و انسان، متمایل تر است. شیوه نگارش و تولید کتاب های درسی نیز خود داغ دیگری است که باید بویژه برای تامین محتوای آن فکری کرد. تربیت و تعلیم فرزندان ما در فضای سانسور و سرکوب و گزینش تکه تکه شده دانش به سبک و سلیقه ما، نامش هرچه باشد نه خیرخواهی است نه علم خواهی نه دین خواهی. این فرزندان در جاهای دیگر و از منابع دیگر با بریده های جداشده از متن تاریخ و اجتماع و دین خود روبرو می شوند و ما بدون توجه به این که تکه های بریده شده درآنجا با چه سلیقه و هدفی و به چه شیوه ای ارایه داده می شود، بعد از گذر چند سال، مثل امروزی تازه به فکر می افتیم که چرا منابع مورد استناد فرزندانمان به جای منابع داخلی و درسی شان، متون دیگر و منابع غیر است. فضای اطلاعات و ارتباطات را نفهمیدیم و به نتایج گزینش گری و تکه تکه کردن دانش بشری فکر نکردیم و از این نتایج هم حیرت می کنیم حال آنکه حاصل بذری است که خود کاشته ایم.

اگر باور داریم که دانش آموزان و دانشجویان سرمایه های فردای ما هستند نه هزینه های امروز ما که باید به نحوی از سر بازشان کنیم، باید لختی درنگ کنیم که ادامه این راه ناصواب به صلاح است؟ به دولتمردان جدید باید برادرانه وبه صراحت متذکر شویم که ادامه این روند خسارت بار و خردسوز، هیچ به صلاح بقای ایران و نسل جوان ما نیست و فقط بر عمق شکاف ها می افزاید. کتاب های درسی، به ویژه در زمینه علوم اجتماعی، تاریخ و تعلیمات دینی، که به حب و بغض های سیاسی و خرافه پرستی و آلوده باشد، جان های تشنه حقیقت را سیراب نمی سازد و جستجوگران را به سراغ سراب های بی فرجام دیگر رهنمون می کند.

این همه را که کنار وضعیت حقوقی و جایگاه و حرمت معلمان این سرزمین بگذاریم، چاره ای جز اعتراض به ادامه این روند نداریم. باید پرسید در سرزمینی که معلمانش با چند شغل هم از پس کفاف مخارج زندگی بر نمی آیند، چگونه می شود انتظار داشت سهم بی بدیل خود را در فرآوردن بزرگ ترین سرمایه هر کشور که همانا نیروی انسانی کارآمد، خلاق و با نشاط ایفا کنند؟ از استادان دانشگاه نظام آموزش عالی که شأن و منزلت و آزادی شان را نادیده می گیرد، چگونه می توان انتظار داشت که همپای دانشمندان مراکز علمی پیشرفته دنیا به پیشبرد مرزهای دانش اهتمام ورزند؟ این ها دردهای تلمبارشده چند دهه زندگی کنونی ماست.

متاسفانه، این شیوه تنگ نظرانه و سلیقه ای در دانشگاه های ما به رویه جاری تبدیل شده و بخصوص در حوزه علوم انسانی با شدت و حدت بیشتری پی گرفته می شود. رویاهای خام و غیرعلمی جای رویکرد نقادانه و عالمانه را در دانشگاه ها گرفته و آسیب های جدی را متوجه دانشجویان و اساتید باسابقه و عالم ما در رشته های مختلف، بویژه در علوم انسانی کرده است. فراهم ساختن فضای غیرامنیتی سالم و تضمین آزادی بیان، فضای رخوت و رکود را از چهره دانشگاه های ما می زداید و دانشجویان را در مسیر پرورش ایده ها قرار می دهد و استادان را به پاسخ گویی رها از نگرانی های امنیتی تشویق می کند.

"جوانان امروز این مرز و بوم با زیستن این امید به باروری بذر آن در فردای بهتر و روشن تر نوید می دهند"تدوین متون درسی غیردستوری، پنجره ای اطمینان بخش به مرزهای دانش جهانی و استفاده از میراث فکری و فرهنگی بشریت می گشاید و امکان گزینش آزادانه و آگاهانه دستاوردهای علمی توسط پژوهشگران را مهیا می سازد.

سیل مهاجرت اساتید بزرگ و بازنشسته کردن غیر موجه یا تعلیق از تدریس و شغل در سالیان اخیر، بیشترین صدمات را متوجه روند علمی کشور و رشد و آموزش دانشجویان ساخته است. ستاره دار کردن دانشجویان و محرومیت از تحصیل که هیچ منطق حقوقی و قانونی ندارد و در هیچ محفل منطقی و محکمه شرعی و قانونی پذیرفته نیست هنوز از دانشجویان و اساتید ما قربانی می گیرد و مگر می شود با تداوم این روند به اصلاح قواعد علمی و بازگشت روحیه آکادمیک به دانشگاه ها و خلق نظریه های جدید و کسب دستاوردهای نو اندیشید؟ برای اساتیدی که سال ها دانشگاه را چون خانه خود زیسته اند و چراغشان در آن خانه می سوزد و به رغم وضعیت حقوقی و مالی نابهنجار و نادرست پذیرفته اند که در میهن خود به فرزندان وطنشان خدمت کنند و این همه سختی را با سخاوت به جان بخرند، جای چه تحمیل و تضییع دیگری باقی است که در حقشان روا نداشته ایم؟ اکنون جای این پرسش است که حاصل کرسی های آزاداندیشی و تولید علم چه شد و اکنون حاملان و واضعان آن واژه ها، که تولید علم را در غیاب آزادی علمی خواستند، چه دستاوردهایی به ارمغان آوردند و حاصل آنهمه هزینه و سرمایه گزاری از بیت المال برای تولید علم مطلوب آقایان کدام کتاب ها و نظریات نوین در کدام حوزه ها چیست؟

این همه گوشه هایی از واقعیت تلخ موجود است که همه ما در آن زندگی می کنیم. جای تامل و درنگ جدی است. به کجا چنین شتابان؟ از مقاصد و اهداف چنین سیاستگزاری ها، چه کسانی و چه گروه هایی سود بردند و هزینه این منفعت طلبی تا کجاست؟ این همه پرسش هایی است نقادانه و مصلحانه که شورا، به عنوان صدای همراهان سبز مردمی که تغییر و اصلاح در وضعیت زندگی خود را در همه حوزه ها خواستار بودند و نیز به عنوان دیده بان جامعه مدنی و ایستاده در کنار مردمی که خود بخشی از آن است، از متولیان امر می پرسد و خواسته اش پاسخگویی شفاف و بی مجامله است تا گره ها به تدریج گشوده شود یا نشانی از تلاش برای گشودن گرهی یافته شود.

اکنون، ما هم در کنار شما مردم امیدواریم. امیدواریم که انتخاب آگاهانه و درست در سطح مدیریت آموزش و پرورش و آموزش عالی و تعیین اندیشیده رؤسای دانشگاه ها باعث شود که «تغییر» به «تحول» بینجامد.

امیدواریم به اصلاح کژی های انباشته شده سالیان اخیر، و به بازگشت به راه ملت و صلاح مردم به دور از فریب و نیرنگ و مجامله و مصلحت اندیشی هایی که حقیقت خواهی را قربانی بقای در قدرت به هر قیمت کند، چرا که مردم ما نامحرم نیستند و این سرنوشت آنهاست که به تصمیم های مدبرانه و حق مدارانه گره خورده است.

از این مناسبت استفاده می کنیم تا یاد کنیم از دانش آموزان، دانشجویان، معلمان و اساتیدی که در طول مبارزات حق طلبانه مردم ایران، از جنبش مشروطه خواهی تا نهضت ملی شدن نفت، از قیام پانزده خرداد تا انقلاب اسلامی، و از دوم خرداد تا جنبش فراگیر سبز، از جان و آسودگی خود گذشتند و بر بذر هویت خود، آب اندیشه پاشیدند تا زمینه ساز دستیابی ایرانیان به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت باشند.  نیز باید یاد کنیم از رهبران جنبش سبز مردم ایران، حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، دکتر زهرا رهنورد و مهندس میرحسین موسوی، که همگی افتخار خدمتگزاری در نظام تعلیم و تربیت این مرز و بوم را در کارنامه خود دارند و نزدیک به هزار روز است در حصر و حبسی ظالمانه به سر می برند و چشمان میلیون ها ایرانی، در انتظار آزادی آنان و همه زندانیان سیاسی پس از حوادث سال ۸۸ است.

شورای هماهنگی راه سبز امید

۱ مهر ۲۰۱۳

منابع خبر