پنجمین ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ سبز ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ؛ اطاعت از مستبد انسان را حقیر می کند

پنجمین ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ سبز ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ؛ اطاعت از مستبد انسان را حقیر می کند
کلمه
کلمه - ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۲

چکیده : اطاعت از مستبد انسان ها را حقیر و پست می کند و تمامی شخصیت وجودی آنها را نفی می کند، چه بسیار انسانهای بزرگی که تسلیم "اطاعت" مستبدین نشدند و سر بر این راه گذاردند، سراسر تاریخ سرشار است از خدمت جاری آنها....

یکی از زندانیان سبز محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در پنجمین نامه به دخترش می نویسد: اطاعت از مستبد انسان ها را حقیر و پست می کند و تمامی شخصیت وجودی آنها را نفی می کند، چه بسیار انسانهای بزرگی که تسلیم “اطاعت” مستبدین نشدند و سر بر این راه گذاردند، سراسر تاریخ سرشار است از خدمت جاری آنها.

به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که قصد دارد نامه هایش را هر هفته به قصد ثبت در تاریخ منتشر کند، با تاکید بر اینکه اعتراض من و همفکران من به وجود، تولید و باز تولید رابطه سلطه- اطاعت، هرگز دعوت به آغاز سیستم هرج و مرج نیست، بر عکس دعوت است به نظم و قانون و قاعده. می نویسد: در جوامع توسعه نیافته منشاء اطاعت، قدرتی غیر از حاکمیت مردم است، این قدرت از زور، ثروت و فرهنگ، ایدئولوژی و دین حاصل می شود. و اغلب دایره آن را مستبد، نظام سلطه و منافع آنها مشخص می کند و به همین جهت همه اجزا، جوانب و ذرات زندگی مردم از آن مصون نمی ماند. ولع چنین نظامی برای اعمال سلطه تا درون اتاق خواب مردم نیز ساری و جاری است. ما سبزها با چنین نظام سلطه – اطاعتی مخالفیم و با آن مبارزه می کنیم.

اولین نامه زندانی سبز به دخترش؛ در عمق چشمان بسیار غمگین تو

دومین نامه زندانی سبز به دخترش؛ رازهای سرزمینمان را با تو می گویم‎

سومین نامه زندانی سبز به دخترش؛ تاریخ دراز شکنجه‌ها و رنج‌ها در سرزمین ما

ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ سبز ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ؛ فراسوی سلطه گری و سلطه پذیری

متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

در نامه قبلی بخش کوچکی از رنج هایی را که به واسطه مبارزه با سلطه و انقیاد مستبدین بر ملت ما رفت، توضیح دادم.

"می نویسد: در جوامع توسعه نیافته منشاء اطاعت، قدرتی غیر از حاکمیت مردم است، این قدرت از زور، ثروت و فرهنگ، ایدئولوژی و دین حاصل می شود"یکی از مسائل مهم از ورای همه آن حوادث تلخ، دو گانه سلطه – اطاعت است. گروهی از مردم شکنجه می شوند و گروه کمتری آنها را شکنجه می دهند، دسته ای اطاعت می کنند و دسته ای فرمان می رانند. جمعی استبداد پذیرند و اندکی مستبد، قرن ها است که این خوره سلطه- اطاعت بر جان ملت ما افتاده و هر روز بیش از روز پیش ما را ضعیف و ضعیف تر، عقب مانده و عقب مانده تر، توسعه نیافته و توسعه نیافته ترمی کند.

و تو چه میدانی که اطاعت چیست؟ اطاعت از مستبد انسان ها را حقیر و پست می کند و تمامی شخصیت وجودی آنها را نفی می کند، چه بسیار انسانهای بزرگی که تسلیم “اطاعت” مستبدین نشدند و سر بر این راه گذاردند، سراسر تاریخ سرشار است از خدمت جاری آنها.

انسان ها در طول تاریخ همواره بر سر پذیرفتن دو راهی یا سرباز زدن از اطاعت هستند، گاه اولی و گاه دومی را می پذیرند. جاهای زندگی ما پر است از انتخاب های ناگزیر از اطاعت و گریز از اطاعت . رابطه ما در خانه، مدرسه، اداره و محل کار، بازار و اقتصاد، فرهنگ و زندگی همه تحت تاثیر دوگانه سلطه – اطاعت است.

مامورم و معزور، این عبارت رمز انتخاب است، در واکنش به دو موقعیتی که هر لحظه در نظام سلطه در برابر ما وجود دارد.

موقعیت اول آن است که خود را همچون ابزاری ببینیم که امیال شخص دیگری را اجرا می کند و به همین دلیل نیز خودتان را مسئول آنچه انجام می دهیم نمی بینیم، و موقعیت دوم آن است که در برابر خواست دیگری بیندیشیم، فرصت انتخاب را داشته باشیم و مسئولیت آنچه کرده ایم را پذیرا باشیم.

پس اطاعت یعنی صرف خواست یک فرد یا نظام به عنوان یگانه دلیل انجام عمل. اما اطاعت و سلطه همیشه اینگونه لخت و عور ظاهر نمی شوند، گاه جنبه هایی از همکاری را در بر می گیرد و گاه آن چنان در پیچ و خم ساختار اجتماعی ریشه می دواند که گویی طبیعی ترین رفتار ممکن برای گروهی سلطه است و برای گروهی دیگر اطاعت، مثل رابطه معلم – شاگرد، رئیس – کارمند، ارباب – رعیت، شاه – ملت، ولی – عبد، چوپان – گوسفند و… . مطمئن هستم اکنون تو می توانی شواهد زیادی را در زندگی روزمره جستجو کنی که این رابطه سیاه و جهنمی را بازتولید و تکثیر می کند.

دخترم

باید تاکید بکنم که اعتراض من و همفکران من به وجود، تولید و باز تولید رابطه سلطه- اطاعت، هرگز دعوت به آغاز سیستم هرج و مرج نیست، بر عکس دعوت است به نظم و قانون و قاعده. قطعا اطاعت لازمه زندگی اجتماعی است، در کشورهای توسعه یافته نیز گروهی مدیریت می کنند و گروهی دیگر مجری دستورات هستند. تفاوت این گونه اطاعت با آنچه در جوامع استبداد زده مثل جامعه ما درجریان است، ماهیت و منشا اطاعت است.

"و اغلب دایره آن را مستبد، نظام سلطه و منافع آنها مشخص می کند و به همین جهت همه اجزا، جوانب و ذرات زندگی مردم از آن مصون نمی ماند"در جوامع توسعه یافته منشاء اطاعت حاکمیت مردم است که در چارچوب قوانین و مقررات اعمال می شود، قوانین و مقرراتی که در دایره و مرزهای روشنی برای اطاعت ترسیم کرده است، اما در جوامع نیافته منشاء اطاعت، قدرتی غیر از حاکمیت مردم است، این قدرت از زور، ثروت و فرهنگ، ایدئولوژی و دین حاصل می شود. و اغلب دایره آن را مستبد، نظام سلطه و منافع آنها مشخص می کند و به همین جهت همه اجزا، جوانب و ذرات زندگی مردم از آن مصون نمی ماند. ولع چنین نظامی برای اعمال سلطه تا درون اتاق خواب مردم نیز ساری و جاری است. ما سبزها با چنین نظام سلطه – اطاعتی مخالفیم و با آن مبارزه می کنیم.

اشتراک‌گذاری:

منابع خبر