زنان در بازار کاری که بر مبنای جنسیت تقسیم شده است، به بخش ثانویه بازار کار رانده شده اند، که متشکل است از مشاغل با درآمد کم، ارزش و منزلت پایین، و مهارت اندک. در چنین شکلی از اقتصاد، فرودستی زنان نه تنها در اشتغال که در سایر شئون حیات اجتماعی رقم می خورد، بنابراین موقعیتِ فرودست زنان و حتی بازماندگیِ سیاسی و فرهنگی آنها نیز با سازمان مبتنی بر جنسیتِ اشتغال و ماهیت سلسله مراتبی آن قابل توضیح است

زنان در بازار کاری که بر مبنای جنسیت تقسیم شده است، به بخش ثانویه بازار کار رانده شده اند، که متشکل است از مشاغل با درآمد کم، ارزش و منزلت پایین، و مهارت اندک. در چنین شکلی از اقتصاد، فرودستی زنان نه تنها در اشتغال که در سایر شئون حیات اجتماعی رقم می خورد، بنابراین موقعیتِ فرودست زنان و حتی بازماندگیِ سیاسی و فرهنگی آنها نیز با سازمان مبتنی بر جنسیتِ اشتغال و ماهیت سلسله مراتبی آن قابل توضیح است
اخبار روز
اخبار روز - ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸


 
"کارگر" بر اساس قالب های ذهنی از پیش شکل گرفته، یک مفهوم مذکر تلقی می شود و لاجرم زنان کمتر در ذیل مفهومِ کارگر به حساب می آیند. زن کارگر چه به لحاظ تاریخی و چه در دوره معاصر نقش اش در تولید و فعالیت اقتصادی اش عموماً و عملاً پنهان مانده است. به همین ترتیب بحث از زن کارگر تنها به صورت یک ضمیمه و حاشیه مجال طرح می یابد.

مروری بر وضعیت زنان در بازار کار ایران نشان می دهد، که این وضعیت، به شدت متاثر از تبعیض جنسیتی است، به طوری که در دو دهه اخیر نرخ مشارکت اقتصادیِ زنان کاهش یافته، میزان بیکاری بیشتر شده، احتمال اخراج بالا رفته، هشتاددرصد زنان در مشاغل بدون بیمه کار می کنند، حوادث شغلی آنها بازنمایی نمی شود، تاسیس شیرخوارگاه و مهدکودک به فراموشی سپرده شده و تفکیک شغلی بر اساس جنسیت تشدید و گسترش یافته است.

توضیح جایگاه فرودست زنان با نحوه سازمان اشتغال که در آن تفکیک مشاغل برمبنای جنسیت، صورت گرفته، قابل توضیح است. زنان در بازار کاری که بر مبنای جنسیت تقسیم شده است، به بخش ثانویه بازار کار رانده شده اند، که متشکل است از مشاغل با درآمد کم، ارزش و منزلت پایین، و مهارت اندک. در چنین شکلی از اقتصاد، فرودستی زنان نه تنها در اشتغال که در سایر شئون حیات اجتماعی رقم می خورد، بنابراین موقعیتِ فرودست زنان و حتی بازماندگیِ سیاسی و فرهنگی آنها نیز با سازمان مبتنی بر جنسیتِ اشتغال و ماهیت سلسله مراتبی آن قابل توضیح است.

تفکیک مشاغل بر اساس جنس و رانده شدن زنان به بخش ثانویه اقتصاد، محصول همدستی و پیوند نظام پدرسالاری و سرمایه داری است.

"   "کارگر" بر اساس قالب های ذهنی از پیش شکل گرفته، یک مفهوم مذکر تلقی می شود و لاجرم زنان کمتر در ذیل مفهومِ کارگر به حساب می آیند"در نظام پدرسالاری که بر سرمایه داری تقدم تاریخی دارد، مردان، در خانواده به عنوان یک نهاد اقتصادی نظارت و کنترل داشتند. سرمایه داری گرچه بنیاد اقتصادی پدرسالاری را نابود کرد اما نتوانست پدرسالاری را از میان بردارد. در واقع با ظهور سرمایه داری، و با آغاز جدایی بین حوزه عمومی و حوزه خصوصی، نظام نظارتی مرد بر زن، که تا پیش از آن در حوزه ای شخصی و خصوصی اعمال می شد، به میانجی نهادهای اجتماعی مثل دولت و دین به حوزه عمومی کشیده شد. تقسیم کار جنسیتی در روند تولید، سرمایه داری را راضی و منتفع می کند، چون دستمزد کمتری پرداخت می کند و شانه خالی کردن از زیر بار تعهداتش به نیروی کار امکان پذیر می شود. دستمزد پایین و موقعیت متزلزل زنان در بازار کار، وابستگی زنان به مردان را رقم می زند و موجب می شود که ازدواج تنها راه حل پیش روی آنها باشد و زن ناگزیر به کار بدون مزد و غیرتولیدی در خانه و خدمت به شوهر تن می دهد.

با خانه نشین شدن زن، هم دستمزد مرد احتمالاً بیشتر می شود و هم از مزایای تقسیم کار در منزل بهره مند می شود.

تفکیک مشاغل بر اساس جنسیت، حال چنان عادی و کارکردی شده است که کار موقتی و پاره وقت به عنوان یک گزینه مطلوب و انعطاف پذیر و متناسب با وضعیت زنان متاهل تلقی می شود که آنها را قادر می سازد با نقش خانگی شان کنار بیایند و از این رو استثمار موجود و مستتر در آن، نادیده گرفته می شود.

زنان طبقه کارگر نه تنها از طبقه فرادست و مسلط صدمه می بینند، که از مردان طبقه خود نیز جفا می بینند. مقاومت در برابر کار زنان، ریشه های تاریخی دارد، به طوری که رقابت زنان که مهارت کمتر داشتند و به تبع آن دستمزد کمتری دریافت می کردند، "رقابت کثیف" نامیده می شد. زن کارگر نه به عنوان "رفیق" که به عنوان "رقیب" درک می شد، که چنین دیدگاهی اگر چه در انترناسیونال اول اصلاح شده، اما هنوز هم، یک نگرش فراگیر به کار زنان مخصوصاً در ایران و در بحران بیکاری کنونی است.

زنان کارگر، با وجود ستم مضاعفی که متحمل می شوند، کمتر به وضعیت فرودستی و بهره کشی که در آن گرفتارند اعتراض می کنند، چون به دلایل تاریخی کمتر از مردان امکان سازماندهی و تشکل یابی داشته و دارند، از طرفی در تشکل های کارگری که مردان تاسیس کرده اند، مسایل و مطالبات زنان کارگر در حاشیه و کمرنگ هستند. علاوه بر فقدان سازماندهی، عامل دیگری که در عدم طرح مطالبه توسط زنان کارگر تعیین کننده بوده است، همان حضور آنان در بازار کار ثانویه و شرایط شغلی متزلزل، ناامن و موقتی شان و همزمان خیل زنان بیکاری است که می توانند جایگزین زنان شاغل شوند. در چنین شرایطی زن کارگر ناگزیر به سکوت و تحمل شرایطی است که در آن ستم مضاعف بر او تحمیل می شود.



منبع: تلگرام نویسنده

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

منابع خبر