سرخط
۸ خبر مرتبط
‏ ‏اما اين گونه نبود و نيست که مردم با سکوت يا سازش يک نفر دست از‏ ‏حرکت خود بردارند، بلکه پس از مدت کوتاهی بلاتکليفی به زودی اين‏ ‏حرکت از نو و با شکلی کور و در حالی که به هيچ يک از دلبستگان به نظام‏ ‏اعتماد نداشت آغاز می‎شد، و چه بسا ديگرانی که برای اين کشور و ملت‏ ‏خواب های ناگوار ديده اند در هدايت آن به سوی منافع و مطامع خود طمع‏ ‏می‎کردند. ‏ ‏هدف ديگر از اين بيانيه و نيز بيانيه ها و حرکات قبلی اين است که‏ ‏تکاپوهای مردم در چهارچوب نظام باقی بماند و در دام ساختارشکنی های‏ ‏خطرناک نيفتد. اين خطری است که اگر محقق شود به راحتی می‎تواند از‏ ‏ايران افغانستان و عراقی ديگر بسازد. ما نمی توانيم برای خوش آمد کسانی‏ ‏که نمی توانند اين خطر را ببينند وظيفه خود را در پيشگيری از آن فراموش‏ ‏کنيم ، کما اين که نمی توانيم بدون اثبات تعهد خود نسبت به خواسته های به‏ ‏حق مردم و بازگو کردن آن در گفته های خود از آنان دعوتی برای آرامش‏ ‏داشته باشيم . ‏ ‏مرحوم ملا محسن فيض کاشانی در رساله الفت نامه غايت اکثر تکاليف‏ ‏شرعيه را حصول محبت و الفت اجتماعی ذکر می‎کند. نتيجه ای که از اين‏ ‏محبت و الفت ناشی خواهد شد همان چيزی است که در علوم جديد از آن با‏ ‏عنوان شبکه های اجتماعی نام می‎برند، به عنوان راهی برای مهار حکومت‏ ‏و بازداشتن آن از تکرار خطاهايش ، و به مثابه روشی که به سرزندگی‏ ‏اجتماعی بينجامد و بستری که توان ها و عواطف به هيجان آمده را در بستر‏ ‏خود جای دهد و از سرريزهای تخريب کننده آن جلوگيری کند، تقويت‏ ‏شبکه های اجتماعی در اين بيانيه توصيه شده است . اين پيشنهاد‏ ‏می‎توانست بنا بر آن چيزی که فيض می‎فرمايد رونويسی از نسخه اسلام‏ ‏تلقی شود، اگر چه کسانی که در بی انصافی مبالغه می‎کنند آن را رونويسی از‏ ‏نسخه سيا خوانده اند. ‏ ‏و سرانجام در اين بيانيه راهکارهايی برای برون رفت از بحران فعلی ارائه‏ ‏شده است که اميدوارم مورد اعتنا قرار گيرند. ‏ ‏‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏‏ ‏ ‏با احترام - مير حسين موسوی ‏ پاسخ آيت الله العظمی منتظری: ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏ ‏جناب آقای مهندس ميرحسين موسوی دامت توفيقاته ‏ ‏پس از سلام و تحيت ; نامه مورخ ‏۱۳۸۸/۶/۲۱‏ جنابعالی همراه با ضميمه ‏ ‏آن واصل و ملاحظه گرديد. شخصيت جنابعالی و تعهدتان نسبت به‏ ‏ارزشهای دينی و اخلاقی و اهداف انقلاب و خدمات ارزنده دولت شما در‏ ‏دوران جنگ تحميلی و حمايت های مکرر مرحوم امام خمينی (ره ) از شما برای‏ ‏همگان روشن است . در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير و وقايع و‏ ‏فجايع بعد از آن که شما مورد توجه اقشار وسيعی از مردم و نخبگان قرار‏ ‏گرفتيد، در حقيقت از آزمايش و ابتلاء بزرگی در پيشگاه خداوند متعال و‏ ‏در مقابل مردم آگاه ، سربلند بيرون آمديد; و تاکنون در حد امکان و توان‏ ‏خويش از حقوق تضييع شده مردمی که با شرکت در انتخابات رياست‏ ‏جمهوری افتخار بزرگی را برای کشور آفريدند دفاع نموديد، که جای بسی‏ ‏تقدير و تشکر دارد. ‏ ‏امور پيشنهادی ضميمه نامه جنابعالی که در حقيقت تقويت و فعال نمودن‏ ‏شبکه های اجتماعی و نهادهای مردمی است ، اموری معقول و سنجيده و‏ ‏مطابق مقتضای حال و شرايط کشور، و نيز مطابق دستور قرآن است که‏ ‏می‎فرمايد: (يا ايها الذين آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا...)، (سوره ‏ ‏آل عمران ، آيه ۲۰۰); اگر با انصاف و به دور از تنگ نظری مورد بررسی قرار‏ ‏گيرد و آنها را عملی سازند و جو پليسی و بگير و ببند کنونی خاتمه يابد،‏ ‏می‎تواند راه مفيد و موثری برای برون رفت از بحران کنونی - که در اثر‏ ‏قدرت طلبی و خودخواهی و غرور و ندانم کاری ها دامنگير جمهوری‏ ‏اسلامی شده است - باشد و سنگ بنای تحولی مثبت در جهت اصلاح نظام‏ ‏و حفظ آن از خطر فروپاشی و انشقاق و پراکندگی صفوف ملت‏ ‏گردد. ‏ ‏البته توجه داريد راه اصلاحی مذکور که شما در جهت دفاع از حقوق مردم و‏ ‏نجات جمهوری اسلامی از اين بحران بزرگ انتخاب کرده ايد بس دشوار‏ ‏بوده و در معرض فشارها و تهديدهای بسياری از ناحيه کسانی است که‏ ‏اين بحران را ايجاد کرده اند. مطمئن باشيد که با اتحاد و صبر و استقامت ،‏ ‏خداوند بنا بر وعده خود، راههای هدايت برای پيروزی را به مردم عزيز‏ ‏عنايت می‎فرمايد. (والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا و ان الله لمع‏ ‏المحسنين )، (سوره عنکبوت ، آيه ۶۹); و از طرفی استقامت در اين راه الهی ،‏ ‏انسان را محل نزول فرشتگان همراه با بشارت آنان به ايمنی و نداشتن ترس و‏ ‏اندوه می‎سازد. (ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم‏ ‏الملائکة ان لاتخافوا و لاتحزنوا...)، (سوره فصلت ، آيه ۳۰). ‏ ‏متأسفانه بعد از انتخابات ، عده ای از نخبگان و فعالان سياسی و مطبوعاتی‏ ‏بازداشت شدند و برخلاف شرع و قانون برای اعتراف گيری های‏ ‏غير حقيقی و دروغين مورد فشار قرار گرفته و اعترافات بعضی آنان از‏ ‏رسانه های عمومی پخش گرديد، و اين مسلم و بديهی است که اقرار‏ ‏شخص بر عليه شخص ديگری در چنين شرايطی معتبر و مسموع نيست ;‏ ‏بلکه آنچه بيشتر مورد تأکيد روايات مستفيضه می‎باشد اين است که حتی‏ ‏اقرار شخص بر عليه خودش در زير هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهديد،‏ ‏تجريد، حبس ، ترس و مانند آن اعتباری نداشته و مسموع نمی باشد. (وسايل الشيعة ، جلد ۱۸، صفحه ۴۹۷ و ۴۹۸; و دراسات فی ولایة الفقيه ، جلد دوم ، صفحه ‏ ‏۳۷۸). ‏ ‏و اجتهاد در مقابل نص اين روايات ، صحيح نيست ; و نظردادن در مقابل‏ ‏آنها بدعتی واضح است ، و اصل "اقرار العقلاء علی انفسهم جايز" فقط در‏ ‏شرايط عادی و بدون اعمال زور و فشار نافذ است . ‏ ‏علاوه بر اين ، در اصل سی و هشتم قانون اساسی آمده است : "هر گونه‏ ‏شکنجه برای گرفتن اقرار و يا کسب اطلاع ممنوع است . اجبار شخص به‏ ‏شهادت ، اقرار و يا سوگند مجاز نيست ; و چنين شهادت و اقرار و سوگندی‏ ‏فاقد ارزش و اعتبار است . متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات‏ ‏می‎شود." طبق عموم و اطلاق اين اصل ، هر گونه شکنجه ای برای‏ ‏اعتراف گيری و کسب اطلاعات مجازات دارد، و اقرارها و اعترافات گرفته‏ ‏شده از اين طريق نيز ارزش و اعتباری ندارد. ‏ ‏روشن است که حبس در سلول انفرادی بويژه در دراز مدت که متهم را‏ ‏زير فشار وادار به اعتراف می‎کند از مصاديق بارز شکنجه است ; و با‏ ‏اعمال فشار و شکنجه ، مخصوصا به شکل وحشتناکی که در دوره اخير انجام‏ ‏شده و شرايط غيرعادی که در پی آن وجود دارد، اعترافات متهم حتی بر‏ ‏عليه خودش نيز معتبر و مسموع نيست ; حتی اگر متهم بارها در آن شرايط و‏ ‏از طريق مصاحبه و ميزگرد اعتراف و اعلام کند که خطا کرده و مرتکب‏ ‏اشتباه و جرم شده است ، اعترافات مکرر با وجود آن شرايط در بی اعتبار‏ ‏بودن ، حکم همان اعتراف اوليه را دارد. ‏ ‏همچنين در اصل سی و نهم قانون اساسی آمده است : "هتک حرمت و حيثيت‏ ‏کسی که به حکم قانون دستگير، بازداشت ، زندانی يا تبعيد شده به هر‏ ‏صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است ." ‏ ‏حال چگونه شده است که افراد سرشناسی که سالها برای اين نظام خدمت‏ ‏کرده اند با اعترافات فاقد ارزش و اعتبار، در معرض ديد ميليونها نفر‏ ‏مورد هتک حرمت و حيثيت قرار گرفته اند ولی هيچ کس در قبال اين مسأله‏ ‏نه تنها مجازات نمی شود بلکه مورد تأييد و تشويق قرار گرفته و اعترافات‏ ‏نيز معتبر شمرده می‎شود؟! ‏ ‏آنچه در اين خصوص مشکل را بيشتر کرده و اعترافات را بی اعتبارتر‏ ‏می‎کند اين است که در سيستم قضايی کنونی کشور، مدعی و طرف دعوا‏ ‏در مقابل متهمان سياسی که جريان فکری مقابل حاکميت هستند، خود‏ ‏اعتراف گيران و محاکم قضايی وابسته به حاکميت است ; و نزد هيچ عقل‏ ‏سليمی در هيچ کجای جهان ، اين گونه اعترافات و نيز حکم و داوری ‏ ‏متعاقب آن ، کمترين ارزش حقوقی و قضايی را ندارد; چون در چنين‏ ‏محکمه ای مدعی و قاضی يکی است و فلسفه وجود هیأت منصفه که در اصل‏ ‏۱۶۸ قانون اساسی آمده است همين است ، که متأسفانه به اين اصل هم مانند‏ ‏بسياری از اصول قانون اساسی بی توجهی شده و به آن عمل نمی شود. ‏ ‏اقدامات اخير حاکميت و دادگاههای نمايشی آن علاوه بر اين که خلاف شرع‏ ‏و خلاف مصالح کشور و اسلاميت و جمهوريت نظام و از بدعت های بارز‏ ‏می‎باشد، برخلاف مصلحت دنيوی خود حاکمان که می‎خواهند حکومت و‏ ‏رياست کنند نيز می‎باشد. حاکميت اگر به جای سرکوب مردم و ايجاد‏ ‏فجايع اخير، عقل و شعور سياسی را حکم قرار داده و به تذکرات بعضی از‏ ‏بزرگان و علماء و مراجع گوش فرا داده بود و يک هیأت بيطرف و‏ ‏مرضی الطرفين را برای رسيدگی به شبهات انتخاباتی تعيين نموده بود، هرگز‏ ‏گرفتار بحران عدم مشروعيت کنونی نمی شد. حکومتی که در آن اقشار‏ ‏وسيعی از مردم و نخبگان ، ناراضی و در فشار باشند قابل دوام نيست . اگر‏ ‏حکومت کردن با اين شيوه و روش و با ايجاد رعب و خفقان و استبداد و‏ ‏سرکوب و پر کردن زندانها از نخبگان و آزادی خواهان و گروههای سياسی‏ ‏مختلف ممکن بود، رژيم شاه توانسته بود حکومت خود را حفظ کند و هنوز‏ ‏پابرجا بود. ‏ ‏نظامی که تحت لوای اسلام بوده و افتخار شيعه بودن را دارد با انجام چنين‏ ‏اعمالی نه تنها در سطح جهان ، بلکه در کشور و در ميان توده ها و جوانان ‏ ‏خودمان نيز موجب بدبينی نسبت به اسلام و دين گشته ، و عجز اسلام از‏ ‏تحقق عدالت در جامعه را اعلام می‎کند; و متأسفانه تصميم گيرندگان امور‏ ‏بر اين حقيقت روشن چشم بسته اند و به مدح مداحان و چاپلوسی‏ ‏تملق گويان - که طبق حديث پيامبر خدا(ص ) بايد خاک بر دهان آنان ريخته‏ ‏شود - دل خوش کرده اند. ‏ ‏سلامتی و توفيق جنابعالی را در پيمودن اين راه خطير از خداوند بزرگ‏ ‏مسألت دارم . ‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته . ‏ ‏۳۱ شهريور ماه ۱۳۸۸ - ۲ شوال ۱۴۳۰‏ ‏قم المقدسة - حسينعلی منتظری