سرخط
گزارش از میدان التحریر قاهره:  گزارش از حسین حردان من هنوز بدنیا نیامده بودم که در سال ۱۹۵۲ افسران آزاد، با انقلابی که مورد حمایت ملت قرار گرفت، سلطنت را در مصر برچیدند. ۲۵ سال بعد انورسادات که خود یکی از افسران بود، بی توجه به افکار عمومی در مصر، ناگهان به بیت المقدس رفت. او چند سال بعد قرارداد ترک مخاصمه با اسرائیل را در کمپ دیوید امضاء کرد. وی با این کار ضمن به انزوا کشیدن مصر در محیط عربی اش، شکاف عمیقی در جهان عرب ایجاد نمود. دیری نگذشت که انورسادات با بیرون راندن کارشناسان شوروی پیمان مصر با بلوک شرق را لغو کرد و هم پیمان غرب و اسرائیل شد. انورسادات با پیش گرفتن روند خصوصی سازی لجام گسیخته، وجه ایجابی بنیان فکری افسران آزاد را که در عدالت اجتماعی خلاصه می شد، از برنامه دولت انقلاب محو کرد، و از اکثریت مردم یعنی تهی دستان، بیش از پیش فاصله گرفت؛ و مصر را که از بنیانگذاران کشورهای غیر متعهد بود، به کشوری وابسته تبدیل نمود و در بلوک غرب جایگزین کرد. اکنون سی سال از عمرم می گذرد. در میدان التحریر شعار (الشعب یرید اسقاط النظام) را سر می دهم. در طول این سی سال از دیدن روزمره ی چهره ی حسنی مبارک بر کرسی ریاست جمهوری خسته شده ام. البته انگیزه ام برای شرکت در تظاهرات، تنها خستگی از چهره ی آقای مبارک نیست. ملال از خطی است که به زیر آن رانده شده ام. خطی که اقتصاد دانان آنرا خط فقر نام نهاده اند. سال ۱۹۶۷، پس از شکست مصر در جنگ شش روزه از اسرائیل، جمال عبدالناصر، با پذیرش مسولیت شکست، از مقام خود استعفاء داد. اینکه یک رئیس جمهور از مقام خود استعفاء می داد، بی سابقه بود و در تاریخ جهان عرب و اصولاً در شرق کره ی خاکی نخستین بار بود که چنین اتفاقی می افتاد. ملت مصر با شنیدن خبر استعفای ناصر، با حضور میلیونی و ناگهانی خود در شهرها و روستاهای کشور، عدول ناصر از این استعفاء را خواستار شدند. امروز دوشنبه ۱.۲.۲۰۱۱ است و در میدان التحریر همراه با دو میلیون مصری دیگر به تظاهرات علیه رژیم مبارک مشغولم. در همین حال است که بیاد تظاهرات مردم مصر در سال ۱۹۶۷ افتادم. در آن زمان مردم از ناصر پس گرفتن استعفای او از مقام ریاست جمهوری را درخواست می کردند. من آن حادثه را فقط در فیلم ها و گزارش های مستند دیده بودم. ناصر به ندای ملت پاسخ مثبت داد و به قدرت بازگشت. از رئیس جمهور حسنی مبارک می خواهم، همچون ناصر به ندای ملت مصر پاسخ مثبت داده،(الشعب یرید اسقاط النظام) را تا دیرتر نشده بپذیرد و از کاخ ریاست ریاست جمهوری بیرون رود. ارحل ارحل مش عایزینک (برو برو به تو نیازی نیست) حسنی مبارک ندای ما را، ندای میلیون ها مصری در قاهره، اسکندریه و المنصوره را، یا نشنید و یا نخواست بشنود. ما اعلام کرده ایم که همچنان در میدان التحریر تا تحقق مطالباتمان باقی خواهیم ماند. در این میدان تلویزیون بزرگی را در اختیار داریم و از طریق آن حوادث لحظه به لحظه مصر را در شبکه الجزیره زنده مشاهده می کنیم. به ما خبر دادند که آقای رئیس جمهور تا لحظاتی دیگر پیامی را برای مردم خواهند خواند. مبارک در سخنرانی خود، ضمن اشاره به مشارکت در جنگ رمضان ۱۹۷٣ و سهم پهلوانی های او در پیروزی آن جنگ، مردم را بده کار خود کرد، و در پایان گفت: "یا من" "یا هرج و مرج". امروز سه شنبه ۲.۲.۲۰۱۱، ساعت حدود ۱۲ ظهر است. در حالی که بسیاری از دو میلیون همراهان ما که دیشب برای استراحت و تجدید قوا به خانه های خود رفته بودند، خبر دار شدیم که گروهی در حمایت از مبارک به میدان التحریر نزدیک می شوند. به یاران مسالمت جوی حاضر در میدان التحریر گفتم: مبارک می خواهد برای یک بار هم شده، به وعده ی خود که دیروز به ما داد "یا من" "یا هرج و مرج" وفا کند. دیری نگذشت، که شعبون بی مخ ها و لباس شخصی های رژیم مبارک سوار بر اسب و شتر، با انواع سنگ و انواع اسلحه ی سرد و ککتل ملوتف گرم، بر ما تاحتند. در برابر این ددمنشی هیچگونه وسیله ی دفاعی در اختیار نداشتیم. زیرا تصمیم ما تظاهرات مسالمت آمیز بود. در این هجوم وحشیانه علیه تظاهرات مسالمت آمیز ما، سنگ ها را که مهاجمان سخاوتمندانه بر سر و تنمان پرتاب می کردند، پشت جبهه ما که ناخودآگاهِ شرایط برایمان تشکیل داد، جمع می کرد و در صف مقدم برای دفاع از کرامت انسان در برابر قلدرهای رژیم مبارک بکار گرفتیم. دنباله دارد... اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید: