سرخط
۱ خبر مرتبط
آمريكا بايد بداند كه جنگ با ايران يك جنگ متعارف نخواهد بود خبرگزاري فارس: يك كارشناس مسايل بين‌الملل با اشاره به اينكه مقامات آمريكا و رژيم صهيونيستي هر از چندي اعلام مي‌كنند كه گزينه نظامي در برخورد با ايران هنوز روي ميز است، نوشت: آمريكا و اسررائيل بايد بدانند كه جنگ با ايران يك جنگ متعارف و معمول نخواهد بود. به گزارش فارس "كارل مولر " كارشناس مسايل بين‌الملل در مقاله‌اي كه در نشريه فرانسوي زبان "ولترنت " منتشر شد، نوشت: در عالم سياست اصولي اخلاقي وجود دارد كه در درجه اول مبتني بر الزام كشورها به رعايت قوانين، موازين و حقوق بين‌الملل و اعمال آن مي‌باشد كه كشورها بر اساس آن اصول، متعهد به ايجاد شرايطي مطابق با موازين حقوقي و تضمين تحقق آن مي‌گردند. در ميان دولت‌هايي كه بيش از سايرين و بيش از حد متعارف به انواع سلاح مجهز مي‌باشند، ايالات متحده آمريكا و اسرائيل و نيز متحدان‌شان به‌خاطر عدم رعايت و احترام به حقوق بين‌المللي در طول ساليان و دهه‌هاي متمادي از پيكره جامعه جهاني متمايز گرديده و با انجام اين كار اين دو كشور تبديل به مثالي از رفتارهاي غيرقابل پيش‌بيني نزد جامعه جهاني شده و البته جامعه جهاني را غرق در حالت تنش و كشمكشي دائمي و شك‌زدگي ساخته‌اند. اين دو كشور آگاهانه و عامدانه از منشور ملل متحد تخلف ورزيده‌اند. ماده 2 پاراگراف 4 اين منشور اعلام مي‌دارد كه اعضاي سازمان در روابط بين‌المللي خود را از توسل به ارعاب و بكارگيري زور، خواه عليه تماميت ارضي و يا استقلال سياسي هر يك از دولت‌ها و خواه به هر شكل ناموافق با اهداف تعريف شده براي سازمان ملل متحد خودداري خواهند نمود. تعرضات بعدي و مكرر از حقوق بين‌الملل كه مي‌توان آنرا به اسرائيل نسبت داد چندين بار توسط كميسيون‌هاي تحقيق و نهادها و سازمان‌هاي بين‌المللي و در پايان كميسيون تحقيق شوراي حقوق بشر سازمان ملل متحد گزارش داده شده است. * تهديد به استفاده از زور عليه ايران تعرض به موازين بين‌المللي است تهديد به استفاده از زور عليه ايران، تعرض به موازين حقوق بين‌الملل محسوب مي‌شود و در حال حاضر اعمال غيرقانوني و خشونت‌آميزي توسط سرويس‌هاي مخفي در درون خاك ايران صورت مي‌پذيرد و اين رويه چندين سال است كه ادامه داشته و از سال‌هاي پيش تاكنون علائم و شواهدي وجود دارد كه بايد اينگونه تهديدها را جدي‌تر تلقي نمود زيرا همگي نشان از انجام فعاليت‌هاي مقدماتي و تداركاتي براي آغاز جنگ از سوي رژيم صهيونيستي و آمريكا دارند. به عنوان مثال مواردي كه از اين پس به آن اشاره خواهيم نمود تنها به عنوان چند مورد از موارد متعدد ذكر مي‌شوند و ممكن است كه شخصيت‌هاي صلح‌طلب را به سوي بلند كردن صداي خود براي برحذر داشتن نيروهاي مهاجم سوق دهد. هيچ فرد خارج از اين ماجرا نمي‌تواند با اطمينان در مورد آنچه كه به عنوان پروژه جنگ تعريف گرديده است و يا پيش از اين در اتاق‌هاي فكر در ايالات متحده آمريكا و يا اسرائيل براي اجراي آن تصميم گرفته شده است، اظهارنظر نمايد اما وجود احتمال دائمي براي بازگشت آمريكا و رژيم صهيونيستي به پروژه جنگ عليه ايران ناموافق با اشكال صلح‌آميز حل تخاصمات مي‌باشد. با اين حال، بحث و گفتگوها در فضايي فراتر از فضاي حقوقي و انساني اتفاق مي‌افتد و پروژه‌هاي مشابه به آنچه ذكر گرديد هر چند كه در حال حاضر در حد يك ايده ذهني باقي مانده‌اند ولي موجب ترس و وحشت ملل دنيا شده‌اند. اين مسئله از آن جهت حائز اهميت است كه برخي از كشورها علناً سايرين را به عملي نمودن پروژه جنگ اتمي تهديد مي‌نمايند. استفان اوزبورن Stephen M. Osborn كه در سال‌هاي دهه 50 ميلادي و در جريان آزمايش‌هاي بمب‌هاي اتمي در اقيانوس آرام كه از مردم بومي آن منطقه همانند خوكچه‌هاي هندي آزمايشگاهي استفاده شده حضور داشته است از سال 2006 تاكنون، به تشريح ابعاد انساني استفاده از بمب‌هاي ضد بونكر با قدرت نفوذ به درون تاسيسات زيرزميني مي‌پردازد كه عنوان شده احتمال دارد عليه تاسيسات هسته‌اي ايران از آنها استفاده شود. او سه سال و نيم پيش از اين در كتابي چنين مي‌نويسد: «در صورت شليك موشك‌هاي ضد بونكر به ايران و انفجار آن هزاران تن خاك، آب، صخره تبخير مي‌شوند و اين سوپ راديواكتيو كه بواسطه جريان هوا پراكنده مي‌گردد هزاران نفر را خواهد كشت و يا تمام يك ملت را دچار بيماري خواهد نمود و موارد بروز سرطان و بيماري‌هاي گوناگون نيز با رشد چشمگيري در تمام دنيا افزايش خواهد يافت. تمام اين عوارض و آسيب‌ها كه علاوه بر آسيب‌هاي متداول ناشي از جنگ‌هاي متعارف وجود خواهند داشت دولت‌ها را متعهد به اعلام صريح اين مطلب مي‌نمايند كه انتخاب گزينه نظامي قطعاً منتفي مي‌باشد و آنان بايد ضرورت بازگشت مذاكرات به وجه حقوقي خود را مطالبه نمايند. مجله آمريكائي نيوزويك در تاريخ 16 سپتامبر 2009 در مقاله‌اي چنين مي‌نگارد: «سرويس‌هاي مخفي رئيس جمهور آمريكا در نوامبر سال 2007 تائيد نمودند كه ايران از سال 2003 ميلادي برنامه هسته‌اي نظامي خود را كنار گذاشته است.» در تاريخ 17 سپتامبر چندين آژانس خبري غرب (رويترز و خبرگزاري فرانسه) اظهار نمودند كه وزير جنگ رژيم صهيونيستي ايهود باراك ادبيات خود را در مورد ايران تغيير داده است. اين تغيير در يكي از مصاحبه‌هاي او با روزنامه "يديعوت آحارونوت " Yediot Aharonot رصد گريده است. به گفته ايهود باراك ايران علائم وجود تهديدي جديد عليه رژيم صهيونيستي از خود نشان نمي‌دهد. در همان روز شبكه آلماني فونيكس بيانيه‌اي خبري را منتشر نمود كه در آن توجه مخاطبان خود را معطوف به مصاحبه رئيس سرويس فدرال اطلاعاتي سري آلمان در تاريخ 2 سپتامبر نمود كه در آن اطلاعيه پيشين سازمان‌هاي اطلاعاتي اين كشور تكذيب گرديد. در اين اطلاعيه ادعا شده بود كه ايران در مرحله ساختن بمب اورانيومي مي‌باشد. "ارنست اوهرالو " Ernst Uhrlau در اين مصاحبه اعلام نمود كه نقل قول صورت گرفته مطابق با اعلاميه سرويس فدرال اطلاعات آلمان نمي‌باشد چون ايران حداقل تا 6 ماه آينده در شرايط تبديل شدن به قدرتي هسته‌اي نخواهد بود. رئيس جمهور آمريكا نيز تصميم خود براي صرف نظر نمودن از برنامه استقرار سيستم‌هاي ضد موشكي در لهستان و چك و اسلواكي را كه تنها دو سايت از مجموع سايت‌هاي موشكي اين كشور مي‌باشند با توجه به درك اين حقيقت اتخاذ نموده است كه احتمال مي‌رود ايران مشكلاتي بيش از مشكلات پيش‌بيني شده براي عملياتي نمودن سيستم‌هاي پرتاب موشك‌هاي دوربرد خود داشته باشد. اكنون به ذكر آخرين مطلب مي‌پردازيم كه البته نمي‌توان آنرا داراي كمترين درجه اهميت دانست. سفير ايران در اتريش در مصاحبه 18 سپتامبر خود با روزنامه "ويينر زايتونگ " Wiener Zeitung به انعكاس مواضع دولت متبوع خود پرداخت و بر اساس آن ايران اعلام نمود كه به تهديد رژيم صهيونيستي نخواهد پرداخت و خطري عليه اين رژيم محسوب نمي‌شود. سفير ايران در اتريش اعلام نمود: «ايران هيچگاه نگفته است كه حمله‌اي نظامي عليه رژيم صهيونيستي ترتيب خواهد داد. وقتي نمايندگان كشور من اعلام نمودند كه اسرائيل نبايد تحت اين شكل و قالب وجود داشته باشد منظورشان آن بود كه وجود سيستم صهيونيستي و اشغالگري نامشروع آن مطرود است و منظورشان آن نبوده است كه تمايل به ريشه‌كن نمودن پديده‌اي به نام اسرائيل با استفاده از حمله نظامي دارند.» * تهديد فرض كردن ايران تباه كردن حقيقت است بعيد است كه طرفين اكنون رويه سازش در پيش گيرند اما در رفتارهاي آنان علائمي دال بر وجود مسير ديگري بجز حمله گسترده نظامي وجود دارد. در اين پرونده بايد به اين راه جديد استعانت جست. شايد در درون كميته‌هاي كارشناسي كه بر روي تصميم‌گيري‌ها در آمريكا و رژيم صهيونيستي تاثيرگذار مي‌باشند افرادي با انديشه‌هاي معتدل وجود داشته باشند تا ابعاد فاجعه ناشي از جنگي ديگر را بسنجند كه افزون بر تبعات طبيعي جنگ‌هاي متعارف، آثار مخرب حمله اتمي را نيز همراه خواهد داشت. همين مسئله ما را به سوي جستجوي راه‌حلي ديپلماتيك براي حل منازعات و در نهايت يافتن آن سوق خواهد داد. علاوه بر اين به اندازه كافي افراد با عقل سليم در غرب وجود دارند تا اظهارنظرهاي افرادي مانند صداي "ژوزف ژوف " Josef Joffe شخصيت آلماني طرفدار آمريكا مطرود اعلام گردد. او در شماره اكتبر – نوامبر سال 2009 مجله آلماني سياست بين‌الملليInternationale Politik و مجله سياست خارجي آمريكا US Foreign Affairs كه به موازات آن منتشر مي‌شود به هذيان گويي‌هايي در مورد آمريكا به عنوان قدرتي برتر در عرصه جهاني و فرهنگ جنگ سالارانه اين كشور پرداخت. همچنين بايد به شكلي صريح و روشن ديدگاه‌هاي مشابه مطرح شده در مجله تايمز لندن در تاريخ 18 سپتامبر را بررسي نمود زيرا بر اساس آن «مقاصد خشونت آميز» همراه با نشان دادن خوي تهاجمي از سوي ايران ممكن است به معناي تهديدي عليه كشورهاي غربي باشد. توجه به چنين اظهارنظرهايي به معناي تباه نمودن حقيقت محسوب مي‌شود. دوگ روك Doug Rokke كهنه سرباز جنگ خليج فارس و كارشناس سلاح‌هاي اورانيومي دو سال پيش از اين در مقاله‌اي اعلام نمود: «طرح گزينه جنگ، ديگر امري لغو و باطل است.» با توجه به اين نتيجه‌گيري بايد گفت كه اين حق بنيادين براي هر انساني وجود دارد تا دولت‌هاي حاكم بر سرنوشت او به موازين حقوقي احترام بگذارند، از توسل به خشونت صرف‌نظر نموده و منازعات خود را از راه گفتگوهاي صلح‌جويانه حل نمايند. اين تنها راه قابل قبولي است كه در دنياي متمدن وجود دارد. انتهاي پيام/