سرخط
نخستین کسى که با قلم نوشت/ چند کتاب آسمانی نازل شده است؟ نخستین کسى که با قلم نوشت/ چند کتاب آسمانی نازل شده است؟ در روایتى از ابوذر به نقل از پیامبر(ص) داریم که خداوند 10 کتاب بر آدم، 50 کتاب بر شیث، 30 کتاب بر ادریس و بر ابراهیم 10 کتاب و نیز تورات و انجیل و زبور و فرقان را بر موسى و مسیح و داود و پیامبر اسلام(ص) نازل کرده است. خبرگزاری فارس- گروه فعالیت‌های قرآنی: آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در بخش نکته‌های تفسیر نمونه ذیل آیات 14 تا 19 سوره مبارکه «الأعلی» به برنامه‌اى که در همه کتب آسمانى آمده، اشاره کرده که متن آن در ادامه می‌آید؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ  «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّى * وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى * بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا * وَ الآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى * إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الأُولى * صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسَىٰ؛ به یقین آن که پاکى جست، رستگار شد، و نام خدایش را یاد کرد سپس نماز خواند! ولى شما زندگى دنیا را مقدم مى‌دارید. در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است! این دستورها در کتب آسمانى پیشین (نیز) آمده است، در کتب ابراهیم و موسى». (الاعلی/ 14 تا 19) برنامه‌اى که در همه کتب آسمانى آمده است  در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره مى‌کند، نخست، مى‌فرماید: «مسلماً رستگار مى شود کسى که خود را تزکیه کند» (قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّى). «و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند» (وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّى). به این ترتیب، عامل فلاح و رستگارى و پیروزى و نجات را سه چیز مى‌شمرد: «تزکیه»، «ذکر نام خداوند» سپس «به جا آوردن نماز». در اینکه منظور از «تزکیه» چیست؟ تفسیرهاى گوناگونى ذکر کرده‌اند: نخست این که: منظور پاکسازى روح از شرک است، به قرینه آیات قبل، و نیز به قرینه این که مهم‌ترین پاکسازى همان پاکسازى از شرک است. دیگر این که: منظور، پاکسازى دل از رذائل اخلاقى و انجام اعمال صالح است، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره «مؤمنون» که فلاح را در گرو اعمال صالح مى‌شمرد، و به قرینه آیه 9 سوره «شمس» که بعد از ذکر مسأله تقوا و فجور مى‌فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها: «رستگار شد کسى که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوا بیاراست». دیگر این که: منظور «زکات فطره» در روز عید فطر است، که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را به جا آورد، چنان که در روایات متعددى از امام صادق(علیه السلام) این معنى نقل شده است. همین معنى، در منابع اهل سنت از امیر مؤمنان على(علیه السلام) روایت شده. در اینجا این سؤال مطرح است که: سوره «اعلى» سوره «مکّى» است و در «مکّه» نه زکات فطره مقرر شده بود، و نه روزه ماه مبارک، و نه مراسم نماز عید فطر؟ در پاسخ این سؤال، بعضى گفته‌اند: هیچ مانعى ندارد، آغاز این سوره در «مکّه» نازل شده باشد و پایانش در «مدینه». این احتمال نیز قویّاً وجود دارد که: تفسیر فوق از قبیل بیان یک مصداق روشن و تطبیق آیه بر فرد واضح باشد. بعضى نیز «تزکیه» را در اینجا به معنى دادن صدقه مالى دانسته‌اند. معنای تزکیه چیست؟ مهم این است که: «تزکیه» معنى وسیعى دارد که همه این مفاهیم را در بر مى‌گیرد، هم پاکسازى روح از آلودگى شرک، هم پاکسازى از اخلاق رذیله، هم پاکسازى عمل از محرمات، و هر گونه ریا، و هم پاکسازى مال و جان به وسیله دادن زکات در راه خدا; زیرا طبق آیه: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیْهِمْ بِها: «از اموال آنها صدقه‌اى (زکات) بگیر تا آنها را به وسیله آن پاکسازى و تزکیه کنى» دادن زکات سبب پاکى روح و جان است. بنابراین، تمام تفسیرها ممکن است در معنى گسترده آیه، جمع باشد. قابل توجه این که: در آیات فوق، نخست سخن از تزکیه و بعد ذکر پروردگار و سپس نماز است. به گفته بعضى از مفسران، مراحل عملى مکلف سه مرحله است: نخست، «ازاله عقائد فاسد از قلب»، سپس «حضور معرفة اللّه و صفات و اسماء او در دل»، و سوم«اشتغال به خدمت»، آیات فوق در سه جمله کوتاه به این سه مرحله اشاره کرده است. این نکته نیز قابل توجه است که: «نماز» را فرع بر «ذکر پروردگار» مى شمرد، این به خاطر آن است که: تا به یاد او نیفتد و نور ایمان در دل او پرتوافکن نشود، به نماز نمى‌ایستد، به علاوه، نمازى ارزشمند است که توأم با ذکر او و ناشى از یاد او باشد، و این که بعضى ذکر پروردگار را تنها به معنى«اللّه اکبر» یا «بسم اللّه الرحمن الرحیم» که در آغاز نماز گفته مى شود، تفسیر کرده‌اند، در حقیقت بیان مصداق‌هایى از آن است. سپس، به عامل اصلى انحراف از این برنامه فلاح و رستگارى اشاره کرده، مى‌افزاید: «بلکه شما حیات دنیا را مقدم مى دارید» (بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا). «در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است» (وَ الآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى). و این، در حقیقت همان مطلبى است که در احادیث نیز آمده: حُبُّ الدُّنْیا رَأْسُ کُلِّ خَطِیئَة: «محبت دنیا سرچشمه هر گناهى است». در حالى که، هیچ عقلى اجازه نمى‌دهد انسان «سراى باقى» را به «متاع فانى» بفروشد، و این لذات مختصر و آمیخته با انواع درد و رنج را بر آن همه نعمت جاویدان و خالى از هرگونه ناملائمات مقدم بشمرد. و سرانجام، در پایان سوره، مى‌فرماید: «این دستوراتى که گفته شد، منحصر به این کتاب آسمانى نیست، بلکه در صحف و کتب پیشین نیز آمده است» (إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الأُولى). «صحف و کتب ابراهیم، و موسى» (صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى). در این که مشار الیه «هذا» چیست؟ نظرات گوناگونى وجود دارد: جمعى گفته‌اند: اشاره به دستورات اخیر در زمینه «تزکیه»، «نماز» و «مقدم نشمردن حیات دنیا بر آخرت» است؛ چرا که اینها از اساسى‌ترین تعلیمات همه انبیاء بوده، و در تمام کتب آسمانى آمده است. بعضى دیگر آن را اشاره به تمام «سوره» مى‌دانند؛ چرا که از توحید شروع مى‌شود، و با نبوت ادامه مى‌یابد، و به برنامه‌هاى عملى ختم مى‌شود. به هر حال، این تعبیر نشان مى‌دهد: محتواى پر اهمیت این سوره، یا خصوص آیات اخیر، از اصول اساسى عالم ادیان، و از تعلیمات بنیادى همه انبیاء و پیامبران است، و این خود نشانه‌اى است از عظمت سوره و از اهمیت این تعلیمات. «صُحُف» جمع «صحیفه» در اینجا به معنى لوح، یا صفحه‌اى است که چیزى بر آن مى‌نویسند. آیات فوق، نشان مى‌دهد: حضرت ابراهیم(علیه السلام) و موسى(علیه السلام) نیز داراى کتاب‌هاى آسمانى بوده‌اند. خداوند چند کتاب نازل فرمود؟ در روایتى از «ابوذر» مى‌خوانیم که مى‌گوید: به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) عرض کردم انبیاء چند نفر بودند؟ فرمود: یک صد و بیست و چهار هزار نفر. گفتم: رسولان آنها چند نفر بودند؟ فرمود: سیصد و سیزده نفر، و بقیه فقط «نبى» بودند. عرض کردم: آدم، نبى بود؟ فرمود: بله، خداوند با او سخن گفت و او را با دست خود آفرید. سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله) افزود، اى «ابوذر»! چهار نفر از انبیاء عرب بودند: هود و صالح و شعیب و پیامبر تو. گفتم: اى رسول خدا! خداوند چند کتاب نازل فرمود؟ فرمود: صد و چهار کتاب، ده کتاب بر «آدم»، پنجاه کتاب بر «شیث»، سى کتاب بر «اخنوخ» یعنى «ادریس»، و او نخستین کسى است که با قلم نوشت و بر «ابراهیم» ده کتاب و نیز تورات و انجیل و زبور و فرقان را (بر موسى و مسیح و داود و پیامبر اسلام نازل کرد). تعبیر به «الصُّحُفِ الأُولى» در مورد کتاب‌هاى ابراهیم و موسى در برابر صحف اخیر است که بر حضرت مسیح و پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نازل شده است. انتهای پیام/