اصول سازماندهی یک کمپین اجتماعی، برگردان: آزاده مولوی

اصول سازماندهی یک کمپین اجتماعی، برگردان: آزاده مولوی
گویا
گویا - ۱۹ آبان ۱۳۹۵

اصول سازماندهی یک کمپین اجتماعی، برگردان: آزاده مولوی »
» نسخه قابل چاپ
» ارسال به بالاترین
» ارسال به فیس بوک »

بیدارزنی: در سازماندهی فعالیت‌های اجتماعی، واژه «کمپین[۲]» معانی بسیاری دارد. یک کمپین «موضوعی[۳]»، در پی کسب پیروزی در رابطه با موضوعی خاص است. این نوع کمپین، با یک کمپین انتخاباتی که برای مبارزه بر سر مسائل سیاسی رخ می‌دهد، متفاوت است؛ همچنین با یک کمپین آموزشی برای ارتقای آگاهی عمومی؛ یا کمپین جمع‌آوری اعانه برای حمایت از یک گروه؛ یا یک کمپین ارائه خدمات مانند تهیه پناهگاه برای بی‌خانمان‌ها نیز فرق دارد. «کمپین موضوعی» با نتایج خاص به پایان می‌رسد. مردم به چیزی دست می‌یابند که پیش از آن نداشته‌اند.

"اصول سازماندهی یک کمپین اجتماعی، برگردان: آزاده مولوی » » نسخه قابل چاپ » ارسال به بالاترین » ارسال به فیس بوک » بیدارزنی: در سازماندهی فعالیت‌های اجتماعی، واژه «کمپین[۲]» معانی بسیاری دارد"فرد قدرتمندی با انجام کاری موافقت می‌کند که قبلاً از انجام آن خودداری می‌کرده است. کلمه «کمپین» به یک سری از رویدادهای متصل به هم در طول یک دوره زمانی دلالت دارد که هرکدام، سازماندهی مردمی را قدرتمندتر می‌سازد و آن را به پیروزی نزدیک‌تر می‌کند.

هنگامی‌که در سازماندهی فعالیت‌های اجتماعی، واژه «موضوع» به کار می‌رود، معنای متفاوتی از استفاده روزمره آن دارد. موضوع یک راه‌حل خاص، برای یک مسئله اجتماعی است. به‌عنوان مثال، تصویب یک قانون برای حمایت از کودکان، راه‌حلی برای مشکل کودک‌آزاری است. این قانون یک «موضوع» است.

بدین ترتیب، تمایزی بین مسئله (مشکل یا چیزی که اشتباه است) و موضوع (راه‌حلی برای مشکل) ایجاد می‌شود تا به جای آن‌که گروه صرفاً به شرح مشکل بپردازد، برای به دست آوردن هدفی مشخص متمرکز شود. یک کمپین موضوعی یک شروع، میانه و پایان دارد. به‌ندرت می‌تواند یک رویداد یک‌باره باشد و به همین سادگی هم مجموعه‌ای از وقایع مرتبط با یک زمینه مشترک نیست؛ بلکه روشی برای ایجاد قدرت و بدنه سازمانی است.

به‌کارگیری قدرت در یک کمپین موضوعی

قدرت به‌طور کلی شامل داشتن مقدار زیادی سرمایه مالی «یا» انسانی است. سازمان‌های جامعه مدنی بیشتر به بسیج نیروی انسانی تمایل دارند تا جمع آوری پول؛ بنابراین، موفقیت سازمان های مردم نهاد، بستگی به آنها در انجام کارها با کمک نیروهای داوطلب دارد که در طرف مقابل با پول میسر می‌شود. برای سازمان‌های مدنی، قدرت معمولاً به دو صورت به کار برده می‌شود:

شما می‌توانید طرف مقابل را از چیزی که می‌خواهد محروم کنید؛ مانند یک مقام دولتی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از رای محروم می‌شود.

"به‌عنوان مثال، تصویب یک قانون برای حمایت از کودکان، راه‌حلی برای مشکل کودک‌آزاری است"یا شهردار، فرماندار یا استاندار وقتی که بی‌کفایتی‌اش روشن می‌شود، از کار محروم می‌شود. به عبارتی، مسئولان فاسد از توانایی انجام کسب و کار به‌طور معمول محروم می‌شوند، یا از آن بهتر به زندان فرستاده می‌شوند.

شما می‌توانید به‌طرف مقابل چیزی را که می‌خواهد بدهید؛ مانند حمایت از نمایندگان در انتخابات به‌شرط آنکه پیش‌تر مطالبات شما را در نظر گرفته باشند. در واقع، شما آن‌ها را تشویق به انجام کارهایی می‌کنید که برای ذینفعان شما مفید استو در سطحی بالاتر اصلاً سازمان شما می‌تواند کسی را انتخاب کند که پشتیبان خواسته‌های شماست.

اغلب، قدرت داشتن بدان معناست که سازمان شما راهی پیدا کند و تا آنجا فشار بیاورد که به آنچه می‌خواهد دست یابد. البته نباید فکر کنیم که این‌ یک اخاذی است، ما هم از رفتار با مردم به چنین سبکی لذت نمی‌بریم؛ هدف این تاکتیک‌ها مقاماتی هستند که نسبت به رفاه مردم کاملاً بی‌توجه‌اند، یا بدتر از آن به مردم آسیب و زیان می‌رسانند.

منابع خبر