ساکورای ژاپن و بهار نارنج ایران

ساکورای ژاپن و بهار نارنج ایران
خبر آنلاین
خبر آنلاین - ۱۳ فروردین ۱۴۰۰

همه ساله، سمفونیِ شکوفه ها در حوالی اردیبهشت ماه رخ می داد و هوایِ اردیبهشت، هوایِ بهشت می شد. اما امسال، روزهای دوم یا سوم فروردین ماه مقارنِ با شروع غلغلۀ عطرِ بهار نارنج شد.

مطابقِ روال سایر اتفاقات در کشور، این ماجرا هم می آید و می رود و ما هم به ادامۀ امورِ خود مشغولیم! اما هر سال، ایام بهار نارنجِ ایران مقارن است با ساکورا در ژاپن، و برخلافِ بهار نارنج که می آید و می رود و خبری نمی شود، ساکورا در کشورِ سکوت و صنعت، با سروصدایِ تبلیغاتی بسیار می آید (میلیاردها ین درآمد برای کشور می آفریند) و براحتی هم نمی رود!

چرا براحتی نمی رود؟ چون جغرافیایِ ژاپن به گونه ای است که مجموعه ای از جزایر باریک (کم عرض) در امتداد گستردۀ شمال به جنوب قرار گرفته اند و مثلا وقتی که ساکورا در جنوب کشور در حوالی «کیوشو» و «هیروشیما» شروع می شود، بیش از یک ماه طول می کشد تا این شکوفه ها به «هوکایدو» در شمال (و در نزدیکی روسیه) برسند. در تمام این چهل-پنجاه روز، پیوسته تلویزیون از ساکورا گزارش می دهد و خبر می خواند و تصاویر شکوفه های صورتی و سپید به متنِ اخبار کشیده می شود. رسانه، ساکورا را (به تعبیر حافظ) زان سویِ هفت پرده به بازار می کشَد!

اما نه تنها شکوفه های گیلاس، بلکه اساسا سایرِ گلها هم در «جغرافیایِ ژاپن» عطر و بویِ چندانی ندارند. برخلاف جغرافیایِ ایران، که گاه چند غنچه گل محمدی در کاشان، انفجار عطر به پا می کنند.

"همه ساله، سمفونیِ شکوفه ها در حوالی اردیبهشت ماه رخ می داد و هوایِ اردیبهشت، هوایِ بهشت می شد"اساسا در تاریخ ایرانی و در حافظه ایرانی، بو و «عطر» همواره اهمیتی بسیار داشته و در غزلیات حافظ و سعدی اشاره های مکرری به «بو» شده است:

صبا وقتِ سحر، بویی ز زلفِ یار می آورد
دلِ شوریدۀ ما را «به بو» در کار می آورد / حافظ

آری! شوریدگی و شیداییِ حافظ و سعدی به هنگام غلغلۀ عطرها، دو چندان و در سحرگاهان، صدچندان می شده است. از حوالی کاشان تا کرانۀ دشتِ فال و اسیر (در سمت لار) در بهار، هر سو بویی هست و عطری. اما یک سوال همیشه با ما هست: این احوالِ معطرِ طبیعت، بجز در غزل حافظ و سعدی، در کدام میراثِ مکتوب ثبت و ضبط شده است؟

کدامِ متنِ تاریخی به جزئیاتِ سابقه بهار نارنج پرداخته است؟!

ساکورای زودهنگام!

همزمان با تعجب ساکنین جنوب از  شروعِ زودهنگامِ شکوفه های بهار نارنج، ژاپنی ها هم متعجب و متحیّر بودند از اینکه «چرا امسال ساکورا اینقدر زود پیدا شد؟!».

در متنِ اخبار این چند روزه، یک نکته ما را شگفت زده خواهد کرد. در رسانه های ژاپنی چنین ذکر شد: زودرس‌ترین فصل شکوفه گیلاس در ژاپن از "۱۲۰۰ سال پیش"

«دانشمندانِ ژاپنی می گویند، فصلِ شکوفه‌ گیلاس امسال زودتر از همیشه فرا رسیده است. در ۱۲۰۰ سالی که زمان به شکوفه نشستن درخت‌های گیلاس در ژاپن ثبت شده، این نشانه سنتی بهار هیچ‌وقت اینقدر زود فرا نرسیده بود.

به شکوفه نشستن درخت‌های گیلاس در کیوتو از سال ۸۱۲ میلادی در اَسنادِ دربارِ امپراتوری ژاپن ثبت شده است.» لینک خبر

یعنی: از ۱۲۰۰ سال پیش به این سو، همه ساله «تاریخ» و روزِ شروعِ ساکورا در ژاپن (به شکل مکتوب) ثبت و ضبط می شده است.

ثبتِ ساکورا به چه معناست؟
یعنی که در تمدنِ ژاپنی، پرداختن به رویدادی مانند ساکورا هم به شکل «مستندسازیِ» جدی بوده است حال آنکه در تاریخ ایران زمین، نه تنها خبر نداریم که ۱۲۰۰سال پیش بهار_نارنج کِی آمده و کِی رفته؟ بلکه خبر نداریم ۷۰۰سال پیش در همان شیراز، حافظ دقیقا در چه سالی متولد شده؟ (سال تولد حافظ روشن نیست) و دقیقا در چه سالی مُرده؟ معلم/معلمان حافظ چه کسی/کسانی بوده اند؟ با که ازدواج کرده؟ همسرش چگونه بوده است؟ فرزندان حافظ چطور بوده اند؟ هیچ! ما هیچ اینجا از حافظ نمی دانیم بجز «اطلاعاتی مبهم و کلی» .

«بجز غزلیات» هر آنچه از حافظ داریم مُشتی اطلاعاتِ حدودی و کلی است.

اما چرا چنین است؟
گفته می شود که ما ایرانیان در کارِ مستندسازی، و ثبت و ضبطِ جزئیاتِ رویدادها، کاهل بوده ایم. عطری آمد و عطری رفت ولی اساسا ماجرا چندان «جدی» نیست که بخواهد وارد میراثِ مکتوب شود و صدسال بعد نوه های من و شما بدانند که در فروردین ۱۴۰۰ بهار نارنج در سوم فروردین غوغا به پا کرد! کارهایِ مهمتری داریم و بگذار که به آنها بپردازیم. ما می خواهیم دنیا را عوض کنیم و مسیر تاریخ بشریت را بِه کنیم، ما را فرصتِ پرداختن به این جزئیات نیست!

ین حیرت، از نبودِ اطلاعات از جزئیاتِ گذشتگان، نه تنها در بحثِ جغرافیا و ادبیات، که در بحثِ معماری هم با ماست. در بازدید از بناهای کهن ژاپنی، بسیار رخ می دهد که می بینید که «نقشه های طراحی معماری» مربوط به مثلا چهارصد یا ششصد سال پیش در موزه ای در مجاورتِ بنا، در معرض دیدِ بازدیدکننده قرار گرفته است. یعنی دست نگاشته هایِ استادِ معمارِ ژاپنی «موجود» است ولی بر سر درِ مسجد نصیرالملک استاد معمار یک کاشی قرار داده و نوشته:

غرض نقشی است کز ما یادگار است/ که هستی را نمی بینم بقایی

مگر صاحبدلی روزی ز رحمت/ کند در حقِ استادان دعایی (!)

از آنهمه جزئیات که در کار ساختِ مسجد وکیل و نصیرالملک بکار رفته، حتی یک برگ نقشه باقی نمانده است.

"در تمام این چهل-پنجاه روز، پیوسته تلویزیون از ساکورا گزارش می دهد و خبر می خواند و تصاویر شکوفه های صورتی و سپید به متنِ اخبار کشیده می شود"هیچ نمی دانیم استاد معمار، در کجا محاسبات قوس، هندسه و مشخصات مصالح را آموخته بوده است. هیچ نمی دانیم! ...

بگذار بازگردیم به همین بهار زیبایی که در آنیم! حدیث از مطرب و مِی گو و رازِ دهر کمتر جو!

منابع خبر

آخرین اخبار

خبرگزاری جمهوری اسلامی - ۶ ساعت قبل

دیگر اخبار این روز

خبر آنلاین - ۱۳ فروردین ۱۴۰۰
خبر آنلاین - ۱۳ فروردین ۱۴۰۰
خبر آنلاین - ۱۳ فروردین ۱۴۰۰