سهیل عربی در معرض اعدام به اتهام توهین به پیامبر

"درواکنش به دروغ سازی رسانه‌های امنیتی، تصویردادنامه سهیل عربی منتشر می‌شود"
پیک ایران
خبرنامه ملی ایرانیان - ۶ آذر ۱۳۹۳

چکیده :آیا آقایان حاکم تصور می کنند تصویر به دار آویختن انسان ها در ملا عام تصویر لطیف و خوبی است که هر از چندی با تبلیغات زیاد آن را به نمایش عمومی در می آورند؟ آیا محبوس کردن خیل زندانیان عقیدتی، که در آن افراد به خاطر اختیار کردن باوری دیگر به حبس و گاه اعدام محکوم می شوند، اختلافی مبنایی با رویکرد تکفیری ها دارد؟ آیا تکفیر سیاسی مرسوم در صحنه سیاست که در آن با عنوانی غیر شفاف، غیر حقوقی و کلی به نام "فتنه گر"، افراد را به خاطر داشتن باور سیاسی متفاوت و احتمالا پافشاری بر دیدگاه خود تحت محرومیت و فشارهای مختلف قرار می دهند، نوعی داعشی گری سیاسی نیست؟...

کلمه – سید مسیحا موسوی:

یکی از موضوعات داغی که این روزها محافل سیاسی و گاه مذهبی کشور را به خود مشغول کرده، بحث قدرت گرفتن تکفیری ها و خطری است که به واسطه آن جهان اسلام را تهدید می کند. سخنان آیت الله خامنه ای در «کنگره‌ی جهانی‌ جریانهای افراطی و تکفیری از دیدگاه علمای اسلام» نیز در همین چارچوب بود که در جمع علمای شیعه و سنی گفت: «در بررسی این جریان خطرناک باید به این نکته توجه شود که موضوع اصلی، مقابله ی همه جانبه با جریان احیاء شده تکفیری است که فراتر از گروه موسوم به داعش است و در واقع داعش یکی از فروع این شجره خبیثه است. یکی دیگر از اقدامات بسیار خبیثانه جریان تکفیر مخدوش کردن چهره اسلامِ رحمت و تعقل و منطق، با نشان دادن تصاویر جنایاتی همچون زیر شمشیر نشاندن انسانهای بیگناه و یا درآوردن قلب یک مسلمان و به دندان گرفتن آن، در مقابل دوربین و به نام اسلام، است. این جریان با شعار دروغین سلف صالح وارد شده است و باید با زبان دین، علم و منطق، بیزاری سلف صالح را از این اقدامات نشان داد. باید با این نهضت علمی و منطقی، جوانان بیگناهی را که گرفتار این جریان خبیث شده اند، نجات داد و این وظیفه به عهده علما است.»

جالب آن که همین دیروز خبر دیگری هم منتشر شد مبنی بر اینکه یک شهروند به نام سهیل عربی به اتهام سب النبی به اعدام محکوم شده است.

"این جریان با شعار دروغین سلف صالح وارد شده است و باید با زبان دین، علم و منطق، بیزاری سلف صالح را از این اقدامات نشان داد"آیا بین آن سخنان رهبری در نفی تکفیر و این حکم قضایی ارتباطی نیست و ما بی جهت سعی می کنیم تشویش اذهان عمومی کنیم یا نه، نمی شود صبح در نشستی تکفیر را محکوم کرد و عصر آن روز خبر اعدام یک فرد را درون همان سیستم پذیرفت؟

به نظر می رسد که جریان غالب بر حکومت که در برابر تکفیری ها موضع می گیرد، مشکل مبنایی با آنها ندارد. بحث اصلی در محکوم کردن تکفیر این است که چرا لبه تیز حملات آنها به سمت بخش دیگری از مسلمان هاست در حالی که باید به سمت دشمنان غربی و صهیونیستی حمله کرد و دیگر اینکه سر بریدن از بی گناهان و قلب آنها را از سینه شان در آوردن و جویدن آن در برابر دوربین ها بد است. اینها مواضع خوبی است، اما کافی نیست. تکفیر در هر صورت آن و خشونت فراتر از اعمال قانون مدنی و منطبق بر فهم و احساس انسان امروزی در هر نوع آن محکوم است.

آیا آقایان حاکم تصور می کنند که تصویر به دار آویختن انسان ها در ملا عام تصویر لطیف و خوبی است که هر از چندی با تبلیغات زیاد آن را به نمایش عمومی در می آورند؟ باور کنید که تلخی این تصویر از گردن زدن یک انسان دیگر بدتر است که بهتر نیست، بگذریم که برای فرد تحت اعدام هم زجرآورتر است. آیا محبوس کردن خیل زندانیان عقیدتی، که در آن افراد به خاطر اختیار کردن باوری دیگر به حبس و گاه اعدام محکوم می شوند، اختلافی مبنایی با رویکرد تکفیری ها دارد؟ آیا تکفیر سیاسی مرسوم در صحنه سیاست که در آن با عنوانی غیر شفاف، غیر حقوقی و کلی به نام “فتنه گر”، افراد را به خاطر داشتن باور سیاسی متفاوت و احتمالا پافشاری بر دیدگاه خود تحت محرومیت و فشارهای مختلف قرار می دهند، نوعی داعشی گری سیاسی نیست؟

قطعا آنچه که از سوی تکفیری های تروریست صورت می گیرد، صورتی به مراتب زشت تر و خشن تر و بی منطق تر از آنچه در نمونه های داخلی بالا ذکر کردیم دارند و قصدمان این نیست که بگوییم اشتباهات مسئولان داخلی ما دقیقا شبیه به رفتار تکفیری های داعشی است.

اما با کمال تاسف باید گفت که مبناهای آنها یکی است. تنها تکفیری های داخلی مرز تکفیرشان کمی دورتر است و شکل خشونتشان متفاوت. احتمالا اگر تکفیری های خارجی هم روزی صاحب قانون و حکومت مستقری شوند، خشونت و بی منطقی آنها هم کمی معتدل تر شده و سعی می کنند تصویر بهتری از خود بسازند. اما مهم مبنای تکفیری گری است که باید مورد نفی و نقد قرار گیرد نه شعاع و یا شکل بروز آن.

شهروندی ممکن است خطایی کرده و به شخصیتی که بیشترین احترام و باور را میان هموطنانش دارد توهین کرده است. کار این فرد قطعا محکوم است و به دلیل نفرت پراکنی و ایجاد زمینه خشونت در جامعه می تواند مورد محاکمه هم قرار گیرد.

"احتمالا اگر تکفیری های خارجی هم روزی صاحب قانون و حکومت مستقری شوند، خشونت و بی منطقی آنها هم کمی معتدل تر شده و سعی می کنند تصویر بهتری از خود بسازند"اما آیا وجدان بشر امروز می تواند صدور حکم اعدام چنین فردی را بپذیرد؟ حکمی که حتی با قوانین عادی ما هم نمی خواند و محمدحسین آزاد در این یادداشت به خوبی نشان داده که چقدر با شرایط مندرج در ماده ۲۶۳ قانون مجازات اسلامی مغایر است.

آیا می توان پذیرفت که افرادی به دلیل باور داشتن به مرام و آموزه ای دیگر که از نظر ما مردود است، از برخی حقوق شهروندی شان مانند حق تحصیل، حق اشتغال و حق دادرسی عادلانه محروم شده و حتی مورد مجازات و محکومیت قرار گیرند؟ اینها همان تکفیری گری است که داعشی ها در سطحی وسیع تر و صورتی خشن تر انجام می دهند. اما اگر تکفیر بد است، که بد است باید از همه صورت های آن تبری جست.

منابع خبر