دختر مهدوی دامغانی: ملک مصادره شدهی پدرم در دههی ۸۰ به ایشان برگردانده شد
آفتابنیوز :
فریده مهدوی دامغانی، دختر دکتر احمد مهدوی دامغانی که در روزهای اخیر در آمریکا درگذشت، اظهارات صادق خرازی دربارهی پدرش را «از آغاز تا پایان» تکذیب کرد.
به گزارش انصاف نیوز، متن کامل این تکذیبیه در پی میآید:
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت بزرگواران.
من نمیدانم چه کسی بهتر و بیشتر از بنده و خواهرم و برادرم و فرزندانم روزانه و شبانه با پدر عزیزم در تماس بوده است که این مقدار اطلاعات به راستی عجیب با این همه جزئیات بیان میدارد؟!
پیرو مطالبی که ظاهرا جناب آقای دکتر صادق خرازی بیان فرمودهاند باید عرض کنم که مطالب و فرمایشات ایشان نادرست است؛ کذب مطلق.
پدر عزیزم هرگز با ویلچر به دانشگاه هاروارد تشریف نمیبرد چون از چند سال پیش به این طرف به دلیل کهولت سن دیگر به آن دانشگاه نمیرفتند، چه رسد به این که با ویلچر تشریف ببرند!!
و نیاز مالی هم هرگز نداشتند چون در تمام عمرشان از خوان گسترده و بسیار سخاوتمندانهی ولینعمتشان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بهرهمند بودند و بحمدالله هرگز نیازمند کسی یا چیزی نبودهاند. منزل موردنظر هم در سالهای اوائل دههی هشتاد شمسی طی مراحل قانونی به پدرم بازگردانده شد. آن هم با نهایت دوستی و محبت و احترام به مقام پدرم به عنوان یک معلم کهنسال و دانشمند. و بنده این صحبتها را از آغاز تا پایان تکذیب میکنم.
با تقدیم احترام
فریده مهدوی دامغانی
۲۹ خرداد ۱۴۰۱ شمسی
۱۹ ژوئن ۲۰۲۲
۱۹ ذیقعده ۱۴۴۳
توضیح صادق خرازی درباره مصادره منزل مهدوی دامغانی
صادق خرازی در توضیحی که در سایت تاریخ ایرانی منتشر کرد، نوشت:
«پس از انتشار مطلب اینجانب در اینستاگرام درباره عالم برجسته دکتر استاد احمد مهدوی دامغانی، از نوشته فرزند دانشمند ایشان و توضیحات دوستان مطلع شدم که مشکل مصادره منزل استاد در سال ۱۳۸۳ با همت و دستور جناب آقای خاتمی پیگیری و به ایشان بازگردانده شده است. تصحیح این اشتباه که عذرخواهم، از سویی تسلای خاطری است بر دلدادگان استاد که در دوره اصلاحات، گوشهای از جفای وارده به ایشان جبران شد و بزرگواری خاتمی عزیز اینجا هم روسفیدمان کرد».
احمد مهدوی دامغانی پس از آزادی از زندان اوین در سال ۱۳۶۶ از ایران خارج شد و دیگر به کشورش بازنگشت
احمد مهدویدامغانی، ادیب، اسلام شناس، استاد پیشین دانشگاه تهران و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، در ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت. آقای مهدوی دامغانی پس از فراگیری علوم غیرآکادمیک در زادگاهش در مشهد، روانه تهران شد. گفته میشود آیتالله علی سیستانی از مراجع شیعه که اینک مقیم عراق است، از هم دورههای آقای مهدوی دامغانی در مشهد بوده است.
احمد مهدویدامغانی در مقطع لیسانس وارد دانشگاه تهران شد و فوق لیسانس و دکترای خود را هم از همین دانشگاه در رشته زبان و ادب فارسی گرفت.
پس از آن تا مدتی در این دانشگاه الهیات و ادبیات فارسی تدریس کرد و سپس عازم مادرید، پایتخت اسپانیا، شد. در دانشگاه مادرید، آقای مهدویدامغانی مدت کوتاهی مشغول تدریس فقه، ادبیات فارسی و ادبیات عرب شد و سپس به ایران بازگشت.
آقای مهدویدامغانی در ایران مدتی سردفتر اسناد رسمی بود و در بازگشت از اسپانیا به ریاست کانون سردفترداران و دفتریاران رسید.
آثار متعددی از وی در مجله های معروف ادبی و ایرانشناسی ایران از جمله یغما، ایرانشناسی، بخارا، کلک و ایران نامه منتشر شده است.
بازداشت مهدوی دامغانی در اوین و محاکمه در دادگاه انقلاب
اسدالله لاجوردی و محمد محمدی گیلانی. محاکمه احمد دامغانی توسط محمدی گیلانی انجام شد
احمد مهدویدامغانی مدتی پس از انقلاب بهمن ۵۷ بازداشت و به زندان اوین تهران فرستاده شد. اتهام وی "تبلیغ اسلام آریامهری" در دانشگاه مادرید و "دعوت نکردن سردفتران به اعتصاب"و "همکاری با رژیم پهلوی" در زمان انقلاب بود.
جلسه محاکمه وی به ریاست محمد محمدیگیلانی و در حضور اسدالله لاجوردی برگزار شد. او چند دهه بعد شرحی از این محاکمه نوشت و در آن توضیحاتی که به دادگاه داده بود را روایت کرده است.
آقای مهدویدامغانی نوشته بود که به دادگاه انقلاب گفته که به عنوان رئیس کانون سردفتران اختیاری برای دستور به آنها برای اعتصاب نداشته و با پذیرش تنظیم اسنادی برای محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران و فرح دیبا همسرش، و برگزاری جشن تولد شاه "اخلاص" به وی را رد کرده بود.
در روایت دادگاه، آقای مهدویدامغانی نوشته است که چند بار یک طلبه از در پشت دادگاه وارد میشده در گوش محمدیگیلانی چیزی میگفته است یا اینکه اسدالله لاجوردی در وسط دفاعیات او وارد می شده و خواستار نپذیرفتن دفاعیات میشده است.
در شرحی که از دادگاه خود نوشته است آقای مهدویدامغانی گفته یک بار که آن طلبه وارد شد و در گوش آقای محمدیگیلانی حرفی زد "او برآشفت و گفت: "لا اله الا الله! آقای منتظری نمیگذارد ما کارمان را بکنیم" و نگاه معنیداری به منبنده کرد.»
آقای مهدوی دامغانی احتمال داده بود که یکی از موارد اتهامی و سختگیری به وی در زندان اوین، گفتههایش در کلاس درس در ترم پاییز ۵۸ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درباره یکی از دیدگاههای آیتالله حسینعلی منتظری بوده است:
«در مقام رد بعض فرمایشاتی که معظمله درباره "فدک" فرموده بودند... و شاید ضمن سخنهایم، تعریضی به مرحوم منتظری زده بودم و شیر پاک خوردهای که در کلاس بود، عینا حرفهای مرا ضبط کرده بود و یک روز آقای بازپرس اوین آن نوار را گذاشت و گفت: "ببین که چه فضولیهایی نسبت به فقیه عالیقدر کردهای"... شاید آن روز (آقای منتظری به وسیله طلبه) از جناب آقای محمدیگیلانی خواسته بود که تشدید مجازاتی برایم قائل شود، خدا داناست نمیدانم.»
آیتالله منتظری در سال ۱۳۶۴ به عنوان قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده و پیش از آن هم نفوذ زیادی در حکومت جمهوری اسلامی ایران داشت.
آقای مهدویدامغانی در ادامه نوشته است «آنچه این "سوءظن" یا حدس منبنده را تأیید میکند، این است که وقتی که برای صدور نامه ممنوعیت از خروج از ایران به آقای سیدعلیاصغر ناظمزاده مراجعه کردم که متصدی آن اقدام بودند... آقای ناظمزاده باز مسأله حرفهای مرا در کلاس درس راجع به فدک و اینکه به مرحوم آقای منتظری "اهانت" کردهام(!!)، به رخ منبنده کشید.»
مدتی پس از جلسه محاکمه، آقای مهدوی دامغانی از زندان آزاد شد. شماری از اهل فرهنگ و ادب ایران و برخی از مراجع برای آزادیاش تلاش کرده بودند. وی در سال ۱۳۶۶ از ایران عازم ایالات متحده شد و در دانشگاه هاروارد مشغول تدریس و در همانجا بازنشسته شد.
احمد مهدویدامغانی پس از آخرین خروج از ایران در سال ۶۶ دیگر به ایران برنگشت اما همواره در مجلات فرهنگی و ادبی ایران می نوشت و خود را با ایران مرتبط نگه می داشت.
دو سال پیش تلویزیون ایران برای اولین و آخرین بار وی را به یک برنامه دعوت کرد. آقای مهدویدامغانی از این حضور بسیار احساساتی شده بود و گفت در مدت بیش از سه دهه جسم وی در آمریکا و روحش در ایران بوده است و آرزو کرده بود یک بار دیگر بتواند به حرم امام هشتم شیعیان برود و پس از درگذشت در ایران و در مشهد به خاک سپرده شود.
آثار متعددی به زبان های فارسی و عربی و به زبان انگلیسی درباره آقای مهدوی دامغانی به جا مانده است. گزیدهای از شعر سعدی به عربی که در کویت منتشر شده، ماخذ ابیات عربی کلیه و دمنه و ماخذ ابیات عربی مرزبان نامه از آثار مهم اوست.
آقای مهدی دامغانی اثری هم به نام «شاهدخت والاتبار شهربانو» دارد که شرح زندگی مادر امام چهارم شیعیان است که گفته میشود یکی از دختران یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بوده است.
احمد مهدوی دامغانی پس از آزادی از زندان اوین در سال ۱۳۶۶ از ایران خارج شد و دیگر به کشورش بازنگشت
احمد مهدویدامغانی، ادیب، اسلام شناس، استاد پیشین دانشگاه تهران و استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد، در ۹۶ سالگی در آمریکا درگذشت. آقای مهدوی دامغانی پس از فراگیری علوم غیرآکادمیک در زادگاهش در مشهد، روانه تهران شد. گفته میشود آیتالله علی سیستانی از مراجع شیعه که اینک مقیم عراق است، از هم دورههای آقای مهدوی دامغانی در مشهد بوده است.
احمد مهدویدامغانی در مقطع لیسانس وارد دانشگاه تهران شد و فوق لیسانس و دکترای خود را هم از همین دانشگاه در رشته زبان و ادب فارسی گرفت.
پس از آن تا مدتی در این دانشگاه الهیات و ادبیات فارسی تدریس کرد و سپس عازم مادرید، پایتخت اسپانیا، شد. در دانشگاه مادرید، آقای مهدویدامغانی مدت کوتاهی مشغول تدریس فقه، ادبیات فارسی و ادبیات عرب شد و سپس به ایران بازگشت.
آقای مهدویدامغانی در ایران مدتی سردفتر اسناد رسمی بود و در بازگشت از اسپانیا به ریاست کانون سردفترداران و دفتریاران رسید.
آثار متعددی از وی در مجله های معروف ادبی و ایرانشناسی ایران از جمله یغما، ایرانشناسی، بخارا، کلک و ایران نامه منتشر شده است.
بازداشت مهدوی دامغانی در اوین و محاکمه در دادگاه انقلاب
اسدالله لاجوردی و محمد محمدی گیلانی. محاکمه احمد دامغانی توسط محمدی گیلانی انجام شد
احمد مهدویدامغانی مدتی پس از انقلاب بهمن ۵۷ بازداشت و به زندان اوین تهران فرستاده شد. اتهام وی "تبلیغ اسلام آریامهری" در دانشگاه مادرید و "دعوت نکردن سردفتران به اعتصاب"و "همکاری با رژیم پهلوی" در زمان انقلاب بود.
جلسه محاکمه وی به ریاست محمد محمدیگیلانی و در حضور اسدالله لاجوردی برگزار شد. او چند دهه بعد شرحی از این محاکمه نوشت و در آن توضیحاتی که به دادگاه داده بود را روایت کرده است.
آقای مهدویدامغانی نوشته بود که به دادگاه انقلاب گفته که به عنوان رئیس کانون سردفتران اختیاری برای دستور به آنها برای اعتصاب نداشته و با پذیرش تنظیم اسنادی برای محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران و فرح دیبا همسرش، و برگزاری جشن تولد شاه "اخلاص" به وی را رد کرده بود.
در روایت دادگاه، آقای مهدویدامغانی نوشته است که چند بار یک طلبه از در پشت دادگاه وارد میشده در گوش محمدیگیلانی چیزی میگفته است یا اینکه اسدالله لاجوردی در وسط دفاعیات او وارد می شده و خواستار نپذیرفتن دفاعیات میشده است.
در شرحی که از دادگاه خود نوشته است آقای مهدویدامغانی گفته یک بار که آن طلبه وارد شد و در گوش آقای محمدیگیلانی حرفی زد "او برآشفت و گفت: "لا اله الا الله! آقای منتظری نمیگذارد ما کارمان را بکنیم" و نگاه معنیداری به منبنده کرد.»
آقای مهدوی دامغانی احتمال داده بود که یکی از موارد اتهامی و سختگیری به وی در زندان اوین، گفتههایش در کلاس درس در ترم پاییز ۵۸ دانشکده ادبیات دانشگاه تهران درباره یکی از دیدگاههای آیتالله حسینعلی منتظری بوده است:
«در مقام رد بعض فرمایشاتی که معظمله درباره "فدک" فرموده بودند... و شاید ضمن سخنهایم، تعریضی به مرحوم منتظری زده بودم و شیر پاک خوردهای که در کلاس بود، عینا حرفهای مرا ضبط کرده بود و یک روز آقای بازپرس اوین آن نوار را گذاشت و گفت: "ببین که چه فضولیهایی نسبت به فقیه عالیقدر کردهای"... شاید آن روز (آقای منتظری به وسیله طلبه) از جناب آقای محمدیگیلانی خواسته بود که تشدید مجازاتی برایم قائل شود، خدا داناست نمیدانم.»
آیتالله منتظری در سال ۱۳۶۴ به عنوان قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شده و پیش از آن هم نفوذ زیادی در حکومت جمهوری اسلامی ایران داشت.
آقای مهدویدامغانی در ادامه نوشته است «آنچه این "سوءظن" یا حدس منبنده را تأیید میکند، این است که وقتی که برای صدور نامه ممنوعیت از خروج از ایران به آقای سیدعلیاصغر ناظمزاده مراجعه کردم که متصدی آن اقدام بودند... آقای ناظمزاده باز مسأله حرفهای مرا در کلاس درس راجع به فدک و اینکه به مرحوم آقای منتظری "اهانت" کردهام(!!)، به رخ منبنده کشید.»
مدتی پس از جلسه محاکمه، آقای مهدوی دامغانی از زندان آزاد شد. شماری از اهل فرهنگ و ادب ایران و برخی از مراجع برای آزادیاش تلاش کرده بودند. وی در سال ۱۳۶۶ از ایران عازم ایالات متحده شد و در دانشگاه هاروارد مشغول تدریس و در همانجا بازنشسته شد.
احمد مهدویدامغانی پس از آخرین خروج از ایران در سال ۶۶ دیگر به ایران برنگشت اما همواره در مجلات فرهنگی و ادبی ایران می نوشت و خود را با ایران مرتبط نگه می داشت.
دو سال پیش تلویزیون ایران برای اولین و آخرین بار وی را به یک برنامه دعوت کرد. آقای مهدویدامغانی از این حضور بسیار احساساتی شده بود و گفت در مدت بیش از سه دهه جسم وی در آمریکا و روحش در ایران بوده است و آرزو کرده بود یک بار دیگر بتواند به حرم امام هشتم شیعیان برود و پس از درگذشت در ایران و در مشهد به خاک سپرده شود.
آثار متعددی به زبان های فارسی و عربی و به زبان انگلیسی درباره آقای مهدوی دامغانی به جا مانده است. گزیدهای از شعر سعدی به عربی که در کویت منتشر شده، ماخذ ابیات عربی کلیه و دمنه و ماخذ ابیات عربی مرزبان نامه از آثار مهم اوست.
آقای مهدی دامغانی اثری هم به نام «شاهدخت والاتبار شهربانو» دارد که شرح زندگی مادر امام چهارم شیعیان است که گفته میشود یکی از دختران یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی بوده است.

