سروده‌ای به استقبال خاقانی

سروده‌ای به استقبال خاقانی
خبر آنلاین
خبر آنلاین - ۴ روز قبل

جناب افضل‌الدّین بدیل‌ بن علی خاقانی شروانی متخلّص به خاقانی سروده است:

عیسی لب است یار و دم از من دریغ داشت
بیمار او شدم قدم از من دریغ داشت

آخر چه معنی آرم از آن آفتاب روی
کو بوی خود به صبح دم از من دریغ داشت

بوس وداعی از لب او چون طلب کنم
کز دور یک سلام هم از من دریغ داشت

من چون کبوتران به وفا طوق دار او
او کعبه من و حرم از من دریغ داشت

از جور یار پیرهن کاغذین کنم
کو کاغذ و سر قلم از من دریغ داشت

من ز آب دیده نامه نوشتم هزار فصل
او ز آب دوده یک رقم از من دریغ داشت

خود یار نارد از دل خاقانی ای عجب
گوئی چه بود کاین کرم از من دریغ داشت

و نیز سروده اینجانب به استقبال خاقانی:

آن کو مگر زلطفِ عیانم دریغ داشت
بگذشت و غیر آهِ نهانم دریغ داشت

هم پایِ ماهتاب عیان کرد جلوه ای
بنهفت روی و مه ز شَبانم دریغ داشت

بر چشم من نشست و به من یک نظر نکرد
لب تشنه دید و آب روانم دریغ داشت

جانم بسوخت از تب و این ناشنا طبیب
دردم فزود و مرهم جانم دریغ داشت

شب را نبود تاب نگاهی به غیر خویش
این مهر تابناک از آنم دریغ داشت

نایم فسرد از نفس سردِ خامُشان
فریاد زان دمی که فغانم دریغ داشت

نادیده خود نبودم و ناگفته تا که شرم
بربست چشم و نطق و بیانم دریغ داشت

پژمرده خواست نوگل شوقم چو باغبان
آن گلبن ام که غیر خزانم دریغ داشت

آن بارگاه فقر که زد بوسه شادمان
پابوس آستان شهانم دریغ داشت

منابع خبر

اخبار مرتبط

جام جم - ۱۲ آبان ۱۳۹۹
خبرگزاری مهر - ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
خبرگزاری جمهوری اسلامی - ۹ آبان ۱۳۹۹
کلمه - ۴ شهریور ۱۳۹۹
رادیو زمانه - ۱۴ بهمن ۱۳۹۸
آفتاب - ۱ اردیبهشت ۱۴۰۱
خبر آنلاین - ۴ روز قبل
خبرگزاری دانشجو - ۹ مرداد ۱۳۹۹
تابناک - ۲۶ آبان ۱۳۹۹
رادیو زمانه - ۱ مرداد ۱۳۹۹

آخرین اخبار

خبر آنلاین - ۷ ساعت قبل
خبر آنلاین - ۱۵ ساعت قبل

دیگر اخبار این روز