مردم عادی چه می دانند صلاح شان در چیست؟

خبر آنلاین - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸

تعدادی از ساکنین نیز با تجمع در محل، نسبت به یکطرفه بودن مسیر زیرگذر(از شمال به جنوب) اعتراض می کنند به شکلی که موجب وقفه در افتتاح پروژه می شود. این اعتراضات باعث می گردد تا روز بعد- بنا بر برخی گمانه زنی ها-شهردار منطقه ۹ توسط شهردار تهران برکنار شود.

بین سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰ در کنار تعدادی از پژوهشگران، کارشناسان و همکاران دانشگاهی ام، و البته کمک، اهتمام و پیگیری برخی از مدیران وقت معاونت اجتماعی-فرهنگی شهرداری تهران تلاش شد تا در نظر و عمل  «ارزیابی تأثیر اجتماعی» تبدیل به امری جدایی ناپذیر در پروژه ها، سیاست ها، برنامه ها و تصمیمات مدیریت شهری گردد. از آن زمان تاکنون در همان مجموعه تلاش های بسیاری برای تدوین آئین نامه ها، ترجمه و تولید دانش، برگزاری کنفرانس ملی، دعوت از متخصصات بین المللی، آموزش پژوهشگران و نهادسازی صورت گرفته است به شکلی که امروزه برای مدیران اجرایی، ارزیابی تأثیر اجتماعی -که به غلط یا درست در ایران با نام پیوست اجتماعی و فرهنگی از آن نام برده می شود-مفهومی ناآشنا نیست. البته ناگفته نماند که مانند سایر امور در این کشور، این عرصه نیز در این سال ها مدام با بی مهری ها، بی اعتنائی ها و حتی انکارها مواجه بوده است که یکی از ریشه های آن غلبه رویکرد مستحکم و مقتدر سازه- بنیاد در مقابل رویکرد ضعیف و نحیف مردم- بنیاد در شهرداری تهران بوده است.

چند سال قبل برای آماده سازی متن یک سخنرانی در شهر مکزیکوسیتی پیرامون ارزیابی تأثیر اجتماعی، با تعدادی از پژوهشگران ارزیابی تأثیر اجتماعی در شهر تهران مصاحبه هایی عمیق انجام دادم تا به آسیب شناسی آن بپردازم. یکی سوالات مصاحبه آن بود که:

«به عنوان پژوهشگری که با شهرداری تهران تجربه همکاری داشته ای آیا جمله های تیپیکال یا کلیشه ای درباره ارزیابی تأثیر اجتماعی یا همان پیوست اجتماعی از مدیران شهری شنیده ای؟ جمله های که بیانگر درک نادرست آنان از ارزیابی تأثیر باشد؟».
پاسخ های پروهشگران به این پرسش در عین سادگی، دلیلی مشهود برای نگاه غالب مدیران شهری است که عمدتا رویکرد سازه-بنیاد دارند:
«یافته های شما همین بود؟ این را که خود ما هم از قبل می دانستیم»
« کار شما باعث تأخیر در افتتاح پروژه می شه، خیلی زمان بره، و در نتیجه مارو در مقابل افکار عمومی بدقول می کنه»
«ما برای پیوست اجتماعی ردیف اعتباری و بودجه ای پیش بینی نکردیم و باید از این طرف و آنطرف پولش رو جور کنیم.

"تعدادی از ساکنین نیز با تجمع در محل، نسبت به یکطرفه بودن مسیر زیرگذر(از شمال به جنوب) اعتراض می کنند به شکلی که موجب وقفه در افتتاح پروژه می شود"بذارید ببینیم از کجا می تونیم دستمزد شما رو جور کنیم»
 «ما مدیران شهری کارمان را خوب بلدیم. شما دانشگاهیان با کار اجرایی آشنا نیستید»
« می گویید برای پروژه به مردم مراجعه کنیم؟! آخر مردم عادی چه مید انند که صلاح شان در چیست؟»
«احتمال وقوع زیاد یا متوسط یا وقوع کم یعنی چه؟ به ما عدد و رقم بدهید. مثلا بگویید به احتمال ۸۳ درصد مردم اعتراض خواهند کرد، به احتمال ۵۴ درصد مردم مشارکت خواهند کرد»
«شما دانشگاهیان و پژوهشگران علوم انسانی نگاه آرمانی دارید و روی زمین نیستید»
«چرا گزارش تان جدول و عدد و رقم ندارد؟برایمان قصه نوشته اید؟»
«از این گزارش ها چیز بدرد بخوری در نمی آید. پولمان را هدر دادیم»
«یعنی یک پیک موتوری، یک خواروبارفروش یا یک نانوایی که ساکن محله است از منِ مهندس بیشتر می داند؟»
«متأسفانه مدیر کل عوض شده و دستور داده که قرارداد انجام ارزیابی تأثیر اجتماعی این پروژه کلا فسخ شود. خیلی متأسفیم.

گفته نیازی به این مطالعه نیست و مدیران قبلی هم غلط کرده اند که آنرا تصویب کرده اند».

به عنوان یکی از افرادی که تقریبا از همان ابتدا شاهد شکل گیری و گسترش ایده ارزیابی تأثیر اجتماعی در شهرداری تهران بوده ام باید بگویم که این جمله ها به بهترین شکل بیانگر آسیب شناسی ارزیابی تأثیر اجتماعی در ایران است.
نکته آخر آنکه پس از سخنرانی ام در شهر مکزیکوسیتی با یک کارآفرین استرالیایی در عرصه معدن آشنا شدم. از حضور او در کنفرانس کمی تعجب کردم و دلیل آمدنش را به کنفرانس سوال کردم. گفت بسیار علاقه دارم تا با مردم ارتباط خوبی داشته باشم، علاقه دارم تا آنان را راضی کنم، علاقه دارم تا به خاطر پروژه ای که دارم آنان احساس ضرر و زیان نکنند. آمده ام تا به حرف های شما پژوهشگران گوش کنم و ایده هایی بگیرم.

* جامعه‌شناس

منابع خبر

دیگر اخبار این روز

خبرگزاری دانشجو - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸
خبرگزاری مهر - ۲۲ بهمن ۱۳۹۸