سرقت میلیونی با شگرد فریب دختران جوان

فرارو - ۱۶ آذر ۱۳۹۰



روزنامه خراسان نوشت:
جوان شیادی که با دختران جوان رابطه پنهانی برقرار می کرد و به آن ها وعده ازدواج می داد نقشه سرقت میلیونی از خانه پدری طعمه هایش را کشیده بود.

تجسس های پلیس در این باره زمانی آغاز شد که مردی به پلیس آگاهی رفت و از دستبرد به خانه اش خبر داد. او گفت: سارقان مبلغ ۵ میلیون تومان پول نقد و سرویس جواهرات همسرش و تعداد دیگری از وسایل با ارزش خانه اش را ربوده اند.

دقایقی بعد از اعلام خبر این سرقت افسران آگاهی در خانه مالباخته حاضر شدند و با بررسی صحنه جرم دریافتند سارقان با در اختیار داشتن کلید خانه وارد آنجا شده اند. یک روز پس از ثبت این حادثه در حالی که کارآگاهان سرگرم تحقیق در این باره بودند شاکی همراه با دخترش نزد پلیس رفت و مدعی شد دخترش سارق اموالش را می شناسد.

دختر جوان در این باره به ماموران گفت: «حدود یک سال قبل با جوانی به نام مسعود آشنا و خیلی زود دلبسته وی شدم.

"روزنامه خراسان نوشت:جوان شیادی که با دختران جوان رابطه پنهانی برقرار می کرد و به آن ها وعده ازدواج می داد نقشه سرقت میلیونی از خانه پدری طعمه هایش را کشیده بود"او که با حرف هایش من را شیفته خود کرده بود می گفت به زودی به خواستگاری ام می آید اما هر بار خواستگاری را به وقت دیگری موکول می کرد. در این میان من نگران بودم خانواده ام از رابطه پنهانی ام با مسعود بو ببرند.

به همین دلیل در این مدت رابطه ام را از همه مخفی کردم. چند روز قبل از سرقت مسعود گفت باید کلیدهای خانه مان را به او بدهم و محل نگهداری وسایل با ارزش خانه مان را نیز به او بگویم. او رفتارش به کلی تغییر کرده بود و تهدید کرد اگر خواسته اش را عملی نکنم ماجرای رابطه پنهانیمان را به خانواده ام اطلاع می دهد و آبرویم را می برد.

من هم از ترس آبرویم این کار را انجام دادم و یک روز همه کلیدهای خانه مان را به او دادم و در ادامه طبق خواسته مسعود روزی که همراه خانواده ام به مهمانی رفته بودیم با او تماس گرفتم. به این ترتیب در حالی که همه چیز برای سرقت مهیا بود او به خانه مان آمد و پول ها و جواهراتمان را دزدید.» 

در پی اظهارات عجیب این دختر ماموران به کمک او مخفیگاه پسر شیاد را شناسایی و وی را بازداشت کردند. ماموران در بازرسی از مخفیگاه متهم موفق شدند مقداری از جواهرات و پول های مسروقه را کشف کنند. در حالی که با کشف اموال مسروقه راهی برای انکار واقعیت از سوی متهم باقی نمانده بود وی چگونگی طراحی نقشه اش را شرح داد و به ارتکاب ۴ فقره سرقت دیگر با این ترفند اعتراف کرد.

او گفت: «مقابل سینماها و پارک ها پرسه می زدم و با دختران جوان طرح دوستی می ریختم.

"تجسس های پلیس در این باره زمانی آغاز شد که مردی به پلیس آگاهی رفت و از دستبرد به خانه اش خبر داد"سپس تلاش می کردم رابطه ام را با آن ها نزدیک تر کنم. من به دروغ خودم را فردی تحصیل کرده معرفی می کردم و به آن ها وعده ازدواج می دادم. طعمه هایم که فریب حرف هایم را خورده بودند به من وابسته می شدند و به این ترتیب در حالی که اطلاعات زیادی درباره خانواده شان به دست آورده بودم آن ها را تهدید می کردم اگر کلید خانه شان را در اختیارم نگذارند ماجرای رابطه پنهانی مان را افشا می کنم. آن ها هم برای آبرویشان خواسته ام را عملی می کردند و من هم با در اختیار داشتن کلید خانه شان به راحتی وارد آنجا می شدم و اموال با ارزششان را غارت می کردم.»

منابع خبر