آنکارا، تهران و مسکو را حفظ می کند

خبر آنلاین - ۲۱ بهمن ۱۳۹۸

آنکارا در همین راستا توافق آدنا را نیز زیر پا گذاشته و در مواردی مانند انتقال تروریست ها شرایط خود را بر سوریه تحمیل می کند.بنابراین  تنها عاملی که می تواند از میزان تنش ها بین آنکارا و دمشق بکاهد گفت و گوی این دولت با یکدیگر است. البته توافق دیگری مانند آستانه و سوچی نیز وجود دارند که ضمن عدم برخورداری از استحکام لازم شکننده تر نیز شده اند.

یکی از مسائلی که در تحلیل اوضاع سوریه باید مد نظر داشت میزان نقش و جایگاه کشورهای بازیگر در آن و میزان همگرایی آنها است. برای مثال رویکرد سه کشور ایران، روسیه و ترکیه در کشوری مانند سوریه یکسان نیست. در این بین روسیه و ایران مواضع نزدیک تری با یکدیگر دارند اما در آن سو ترکیه چندان مواضعش با ایران و روسیه یکی نیست. بر حسب ضرورت این سه کشور در برهه ای تصمیم گرفتند تا با برگزاری نشست های مختلف به راه حلی در خصوص سوریه دست یابند.

"در این بین روسیه و ایران مواضع نزدیک تری با یکدیگر دارند اما در آن سو ترکیه چندان مواضعش با ایران و روسیه یکی نیست"اما موضوع ادلب از پیچیدگی های خاصی برخوردار بود و پیش بینی می شد که در آینده چنین حوادثی رقم بخورد. وقتی اشتراکات و اختلافات کشورهایی چون ایران، روسیه و ترکیه را در موضوع سوریه و ادلب بررسی می کنیم متوجه اثرات آن بر سوریه هم می شویم، ترکیه علی رغم اختلافاتی که با آمریکا دارد در برخی از مسائل مواضعش نمی تواند با ایران همسو باشد. از طرفی با بررسی روابط روسیه و اسرائیل نیز می توان پی برد که روسیه با وجود مواضع همسو با ایران تا حدی خاص می تواند با ایران کنار بیاید. این موضوع تنها در بحث سوریه قابل بحث نیست و می تواند در بعد کلان تر و در کل در سیاست خارجی طرفین در سایر موضوعات نیز اثرگذار باشد. ایران و ترکیه با وجود هم مرز بودن بیشتر در زمینه اقلیم کردستان همکاری می کنند تا در موضوع سوریه.

در آن سو روسیه نیز با توجه به سیاستش در قبال آمریکا به دنبال همکاری بیشتر با ترکیه بوده و این دو کشور به نسبت بازی های پیچیده تری با هم دارند و به طور کلی می توان گفت که رویکرد کشورها در سیاست خارجی بر مسائلی چون سوریه نیز تاثیر گذار است.

از همین رو به نظر می رسد بحران ادلب همچنان ادامه پیدا کند و ترکیه نیز سعی خواهد کرد که هر دو طرف(ایران و روسیه) را حفظ کند.اما همانطور که ذکر شد تنها راه کاهش تنش ها گفت و گوی دولت ترکیه با دولت دمشق است تا طی آن حل مسائل داخلی سوریه به خود آنها سپرده شود. رایزنی بر سر توافق آدنا و مسائل امنیتی نیز می تواند برای آنکارا و دمشق موثر واقع شود. رویکرد فعلی دولت ترکیه برای مقابله با نیروهای دولتی سوریه در خاک خود این کشور به هیچ وجه قابل قبول نیست و به نوعی بیرون کردن کشتی بان از کشتی است. از طرفی تجربه دخالت های خارجی در سال های اخیر در سوریه به خوبی نشان داد که این رویکرد جوابگو نیست. البته در آغاز اعتراضات نیز اسد نیز سیاست اشتباهی در پیش گرفت و می توانست با تکیه بر گفت و گو و جلب رضایت معترضان مانع حضور نیروهای خارجی در این کشور و آغاز بحرانی ویران کننده شود.

"بر حسب ضرورت این سه کشور در برهه ای تصمیم گرفتند تا با برگزاری نشست های مختلف به راه حلی در خصوص سوریه دست یابند"به هر حال این کشور با چالش های فراوانی روبرو بوده و سختی های زیادی را پشت سر گذاشته است و ضروری ترین مساله برای دمشق امنیت و ثبات است و مسائلی مثل کنفرانس ژنو و کمیته قانون اساسی در اولویت های بعدی قرار دارند. حتی قرار بود برای گروه های مخالف مانند ارتش آزاد تفکیک قائل شوند که البته گروه های تروریستی در بین نبودند. کشورهای ایران، روسیه و ترکیه نیز با این موضوع موافق بودند تا مخالفین نیز با دولت گفت و گو کنند اما در نهایت شاهد بودیم که ترکیه نتوانست با این موضوع کنار بیاید.

اگر چه در دو یا سه سال اخیر حاکمیت سوریه تقویت شده اما به نظر نمی رسد بحران هایی که این کشور با آن دست و پنجه نرم می کند به زودی خاتمه یابد و از آنجایی که امنیت تحت الشعاع حل مسائلی مهم و حیاتی کشور است بر امنیت منطقه و کشورهای دیگر مانند عراق، یمن و غیره نیز تاثیرگذار خواهد بود و پیامدهایی بر مولفه های مهمی چون اقتصاد، رفاه مردم و در بعد کلان تر روند توسعه کشور خواهد داشت. وقتی هزینه ها و امکانات صرف بحران ها و جنگ ها و تنش ها می شود باعث عقب ماندگی کشورها نیز می شود. درگیری بین کشورهای مسلمان نیز دارای پیامدهای خاص خود است و تداوم آن وابستگی به کشورهای دیگری را افزایش می دهد که باید توجه داشت که هدف آن کشورها نیز از ایجاد بحران چنین خروجی است تا کشورهای درگیری ضمن تداوم درگیری و بحران وحدت خود را از دست بدهند تا" سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن" را که از دیرباز توسط استعمار انگلیس پیاده می شده همچنان پابرجا باشد.

سایکس پیکو نیز می تواند مثال بارز دیگری برای ایجاد بنیان اختلاف باشد که در پی آن امپراطوری عثمانی فروپاشید و اتفاقات دیگری رقم خورد. چنین سیاستی از آن دوره تا کنون ادامه داشته اما در این برهه به جای کشورهایی چون انگلیس و فرانسه، آمریکا ادامه دهنده این راه شده است و اگر آمریکا نیز دچار فروپاشی شود ابرقدرت نوظهور دیگر سیاست اختلاف افکنی را ادامه خواهد داد چرا که این مساله جزئی از ذات قدرت بوده و در آینده نیز تداوم خواهد داشت.

۳۱۰۳۱۱

منابع خبر

دیگر اخبار این روز