سرخط
تمامی این موارد و موارد دیگری که در این نوشتار کوتاه مجالی برای طرح آنها یافت نشد با تاکید بر ماهیت تغییرناپذیر رژیم ایران، وقوع جنگی قریب الوقوع را به نمایش می گذارد، جنگی که رژیم ایران نیز از ان استقبال می کند، چرا که ماندگاری رژیم ایران به وقوع این جنگ بستگی دارد اما ضعف قوای نظامی رژیم ایران از یک سو و نیز عدم وجود حمایت و مشروعیت نظام در داخل از سوی دیگر، بازنده شدن رژیم ایران را حتمی می نماید از ابتدای سال ۲۰۱٨ میلادی، شمار کثیری از مفسرین و صاحب نظران سیاسی جهان، احتمال وقوع جنگی مستقیم و یا نیابتی بین ایران و اسرائیل را در خاک ایران و یا در خاک سوریه پیش بینی کردند، جنگی که پیش بینی می شد که اگر در انتهای سال ۲۰۱٨ رخ ندهد، وقوع آن از میانه های سال ۲۰۱۹ به دیگر سو نخواهد رفت. پیش بینی اینکه این جنگ در داخل خود ایران و از طریق حمله اسرائیل به ایران صورت گیرد و یا اینکه در خاک سوریه صورت بگیرد و یا اینکه این جنگ به صورت نیابتی از هر دو طرف درگیر ایران و اسرائیل صورت بگیرد –کشورهای عربی از یک سو و حزب الله و اقمار دیگر ایران از دیگر سو- تاکنون نیز مشکل می نماید اما پیش بینی وقوع این جنگ بسیار سهل تر شده است و چنان می نماید که دیری نخواهد پائید که شعله های آن مشتعل شود به گونه ای که دیگر فرو نشانیدن آن ممکن نخواهد بود، لیکن آنچه که تاکنون می توان بیشتر بر روی ان تمرکز و تاکید کرد، جنگ مستقیم بین امریکا- اسرائیل و ایران در خاک سوریه می باشد که برخی از زوایای ان مشخص شده است که البته این امر به نوع اهداف و استراتژی امریک و اسرائیل از یک سو و نبود اپوزیسیون و آلترناتیوی جدی در ایران برای رژیم حاکم بستگی دارد که بررسی آن موضوع این نوشتار نمی باشد. دلائل تقویت احتمال جنگ بین دو طرف: یک: دوازدهم ژانویه ۲۰۱۹، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده طی سخنانی گفت: "ریسک دستیابی ایران به تسلیحات اتمی بالاست. توافق پیشین برای مسدود کردن گسترش سلاحهای اتمی توسط ایران ناکافی بود. امریکا به دنبال متوقف کرد فعالیتهای گروههای تروریستی است. امریکا می خواهد جلوی اقدامات حزب الله لبنان و حوثیهای یمن گرفته شود. شما می دانید که مقامات تهران از آزمایش موشک فضاپیما طی روزهای آینده صحبت کرده اند. در عمل این یعنی دستیابی به فن آوری موشکهای قاره پیمای نقض کننده قطعنامه ۲۲٣۱ شورای امنیت، بنابراین اجماع جهانی علیه اینگونه اقدامات ایران امری ضوروری است". باید دقت داشت که دستیابی ایران به موشکهای قاره پیما با دستیابی کره شمالی به این موشکها به هیچ عنوان قابل مقایسه با یکدیگر نیست. این امر به ماهیت و اهداف این دو نوع سیستم توتالیتر برمی گردد. رژیم کره شمالی در پی حفظ خود و ماهیت خویش است اما رژیم ایران که رژیمی ایدئولوژیک می باشد، حتی در سخت ترین شرایط و تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی و احتمالات حمله نظامی هیچگاه، حتی در مقام گفتار نیز از صدور انقلاب و آرمانهای خود عقب نشینی نکرده و حتی با تشدید تحریمها و احتمالات حملات نظامی علیه آن، بر شمار تهدیدهای خود افزوده است که تهدید جهان به آزمایش موشکهای قاره پیما از آخرین موارد آن است، لذا امریکا و حتی دیگر کشورهای جهان نیز این قدرت نظامی را برنخواهند تافت و پشتیبانی کشورهائی از قبیل روسیه نیز موضعی می باشد. دو: تقویت و افزایش نیروهای نظامی امریکا در اقلیم کوردستان و به ویژه منطقه کرکوک و پادگان نظامی k۱ که این مسئله پس از طرح عقب نشینی نظامی امریکا از سوریه آغاز و افزایش یافته است که همچنانکه مطلعین در اقلیم کوردستان و عراق نیز آنرا اظهار نموده اند با بازگشت پیشمرگان کوردستان به این مناطق اشغال شده و نیز عقب راندن حشد الشعبی وابسته به ایران از این مناطق همراه است که این مسئله را می توان از این لحاظ قابل اهمیت دانست که در صورت وقوع درگیری بین اسرائیل- امریکا و ایران و حمله از سوی اقلیم کوردستان، نیروهای پیشمرگ و نیروهای امریکائی مستقر در این پادگان نظامی حائز اهمیت، از حملات احتمالی گروههای شیعی تندرو عراقی وابسته به ایران از آنطرف به نیروهای امریکائی ممانعت به عمل آورند. سه: ادامه تهدیدات ایران: این مسئله را در مورد شماره یک نیز تا حدودی مطرح نمودیم. یکی از پایه های اساسی جمهوری اسلامی ایران "صدور انقلاب" می باشد که از اوان شروع این رژیم به صراحت دنبال شده است و نه تنها تحت هیچ شرایطی متوقف نشده بلکه گسترش نیز یافته است. رژیم ایران نیک می داند که بقای چنین سیستمی تنها در گرو گسترش دامنه قدرت در منطقه، تقویت پان ایرانیسم و تبدیل شدن به شریک سیاسی در منطقه و سپس در جهان است که می تواند ماندگاری خود را تثبیت نماید. واقعیتی اساسی وجود دارد و ان اینست که آنچه می تواند رژیم ایران را نابود کند در داخل بوقوع نمی پیوندد، بلکه در خارج و از طریق قطع ایادی و پاهای این رژیم است، مسئله ای که تاکنون ماندگاری و بقای رژیم را تقویت نموده و گسترش بخشیده است. همین امر نیز می تواند دلیل اصلی مرگ این رژیم در آتیه ای نزدیک باشد چرا که این امر کاملا در تضاد با اهداف و مصالح ابرقدرتها و به ویژه امریکا و شریک سیاسی و نظامی دائمی اش یعنی اسرائیل می باشد و حتی به معنای نفی انها و از بین بردن شرکایء سیاسیشان در منطقه و حمله به اهداف آنها می باشد کما اینکه بارها دیده شده است. چهار: موضع جدید اروپا و به ویژه هلند و دانمارک در رابطه با ایران و فعالیتهای تروریستی رژیم: دادگاه لاهه هلند پس از تعلل فراوان پرده از فعالیتهای تروریستی اخیر رژیم ایران برداشت، کشور دانمارک نیز صراحتا فعالیتهای تروریستی ایران را فاش و این امر به تنشهای سیاسی بین طرفین نیز منجر شد. از سوی دیگر، لعیا جنیدی، معاون حقوقی رییس جمهوری اسلامی ایران امروز ۲۴ دی (۱۴ ژانویه)، از مخالفت آلمان برای استرداد اسدالله اسدی، دیپلمات ایرانی متهم به "برنامه‌ریزی برای بمب‌گذاری" خبر داده است. اسدی به عنوان مأمور اطلاعاتی ایران در اتریش فعالیت داشته و ۵۰۰ گرم مواد منفجره را در اختیار یک زوج جوان ایرانی ساکن بلژیک قرار داده که قصد بمب‌گذاری در نشست سالانه شورای ملی مقاومت در پاریس را داشته‌اند. به گفته دادستانی آلمان، اسدی در جریان ملاقات با این زوج در ماه ژوئن ۲۰۱۸ در لوکزامبورگ مواد منفجره را در اختیار آنان قرار داده بود. این مسئله دقیقا در موازات اهداف امریکا قرار دارد، امریکا تلاشهای فراوانی کرده بود تا کشورهای اروپائی و به ویژه آلمان و فرانسه را متقاعد به همراهی با تحریمهای امریکا علیه ایران بنماید که تلاشهای امریکا با مخالفتهای دائمی این دو کشور و انگلستان و روسیه همراه بود اما اینکه دیگر تمامی مخالفتهای به طور کاملا اتوماتیکی ای به همراهی با امریکا بدل شده است که به ویژه با نگاهی به بودجه پیشنهادی حسن روحانی برای سال جدید شمسی که قسمت اعظم آن بر مبنای فروش نفت بنا نهاده شده است می تواند پیش بینی کننده زوایای زیادی از وضعیت داخلی ایران و رژیم حاکم بر ان باشد. پنج: تاکید فراوان امریکا و فرانسه بر پشتیبانی از کوردها در سوریه و عراق: درست است که در جهان متزلزل سیاست کنونی به سخنان و توئیت های سیاسیون و رهبران به طور کامل متکی شده و بر مبنای آنها تفسیر می شود، اما یکی از آخرین توئیت های پرزیدنت ترامپ مبنی بر تخریب اقتصاد ترکیه در صورت حمله به کوردها در سوریه که خشم سنگین اما تهی اردوغان و حکومت مطبوعش را درپی داشت، می تواند به معنای تقویت رابطه بین کوردها و امریکا در سوریه و حتی تبدیل شدن کوردها به آلترناتیو کامل امریکا در سوریه باشد، گمانه ای که با طرح منطقه پرواز ممنوع در روژآوا از سوی فرانسه و ایجاد منطقه امن از سوی امریکا در کوردستان سوریه، بیشتر تقویت می شود. دیدار پمپئو از اقلیم کوردستان، سخنان بولتون در اسرائیل که عدم پذیرش وی از سوی اردوغان را درپی داشت و نیز دیدار مقامات فرانسوی از اقلیم کوردستان بیانگر وجود تغییرات عمیق در منطقه می باشد که در این احتمال، عراق جایگاهی ندارد. تمامی این موارد و موارد دیگری که در این نوشتار کوتاه مجالی برای طرح آنها یافت نشد با تاکید بر ماهیت تغییرناپذیر رژیم ایران، وقوع جنگی قریب الوقوع را به نمایش می گذارد، جنگی که رژیم ایران نیز از ان استقبال می کند، چرا که ماندگاری رژیم ایران به وقوع این جنگ بستگی دارد اما ضعف قوای نظامی رژیم ایران از یک سو و نیز عدم وجود حمایت و مشروعیت نظام در داخل از سوی دیگر، بازنده شدن رژیم ایران را حتمی می نماید، نقطه ضعفی که رژیم ایران سالهاست درصدد ان است تا از طریق تقویت گروههای تروریستی در منطقه و جهان و نیز تقویت تکنولوژی نظامی اش آن را برطرف کند که تاکنون توانسته است مقدار اندکی به این هدف خود دست بیابد و جهان نیز توانسته است این مقدار اندک را بربتابد و یا اینکه از درک آن غافل مانده است، اما اکنون روق برگشته است.   اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید: