حجاریان: اصلاحطلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاحطلب نیستیم - Gooya News
همشهری
گفتوگوی ما درباره تندروی و کندروی در سیاست ایران است که بهنظر میرسد مرزبندیهای سیاسی صلب و سختی را ایجاد کرده است. این مرزبندی بهنظر میرسد حتی در درون جریان اصلاحات هم بهمثابه یک تاکتیک در حال انجام است.
مرزبندی در سیاست گریزناپذیر است و نیروها و اندیشههای سیاسی، بهویژه بخشهایی که سازمانیافتهاند، در مقاطعی باید دست به مرزبندی بزنند. این مرزبندیها گاه بهصورت پیشدستانه است و گاهی جنبه هویتی و دفاع از خود میگیرد. من موافق هر دو اینها هستم و معتقدم ضروری است جریان اصلاحات از برخی تفکرها و جریانها زدوده شود. اگر توجه کرده باشید، طی سالیان گذشته من بارها تحت عناوین مختلف از بازسازی و بازآرایی گفتهام؛ زمانی از مرگ اصلاحات و چگونگی زنده ساختن آن گفتم و مدتها بعد از ضرورت تشکیل هسته سخت اصلاحات؛ همه اینها معطوف بهنوعی مرزبندی بوده که حتماً تندروی و کندروی هم در آن مستتر است.
*ریشه بحث تندروی و کندروی کجاست؟ از چه مقطعی اصلاحطلبان با این خطکش از دیگر نیروهای سیاسی تفکیک شدند؟
بعد از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶٫ از آن مقطع، زمزمههایی بلند شد که جریان پیروز انتخابات تندرو و رادیکال است. این عبارتها اول بار از سوی شکستخوردگان مطرح شد و گفتند، ستاد خاتمی بر تخریب ناطق نوری متمرکز شده و ذیل آن پروژه قاطبه جریان راست سنتی را بیاعتبار کرده و حتی تمامیت نظام را هدف قرار داده است. این زمزمهها در انحصار این جریان نماند و بهمرور، به جریان راست مدرن و اصلیترین نماینده آن، حزب کارگزاران سازندگی رسوخ کرد و آنها نیز گفتند جریانی در درون دوم خرداد، بهترتیب در دولت، شورای شهر، مجلس و دیگر نهادها فرض را بر تندروی و تقابل گذاشته است. این رویه متأسفانه به درون جریان محوری اصلاحات هم کشیده شده است و بعضی اصلاحطلبان بهعنوان انتقاد از خود، به عقبه خود میتازند که بهعنوان نمونه میتوانم به اظهارات متأخر بعضی دوستان عزیز اشاره کنم. حتی میتوان به گفتارهای منتسب به آقای خاتمی هم ارجاع داد که ایشان هم بعضی را تندرو میداند!
*مبنای استدلال منتقدان، که بخشی از جریان اصلاحات را هم دربر میگیرد، روشن است. اینها معتقدند بخشی از نیروهای منتسب به این جریان به مبانی اصلاحطلبی پایبند نیستند؛ گاه انقلابی میشوند ولی از رویکرد پارلمانتاریستی صحبت میکنند.
من صحبت کردن در اینباره را بسیارمفید میدانم و امیدوارم سایر دوستان هم بهتدریج اظهارنظر کنند. واقعیت این است که اصلاحطلبی چارچوب مشخصی دارد؛ اگر از آنها عدول کنیم دیگر اصلاحطلب نیستیم و من توصیه میکنم این قبیل دوستان، به پارادایمهای گذشتهشان بازگردند یا لااقل به احزاب همسو بپیوندند تا هزینه اصلاحطلبان تندرو بر آنها بار نشود! مثلاً شما به نمونه سازمان مجاهدین انقلاب توجه کنید. طیفی از دوستان مانند آقایان قدیانی، آقاجری و با کمی اختلاف تاجزاده رویکرد انتقادیتر پیش گرفتهاند، و طیفی دیگر مانند آقای نبوی معتدل هستند و حتی به سمت حزب کارگزاران سازندگی گرایش پیدا کردهاند. خوب، این اختلافنظر از جنس انشعاب -که پیشتر در این حزب رخ داد- نیست اما از نوعی مرزبندی حکایت دارد. حالا شاخص تندروی و کندروی چه کسی و کدام رویکرد است؟ قدیانی و آقاجری و تاجزاده بهزعم برخی تندرو هستند چون انتقادات مبنایی مطرح میکنند و نبوی تندرو نیست چون حتی از دولت روحانی هم انتقاد نمیکند. من معتقدم باید هر دو صدا را بهرسمیت شناخت اما ضروری است که مرزها شفاف شود. در نیروهای حزب مشارکت هم چنین الگویی صادق هست. افرادی رویکرد انتقادی دارند و بهدنبال اصلاحات عمیقتر هستند اما عدهای همچنان گرایش انجمن اسلامی دارند؛ چه در اعلام موضع و چه در الگوی فعالیت جمعی. معالوصف، ضرورت دارد هر کس جایگاه خودش را مشخص کند. نمیشود از عنوان و سابقه اصلاحطلبی خرج کنید، در مناسبتها و دیدارهای رسمی خود را نماینده طیف پیشرو این جریان معرفی کنید و نهایتاً، مانند اصولگرایان موضع بگیرید.
منبع خبر: گویا ![]()
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
