اخبار نگران نباش

اطمینان خاطر مجیدی به خرید مصدوم استقلال/ نگران نباش؛ تو را می‌خواهم!
خبر آنلاین

اطمینان خاطر مجیدی به خرید مصدوم استقلال/ نگران نباش؛ تو را می‌خواهم!

خبر آنلاین - ۶ مهر ۱۴۰۰
بعد از جدایی محمد نادری و میلیچ، فرهاد مجیدی برای پست دفاع چپ ابوالفضل جلالی مدافع آینده دار سایپا را مدنظر داشت و بعد از چند روز مذاکره بین باشگاه استقلال و سایپا، این بازیکن در نهایت با قراردادی ۲ ساله به استقلال پیوست. بازیکنی که با وجود سقوط تیمش...

وای بر ما که مامور می‌گوید: "نگران نباش اگر مُرد، پولش را می‌دهیم"

آفتاب - ۱ مهر ۱۴۰۰
آفتاب‌‌نیوز : ماموران زن، مادری را محاصره کرد‌ه‌اند. مادر ۷ فرزند تلاش می‌کند جلوی تخریب سرپناهی را که برای یک زندگی ساده ساخته، بگیرد. اما خوب می‌دانید این زنان «مامور هستند و معذور» به خاطر همین با خشونت تمام با این مادر برخورد می‌کنند. حتی یکی از آن‌ها به... «نگران نباش اگر مُرد، ما پولش را می‌دهیم»
سخنان کوبنده همسر شهید دردسرساز شد! + عکس
خبرگزاری دانشجو

سخنان کوبنده همسر شهید دردسرساز شد! + عکس

خبرگزاری دانشجو - ۱ روز قبل
 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، شهید ابو زینب (محمد جعفر حسینی) مدافع حرم فاطمیون بود و بسیاری از رزمندگان افغانستانی او را می‌شناختند. وقتی قرار مصاحبه با خانم صفدری (همسر شهید) هماهنگ شد، فکرش را هم نمی‌کردیم شهیدی که در گلزار شهدا به خاک سپرده شده و اینگونه با... یک دفعه‌ای دیدیم بعد از ظهر برگشت؛ وقتی هم که بهش زنگ زدم گفت نگران نباش من خودم می آیم خانه

مدیریت «انقلابی» شبکه سه: درِ دروازه و سوراخ سوزنِ!

آفتاب - ۵ روز قبل
آفتاب‌‌نیوز : پس از ۲۲ ماه، روز جمعه ۲۸ آبان، درِ ورزشگاه‌ها باز شد تا تماشاچیان، بازی استقلال تهران و نساجی مازندران را از نزدیک ببینند. «هفت هزار تماشاگر در استادیوم حضور دارند»، این را جواد خیابانی هنگام گزارش بازی اعلام کرد، موضوعی که به نظر یک معضل بزرگ... عجب جراتی داشتی، عجب شهامتی و عجب خلاقیتی! نگران نباش و کار خودت را انجام بده
خواب فرار: زنان پاکستانی و خشونت خانگی
رادیو زمانه

خواب فرار: زنان پاکستانی و خشونت خانگی

رادیو زمانه - ۵ روز قبل
آن‌چه می‌خوانید حاصل مصاحبه شازیه خان، عکاس سرشناس پاکستانی-دانمارکی، با زنانی‌ست که از خشونت مردان‌شان به پناهگاهی در لاهور پناه آورده‌اند. وقتی مادرم دو ساله بود، او را به عمه ثروتمندی که شوهرش مرده بود و از خود فرزندی نداشت، «پیشکش» دادند. سه‌سال بعد مادربزرگ مادری‌ام که آن‌زمان تنها... فرزندم چه مشکلی داری؟ نگران نباش، هیچ اتفاق بدی برایت نخواهد افتاد
جواد خیابانی خطاب به میثاقی بعد از پخش کلیپ حاشیه ساز؛ حرکت تو را تحسین می‌کنم عجب جراتی داشتی
خبرگزاری دانشجو

جواد خیابانی خطاب به میثاقی بعد از پخش کلیپ حاشیه ساز؛ حرکت تو را تحسین می‌کنم عجب جراتی داشتی

خبرگزاری دانشجو - ۶ روز قبل
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، متن پیام جواد خیابانی به شرح ذیل است:محمدحسین میثاقی عزیزم، سلام ... این جملات را به عنوان فردی که کمی جامعه شناسی خوانده و فرهنگ اجتماعی این مردم را تا حدی می‌شناسد و در دل مردم زندگی می‌کند، می‌نویسم چون حس میکنم رسانه ما باید... عجب جراتی داشتی، عجب شهامتی و عجب خلاقیتی! نگران نباش و کار خودت را انجام بده
سخنان کوبنده همسر شهید دردسرساز شد! + عکس
خبرگزاری دانشجو

سخنان کوبنده همسر شهید دردسرساز شد! + عکس

خبرگزاری دانشجو - ۶ روز قبل
 به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، شهید ابو زینب (محمد جعفر حسینی) مدافع حرم فاطمیون بود و بسیاری از رزمندگان افغانستانی او را می‌شناختند. وقتی قرار مصاحبه با خانم صفدری (همسر شهید) هماهنگ شد، فکرش را هم نمی‌کردیم شهیدی که در گلزار شهدا به خاک سپرده شده و اینگونه با... یک دفعه‌ای دیدیم بعد از ظهر برگشت؛ وقتی هم که بهش زنگ زدم گفت نگران نباش من خودم می آیم خانه

جلسه چهلم دادگاه نوری: در آستانه کشتار گفتند «تخم‌مرغ‌های خراب را جدا کرده‌ایم»

رادیو زمانه - ۲۶ آبان ۱۴۰۰
حمید نوری ۶۰ ساله، دادیار سابق قوه قضائیه زمانی که برای دیدار با اقوامش به کشور سوئد سفر کرده بود، شنبه ۹ نوامبر ۲۰۱۹ / ۱۸ آبان ۱۳۹۸ در فرودگاه بین‌المللی آرلاندای استکهلم با حکم دادسرای این شهر به صورت موقت بازداشت شد و یک سال و ۹ماه در... بعد همین حمید عباسی (حمید نوری) به او گفت که نگران نباش! به زودی خوب می‌شوی! او آن روزها از این حرف‌ها زیاد می‌زد

جلسه سی‌و‌نهم دادگاه حمید نوری: «نوری یک نفر را اشتباهی اعدام کرد»

رادیو زمانه - ۲۵ آبان ۱۴۰۰
حمید نوری ۶۰ ساله، دادیار سابق قوه قضائیه زمانی که برای دیدار با اقوامش به کشور سوئد سفر کرده بود، شنبه ۹ نوامبر ۲۰۱۹ / ۱۸ آبان ۱۳۹۸ در فرودگاه بین‌المللی آرلاندای استکهلم با حکم دادسرای این شهر به صورت موقت بازداشت شد و یک سال و ۹ماه در... بار دیگر که اعتراض کردم گفت که نگران نباش! خودم صندلی را از زیر پایت می‌کشم