کشورِ اَپل یا اژدهای اَپل ؟

کشورِ اَپل یا اژدهای اَپل ؟
خبر آنلاین
خبر آنلاین - ۳ شهریور ۱۳۹۹

خبرخوانی
با وجودِ بلایی که کرونا بر سر اقتصاد جهان آورده، «خبرِ جدید» مبنی بر افزوده شدنِ «ارزشِ» اپل به «دو هزار میلیارد دلار» بهانه‌ای است که تاملی دوباره در این بحث داشته باشیم.
دو سال پیش، خبری منتشر شد که ابعاد اقتصادی شرکت اپل را نشان می‌داد. آن زمان در یادداشتی (اینجا) به موضوع ارزش شرکت اپل پرداخته شد. در آن یادداشت از اپل به عنوان یک «کشور» یاد شد و نه شرکت!

چرا کشور اپل؟
نگاهی به بودجه کشور عربستان سعودی، به ما نشان می‌دهد که "چرا" باید شرکتی مانند اپل را فراتر از «شرکت» ببینیم و نگاهی در حدِّ قد و قواره یک کشور، به آن داشته باشیم: شرکت آرامکو (نفت) عربستان در نیمه اول همان سال ٣٤ میلیارد دلار سودِ فروش نفت داشت در حالی که اپل در آن سال ۴۸ میلیارد دلار «سودِ خالص» داشت! (لینک) یعنی فرزندانِ عبدالعزیز سعودی که در عربستان بر روی نفت نشسته‌اند و طلای سیاه را بی‌ملال و بی‌زحمت از دل زمینِ بیرون می‌کشند و بی‌ عرق جبین می فروشند به یک سبد اقتصادیِ ۳۴ میلیارد دلاری باید فکر کنند، حال آنکه هیات مدیره اَپل بر روی یک سود ۴۸ میلیارد دلاری برنامه‌ریزی می‌کنند.

ماجرا اما متوقف نماند! آن یکی (شاهزاده آل سعود) در این دو سالی که گذشت، هر سال (حدودا) همان مقدار نفت از دل زمین بیرون کشیده و فروخته، ولی هیات مدیرۀ اپل ظرف دو سال گذشته، ارزشِ «شرکت» را از هزار میلیارد دلار، به دو هزار میلیارد دلار افزایش داده است. ابعادِ ذکاوت و توانمندیِ «هیات مدیره» اپل در این مقایسه است که نمایان می‌شود.

مسئله «تکنولوژی» است یا «انسانی» است؟
«اپل» یک شرکت «فن آوری» محسوب می شود.

"خبرخوانی با وجودِ بلایی که کرونا بر سر اقتصاد جهان آورده، «خبرِ جدید» مبنی بر افزوده شدنِ «ارزشِ» اپل به «دو هزار میلیارد دلار» بهانه‌ای است که تاملی دوباره در این بحث داشته باشیم"شرکتی که همچون ساحرانِ روزگارِ مصر قدیم، پیوسته در کار «سحر» و ساحری است و هر لحظه به شکلی این بتِ عیّار برآید. تفاوت این سِحر با ساحرانِ پیرامونِ موسی این است که اپل «محصول» تولید می‌کند و دایم به «کار جدید» مشغول است. اما این یک اشتباه کلیدی است که گمان کنیم «ماجرایِ اپل»، «ماجرای تکنولوژی» است. ماجرا، قبل از محصول و قبل از تکنولوژی، بحثِ انسان است. اینکه هیأت مدیره ای که گردشِ مالی به عظمتِ گردش مالیِ یک کشورِ نفتخیز را هدایت می‌کنند، چطور دچار اختلافات مهلک و چرخۀ منازعاتِ بی پایان داخلی نمی‌شوند؟ چطور کودتا نمی شود بین اینها؟!
چطور چنین هیولای بزرگی از قدرت و ثروت، اهالیِ هیات مدیره را مَست نمی کند و «مستیِ قدرت» به بدمستی نمی‌کشد و زد و خوردی رخ نمی‌دهد؟!

اژدهایِ اپل؟
در انیمیشن سینمایی «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» (How to Train Your Dragon) که برای کودکان تولید شده، سازندۀ کارتن، عنوان بسیار زیبایی را برای کارتن انتخاب کرد: «مهارِ اژدها» .

حکایتِ بشر، همیشه حکایتِ مهار اژدها بوده؛ اینکه چطور و به چه فرمولی باید اژدها را مهار کرد. از اژدهای نفس تا اژدهای قدرت... بشر همیشه در یک تقلّای بی پایان بوده که «برای مهارِ اژدها چه باید کرد»؟! مثلا گفته می‌شود که «دموکراسی» تلاشِ ناقصِ بشر بوده برای کنترل و مهارِ اژدهای حاکمیت. مساله اساسی در این بحثِ اپل اینجاست که «قبل از» آنکه به موضوع از زاویه «مهندسی الکترونیک» یا کامپیوتر یا برق یا ... هر «مهندسیِ دیگری» نگاه کنیم، باید به موضوع از زاویه «تعاملِ انسانی» نگاه کنیم.

"ابعادِ ذکاوت و توانمندیِ «هیات مدیره» اپل در این مقایسه است که نمایان می‌شود.مسئله «تکنولوژی» است یا «انسانی» است؟ «اپل» یک شرکت «فن آوری» محسوب می شود"باید از خود بپرسیم که چطور بین فرزندانِ عبدالعزیز بر سرِ «قدرت» دعوا می شود و عموزاده های سعودی به جانِ هم می‌افتند ولی در بینِ آقای «تیم کوک» (مدیرعاملِ سحرخیز!) با آرتور لوینسون، (مدیر عملیات) جِف ویلیامز «ساز و کاری» برقرار است که شرکت «متلاشی» نمی‌شود؟

بحث، قبل از آنکه بحثِ «کالا» باشد، بحثِ انسان است و «روابط انسانی»
دریغ که بهترین و نخبه‌ترین دانشجویانِ ما در این سال‌ها (عموما) برای خواندن «مهندسی برق» و «الکترونیک» و «کامپیوتر» و ... (اساسا برای "مهندسی" ) عازم ایالات متحده شدند و ما در این سال‌ها از دانشِ «شرکت‌داری» و مهارتِ «با هم کارکردن» و سازوکارِ «حقوقی» بنگاه‌هایی مانند اَپل، تقریبا هیچ نمی‌دانیم.
دریغ است که از جزئیات اختلافاتِ مابین شاهزاده ولید بن طلال و شاهزاده بن سلمان بیشتر می‌دانیم تا «ساز و کار حقوقیِ» حاکم بر شرکت اوبر و اپل و آمازون و لیفت و ...

اپل و حاکمیت
یک نکته دیگر هم در این بحث مهم است و آن مسئله «حاکمیت و بنگاه اقتصادی» است. به نظر می‌رسد که یک تعریفِ مشخص از موضوع "همزیستیِ" حاکمیت با بخشِ خصوصیِ فیل پیکر باید شکل گیرد تا مشخص باشد که حدّ و حدود «بزرگ شدنِ» بخشِ خصوصی تا کجاست؟!

اگر حاکمیت بخواهد اضافه بر «مالیات» بر شانه و گردنِ بخشِ خصوصی چیزی «دیکته» کند، این حدّ و حدود باید کاملا شفاف باشد. اگر نباشد، هرگز بخشِ خصوصی از حدّ و حدودی بزرگ‌تر نخواهد شد.

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده . ۳۰ مرداد ۱۳۹۹

.

منابع خبر

اخبار مرتبط

دیگر اخبار این روز

خبر آنلاین - ۳ شهریور ۱۳۹۹
خبر آنلاین - ۳ شهریور ۱۳۹۹
خبر آنلاین - ۳ شهریور ۱۳۹۹
خبر آنلاین - ۳ شهریور ۱۳۹۹