فروغ و روشنگری، مهدی استعدادی شاد - Gooya News
عنوان نوشتۀ حاضر اگر که مفرداتش معلوم نباشد، یک تکرار مکرر بیهوده یا یک همانگویی بی فایده و بقول فرنگیها بصورت یک توتولوژی (Tautologie) جلوه میکند. زیرا فروغ تابشی است که همواره کار روشنایی را انجام میدهد.
اما وقتی "فروغ" را ما از دل سرگذشت زنی شاعر استخراج میکنیم که در ادبیات فارسی چهرۀ برجسته سرایش محسوب شده و یکی از نادر افرادی است که کارنامهاش به دستاوردهای نیمای بزرگ شباهت برده، آنگاه نکتۀ زیر پرسش و مسئلۀ سخن حاضر میشود. این که دریابیم وی در آثار خود تا چه میزان دستاورد روشنگری (یکی از مراحل تحولات رشد نظری و نقطه عطفهای تاریخ فلسفه) را درونی کرده است.
فروغ شعر فارسی که اسم کاملش "فروغ الزمان فرخزاد عراقی" است، در مجموع سی و دوسال عمر میکند. از ۱۹۳۴ تا ۱۹۶۷میلادی یا از ۱۳۱۳ تا ۱۳۴۵ خورشیدی.
وقتی چهرههای استثنایی و برجسته جامعه زودتر از انتظار وداع میگویند و در میگذرند، به محض شناخت ارزششان، برای عموم رندان و دانایان حسرت و دریغی پدید میآید. حسرت و دریغی که البته در یک "سوگواری مثبت" میتواند اشتیاق شناخت و فهم عموم مردمان را زنده کند و به بلوغ ذهنی هر چه سریعتر جامعه یاری رساند.
نگارنده در خوانش آثار فروغ، روند فردیت یابی وی را در عبارتهای زیر جست و جو کرده است.
"عنوان نوشتۀ حاضر اگر که مفرداتش معلوم نباشد، یک تکرار مکرر بیهوده یا یک همانگویی بی فایده و بقول فرنگیها بصورت یک توتولوژی (Tautologie) جلوه میکند"عبارتهایی که همچون ایستگاههایی در مسیر حرکت رو به جلو وی بودهاند. آن عبارتها بترتیب از دفاتر شعر او برچیده شده است. در این روند از میل گزینش، از اولین دفتر شعر وی (اسیر) فراز زیر را وجین میکنیم: " تو را میخواهم و دانم که هرگز/ به کام دل در آغوشت نگیرم/ تویی آن آسمان صاف و روشن/ من این کنج قفس، مرغی اسیرم. "
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
