بریتانیا بدون اروپا: بازیگری پرنفوذ یا قدرتی متوسط؟

بریتانیا بدون اروپا: بازیگری پرنفوذ یا قدرتی متوسط؟
بی بی سی فارسی
بی بی سی فارسی - ۱۴ بهمن ۱۳۹۸

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

بریتانیا بعد از برگزیت: دنباله روی آمریکا یا بازیگری مستقل؟

فراز و فرودها و جر و بحث‌های سیاسی سه سال و نیم گذشته در بریتانیا بر سر برگزیت دست کمی از یک سریال سیاسی جذاب نداشت.

ولی حالا که این کشور بالاخره رسماً از اتحادیه اروپا جدا شد، سؤال اصلی برای خیلی‌ها، مخصوصاً در خارج از اروپا این است که چه تغییری در سیاست خارجی بریتانیا ایجاد می‌شود. آیا بریتانیا به دنباله‌روی بی‌چون و چرا از آمریکا روی می‌آورد؟ یا از خط مقدم دیپلماسی بین‌المللی فاصله می‌گیرد و تلاش می‌کند بیشتر روی گسترش روابط اقتصادی‌اش تمرکز کند؟

برای پاسخ به این سؤال باید از موقعیت فعلی بریتانیا شروع کرد.

Image caption

الیستر برت بیش از ۳۰ سال نماینده مجلس بریتانیا بوده طعم تلخ جنگ

الیستر برت که بیش از ۳۰ سال نماینده مجلس بریتانیا بوده و بیشتر یک دهه گذشته معاون خاورمیانه وزارت خارجه، می‌گوید بریتانیا - دست کم در خاورمیانه - به دلیل تجربه‌اش، عضویت دائم در شورای امنیت سازمان ملل و نیز پیمان ناتو، همچنان یک بازیگر دیپلماتیک مهم است.

به گفته آقای برت، معمولاً وقتی مشکلی پیش می‌آید "دولت‌ها به سراغ سفارت بریتانیا می‌روند؛ نه به خاطر این‌که ما ثروتمندترین یا قدرتمندترین کشوریم یا قوی‌ترین نیروی نظامی را داریم، بلکه به دلیل درک ما از مسائل و نحوه برخوردمان با مشکلات".

البته نحوه "برخورد با مشکلات" همیشه دیپلماتیک نبوده است.

بریتانیا در دو دهه گذشته، دوشادوش آمریکا به افغانستان و عراق حمله کرد و در کنار فرانسه، با عملیات نظامی‌اش باعث سرنگونی معمر قذافی رهبر لیبی شد.

ولی وقتی سال ۲۰۱۳ پس از حمله شیمیایی به غوطه، دولت خواهان دخالت نظامی در سوریه شد، نمایندگان مجلس بریتانیا با ۲۸۵ رأی مخالف در برابر ۲۷۲ رأی موافق، خواسته دولت را رد کردند.

با خودداری بریتانیا، آمریکا هم از دخالت نظامی مستقیم در سوریه منصرف شد.

الیستر برت، جنگ عراق را تجربه سخت و تأثیرگذاری می‌داند که هر دولتی را در بریتانیا از جنگ با دولت یک کشور دیگر منصرف می‌کند.

او سوریه را اما متفاوت می‌داند: "سوریه نمونه دخالت نکردن غرب بود.

"دخالت نظامی بوده؛ ولی از طرف روسیه، ایران و حزب‌الله (لبنان) برای حمایت از نیروهای بشار اسد"دخالت نظامی بوده؛ ولی از طرف روسیه، ایران و حزب‌الله (لبنان) برای حمایت از نیروهای بشار اسد. در جواب کسانی که می‌گویند هیچ مداخله‌ای نباید انجام شود، می‌گویم ممکن است ما دخالت نکنیم، ولی بقیه می‌کنند."

متیو بوینگتون، پژوهشگر سیاست عمومی در اندیشکده "بریتانیا در یک اروپای در تغییر" دانشگاه کینگز کالج لندن معتقد است فرای از نگرانی از تکرار تجربه عراق، دیپلماسی بریتانیا دچار آشفتگی است.

Image caption

متیو بوینگتون، پژوهشگر سیاست عمومی در اندیشکده «بریتانیا در یک اروپای در تغییر» دانشگاه کینگز کالج لندن

به گفته آقای بوینگتون "تصمیم‌ها در سیاست خارجی بریتانیا موردی و بر اساس اتفاقات روز گرفته می‌شود؛ نه بر اساس یک چشم‌انداز استراتژیک. این یکی از انتقادهای اصلی از سیاست خارجی بریتانیا بوده است این‌که بیشتر منفعلانه است تا فعالانه."

به گفته این پژوهشگر، این تصمیم‌گیری روزمره و آشفته باعث می‌شود بریتانیا در موقعیت‌هایی قرار بگیرد که از ابتدا قصد نداشته به آن‌جا برسد.

سه اروپایی

البته سیاست خارجی بریتانیا در دهه‌های اخیر به جنگ منحصر نبوده و دستاوردهایی دیپلماتیکی هم داشته که توافق هسته‌ای با ایران شاید بهترین نمونه آن باشد.

بریتانیا در کنار فرانسه و آلمان از ابتدای شروع مناقشه هسته‌ای طرف گفت‌وگو با ایران بود؛ و در طول تمام این سال‌ها، در مذاکرات حضور داشت.

متیو بوینگتون نقش بریتانیا را تا حدی حاشیه‌ای می‌داند: "بریتانیا معمولاً به جای این‌که خودش طراح باشد، طرح‌های بقیه را دنبال کرده است. مشخص است که بریتانیا عامل اصلی پیشبرد توافق هسته‌ای نبود."

بوینگتون مناقشه هسته‌ای ایران را در کنار تغییرات اقلیمی و تحریم‌های روسیه، یکی از مثال‌هایی می‌داند که نشان می‌دهد این کشور چقدر به متحدان اروپایی‌اش نزدیک بوده است.

این هم‌نظری با اعضای دیگر اتحادیه اروپا از جمله آلمان و فرانسه بود که باعث شد سال‌ها مسئول سیاست خارجی این اتحادیه از طرف آن‌ها با ایران مذاکره کند.

از هماهنگی تا جدایی

ولی عضویت در اتحادیه اروپا، مخصوصاً به خاطر اصل مهاجرت آزادانه و نامحدود افراد بین کشورهای عضو، کم‌کم به بحثی جنجالی در بریتانیا تبدیل شد و دست آخر سال ۲۰۱۶ به همه‌پرسی گذاشته شد.

طرفداران برگزیت می‌گفتند خروج نه تنها امکان کنترل میزان مهاجرت را به بریتانیا می‌دهد، بلکه این کشور، رها از قید و بندهای اتحادیه اروپا، می‌تواند به ابرقدرتی در تجارت جهانی تبدیل شود و روابطش را با آمریکا، کانادا، چین، هند، استرالیا و… گسترش دهد.

الیستر برت می‌گوید رأی به برگزیت ناشی از این تصور بود که "بریتانیا به تنهایی یک قدرت جهانی است."

او معتقد است این اتفاق، لزوماً سیاست خارجی این کشور را تغییر نمی‌دهد، هر چند که بریتانیا را «آسیب‌پذیرتر» می‌کند.

حالا که بریتانیا رسماً از اتحادیه اروپا خارج شده، پس از دهه‌ها که چارچوب تجارت خارجی‌اش منطبق با بقیه اتحادیه بود، می‌تواند خودش با کشورهای مختلف دنیا پیمان تجارت آزاد امضا کند.

"واقع‌بینانه" ولی "معذب"

صدر فهرست شرکای تجاری جدید هم آمریکاست؛ کشوری که رئیس‌جمهوری طرفدار برگزیت دارد.

متیو بوینگتون بخشی از طرفداری آمریکا را ناشی از این می‌داند که آمریکا فکر می‌کند پس از برگزیت، موضع بریتانیا را "راحت‌تر از مواضع فرانسه یا آلمان می‌تواند تغییر بدهد."

ولی معاون پیشین وزیر خارجه بریتانیا، این تصور را نادرست می‌داند: "می‌توانید ببینید که حتی بعد از ۲۰۱۶، فکر کردن به روابط تجاری آینده روی توانایی بریتانیا برای نه گفتن به آمریکا تأثیری نگذاشته است. ما بعد از برگزاری همه‌پرسی، بر خلاف آمریکا، از ماندن در برجام حمایت کرده‌ایم و با موضع آمریکا درباره بیت‌المقدس، آوارگان فلسطینی و نهاد امدادرسانی سازمان ملل، مخالفت کرده‌ایم."

البته بعضی از مواضع بریتانیا هم انگار دارد تغییر می‌کند.

بوریس جانسون که در مقام وزیر خارجه تلاش کرده بود جلوی خروج دونالد ترامپ از برجام را بگیرد، به تازگی در مقام نخست‌وزیر، از جایگزینی برجام صحبت کرد.

Image caption

بوریس جانسون

آقای جانسون گفت: "اشکال برجام از نظر آمریکا این است که ناقص است، تاریخ انقضا دارد و باراک اوباما آن را به دست آورده است. اگر می‌خواهیم آن را کنار بگذاریم، بیایید با یک توافق ترامپ جایگزینش کنیم."

الیستر برت این موضع را ناشی از "واقع‌بینی" می‌داند: "به خاطر نگرانی‌ها در منطقه درباره توافق قبلی، و موضع آمریکا، نمی‌شود تصور کرد که آمریکا به برجام فعلی برگردد."

متیو بوینگتون معتقد است حرف‌های آقای جانسون، بیشتر از آن‌که حمایت بی‌چون و چرا از موضع آمریکا باشد، تأکیدی بر نیاز به حل مناقشه از راه گفت‌وگو، و نه فشار یا مداخله نظامی است.

با وجود این، او می‌گوید: "در دوران ترامپ، بریتانیا چند بار در موقعیت‌های معذبی قرار گرفته؛ چون با موضع آمریکا موافق نبوده است. ولی مجبور به پیروی است و یک موضع بینابینی، جایی بین مواضع آمریکا و اروپا را انتخاب کرده است."

قدرت متوسط

یک نمونه این مواضع بینابینی، تصمیم بریتانیا درباره هواوی بود. جایی که علی‌رغم مخالفت آمریکا، به شرکت چینی هواوی اجازه داد به صورت محدودی، در ساخت نسل بعدی شبکه‌های تلفن همراه موسوم به 5G مشارکت کند.

با تلاش‌های بریتانیا در ماه‌ها و سال‌های آینده برای بستن قراردادهای تجاری تازه، می‌توان انتظار داشت که اقتصادهای بزرگ جهان، از آمریکا و اتحادیه اروپا تا چین و هند، سعی کنند روی سیاست خارجی بریتانیا تأثیر بگذارند.

در نتیجه مقام‌های بریتانیا باید به این فکر کنند که هر تصمیم یا موضع‌گیری بین‌المللی‌شان ممکن است به جنگی تجاری منجر شود.

چنین وضعیتی که در آن بریتانیا به دنبال راضی نگه داشتن شرکای تجاری مختلفش است، چندان با تصویر کشوری که روزی امپراتوری‌اش تنها ابرقدرت جهان بود، شباهتی ندارد.

تصویری که در ایران با داستان "دایی جان ناپلئون" و جمله مشهور "کار، کار انگلیسیاست" گره خورده است.

Image caption

دایی جان ناپلئون

الیستر برت می‌گوید: "شخصیت دایی جان ناپلئون قدرت و نفوذی را برای بریتانیا متصور است که این کشور ندارد و نمی‌خواهد هم که داشته باشد."

این معاون پیشین وزیر خارجه بریتانیا معتقد است تصور این‌که بریتانیا پشت همه اتفاقات است، برای بعضی‌ها آرامش‌بخش است؛ ولی می‌گوید: "این واقعاً با تجربه من نمی‌خواند و به نظرم برای هر ناظر منصفی سخت است که باور کند که دست بریتانیا، پشت هر اتفاق بدی در ایران بوده است،"

متیو بوینگتون می‌گوید مقام‌های بریتانیا در ایجاد چنین تصویری بی‌تقصیر نبوده‌اند: "باید ادبیات مقام‌های بریتانیا را از عملکردشان جدا کرد.

می‌بینید که به دلایل سیاسی از بریتانیا به عنوان یک کشور خیلی قدرتمند و یک بازیگر جهانی بانفوذ حرف می‌زنند، ولی در عمل، اقدامات بریتانیا بیشتر شبیه یک قدرت متوسط است."

منابع خبر

اخبار مرتبط