انقلاب اسلامی پاسخی به چگونگی تعامل بین سنت و دنیای جدید بود
به گزارش خبرنگار مهر، شب گذشته در مراسم هفتمین شب رحلت حجت الاسلام والمسلمین داود
فیرحی استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران که از سوی انجمن علمی مطالعات سیاسی حوزه برگزار شد، حجت الاسلام والمسلمین محسن الویری استاد دانشگاه باقرالعلوم (ع) به عنوان یکی از سی سخنران مراسم، سخنان کوتاهی داشت که متن ویراسته آن همراه با افزودهای اندک، چنین است:
سنت در برابر دنیای جدید را به معانی گوناگونی تفسیر کردهاند: سنت به مثابه دنیای پیشامدرن، سنت به مثابه مخزن حکمت، سنت به مثابه جهان دینی و مانند آن. چگونگی تعامل سنت با دنیای جدید و پیوندهای بین این دو یکی از بزرگترین چالشهای اندیشگی تاریخ معاصر جهان به ویژه در جهان اسلام بوده است. با هر تفسیری از سنت، انقلاب اسلامی را میتوان یکی از پاسخها به چگونگی تعامل بین سنت و دنیای جدید شمرد. پیام انقلاب بزرگ اسلامی را نباید به پاسخ این پرسش فروکاهید ولی ارائه یک پاسخ به این پرسش را از سوی انقلاب هم نمیتوان نادیده انگاشت.
اکنون که بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، بار دیگر همان پرسش دیرینه چگونگی پیوند سنت و دنیای مدرن در جامهای دیگر به یکی از پرسشهای کانونی محافل اندیشهای ما تبدیل شده است، با این تفاوت که این بار شاهد یک تنوع اندیشهها ذیل یک تجربه بزرگ به نام انقلاب اسلامی هستیم؛ یعنی اکنون همه کسانی که به راه حل پیشنهادی امام خمینی برای جمع بین سنت و دنیای جدید باور دارند و یا دست کم مدعی هستند که آن را باور دارند تفسیرهای گوناگونی از سنت و از دنیای جدید و راههای گوناگونی برای چگونگی جمع بین سنت و دنیای جدید ارائه میکنند. در فضای پس از پیروزی انقلاب اسلامی حوزههای علمیه درست یا نادرست نماد سنت و به دنبال آن نماد دین و متولیان امر دینی به شمار میرود و دیگر عرصههای غیردینی کشور، نماد دنیای جدید.
اگر قرار باشد روزی به دستهبندی راهحلهای گوناگون ذیل اندیشه کلان انقلاب اسلامی برای تعامل سنت و دنیای جدید پرداخته شود که امید است هر چه زودتر این بایسته چهره بندد با هر مقسمی برای این دستهبندی، مرحوم دکتر فیرحی سرآمد یکی از شاخصترین این اندیشهها به شمار میرود.
"چگونگی تعامل سنت با دنیای جدید و پیوندهای بین این دو یکی از بزرگترین چالشهای اندیشگی تاریخ معاصر جهان به ویژه در جهان اسلام بوده است"وی از یک سو به عموم ارزشهای حوزهای سخت پایبند بود و از سوی دیگر نگاهی ویژه به دنیای جدید داشت. مرحوم فیرحی به معنی واقعی کلمه علممدار بود، از آنچه نمیدانست پیروی نمیکرد، مصداق و لاتقف ما لیس لک به علم بود، بیدلیل سخن نمیگفت و سخن بیدلیل نمیپذیرفت، مصداق نحن
ابناء
الدلیل بود، به ماورا باور داشت، مصداق الذین یؤمنون
بالغیب بود، زهد میورزید و به دنیا وابستگی نداشت، اهل عبادت بود، در حسن اخلاق و تعامل با مردم به گونهای بود که اکنون زبانزد شده است، دغدغه دین و نظام دینی را داشت، و مواردی دیگر از این دست.
اینها همه ارزشهای رایج و شاید بنیادی حوزه باشد که مرحوم فیرحی به آن پایبند بود، اما در عین حال نگاه او به دنیای جدید و اندیشههای جدید (با تکیه بر اندیشه سیاسی) به گونهای بود که او را از بسیاری دیگر متمایز کرده بود. داوری درباره محتوای اندیشه او را باید به صاحبنظران اندیشه سیاسی وانهاد، اما آنچه برای یک غیرمتخصص علوم سیاسی هم آشکار است این است که وی با همه توان کوشید اندیشه سیاسی معاصر را فهم کند و بدون فهم آن چیزی در مقام تبیین، نقد و یا پیوند با اندیشه دینی نگوید و ننویسد. کوشش برای فهم اندیشه معاصر پیش از نقد آن را و پیش از جستجوی پیوندها و یا داد و ستدهای آن با اندیشه دینی یک ویژگی برجسته مرحوم فیرحی است.
سوگمندانه باید پذیرفت که چه بسیار نقدها که بدون فهم و حتی بدون خواندن یک اندیشه در جامعه ما منتشر میشود. تمایز فیرحی از دیگران را در تولد دوباره او در ساحت اندیشهورزی پس از به خاکسپاری جسمش میتوان به آسانی دید.
این میزان ابراز لطف به او از سوی دانشگاهیان غیرقابل پیشبینی بود.
در واکنشی شتابزده به این میزان اقبال به فیرحی و استقبال از آرای او، برخی غیرصاحبنظر منسوب به حوزه وی را متهم به مواردی همچون سکولاریسم کردند. این واکنش شتابزده در هفته نخست رحلت او که به رسم دینی و ملی ما ایرانیان انتظار میرفت فقط صرف تسلیت به بازماندگان و تکریم وی شود، در حالی صورت گرفت که حتی در ماجرای یازدهم سپتامبر، برای همدردی با مصیبتدیدگان امریکایی، شعار راهبردی مرگ بر آمریکا در نماز جمعهها ترک شد. دشوار است بتوان برای منتقدانی که حتی چند روز هم نتوانستند در برابر این استقبال کمنظیر نخبگان و اندیشهورزان از یک پرورده حوزه سکوت کنند انگیزه علمی یا دینی جستجو کرد.
متهم کردن فیرحی به سکولاریسم یعنی متهم کردن انبوهی کمنظیر از صاحبان اندیشه و جوانان این مرز و بوم به دینگریزی، اندیشهورزانی که اگر از منظری دیگر بنگریم به دنبال الگویی برای چگونگی جمع بین دین و دینداری و اندیشههای نوین میگردند و گمشده خود را در الگوی پیشنهادی دکتر فیرحی یافتهاند، الگویی که برآمده از پایبندی به ارزشهای حوزهای و خوانش عمیق و فهم اندیشههای نو است.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
