آه از این شامگاه بیتکبیر
چکیده :از مقتضیات جمهوریت درگذریم؛ از آزادی، دموکراسی، برابری! از امور ایجابیِ متناسب با عدالت اسلامی درگذریم؛ از مقتضیات حکومت عدل علوی! اما چه فهرستی میتوان ساخت از آنچه نه با فهم درست از نصّ اسلامی باید رخ میداد و نه به اقتضای...
اردشیرمنصوری
(به یاد همۀ شورآفرینان آن بهمن: ۵۷)
یاد آن روزهای خوب بهخیر
آه از آن خوابهای بیتعبیر
حیف از بهمنی چنین بیشور
آه از این شامگاه بیتکبیر
ساعت ۹ است، شامگاه ۲۱ بهمن. ۱۳۹۹. فردا یومالله بود، به شکرانه باید آن نام متعالی طنین میانداخت. اما در این نُهِ شب از بامها نوایی برنمیخیزد تا آن نام متعالی از گلوها طنینانداز گردد! چه حال افتاده است حلقومها را از پس چهار دهه؟ کجا رفتهاند آن فریادها. چهها باید رخ میداد که نداد؟ و چهها نمیبایست اما شد؟
از مقتضیات جمهوریت درگذریم؛ از آزادی، دموکراسی، برابری! از امور ایجابیِ متناسب با عدالت اسلامی درگذریم؛ از مقتضیات حکومت عدل علوی! اما چه فهرستی میتوان ساخت از آنچه نه با فهم درست از نصّ اسلامی باید رخ میداد و نه به اقتضای جمهوریت؛ اما در «جمهوریِ اسلامی» رخ داد و شد این که شد:
فهرستی از آنچه هست و قرار نبود باشد:
۱- محرومیت بسیار کسان، (نه فقط بهائیان، مارکسیستها، دگراندیشان مسلمان، بلکه حتی برخی فرزندانِ انقلاب) از ورود به جایگاههایی همچون نمایندگی مجلس و شوراها، به دلیل ناهمسویی با جریان سیاسی غالب، و مصادرۀ جایگاه قانونگذاری ملی، با برچسب «مجلس انقلابی» (اینک نه حذف فرخ نگهدار، یا سحابی و بازرگان، بلکه حتی مطهری و محمود صادقی)؛
۲- ممنوعیت مطلق کاندیداتوری زنان برای کسب مناصب عالی (ریاست جمهوری/ قضاوت)؛
۳- حجاب اجباری، حتی برای غیرمؤمنات؛
۴- کراهت و ممنوعیت سوارکاری (دوچرخهسواری) بانوان؛
۵- ممنوعیت خروج بانوان متأهل از مرز کشور، بدون اجازۀ همسر؛
۶- انحصاری شدن جایگاه وعظ دینی در عبادتگاهها و خلأ حضور روحانی غیرحکومتی و مورد وثوق مردم در مساجد؛
۷- ممنوعیتِ نمایشِ ساز موسیقی در رسانۀ همگانی (صدای ساز مباح، اما سیمایش ممنوع)؛
۸- ممنوعیت چاپ کتاب، به دلیل شمول بر واژگان خاص، از جمله اعضایی از بدن؛
۹- محرومیت متعلمان از معلمان و استادان خبره، در مراکز علمی، به دلیل عدم تأیید استادان بهوسیلۀ مراجع حکومتی؛
۱۰- محرومیت از آزادی بیان و بحث علمی در مراکز آموزشی و پژوهشی؛
۱۱- جرمانگاریِ استفاده از آنتن ماهوارهای در خانۀ شخصی- توسل پاسبانان حکومتی به دروغ (مأمور آب خواندن خود) برای ورود به خانۀ مردم و روز روشن به سرقت بردن دیش و متعلقات آن، بدون تشریفات قانونی؛
۱۲- محرومیت از استفادۀ بیدردسر از شبکههای اجتماعی، حتی در یک گوشی شخصی؛
۱۳- محرومیت از تجمع برای اعتراض به حقوق ضایع شده (تحصنهای سیاسی و حتی صنفی)؛
۱۴- جرمانگاریِ افشای برخی فسادها در عرصههای مختلف: سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و حتی زیستمحیطی، و حصر و حبس افشاکنندگان و معترضان، با برچسب جاسوسی و بدون محاکمۀ علنی؛
۱۵- محرومیت از دادخواهی، هنگام که متعدیان حقوق اساسی از وابستگان به جریان سیاسی غالباند (ماجرای کوی دانشگاه، قتلهای زنجیرهای، کهریزکِ اعتراضهای ۱۳۸۸، اسیدپاشی به زنان، ماجرای ترور سعید حجاریان، مرگهای مشکوک در بازداشتگاه و زندان: زهرا کاظمی، کاووس سیدامامی، حتی همسر سعید امامی…)
۱۶- بلاتکلیفی بسیاری اموال و املاک مصادرهای در کوران انقلاب از پسِ چهار دهه؛
۱۷- بلاتکلیفی وضعیت اعدامهای شتابزده، در کوران انقلاب و پس از آن؛
۱۸- حتی محرومیت مردم از دارو (واکسنِ) مورد تأیید مراجع علمی بینالمللی به دلایل سیاسی؛
۱۹ – و حتی خط قرمز در انتخاب نام برای اشخاص، خیابانها، مؤسسهها؛
۲۰- با هزار تأسف این فهرست قابل افزودن است.
▫️یادآوری: اینها که فهرست شد، نه با معاییر آن نصّ مقدس قابل توجیه است و نه با مفاد این منشور ملی که «قانون اساسی» نام دارد.
با آن که ممکن است آن متون از نقد و ایراد مبری نباشند، اما با مقداری اجتناب از کجسلیقگی در فهم و تفسیر مناسب، میتوانست در دایرۀ قسمت اوضاع چنین نباشد.
آه از این شامگاه بیتکبیر!
شامگاه ۲۱ بهمن ۱۳۹۹
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
