صنعت سینمای چینی در سال ۲۰۲۰ پردرآمدتر از همیشه شد
به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، از تاریخ خلق دستگاه سینماتوگراف و تاسیس نخستین سالنهای نمایش فیلم تا بهحال، برای اولینبار در سال ۲۰۲۰ میلادی، سینمای آمریکا از صدرنشینی جدول پرفروشترین فیلم جهان به زیر آمد و چین جای آن را گرفت. این لااقل برای سالی که در آن هستیم یک استثنا نیست که تنها مربوط به پرفروشترین فیلم دنیا باشد و دومین فیلم پرفروش امسال هم چینی است. برای روشنتر شدن اهمیت اتفاقی که رخ داده، باید به این هم اشاره کرد که سبقت گرفتن چین از آمریکا تنها مربوط به جدول ۱۰ بلاکباستر یا فیلمهای بسیار پرفروش سال نیست و طی سالی که در آخرین هفتههای آن هستیم، مجموع فروش سینمای چین هم از مجموع فروش سینمای آمریکا بالاتر بوده است. طبق اعلام Artisan Gateway (مرکز مشاوره صنعت فیلمسازی آسیا)، فروش سینمای چین تاکنون به ۱.۹۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ رسیده که بیش از کل ایالاتمتحده با رقم ۱.۹ میلیارد دلار است. در همین رابطه هالیوودریپورتر گزارش میدهد که تحلیلگران انتظار دارند این شکاف تا پایان سال بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کند.
"این لااقل برای سالی که در آن هستیم یک استثنا نیست که تنها مربوط به پرفروشترین فیلم دنیا باشد و دومین فیلم پرفروش امسال هم چینی است"حتی این هم جالب است که مقدار قابلتوجهی از سود فروش فیلمهای آمریکایی به سالنداران چینی میرسد، درحالی که عکس این قضیه صادق نیست و سود فروش فیلمهای چینی به جیب پخشکنندگان و سالنداران آمریکایی نمیرود. درمورد پخش آنلاین فیلمها که وضع حتی بیشتر هم به نفع چین است و نتفیلیکس و دیزنیپلاس و اپلپلاس و آمازون نمیتوانند فیلمهایشان را مستقیما در چین ارائه کنند و تنها راه ممکن برای آنها واگذاری حق پخش محصولات به پلتفرمهای چینی است. از ۱۰ فیلم پرفروش سال ۲۰۲۰ میلادی، پنج مورد آمریکایی هستند که در فهرست آنها هم شگفتیهایی به چشم میخورد. مثلا «سونیک خارپشت» که یک سینماگیم یا به عبارتی یک فیلم براساس بازیهای کامپیوتری است، بعد از دو فیلم چینی و بعد از «پسران بد برای زندگی» و Tenet ساخته کریستوفر نولان، در جایگاه پنجمین فیلم پرفروش سال قرار گرفته است. تا قبل از تاثیرگذاری چین بر بازار جهانی فیلم، سینماگیم یک ژانر مرده بود که میرفت تا به کلی فراموش شود.
«دولیتل» که یک فیلم کودک و بازسازی یکی از آثار قدیمیتر آمریکایی است، در این جدول ششم شده و «پرندگان شکاری» که یک فیلم ابرقهرمانی است به جایگاه نهم جدول جهانی سقوط کرده است.
این درحالی است که آثار ابرقهرمانی معمولا پرفروشترینها در دنیا بودند و تکیه سینمای آمریکا برای حفظ موقعیت استراتژیکش در گیشههای جهان، روی ساخت آثاری از این دست بود که به دلیل هزینه بالای تولید، عموما سایر کشورها امکان ورود به حوزه آن را نداشتند. اما قبل از این فیلم ابرقهرمانی، جایگاه هفتم و هشتم جدول به چه فیلمهایی تعلق دارد؟ «دیوکُش قطار موگن» که یک انیمیشن ژاپنی است در رتبه هفتم و در «جیانگ زیا» که یک انیمیشن چینی است جایگاه هشتمین فیلمهای پرفروش سال قرار گرفتهاند. تا همین سال گذشته چه کسی تصورش را میکرد یک مانگای ژاپنی از مهمترین فیلم ابرقهرمانی آمریکا پرفروشتر شود؟! یا حتی یک انیمیشن چینی، آن هم درحالی که چینیها بهتازگی وارد حوزه ساخت انیمیشن شدهاند... رتبه دهمین فیلم پرفروش دنیا هم باز به یک اثر چینی تعلق گرفته؛ اما نکته قابلتوجه ژانر این فیلم است. اولین و دهمین فیلم جدول پرفروشهای دنیا در امسال، متعلق به ژانر جنگی و محصول چین هستند.
چین سال پیش هم وضعیت خوبی در سینمای جهان داشت، اما سود خیرهکنندهاش در سال ۲۰۲۰ میلادی به موفقیت آنها و سایر کشورهای شرقی در مهار ویروس کرونا و عدمموفقیت کشورهای غربی، خصوصا آمریکا در همین زمینه برمیگردد.
پیشبینی میشود این وضعیت در سال ۲۰۲۱ هم ادامه پیدا کند و البته پس از آن هم بعید است سینمای آمریکا بخواهد فاصله ایجادشده را پر کند، چین متوقف بماند و اجازه بدهد که هالیوود خیلی راحت دوباره به آن برسد.
"طبق اعلام Artisan Gateway (مرکز مشاوره صنعت فیلمسازی آسیا)، فروش سینمای چین تاکنون به ۱.۹۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۰ رسیده که بیش از کل ایالاتمتحده با رقم ۱.۹ میلیارد دلار است"بهعلاوه، رقیب آمریکا فقط چین نیست و کره و ژاپن و خیلی از کشورهای دیگر که شاید امروز در بحثهای سینمایی چندان بهشان توجه نمیکنیم، مثل مالزی، اندونزی و نیجریه هم آن را تعقیب میکنند. در ضمن، اقتصاد هالیوود طی دو دهه اخیر وابستگی شدیدی به چین پیدا کرده، درحالیکه خود چین مستقل از پخشکنندهها و مخاطبان آمریکایی به این جایگاه رسیده است.
در کنار اینها باید به افول کلی سینمای آمریکا طی سالهای اخیر هم توجه کرد که اگر رقیبی مثل چین هم برای آن پیدا نمیشد، کاملا به چشم میآمد. با توجه به اینکه امسال بسیاری از فیلمها در پلتفرمهای آنلاین به نمایش درآمدند یا نمایش آنها ترکیبی از انتشار آنلاین و اکران پردهای بود، صورتبندیهای مختلفی برای جدول پرفروشترینهای سال شده، ولی با هیچکدام از روشهای محاسبه، جایگاه چین در این جدول تکان نمیخورد.
بعد از ۱۰ فیلم صدرنشین۲۰۲۰ میتوان به فیلمهای پرفروش دیگری مثل «مولان» از کمپانی دیزنی که یک داستان چینی و بازیگرانی تماما شرقی دارد و فیلم «تانهاجی: جنگجوی ستایش نشده» محصول هندوستان در جایگاههای یازدهم و دوازدهم اشاره کرد. مشخصا هویتگرایی شرقی پررونقترین مولفه برای فیلمسازی سال ۲۰۲۰ میلادی بوده است و این فقط مربوط به فیلمهای میهنپرستانه چین نمیشود. تانهاجی هم یک فیلم مربوط به تاریخ هندوستان است.
اگر در جزئیات آنچه درحال رخ دادن است دقت کنیم، درخواهیم یافت که تحول بزرگی در عرصه فرهنگ جهانی طی سالهای آتی ممکن است رخ بدهد و با توجه به تاثیر سینما بر سایر حوزهها، این تنها محدود به هنر فیلمسازی نخواهند ماند.
ملاک قرار گرفتن فرهنگ غربی برای سنجش تمام سنتها و فرهنگهای دیگر، ممکن است کمکم رنگ ببازد و حتی فستیوالهای هنری غرب، رونق سابق را نداشته باشند. شرقیها نگاهی بسیار جامعهگراتر دارند و این درحالی است که فرهنگ غالب بر آثار غربی، فردمحور بود. این میتواند تغییر مهمی در نگاه دنیا به مسائل فرهنگی-اجتماعی ایجاد کند که مثلا در خلق تیپهای قهرمان بسیار موثر است. از لحاظ مسائل اخلاقی و نگاه خانوادهمحور، دنیای شرق تفاوت محسوسی با غرب دارد و همین نکته میتواند کل سینما را زیر و رو کند.
تغییر نگاه زیباییشناختی، اتفاق مهم دیگری است که میتواند رخ بدهد. به این ترتیب ممکن است دیگر چشمهای رنگی، پوست سفید و موهای زرد، ملاک زیبایی نباشند یا حتی معماری و شهرسازی غرب از مرکزیت و مرجعیت نگاه طراحان خارج شود.
یک مورد مهم دیگر از تحولات احتمالی بر اثر جابهجایی قطبهای سینمایی، اهمیت یافتن مجدد اصالت تمدنی است.
"در همین رابطه هالیوودریپورتر گزارش میدهد که تحلیلگران انتظار دارند این شکاف تا پایان سال بهطور قابلتوجهی افزایش پیدا کند"چینیها در به تصویر کشیدن گذشته بهتر هستند، به این معنا که چینیها درمورد تاریخ چین فیلمها (و مجموعههای تلویزیونی) بهتری میسازند (مثل آثار متعددی که درباره وانفیهونگ ساخته شده). چرا؟ یک دلیل اساسی این است که تاریخ چین نهتنها یکی از طولانیترین تاریخها در جهان است، بلکه با داشتن صدها سریال تلویزیونی که اکثر آنها از نظر کیفیت بسیار بالا هستند، بهترین الگوها برای فیلمسازان این کشور فراهم است.
درعوض، اما آمریکاییها بهتر میتوانند آینده را به تصویر بکشند، به این معنا که آمریکاییها فیلمها (و مجموعههای تلویزیونی) بهتری درباره آینده میسازند (بهعنوان مثال جنگ ستارگان). چرا؟ یک دلیل کلیدی این است که آمریکاییها درمورد آینده تخیل بیشتری دارند و این معنی رویای آمریکایی است که البته رفتهرفته در جامعه این کشور رنگ باخته و همین سینمای آمریکا را هم تا حدود زیادی از رمق انداخته است. بهطور قطع چیزهای دیگری هم هستند که ممکن است تغییر کنند و امروز حتی به ذهن ما نمیرسند
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
