نسخه یا الگوریتم گذار و سامان یابی ایران، ر. سامان - Gooya News
ر. سامان saamaniran@gmail.com
(آندیشکده سامان)
(کوتاه شده از دفتری به همین نام است، اگر بعضی جاها مطلب گسست دارد به همین علت است. اصل نوشته پیش تر و ماه ها پیش از اعتراضات کنونی نوشته شده)
۱
جنگ فرسایشی، جنبش گذار، و نقشه راه
صحنه سیاسی ایران آشفته است اما پیچیده نیست؛ به شرطی که بدانیم از کدام روزن به آن بنگریم. کشور ایران به لبه پرتگاه فروپاشی رانده شده، اما هنوز راه های بسیاری برای عبور از جهنم جمهوری اسلامی؛ بدون فروپاشی کشور و با هزینه کمتر و نتیجه بهتر وجود دارد؛ به شرطی که نسخه و نقشه راه داشته باشیم، اما این نسخه و نقشه راه از کجا بدست می آید؟
بسیاری از "گذارگران" و براندازان، تصویر روشنی از فرآیند گذار ندارند. آنها اکثرا گذار را واقعه ای ناگهانی و ناشی از یک قیام میلیونی می بینند.
"سامان saamaniran@gmail.com(آندیشکده سامان)(کوتاه شده از دفتری به همین نام است، اگر بعضی جاها مطلب گسست دارد به همین علت است"در صورتیکه گذار پیش رو از جنس قیام نیست؛ بلکه از جنس جنگ فرسایشی است. این جنگ فرسایشی را ابتدا نظام، از لحظه استقرارش به مردم ایران تحمیل کرد؛ اما امروز ورق برگشته و پیکان حمله به سمت خود نظام چرخیده است. در آغاز، مقاومت فرسایشی مردم در مقابل تجاوزات نظام بود؛ طی چهار دهه گذشته این مقاومت فراز و نشیب های بسیاری را از سر گذرانده، چند بار از خاکستر خود دوباره زنده برخاسته است. امروز سرشت این مقاومت عوض شده، و به جنبش گذار از جمهوری اسلامی دگردیسی یافته؛ یا در حال دگردیسی یافتن است.
امروز این این جنگ فرسایشی در جبهه های بی شماری به صورت آشکار یا پنهان ، نرم و سخت، با شدت و ضعف های مختلف، گاه خودجوش و گاه با برنامه، گه تند و گه آهسته، اما همواره و پیوسته، بر علیه نظام جریان دارد و در حال گسترش است.
گستره این جنگ، همه حوزه های فرهنگی و اجتماعی و اعتقادی زندگی مردم ایران را در بر می گیرد؛ از رنگ لباس گرفته تا کشورداری، از فلسفه و دین و معنای زندگی؛ تا تعریف زن ، مرد و انسان؛ از اخلاق تا عدالت. این جنگ فرسایشی همه قشرهای جامعه را خواه ناخواه در گیر کرده است؛ از کارگر و کارمند و دانشجو و معلم گرفته ، تا بازنشستگان نیروهای نظامی و انتظامی، و حتی جانبازان و ... امروز هیچ موضوعی نیست که موضوع یکی از جبهه های این جنگ فرسایشی نباشد؛ از آب و آبادانی گرفته تا مسائل تاریخی مانند کورش و رضا شاه ، تا مراسم تمدنی و جشن های مردمی مانند چهارشنبه سوری و نوروز. در این جنگ فرسایشی همه جانبه، حتی ژئوپلیتیک نظام در خیابان به چالش کشیده می شود؛ از شعار "نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران " در اعتراضات گذشته، تا امروز که به تایوان و اوکراین هم رسیده است.
گذار موفقیت آمیز از جمهوری اسلامی چیزی نیست به جز پیروزی در این جنگ فرسایشی همه جانیه. از این رو، فروکاستن گذار به قیام و خیابان، مانند آن است که بخواهیم اقیانوس را در یک شیشه آب بگنجانیم.
"اصل نوشته پیش تر و ماه ها پیش از اعتراضات کنونی نوشته شده)۱جنگ فرسایشی، جنبش گذار، و نقشه راه صحنه سیاسی ایران آشفته است اما پیچیده نیست؛ به شرطی که بدانیم از کدام روزن به آن بنگریم"هر چند که آن آب هم ممکن است بخشی از اقیانوس باشد؛ اما "تفاوت از زمین تا آسمان است".
البته باید برای قیام هم آماده بود؛ اما تنها راه آمادگی آپوزیسیون برای قیام نیز، شرکت در همین جنگ های فرسایشی جاری میان مردم و نظام است. در ادامه به چگونگی شرکت گذارگران در این جنگ فرسایشی و از جمله آماده شدن برای قیام و حتی فروپاشی می پردازم. پیش از آن لازم است روشن شود که از چه روزنی به صحنه کارزار سیاسی ایران و مسیر گذار می نگریم.
مشکل اصلی تئوری های "قیام محور" آن است که نقش نخبگان در آن تئوری ها بلاموضوع است. زیرا خواه ناخواه نقش نخبگان در قیام ها محدود است.
برای نمونه، در دو قیام ۹۶ و ۹۸ ، نخبگان نقش ویژه ای نداشتند. و اگر هم شرکت کردند، نه در نقش نخبگی ، بلکه در نقش پیروی از حرکت خودجوش بود. علاوه بر آن، مبنای آلترناتیو سازی نیز در تئوری های "قیام محور" روشن نیست. توگوئی همین که رژیم ساقط شد، آلترناتیو مانند معجزه از خلاء ظاهر می شود. با ناروشن بودن جایگاه آلترناتیو، حتی تعریف موفقیت هم در گذاری که قرار است با قیام مردمی انجام پذیرد روشن نیست.
اما با تئوری جنگ فرسایشی، نقش نخبگان در فرایند گذار تعیین کننده است.
"این جنگ فرسایشی را ابتدا نظام، از لحظه استقرارش به مردم ایران تحمیل کرد؛ اما امروز ورق برگشته و پیکان حمله به سمت خود نظام چرخیده است"زیرا پیروزی در جنگ فرسایشی نیازمند نقش ویژه نخبگان برای ساماندهی صف مردم و مدیریت کلان جنگ فرسایشی و نیازمند استراتژی و تاکتیک برای فرسایش توان نظام، و ...غیره است. از جمله آنکه، همان سازکارهائی که برای ساماندهی جنبش مردم شکل می گیرد، همان سازوکارها مبنای شکل گیری آلترناتیو هستند.
اما همه اینکارها باید آگاهانه و با برنامه و همراه با تئوری و نقشه راه گام به گام و چشم انداز و روایت و سناریوهای گذار باشد. تصور کنید که حتی برای تهیه یک املت ساده و یا پختن قورمه سبزی نیاز به دستورالعمل است، و دستورالمل آشپز با آشپز تفاوت دارد. در مقایسه می توان پرسید؛ برای پروژه تاریخ ساز گذار ایران به دمکراسی ، کدام نسخه و نقشه راه گذار روی میز است؟ دست کم باید آنچه هست را جمع آوری کرد تا مبنای رسیدن به نسخه مشترک گذار باشند.
کلوخ ناپخته و در سفته
آنچه در این نوشته می آید کلوخ ناپخته ای است که نگارنده به میانه میدان هماوردی تزها و نسخه های گذار میاندازد، به این امید که بزرگان و گذارگران و استادان ، دانشگاهیان و تلاش گران پر نام و پر سابقه هم گوهر سفته و پرداخته خود را به میدان آورند. باشد تا در برخورد سهمگین، اما متین و قاعده مند عقاید، این نسخه ها تصحیح و تدقیق شوند و چکشی شده تکامل یابند، و صیقل بگیرند تا نقوش ذاتی خود را نمایان سازند تا هر یک جای خود را در میان گذارگران پیدا کند.
و در این فرایند، نسخه مشترک گذار تکوین یابد. اما مهمترین ارزش این تلاش؛ حتی مهمتر از رسیدن به نسخه مشترک؛ شکل گیری فضای اندیشه ورزی مشترک در سطحی بالاتر، همراه با زبان و مفاهیم مشترک در میان گذارگران است، تا هم افزائی آنان را مهیا، و کارآمدی آنان را تصاعدی افزایش دهد.
۲
"گذارآگاهی" و "جنگ آگاهی" ، روش تبدیل جنبش های کنونی به جنبش خودآگاه گذار
چنانکه گفته شد بخش حاضر کوتاه شده دفتر پر برگ تری است. در دفتر اصلی ، به تحلیل "صف نظام" و سپس "صف مردم" در این جنگ فرسایشی می پردازیم. سپس چگونگی ارتقاء یافتن گام به گام جنبش های صنفی و اجتماعی کنونی به جنبش گذار را توضیح می دهیم.
"در آغاز، مقاومت فرسایشی مردم در مقابل تجاوزات نظام بود؛ طی چهار دهه گذشته این مقاومت فراز و نشیب های بسیاری را از سر گذرانده، چند بار از خاکستر خود دوباره زنده برخاسته است"کوتاه آنکه، جنبش های خودجوش صنفی و معیشتی کنونی که امروز عمدتا خواسته های صنفی و معیشتی دارند؛ به تدریج که می بینند حتی حداقل خواسته های صنفی آنان در این نظام برآورده نخواهد شد، و به این نتیجه می رسند که تنها راه برآورده شدن خواسته هایشان گذار از این نظام است. این آگاهی آنها را آماده می کند تا به گفته های "گذارگران" گوش فرادهند ، تا بتدریج با پرسپکتیو گذارگرائی آشنا شوند و آمادگی پیدا کنند تا "گذارآگاه" شوند. اما پیش شرط گذارآگاهی ، وجود یک "گفتمان گذار" پخته و پرداخته، و شایسته است، که مناسب و متناسب گذار پیش رو و شرکت کنندگان آن باشد. از پیوند "گفتمان گذار" با جنبش های صنفی و اجتماعی خودجوش کنونی، آنها "گذارآگاه" می شوند؛ و به جنبش های گذار فرامی رویند. این موضوع اهمیت "گفتمان گذار" را نیز نشان می دهد.
یادآوری می کنم که اصولا" نباید از جنبش های مدنی، بصورت زودرس انتظار داشت تا بهمان اندازه ریسک بردارند که از یک گروه کوچک پیکارجوی گذارگر انتظار است.
جنبش های مدنی، ابتدا نیاز دارند که چشم انداز جدی، ملموس، و قابل باوری از آنطرف پل گذار را داشته باشند تا توان نهائی خود را به نمایش بگذارند. فراموش نشود که در اینجا از افراد سخن نمی گوئیم، حتی از گروه ها هم سخن نمی گوئیم، سخن از ضمیر جمعی یک صنف یا گروه اقتصادی یا نهاد اجتماعی است. روانشناسی هر صنفی، ویژگی ها و مقتضیات ویژه همان صنف را دارد، و باید داشته باشد. و اگر نداشته باشند نشانه خوبی نیست. یعنی اگر جنبش های اجتماعی زودرس عمل کنند و یا بیش از حد ریسک کنند، اول آنکه ضربه پذیرتر می شوند.
"امروز سرشت این مقاومت عوض شده، و به جنبش گذار از جمهوری اسلامی دگردیسی یافته؛ یا در حال دگردیسی یافتن است"در ضمن نشان می دهد جامعه از خط قرمزهای ثبات و پایداری عبور کرده و پیش درآمد فروپاشی است. البته کشور ما در مرز فروپاشی قرار دارد، اما کماکان نباید آن را به درون دره هولناک فروپاشی راند. در عوض لازم است انسجام فکری و سازمانی جنبش های اجتماعی با کمک گرفتن از نخبگان و گذارگرایان افزایش یابد تا گذارآگاه شوند. آنگاه ، جنبش های مدنی گذارآگاه می توانند مترصد فرصت ها و موقعیت های ویژه باشند، تا در موقع مناسب ، حداکثر توان خود را برای نبرد آخرین ریسک کنند. چنین اندیشه هائی ، به همراه با چشم انداز و سناریوهای گذار، باید از طریق همان "گفتمان گذار" به ضمیر جمعی جنبش های مدنی منتقل شوند، و در آن ضمیر درونی گردد.
تا آماده باشند. در این نوشته، جنبش های مدنی و جنبش های اجتماعی به یک معنا بکار برده می شوند. اکنون این پرسش پیش می آید؛ تدوین گفتمان گذار و پیوند آن با جنبش های مدنی وظیفه کیست؟
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
