امام‌حسین (علیه‌السلام): یاران من، یک امشب بیش در این عالم به سر نمی‌بریم| بیعت را از شما برداشتم| هرکجابخواهید،می‌‏توانیدرهسپارشوید

امام‌حسین (علیه‌السلام): یاران من، یک امشب بیش در این عالم به سر نمى‌بریم| بیعت را از شما برداشتم| هرکجابخواهید،مى‌‏توانیدرهسپارشوید
خبرگزاری دانشجو
خبرگزاری دانشجو - ۷ شهریور ۱۳۹۹



به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، یکی از جلوه‌های زیبای ماجرای قیام امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا، رابطه عاطفی و در عین حال مؤدبانه اصحاب با امام خویش است. این یاران با وفای مکتب حسینی از معلم خود آموختند برای پیمودن راه حق، باید تحت ولایت امام عالم قرار گیرند و با دل سپردن به او، به اوج قله‌های عالم و فضیلت‌های معنوی دست یابند.

در کاروان حسینی همه یکرنگ و همدل بودند، هرچند درجات هریک با هم متفاوت بود؛ چشم‌شان به نگاه امام، خواست‌شان همان خواست امام و  مِیل‌شان پیوند به قلب امام داشت، از این روست که امام خطاب به آنها فرمود «أَمْرُهُمْ‏ أَمْرِی‏ وَ رَأْیُهُمْ رَأْیِی‏» یعنی امر شما امر من و دیدگاه شما، همان دیدگاه من است. این در حالی است که امام حسین علیه‌السلام به عنوان معلم و مربّی بشر، بارها اصحاب خویش را به صورت‌های مختلف آزموده بود تا در کوره این آزمون‌ها، تبدیل به افرادی پولادین و با ارده‌های الهی شوند.

امام سجاد علیه‌السلام می‌فرماید من در آن هنگام که بیمار بودم، خواستم بدانم پدرم چه بیاناتی با آنان اظهار می‌دارد؛ به همین دلیل نزدیک خیمه‌گاه آن حضرت آمدم. پدر بزرگوارم با کمال شایستگی به حمد و ستایش خدا پرداخته و اظهار داشت:

«أُثْنِی عَلَی اللَّهِ أَحْسَنَ الثَّنَاءِ وَ أَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ اللَّهُمَّ إِنِّی أَحْمَدُکَ عَلَی أَنْ أَکْرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّةِ وَ عَلَّمْتَنَا الْقُرْآنَ وَ فَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ وَ جَعَلْتَ لَنَا أَسْمَاعاً وَ أَبْصَاراً وَ أَفْئِدَةً فَاجْعَلْنَا مِنَ الشَّاکِرِینَ أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَی وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی وَ لَا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَجَزَاکُمُ اللَّهُ عَنِّی خَیْراً أَلَا وَ إِنِّی لَأَظُنُّ أَنَّهُ آخِرُ|

ستایش خدایی را که ما را به نعمت نبوت گرامی داشت و کتاب خود را به ما آموخت و آئین دین را به ما یاد داد و ما را بینا و شنوا و از شکرگزاران قرار داد؛ اما بعد من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و خویشاوندانی نیکوکارتر و به حقیقت نزدیک‌تر از خویشاوندان خود نمی‌‏شناسم؛ خدا شما را از من پاداش نیک دهد؛‌ یاران من متوجه باشید یک امشب بیش در این عالم به سر نمی‌بریم و ما فردا از دست این مردم به سلامت نخواهیم بود. من به شما اجازه می‌دهم که همگی از این سرزمین خارج شوید و من بیعت خود را از شما برداشتم و اینک شب و تاریک است، می‌‏توانید با کمال آسودگی خود را از چنگال دشمنان برهانید

.

»

پس از این بیان، برادران و فرزندان و برادرزادگان و فرزندان عبداللّه بن جعفر اظهار داشتند ما چنین کاری نمی‌‏کنیم و نمی‏‌خواهیم پس از شما بجا بمانیم و هیچ گاه خدا ما را به چنین کیفیتی نبیند.

"به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، یکی از جلوه‌های زیبای ماجرای قیام امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا، رابطه عاطفی و در عین حال مؤدبانه اصحاب با امام خویش است"مقدم بر همه در این اظهاریه حضرت عبّاس علیه السلام بود و پس از او دیگران از وی پیروی کرده و نظیر این گفتار را مطرح کردند.

پس از آن، امام حسین

علیه‌السلام
فرزندان مسلم بن عقیل را مخاطب قرار داد و فرمود: «

شهادت مسلم برای شما کافی است، شما اذن دارید و هر کجا بخواهید می‌‏توانید رهسپار شوید

.» ایشان تعجب کرده و گفتند: هر گاه ما از حضور شما مفارقت کنیم مردم چه خواهند گفت؟ مردم خواهند گفت ما از بزرگ و آقا و بهترین عموزادگانمان دست برداشتیم و در رکاب او تیر و نیزه و شمشیر به کار نبردیم و بالاخره نمی‌دانیم چه پاسخی به آنها بدهیم. به خدا سوگند هیچ گاه از شما جدا نمی‌‏شویم و خود و مالیه و کسانی که در اختیار ما قرار دارد، همه را فدای شما خواهیم کرد و پا به پای شما می‌‏جنگیم تا ترا از خود خرسند کنیم و در رکاب تو به فیض شهادت نائل شویم و دوست نداریم پس از شما بمانیم، خدا زندگی پس از شما را زشت کند.

منابع:

الإرشاد مفید، ج‏۲، ۹۱، ص ۹۱

اللهوف علی قتلی الطفوف

منابع خبر

اخبار مرتبط