داستان باور!
چکیده :این بار ، موساد غیر از ترور یک کار دیگر هم کرد: ترور شهید فخریزاده کاسه صبر و ملاحظهکاری همه را لبریز کرد و خیلی از ناظران جرات کردند به زبان بیاورند که نفوذ اسرائیل در دستگاه حکومت یک قاعده است و نه یک استثنا. خب ما هم جرات کردیم وزبانمان باز...
دوره هدف قرارگرفتن نفتکشهای ایران و عراق در جنگ ایران و عراق که به جنگ نفتکشها موسوم شد، یک دوره کارگردانی شده توسط موساد است. مطابق گزارش ویکتور استروفسکی در کتاب “راه نیرنگ”(انتشارات روزنامه اطلاعات)ماموران موساد در لندن به سفارتخانههای دوطرف درلندن زنگ میزدند و نام و محل نفتکشی راکه نفت طرف دیگر را حمل میکرد اطلاع میدادند. بهگفته او، کارکنان سفارت ایران درلندن به آن شخص میگفتند یکروز به سفارت بیا تا از تو قدردانی کنیم، ولی تلفن کننده که به زبانفارسی حرف میزد به آن احمقهای زودباور میگفت نیازی به قدردانی نیست و این کار را به خاطر کشورش انجام میدهد!
البته نیازی به توضیح نیست که راقم این سطور هم مانند همراهان جامعه نو مطمئن نیست این گزارشها حتما واقعی باشد، ولی تکرار داستانهایی اینچنین، ما را وامیدارد به آنها باور کنیم. حداقل اگر به همه آنها باور نداریم به ساده لوح بودن دستگاههای اداره کننده امنیت و امورخارجی کشور باور کامل بیابیم.
"خب ما هم جرات کردیم وزبانمان باز...دوره هدف قرارگرفتن نفتکشهای ایران و عراق در جنگ ایران و عراق که به جنگ نفتکشها موسوم شد، یک دوره کارگردانی شده توسط موساد است"داستانهایی از این دست بسیارند: ما باور کردیم خمپارههای ساخت کارخانه اسلحه سازی سلطان در اسرائیل را قاچاقچیان از این کشور دزدیدهاند(به رزمندههاگفته میشد از عراقیها غنیمت گرفته شده)، باور کردیم پلاکهای دوقطعهای (که یک بخش آن برای حفظ هویت به زنجیر گردن رزمنده شهید باقی میماند و قطعه دیگر را همرزمانش میکندندو میآوردند)در جای دیگری غیر از یک کیبوتص اسرائیلیتولید میشود(مانند بذرهای تولیدی کیبوتصهایاسرائیلی که باورمیکنیم تولید هلند است) ، باور کردیم آمریکاییها درماجرای مکفارلین موشکهای تاو را از آمریکا و نه از اسرائیل برایمان آوردهاند، و باورکردیم … حکومت ما دایما فریب خورده است.
اگر حوصله اجازه میداد میتوانستیم داستان دهها فریب و باور از این نوع را برایتان بگوییم، هرچند قطعا از صدها فریب و باور احتمالی افشا نشده خبر نداریم. همه آنها زیانهای بسیاری به منافع و حیثیت ایران زدهاند، اما بزرگترینشان آنهایی هستند که دست اسرائیلی ها از داخل کشورعمل میکند. برای انها که تجربه سیاسی از اوضاع جهان دارند، از مدتها پیش آشکار بوده است اسرائیل در ایران و در سطح آدمهای موثر به اندازه یک لشکر مامور نفوذی دارد که تعداد آنها با دستگیری رئیس دفتر فلان آدم کم نمیشود: رویش آنهابیشتر از ریزششان است. علت این گمانه هم این است که میزان حماقت سیاسی در این کشور بالاتر از آن است که ناشی از حماقتصرف یا آیکیوی پایین باشد! دستی قوی کارگردانی میکند.
این هم لابد برایتان واضح است که چرا اینگونه راحت حرف میزنیم. این بار ، موساد غیر از ترور یک کار دیگر هم کرد: ترور شهید فخریزاده کاسه صبر و ملاحظهکاری همه را لبریز کرد و خیلی از ناظران جرات کردند به زبان بیاورند که نفوذ اسرائیل در دستگاه حکومت یک قاعده است و نه یک استثنا.
خب ما هم جرات کردیم وزبانمان باز شد!
اما درجستجوی مقصر این وضع به این بسنده نخواهیم کرد که طعنه بزنیم به نیروهای دستگاههای متعدد اطلاعات و امنیت که چرا بین روزنامه نگاران و منتقدان سیاسی دنبال جاسوس و نفوذی و عامل بیگانه میگردند و از صفوف خودشان که جولانگاه ماموران و مزدوران و به دامافتادگان سرویسهای بیگانه است غافلند. طعنه نمیزنیم که حکایتشان داستان آن ستاره شناسی است که غافل بود و مرد همسایه برزنش غالب شد و سعدی هنگام نقل حکایتش میسراید که صاحبدلی به اوگفت
تودر اوجفلک چه دانی چیست
که ندانی که در سرایت کیست
به جای طعنه و سرکوفت ماجراهایی که برصادقان و وطن دوستان این دستگاهها رفته و حتما به خاطر این ماجراهاخونینجگر ولابد خاردرگلویند ، باید برآن اعاظم سیاست که از بیرون بردستگاه اطلاعات فرمان میرانند تاخت که درخواستهایشان، نشانیهایی که میدهند، و انتخاب دوست و دشمنشان، سیاست امنیتملیشان، و البته زودباوری و سادهلوحیشان سبب همه این انحرافها وزیانهای ملی است. واقع آن است که دستگاه هدایتگر سیاست در این کشور بازیخور است ، هرچند فکر میکند به اندازه چرچیل سیاستمدار و به اندازه ناپلئون حیلهگر است . چهل سال است کارگردانی میشود، درحالیکه مثل همین چند روز پیش در مجلس، فکر میکند بازیساز است. علت شکست در بخش اطلاعات و امنیت را در پیکره ارشد سیاست جستجو کنید!
داستانی از دیگران بگوییم و ختم: بزرگترین جاسوس تاریخ اسرائیل الیکوهن است که به نام عربی و به عنوان یک تاجر موفق دارای اجداد سوری به آرژانتین رفت .
"حداقل اگر به همه آنها باور نداریم به ساده لوح بودن دستگاههای اداره کننده امنیت و امورخارجی کشور باور کامل بیابیم"سالها ماند، به سوریهای آرژانتین نزدیک شد ، کمک کرد و نشان داد در عشق وطن اجدادی میسوزد، تعصب عربیت و سوری و اسلامی دارد، به دمشق رفت و به دولتیها نزدیک شد. به حافظ اسد عشق میورزید و در وفاداری نمونه شد، در وزارت دفاع به رویش باز بود ، او را حتی به خط مقدم جولان بردند تا از سنگرهای اسرائیلیعکس هم بگیرد و از روی آن عکسهامحل مواضع سوری ها را به اسرائیل برساند… وقتی لو رفت، سوریها آنقدر از سادگی و زودباوری خود خشمگین بودند که به هیچ قیمتی حاضر به مبادله او با اسرائیل نشدند. دارش زدند . انگار میخواستند حماقت خود را دار بزنند….
طبق معمول کشورهای “اینطوری” ، پرونده همانجا بسته شد!
منبع: جامعه نو
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
