اعتراض حق مردم نیست؛ اضطرارشان است/ مصلا نباید تبدیل به آثار باستانی شود!/ وزیر متخلف را به نام دین و انقلاب تطهیر نکنیم/ جوانان بیدین نیستند، ما ناموفق بودهایم
حضور میهمانی همچون دکتر «حشمت الله قنبری در «تابناک» فضا را مهیا میکند تا درباره موضوعات مختلف، از این استاد دانشگاه و سخنران معروف سوال مطرح کنیم و پاسخها و دغدغههای او را بشنویم. اتفاقا فضای مصاحبه ما نیز با او به همین سمت سوق پیدا کرد. با «حشمت الله قنبری» که بیشتر در قالب تلویزیون دیده شده و کمتر در رسانه ها به گفتوگو پرداخته است موضوعات متعدد و البته نهایتاً مرتبط را مطرح کردیم و ثمره اش شد گفت و گویی که پیش روی شماست. در این مجال احتمال زیادی دارد که شما هم به نگاه های خاص و جدید وی از عمده موضوعات مطرح شده برسید. مشروح گفتوگوی «تابناک» با دکتر حشمتالله قنبری را در ادامه بخوانید: تعداد بازدید : ۲۲۸ کد ویدیو دانلود
فیلم اصلی * از جمله موضوعاتی که درباره نسلهای جدید مطرح میشود این است که فهم و درک جوانان امروزی از دین و مذهب با ما فرق دارد.
"حضور میهمانی همچون دکتر «حشمت الله قنبری در «تابناک» فضا را مهیا میکند تا درباره موضوعات مختلف، از این استاد دانشگاه و سخنران معروف سوال مطرح کنیم و پاسخها و دغدغههای او را بشنویم"به عباراتی این نسل جدید به ظواهر دینی خیلی پایبند نیستند. به نظر شما سیستم آموزشی ما مثل مدرسه و دانشگاه ضعیف عمل کرده؟ یا نتوانستهایم الگویی مناسب برای این نسل ارائه بدهیم؟ این ادراکات و عبارتها همه عناوین و اتهاماتی است که ما به این نسل وارد میکنیم. چرا از این زاویه نگاه نکنیم که نسل نو و جوانان خلاق و با هوش امروز ایران نگاهشان به دین نسبت به ما دقیقتر است. دوست دارند دین را با دقت و ذکاوت بیشتری بفهمند. دوست دارند تتبع بیشتری نسبت به مفاهیم عمیق دینی داشته باشند. * یعنی از نسل جدید چه انتطاری باید داشته باشیم؟ اینکه ما انتظار داشته باشیم ادراکات درست و غلط خود را به نام دین به خورد آنها بدهیم با روح مواج و نگاه پژوهشگر آنها سازگار نیست.
ما میخواهیم آنها مثل ما باشند، نه مثل دین. نسل ما، حالا با یک فاصله کمتری و نسل شما، در یک شرایط و در یک مقطعی زندگی میکردیم که در مجموع شرایط ما در ابعاد مختلف با نسل امروز متفاوت بود و حق اینست که این نسل حتماً باید از ما متفاوت باشد. * به نظر شما وجه تمایز نسلها کجاست؟ نسل امروز اگر متمایز و ممتازتر از نسل ما نباشد، نسل مرده است. به نوعی نسل انقلاب عاقل و متتبع و جستجوگر است. اهل استدلال و احتجاج علمی و عقلی است.
"با «حشمت الله قنبری» که بیشتر در قالب تلویزیون دیده شده و کمتر در رسانه ها به گفتوگو پرداخته است موضوعات متعدد و البته نهایتاً مرتبط را مطرح کردیم و ثمره اش شد گفت و گویی که پیش روی شماست"مستحضرید که اعجاز انبیاء هم دو نوع بود؛ برخی معجزات از جنس اعجاز فعلی و برخی اعجاز قولی بود. اعجاز فعلی برای پوستکلفتها و بخش سخت جوامع بود، کسانی که با مرده و زنده کردن مسیح به او ایمان میآوردند. یا به حضرت موسی با ید بیضاء و عصایی که به اژدها تبدیل میشد اظهار ایمان میکردند. این یعنی اینکه در آن دوره مرده و زنده کردن یا مار شدن عصا سند رسالت تلقی میشد. * یعنی نگرش و ایمان آنها متفاوت بوده؟ نمیخواهم به این نگاه و نگرش ایراد بگیرم اما این جنس از ایمان به پیامبران استحکام ویژهای پیدا نمیکرد اما ایمان شخصیتهایی مانند سلمان به اعتبار آیات کریمه قرآن و شخصیت والای رسول خدا (ص) بود.
قرآنی که معجزه قولی بود و به همین علت هیچگاه ایمان سلمان دچار تزلزل نشد. * میشود آنها را با نسل اول انقلاب و نسلی که زمان حضرت امام(ره) ایجاد شد مقایسه کنیم؟ نسلی که انقلاب اسلامی امام(ره) بهوجود آورد یک نسل نرمافزاری، قدرتمند، خلاق، مواج و توفنده بود. یکی از آثار اعجازی انقلاب اسلامی این است که شما با ۳۰ سال، ۳۵ سال یا ۴۰ سال تجربه در مقابل منطق و مسائل فنی و پیچیده این نسل قدرتمند کم میآورید. چراکم میآوریم؟
چون باهوش است. چون متتبع است. ما قبل از این دنبال این بودیم که کجا یک فرد نابینا شفا پیدا کرد؟ یا کجا چه اتفاقی افتاده؟ کجا چه مذهبی بود.
"در این مجال احتمال زیادی دارد که شما هم به نگاه های خاص و جدید وی از عمده موضوعات مطرح شده برسید" جوان امروز سوال میکند آیا دین برای حکومت نسخه دارد یا نه؟ این موارد نمایانگر عقل و خرد فاخر است. بسیاری از اندیشمندان عصر ما با این مسائلی که یک جوان ۱۳ساله میفهمد، درگیر نبودند. اگر بودند برای سوالات و ابهامات و گرههای ذهنی جوانان امروز پاسخ تهیه میکردند. نسل جدید تابع اعجاز قولی است. نمیشود هر چیزی را به هر قیمتی به آنها تحمیل کرد.
این نسل اهل توجیهپذیری نیست. باید مسائل، حقایق، مشکلات و راههای برونرفت از مشکلات را به درستی بفهمد. نسل امروز و انشاالله نسلهای آینده ایران تبیین را میپسندد. تبیین یعنی نشان دادن حقیقت به همان گونهای که هست. توجیه یعنی نشان دادن چیزی که باب طبع ما است ولو اینکه منطبق با هیچ حقیقتی نباشد.
"چرا از این زاویه نگاه نکنیم که نسل نو و جوانان خلاق و با هوش امروز ایران نگاهشان به دین نسبت به ما دقیقتر است"توجیه یعنی خوب نشان دادن یک بد به هر قیمتی... به نظرم هیچوقت نه تنها تامین نظر نمیشود، بلکه شائبه و شبهات را زیاد هم میکند. تبیین امر مهمی است و حد و مرز معین و روشنی با توجیه دارد. از همان سالهای آغازین انقلاب موضوع تشریح دستاوردهای انقلاب مطرح بود که بالاخره این انقلاب اسلامی چه دستاوردهایی دارد؟ * پاسخ را کجا باید پیدا کنند؟ برای تشریح دستاوردهای انقلاب اسلامی در مناسبتهای مختلف بخصوص دهه فجر مقامات کشور و وزراء و سایر سطوح در رسانه ملی و سایر وسایل ارتباط جمعی حاضر میشدند و گزارش عملکرد دستگاه مطبوع خود را ارائه میکردند و میگفتند اینقدر جاده ساختهایم، صنعت ایجاد کردیمیا به کجاها برقرسانی کردیم و امثال اینها را به عنوان دستاورد انقلاب مطرح میکردند. دستگاهها بیشتر گزارش کار میدادند تا عملکرد و دستاورد نشان دهند اینها دستاوردهای انقلاب نبود که ارائه میکردند، بلکه گزارش کار و تلاش دستگاهها بود.
هیچوقت هم معلوم نشد قیمت تمام شده جادهای چقدر بود یا باید
چقدر میبود؟ یا چه زمانی ساخته شد یا باید ساخته میشد؟ نسل امروز با اندیشه خلاق محاسبه میکند. نسل امروز مقایسه میکند. نسل امروز میبیند در بقیه کشورهای دنیا که حتی انقلاب هم نکردهاند همین کارها را با کیفیت مناسبتر و قیمت کمتر به سرانجام میرسانند. نسل امروز محاسبه میکند آیا خودرویی که در داخل ساخته شده ارزشمند، فاخر، به قیمت، به دردبخور و امن ساخته شده؟ یا نا ایمن و بدون هیچ ارزش فنی و قاتل آدمها ساخته میشود! اینها را نسل جدید میبیند که دچار احساس ناراستی و اعوجاج میشود. مساله این است که این نسل عاقلانه به قضاوت نشسته و میخواهد خودش آینده را بسازد. باید باور کنیم جوان امروز به آینده کشور امیدوار است.
"نسل ما، حالا با یک فاصله کمتری و نسل شما، در یک شرایط و در یک مقطعی زندگی میکردیم که در مجموع شرایط ما در ابعاد مختلف با نسل امروز متفاوت بود و حق اینست که این نسل حتماً باید از ما متفاوت باشد"جمعیتی که مایوس باشد و امید نداشته باشد سوال و طرح مساله نمیکند. اوقات تلخی و گلایه نمیکند. گلایه برای جایی است که امید وجود دارد. ما باید این ظرفیتها را بشناسیم. آیا اینهایی که گفته شد دستاورد انقلاب است؟ نخیر اینها ارائه بیلان عملکرد مسئولان کشور است.
هیچوقت هم نقد درستی نمیشود که اینها دستاورد انقلاب نیست. دستاورد انقلاب آن چیزی است که مردم در جریان انقلاب اسلامی مطالبه میکردند. یعنی استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی... * یکی از پرسشهای مهم جوان امروز هم همین است که آیا انقلاب به ملت ایران استقلال داده؟ یک پسربچه یا دختر بچه در ایران دیدهاید نسبت به استقلال ایران تردید داشته باشد؟ تا به حال کسی پرسیده چرا به فلانجا وابستهاید؟ اگه شبهه کوچکی هم به وجود آمده، نسل ما برای آنها به وجود آورده است. قدرت فهم نسل امروز عمیقتر از نسل ما شدهاست. شما باید باور کنید این نسل فاخر آینده ما هستند. اگر باورش کردید منطبق با آن نسل باید برایش تولید کنید یا کمک کنید خودش تولید کند اما میخواهیم مثل ما بشوند.
" * به نظر شما وجه تمایز نسلها کجاست؟ نسل امروز اگر متمایز و ممتازتر از نسل ما نباشد، نسل مرده است"میگوید انقلاب برای ما جمهوری اسلامی را به ارمغان آورده؟ انقلاب رژیم سلطنتی را منقرض کرده و یک نظامی پدید آورده به نام جمهوری اسلامی. از همان ماههای اول یا هفتههای اول هم همهپرسی گذاشته و همه اختیارات کشور در اختیار مردم قرار گرفته است. همه چیز به معنای خاص کلمه در اختیار مردم قرار گرفت. قانون اساسی را چه کسی تدوین کرد؟ نمایندگان مردم. مجلس خبرگان را چه کسی انتخاب میکند؟ مردم. * در اینکه انقلاب اسلامی اختیار کشور را به دست مردم داد، کسی ایراد دارد؟ ایرادی گرفته؟ اگر اشتباه یا ایرادی هم به وجود آمده در انتخابهایی بوده که خود ما کردهایم.
یک وقتی با جدیت و قاطعیت گفتیم فلان چیز حق مسلم ماست اما کسی را انتخاب کردیم که معتقد بود حق مسلم ما نیست و آثار آن انتخاب را لاجرم دیدیم. ما عملکرد دستگاهها را نمیتوانیم به عنوان دستاورد انقلاب به خورد جوانان بدهیم. اگر میخواهید بیلان عملکرد کار انقلابی و انقلابیون را بدهید در صنایع نظامی، هوافضا، فناوریهای نوین، دانش هستهای، سلولهای بنیادین و امثال اینها ورود کنید تا معلوم شود جایگاه ما کجاست... * شما مورد خطاب این سوالها قرار گرفتهاید؟ بله. این قبیل سوالها همیشه مطرح میشود.
"مستحضرید که اعجاز انبیاء هم دو نوع بود؛ برخی معجزات از جنس اعجاز فعلی و برخی اعجاز قولی بود"این موج در کشور وجود دارد و من این موج را سازنده میدانم. من این قبیل سوالات و ابهامات را بیدینی نمیدانم. جوان شایسته ما نگاه میکند و وقتی میبیند موشک ماهوارهبر قائم بالا میرود و از جو زمین عبور میکند غرق در شعف میشود. خب این کارها را چه کسانی انجام دادهاند؟ مگر به صورت پیمانکاری به جایی سپردهایم؟ همین جوانهای مملکت انجام میدهند. هیچکس هم به این کارها اعتراض نمیکند.
جوانان بیدین نیستند، ما در ایجاد جذابیت ناموفق بودهایم برای اینکه نگاه جوان امروز عاقلانه است و باید به عقلشان احترام گذاشت اما همان جوان وقتی میبیند در کشور با همه ادعاها نمیتوانند قیمت دو کیلو ماست را در دو مغازه ثابت نگه دارند، خب اوقاتشان تلخ میشود و ایراد میگیرند. این از بیدینی جوان امروز است؟ خیر... ما میگوییم الا و بلا باید به مسجد بروند اما هیچ زمینه و جذابیتی را به وجود نمیآوریم. اینها مناسک دین است. * معتقدید باید برای این نسل جاذبه ایجاد کرد؟! جوانی که در مملکت اسلامی به دنیا آمده و هر روز سه مرتبه صدای اذان میشنود و با مفاهیم دینی آشنایی دارد، افق اندیشهای او بالاست. او دنبال این است که دین برای هدایت بشر چه نسخهای دارد؟ شما میگویید چون مرتب به مسجد نمیرود آدم متدینی نیست؟ آیا شما او را به مجلس خود راه دادهاید؟ زمینههای لازم برای ورود مسجد منطبق با روحیات او را فراهم کردهاید؟ آیا روابط پدر و مادر در خانه یک رابطه اخلاقی منسجم قابل دفاعی است که این جوان با آنها ارتباط برقرار کند؟ توجه داشته باشید برای اداره کردن خانه، دین لازم نیست، پدر و مادر باید اخلاق داشته باشند، باید تربیت داشته باشند، تربیت را که از بچه بگیرید اصلاً انسان نمیشود چه برسد به اینکه انسان متدینی شود.
"اعجاز فعلی برای پوستکلفتها و بخش سخت جوامع بود، کسانی که با مرده و زنده کردن مسیح به او ایمان میآوردند" * وقتی جوان امروز درباره نحوه اداره کشور و جامعه از ما سوال میکند. چه جوابی باید داد؟ من از شما سوال میکنم برای رسیدن به پاسخ حکیمانه چقدر مطالعه و تحقیق شده؟ تقریباً هیچ. این زبان حال تقریبا همه ماست. بعد از انقلاب اسلامی نسل فاخر به وجود آمد. ما در دوران بعد از انقلاب به اندازه تمام تاریخ ایران دانشگاه ساختهایم و دانشجو تربیت کردهایم.
همه اینها قبول اما بچههای امروز یا دانشجوی امروز غیر از دانشجوهای دیروز هستند. نباید به نوعی با اینها رفتار کنیم که گمان کنند دین ندارند، گمان کنند دین مانع رشد و بالندگی آنهاست. مشکل امروز جوانان ایران دین نیست. مشکل این است که نگاه برخی همسن و سالهای ما به آنها مبتنی بر نگاه دینی نیست. سلمان فارسی یکی از شخصیتهای مهم تاریخ ماست.
"یکی از آثار اعجازی انقلاب اسلامی این است که شما با ۳۰ سال، ۳۵ سال یا ۴۰ سال تجربه در مقابل منطق و مسائل فنی و پیچیده این نسل قدرتمند کم میآورید"یک شخصیت فاخر است. در فقه و معارف ادیان مختلف تبحر دارد. یعنی صاحب اجتهاد است. زمانی که با پیامبر اسلام(ص) مواجه شد، پیرمردی دانشمند بود. او به رسول خدا(ص) نگفت معجزه کن یا سنگ را به سخن درآور یا شقالقمر کن.
او سند رسالت خواست. رسول خدا(ص) آیات کریمه قرآن را متناسب با علم و دانش او تلاوت کرد و سلمان اسلام آورد. اغلب جوانان امروز کشور ما جمعیت سلمانی هستند، متدین هستند اما کنجکاو و پیجوی حقیقت هم هستند. هیچکس حق ندارد به آنها انگ بزند. ما با جوانان امروز
گیر و گور اخلاقی داریم.
"ما قبل از این دنبال این بودیم که کجا یک فرد نابینا شفا پیدا کرد؟ یا کجا چه اتفاقی افتاده؟ کجا چه مذهبی بود"فضای مساجد امروز قابلیت تعامل با جوانان را ندارد. این واقعیت را باید بپذیریم. * با توجه به تغییر نسل، لزوم تغییر اساسی در نگاه به جوان امروزی هم احساس میشود؟ تا مادامی که من و شما همدیگر را نپسندیم، وجه مشترک مناسب نداشته باشیم، نتوانیم همدیگر را بفهمیم، حوصله یکدیگر را نداشته باشیم، نمیتوانیم با هم بنشینیم. ما باید این نگاه را عوض کنیم. ما حق نداریم به بچهها بگوییم دین ندارند. بچههایی که در کشور امام زمان(عج) به دنیا آمدهاند و هر کسی که در این کشور زندگی میکند تحت ولایت جمهوری اسلامی است.
از امیرالمومنین(ع) شنیدهایم آنگاه که خبردار شدند به ظلم، خلخال از پای دختر یهودی درآوردند، فرمودند: «اگر حاکم اسلامی از این غصه دق کند و بمیرد ملامت ندارد» چرا؟ چون آن زن در سایه حکومت اسلامی علی(ع) محترم است ولو اینکه یهودی باشد. ما نباید این حلقه وسیع و نورانی را تنگ کنیم. نباید تخلف یک وزیر را با نام دین و انقلاب تطهیر کنیم ما باید اشتباهات خود را جبران کنیم. ما نقص و عیبهای دستگاههای دیوانی را نباید به نام دین و انقلاب تطهیر کنیم. اگر وزیری تخلف کرده باید با او برخورد شود.
" جوان امروز سوال میکند آیا دین برای حکومت نسخه دارد یا نه؟ این موارد نمایانگر عقل و خرد فاخر است"وزیر ما که از ساحت دین و از مدینه پیامبر بیرون نیامده است، حاصل تربیت همین جامعه است و امکان دارد اشتباه کند. اگر صاحب منصبی خوب بود او را الگو کنند و اگر بد بود تنبیه کنند. پس هر کس در ایران زندگی میکند و در ذیل حکومت ولایتفقیه زندگی میکند حزباللهی است و باید احترام داشته باشد، مگر اینکه عکس آن ثابت شود. * ظرفیتهای مختلفی برای گسترش نگاه شما مانند دانشگاهها، مدارس مذهبی، صداوسیما، مساجد، منبرها و ... وجود دارد.
آیا با آنها همکاری داشتهاید؟ نخیر. رابطه مدون و برنامهداری در این موارد به علتهای مختلف قابل برقرار شدن نیست. من معتقدم کل جمهوری اسلامی مدرسه مذهبی است. اینکه شما بگویید برویم مدرسه مذهبی درس بخوانیم اشتباه است. مگر بقیه مدارس کشور خارج از قوانین و قواعد جمهوری اسلامی اداره میشود؟ ما در مملکت اسلامی زندگی میکنیم.
" دستگاهها بیشتر گزارش کار میدادند تا عملکرد و دستاورد نشان دهند اینها دستاوردهای انقلاب نبود که ارائه میکردند، بلکه گزارش کار و تلاش دستگاهها بود"زمان شاه نیست که بگوییم مقامات و رؤسای اصلی کشور از اسلام خارج شدهاند و برای نجات فرزندانمان مراکز تربیت دینی درست کنیم. حکومت دست ما است و همه کشور باید مدرسه دینی و بالنده و علم افزا باشند. اگر در حوزههای تعلیم و تربیت و تبلیغات و فرهنگ عمومی چرخ حرکتیمان میلنگد، باید برویم لنگی آن را برطرف کنیم. * هنوز با صداوسیما در رفت و آمد هستید؟ از خط قرمزها رد نشدهاید؟ منظورتان از خط قرمز را متوجه نشدم چراکه اصولا خط قرمزهای نظام و کشور معلوم و معین است و رؤسای دستگاهها در مقامی نیستند که با سلیقه خودشان خط قرمز تعیین کنند. بنده سالیان طولانی با صدا و سیما با هدف انجام وظیفه در نشر معارف دینی و ضرورتهای سیاسی و اجتماعی و در موارد مقتضی مراوده داشتم و دو - سه سالی است که مانند سابق رفت و آمد ندارم.
بود و نبود بنده در تلویزیون مهم نیست. به اندازه کافی به مردم و تلویزیون زحمت دادهام. حالا باید جوانترها بیایند. بالاخره مردم باید چهره جدید ببینند. نباید ۳۰ سال تلویزیون را که روشن میکنند قنبری را ببینند.
"هیچوقت هم معلوم نشد قیمت تمام شده جادهای چقدر بود یا باید چقدر میبود؟ یا چه زمانی ساخته شد یا باید ساخته میشد؟ نسل امروز با اندیشه خلاق محاسبه میکند" صداوسیما باید دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی باشد واقعا من در هیچ دورهای دنبال این نبودم که خودم را با استانداردهای صداوسیما هماهنگ کنم. مقامات عالی صداوسیما حتی یکبار هم در رابطه با سخنان و نظرات بنده اظهارنظری نکردهاند. البته معتقدم صداوسیما باید دانشگاهی جامع در تراز انقلاب اسلامی باشد و ممکن است اینگونه نباشد. باید صداوسیمای جمهوری اسلامی را ساخت و رونمایی کرد. یکی از کارهایی که در صداوسیما باید انجام شود این است که پیوسته از حوزههای مختلف خود ارزیابی داشته باشند.
به نظرم رئیس صداوسیما باید از برجستهترین معماران فرهنگی کشور باشد. به نظرم صداوسیما میتواند رشیدتر و صمیمانهتر عمل کند. * چطور؟!
در بدنه کارشناسی صداوسیما ظرفیتهای بزرگی وجود داشته و دارد که باید به کار گرفته شده و با شرح صدر و شناخت دقیق از شرایط کشور، ظرفیتهای فراوان انسانی آحاد مردم را مخاطب خود بداند. صداوسیما متعلق به آحاد ملت ایران و حتی مستضعفان و آزادگان جهان است. منش صداوسیما باید از قلب بزرگ و شرح صدر و جذب حداکثری حضرت آقا آبیاری شود. نگاه نحلهای خطر بزرگی برای اعتبار صداوسیماست ببنینید نگاه و نگرش قشری و نحلهای خطر بزرگی برای اعتبار صداوسیماست. روسای سابق و مقامات ارشد سابق صداوسیما پیوسته این دغدغه را داشتند و بنده معتقدم مسئولان محترم فعلی هم مراقبت میکنند.
"نسل امروز میبیند در بقیه کشورهای دنیا که حتی انقلاب هم نکردهاند همین کارها را با کیفیت مناسبتر و قیمت کمتر به سرانجام میرسانند" * آیا نیاز به تغییر نگرش در معماری فرهنگی کشور وجود دارد؟ به نظرم زیربناهای معماری فرهنگی در کشور ما اساساً نیاز به مرمت و بازسازی جدی دارد. به طور مثال چرا باید مصلای تهران به آثار باستانی تبدیل شود؟ مگر ساخت آن چقدر کار دارد؟ چرا باید بعد از نزدیک به چهار دهه هنوز یک بنای نیمه تمام باشد؟ اینها چراهایی است که اوقات مردم را تلخ میکند. * آخرین باری که شما از فضای سینما استفاده کردید، کی بود؟ بنده اصولا از توفیق حضور در سینما محروم هستم و هیچوقت سینما نرفتهام ولی بیاطلاع هم نیستم. بخشهایی از برخی فیلمها را به مناسبتهایی دیدهام. * اکثر فیلمهای پر فروشی که در سینما میبینیم طنز هستند، مساله اینها دغدغه نیست؟ طنازی و طنزپردازی از لطایف روحی و ضرورتهای ملایمتآفرین زندگی است. طنازی یک هنرمند بسیار مهم است و طنازی کردن برای ایرانیها خیلی مهمتر است چون چند هزار سال طنازان کمتکرار را تجربه کردهاند و راحت نمیخندند.
بسیاری از طنزهای امروز لودگی و شکستن عفت کلام است آن چیزهایی که این روزها طنز مینامند به معنای کلمه طنز نیست. لودگی و جلفگویی و رکاکت در عبارت و شکستن عفت در کلام، طنزپردازی نیست. با تنزل دادن استانداردهای اخلاقی و قهقهه درست کردن شخصیت جامعه تخفیفپذیر میشود. آموختن اهانت و انتشار وقیح بودن سرنوشت جامعه را به سمت هنر سوق نمیدهد. امروز در سینمای ایران کمتر شاهد طنز هستیم.
"آیا اینهایی که گفته شد دستاورد انقلاب است؟ نخیر اینها ارائه بیلان عملکرد مسئولان کشور است"اهانت داریم، فحاشی داریم، بد دهنی داریم، شلختگی گفتاری و رفتاری داریم. اینها هنر نیست. * پس طنز رایج امروز در سینما را نمیپسندید؟ اگر مادران و پدران همراه با فرزندانشان در مقابل پرده سینما نشستند و از نشستن خود پشیمان نشدند و از پرده سینما شادابی و انبساط خاطر و آرامش اخلاقی و تربیتی پیدا کرده بودند اصالت و نجابت هنر نمایان شده است. فکر میکنم الان فضای سینما و هنر آنگونهای که باید باشد در خدمت مردم و تمدن و فرهنگ ایران نیست. تمام هنر سینما در خدمت ایران نیست اگر نسبت به آثار قضاوت کنیم در قابهای کوچک و موردی، آدمهای فاخر وجود دارد، شخصیتهای معتبر و هنرمندان معتبر و فیلمهای فاخر هم داریم اما وقتی عملکرد کلان
را
نگاه کنیم میبینیم شخصیتهای بزرگ در این فضا گم میشوند یا کمتر به چشم میآیند. تاکید میکنم در سینما هنرمندان محترم وجود دارند، بعضی از آنها آدمای مقدسی هم هستند.
بعضی کارگردانها، بعضی هنرمندان در حوزههای مختلف شخصیتهای محترم و فاخری هستند و کم نظیرند حتی در حوزههای غیر تخصصی خودشان هم آدمهای مرجع و محترمی هستند، اما فرایند را که نگاه میکنید میبینید تمام آنچه به عنوان هنر سینما ارائه میشود در خدمت ایران نیست. * کجای کار میلنگد که حتی وقتی مدیر وقت سازمان سینمایی با اینکه در عمل نشان داد خانوادهاش ملزم به حجاب هستند، اما در سینما یا فرهنگسازی موثر واقع نمیشود؟ آقای خزایی مورد احترام بنده است و خیلی دوستش دارم اما سوال من این است که آیا به نظر خودشان فضای فکری و فرهنگی سینمای کشور به گونهای هست که بگوید همه مثل دختر من باشید؟ ما باید درک صحیح از حوزه تدبیر خود داشته باشیم. ما خودمان زمینههای این تغییرات مضر و مخرب را فراهم کردهایم. همیشه و در همه موارد راه جبران اشتباه، اشتباه نکردن نیست، اشتباه را باید تصحیح کرد. در جامعه ما «حیا» لکهدار شده است با پاک کردن صورت مساله مشکل حل نمیشود. باید ببینیم جایگاه حیا در حوزه هنر چیست و کجاست؟ همه ما دردمندانه میگوییم در جامعه ما حیا لکهدار شده است. در بازار و اجتماع ارزشهای اخلاقی جدی گرفته نمیشود.
"اگر باورش کردید منطبق با آن نسل باید برایش تولید کنید یا کمک کنید خودش تولید کند اما میخواهیم مثل ما بشوند"این قبیل حرفها هم درست و دلسوزانه است، اما باید بفهمیم کجا را اشتباه رفتهایم و راه اصلاح چیست؟ البته همه این مشکلات هم متوجه حوزه هنر به معنای سینما و تئاتر و تلویزیون نیست. در فضای تجارت و بازار هم وضعیت غصه آفرین است. *
چرا؟ در گذشته تا همین دوران پیش از انقلاب بازارها را چگونه میساختند؟ مستحضرید که در ایران تا پیش از دو - سه دهه اخیر نوعی از بازارها و تجارتخانهها شریان اصلی داد و ستد مردم بودند که هماهنگ با هنجارهای اجتماعی و اعتقادی ایرانیان بنیانگزاری شده بودند. آن بازارها که هنوز نمونههای کمرنگی از آنها به عنوان میراث فرهنگی حفظ شدهاند از ویژگیهای منحصر به فردی برخوردار بودند. * چه
ویژگیهایی داشتند؟ به طور مثال در بازار تاریخی و ملی ایران، کاسب حبیب خدا و امین مردم و تجارت او منطبق بر انصاف بود.
بازارها و اسواق ایرانی معمولاً اطراف حوزههای علمیه و مساجد ساخته میشدند و در موارد بسیاری کاسب بازار جانشین امام جماعت مسجد بود. بازار ایرانی - اسلامی محور و زیربنای همه کارهای خیریه و صندوقهای قرضالحسنه و رسیدگی به امور ایتام و مستمندان شهر به حساب میآمد. * اعتقادات درون بازارها شکل گرفته و پویا و جاری بودند... ببینید در بازارهای ایرانی معمولاً کاسب و تاجر و خدمتکار بدون وضو وارد بازار نمیشدند یا بدون بسم الله درب مغازه را باز نمیکردند. کاسب بازار بدون فقه کسب و کار وارد تجارت و تعامل و داد و ستد با مردم نمیشد و برای به دست آوردن منافع بیشتر کمر به حذف و نابودی دیگران نمیبست. همه این رفتارها متأثر از درک و باور حضور ناظر مؤثر و محترم و پایبندی به شرم و حیا از خدا و حریم مردم بود، اما در دو - سه دهه اخیر بدون کمترین مطالعه و مداقه تاریخی و ملی و بدون اعتنا به پیشینه و اثربخشی شگفت بازار ایرانی - اسلامی میل سران بلدیه و مسئولان امور صنفی و تجاری به سوی مدلهای غربی گرایش پیدا کرد. مالها و هایپر مارکتها؛ اخلاق تجارت ایرانی را از بین بردند آنها باور نکردند زمانی که بازار سنتی و تاریخی شهرها را متروک کرده و بدون رعایت هنجارهای فرهنگی و اجتماعی مراکز تجاری غربی را جایگزین آن کردند لاجرم باید میزبان فرهنگ و اخلاق غربی هم باشند.
"میگوید انقلاب برای ما جمهوری اسلامی را به ارمغان آورده؟ انقلاب رژیم سلطنتی را منقرض کرده و یک نظامی پدید آورده به نام جمهوری اسلامی"امروز همه میبینید تا حد بسیار زیادی فروشندگان مالها و هایپر مارکتها با فروشندگان بازارهای وطنی و تاریخی در ماهیت متفاوت هستند. آنها دقت نکردند وقتی مدل ساخت و ساز بازار به سمت و سوی ساختمان و معماری ناهماهنگ با فرهنگ دینی و ملی سوق پیدا کند ناچار باید در برابر تربیت تجاری و اخلاقی تمدن مهاجم متواضع بود. * کنترل و نظارتی هم انجام نمیشود؟ تجارت و مراکز خرید و فروش در مغرب زمین قواعدی دارند که شما نمیتوانید آنها را تحت نظارت و کنترل خودتان قرار دهید. شمایل و هیات فروشندگان غرفهها و مغازهها، شیوه غرفه آرایی، نوع ادبیات و گفتمان میان کاسبها و مشتریان همین چیزهایی است که میبینید * آیا مراکز تجاری مدرن و باشکوه موجود در شهرهای کشور نماد یک تجارت مدرن و موفق یا نشانه امنیت روانی و طهارت اخلاقی دختران و پسران ایرانی است؟ بدون تردید مقامات مسئول شهرداریها و اصناف و حوزه تجارت کشور مردمان متدینی هستند، اما امروز شما در کدام مرکز تجاری مدرن شهرهای ایران آدرسی از رعایت حداقلهای حیا و تعفف اجتماعی را مشاهده میکنید؟ شما در مرغوبترین موقعیتهای شهرهای کشور نوعی زشتتر از زیست و زندگی غربی و اروپایی را به راه انداختهاید. ظاهر فروشندگان و گفتمان مالگردهای ایرانی از اروپا و آمریکا بدتر نباشد، بهتر نیست معماری، شیوه آرایش غرفهها، ترتیب شخصیت و ظاهر فروشندهها، شکل و شمایل غالب بازارگردها، نوع برخورد و معاشرت و گفتمان مالگردها اگر از اروپا و آمریکا بدتر نباشد حتما بهتر نیست. بعد شما انتظار دارید نیروی انتظامی برود مقررات اسلامی ایران را اعمال کند؟! نمیشود. غفلت و تساهل بیجا در اعطای بیمهابا و بدون حساب و کتاب مجوز برای تاسیس بیمهار و نظارت این قبیل مراکز بیحیایی اداری بود که امروز بلای جان عفت و اخلاق جوانان کشور شده است. * یعنی ایراد را در صدور مجوزها باید جسنچو کرد؟ اگر در صدور مجوز و طرّاحی بازارها و بازارچهها منطبق با فرهنگ ملی و اسلامی عمل میشد این تناقض خوفناک پیش نمیآمد و با دست خودمان مقدمات فروپاشی اخلاق و تعفف اجتماعی را در اختیار دیگران قرار نمیدادیم. مردم ایران خیلی عفیف و نجیب و ممتاز هستند.
اشکال این است که از سوی مسئولان کشور نسخه مطلوب و منطبق با استانداردهای انقلاب و اسلام تولید و ارائه نمیشود، به همین علت است که دشمن در عین ناجوانمردی و ریاکاری و دروغ هر از گاهی بخت خود را برای فریب مردم میآزماید. * مثل اتفاقات سالهای اخیر و بخصوص جریانات سال ۱۴۰۱... شما جریانات سال ۱۴۰۱ در یاد و خاطرتان هست. بسیج امکانات نرم و سخت نظام سلطه و ائتلاف همه تبهکاران عالم بر علیه ایران ما بسیار شگفتانگیز بود. آنها هیچگاه موفق نشدند به جز افراد معدودی را در خدمت برنامههای خود قرار دهند، اما با تبلیغات هدفدار فضای دنیا را علیه ایران فریفتند و فریبکارانه به بازی گرفتند؛ ولی مجموعه دستگاههای کشور توفیق چندانی برای استفاده بهینه اجتماعات چند صد هزار نفره مردم را ندارند، این عیب بزرگی است. چرا مسئولان و دستگاههای رسمی باید اینقدر از مردم جا بمانند؟ اینها باید جلودار مردم باشند تا اطمینان مردم را متوجه خود کنند و از وحدت و یکپارچگی مردم به نفع مصالح کشور و علیه دشمنان نظام استفاده کنند.
"از همان ماههای اول یا هفتههای اول هم همهپرسی گذاشته و همه اختیارات کشور در اختیار مردم قرار گرفته است" * بدخواهان ایران با آن هجمه رسانهای و زمینهای که برایشان فراهم کرده بودند نتوانستند کاری از پیش ببرند. چرا؟ پاسخ روشن است. مردم در وحدت کلمه و کلمه وحدت به یگانگی رسیده بودند. یکپارچگی ملی و اتحاد حول محور ولایت و دین و ولایتفقیه سند فتح و ظفر مردم بود. همان روزها بسیاری از مسئولان کشور میگفتند: «مردم ناراحت و معترض هستند و اعتراض حق مردم است» و دنبال اختصاص محلی برای اعتراضات مردم بودند.
حق مردم مبارزه بیامان با تبعیض، فساد و رانتخواری است این برداشت غلط و نادرست است. اعتراض حق مردم نیست. اعتراض عکسالعمل برخاسته از اضطراب است، نه حق مردم. اگر حق و حقوق مردم به درستی شناخته و تأمین شود زمینهای برای اعتراض باقی نمیماند تا دشمن هم از آن سوء استفاده کند. حق مردم مبارزه با فقر و مشکلات و معضلات اقتصادی است.
"یک وقتی با جدیت و قاطعیت گفتیم فلان چیز حق مسلم ماست اما کسی را انتخاب کردیم که معتقد بود حق مسلم ما نیست و آثار آن انتخاب را لاجرم دیدیم"حق مردم مبارزه بیامان با تبعیض و فساد و رانتخواری است. حق مردم برطرف کردن موانع اشتغال و ازدواج جوانشان است. حق مردم این نیست که چند میلیارد دلار کالای قاچاق وارد کشور شود تا بساط اشتغال در مملکت برچیده شود. اعتراض حق مردم نیست، اعتراض اضطرار مردم است. * به عنوان سوال پایانی چه توصیهای برای مردم با وجود مشکلات موجود دارید؟ ببینید بنای زندگی و
ازدواج و نشکیل خانواده، رسیدن به آرامش و امنیت خاطر بیشتر است. زن و شوهر با انجام وظایف قانونی و اخلاقی باید خانه را به بهشت تبدیل کنند.
اگر هر کدام از آنها به تکالیف خود عمل نکنند طرف مقابل ابتدا ناراحت میشود، تکدر خاطر پیدا میکند و در ادامه مضطر و درمانده میشود و ناچار گلایه و اعتراض میکند. زن و شوهر عاقل باید زمینههای ناراحتی و اضطرار را از میان بردارند وگرنه اعتراض نظم معمول و آرامش و طهارت مطلوب خانه را به هم میریزد و پای دیگران را به حریم زندگی باز میکند.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
