'گفتمان دفاع مقدس': سیاست سرکوب به نام یادبود

'گفتمان دفاع مقدس': سیاست سرکوب به نام یادبود
بی بی سی فارسی
بی بی سی فارسی - ۱۷ مهر ۱۳۹۹

'گفتمان دفاع مقدس': سیاست سرکوب به نام یادبود

۱۶ مهر ۱۳۹۹ - ۷ اکتبر ۲۰۲۰

بهار صبا، پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به گفتمان دفاع مقدس در جمهوری اسلامی، آن را راهکاری تبلیغاتی در جهت سرکوب صداهای مخالف و تبلغات ایدیولوژیکی حکومت دانسته است.

جنگ هشت‌ساله‌ ایران و عراق رد زخمی عمیق و پایدار در حافظه جمعی مردم ایران به‌جای گذاشته‌است، چرا که زندگی‌ای نبوده‌ که در نتیجه‌ی جنگ و عواقب آن متأثر نشده باشد. با این وجود، به‌یادآوری‌های جمعی از جنگ، آن‌چنان که تجربیات و خاطرات پرتنوع و تکثر مردم را بازیابی و منعکس کند، هنوز بیان و ظهور کافی نیافته‌اند. غیبت چنین به‌یادآوری‌هایی این سوال را مطرح می‌کند که چرا حکومت ایران چنین کنترل شدید و سختگیرانه‌ای بر نحوه یادآوری‌ها و خاطرات از جنگ داشته است؟

منبع تصویر،

Getty Images

این مقاله تلاشی است برای تشریح اینکه چگونه یادآوری‌های دیکته‌شده و حافظه جمعی تحمیلی از سوی حکومت درباره جنگ، که از طریق "گفتمان دفاع مقدس" پیش برده می‌شود، به نحوی نظام‌مند روایت‌های ناهمگون با این گفتمان را به حاشیه رانده و محو کرده است تا بدین طریق رژیمی همگن از چیستی حقیقت این واقعه برسازد. این تسلط همه‌جانبه بر روایات مربوط به جنگ صرفا محدود به روایت‌‌های کلان تاریخی در رابطه با تصمیمات نظامی و سیاسی مقامات عالی رتبه که نقش آن‌ها را در تصمیم گیری‌های منجر به از دست رفتن جان‌های بسیار برملا ‌می‌کند نیست، بلکه دربردارنده روایت‌های "خردِ" از "پایین"، از جمله متعلق به غیرنظامیان نیز می‌شود.

به باور این نویسنده، "گفتمان دفاع مقدس" نه صرفا مربوط به گذشته تاریخی است و نه حتی در درجه نخست معطوف به آن.

"با این وجود، به‌یادآوری‌های جمعی از جنگ، آن‌چنان که تجربیات و خاطرات پرتنوع و تکثر مردم را بازیابی و منعکس کند، هنوز بیان و ظهور کافی نیافته‌اند"بلکه گذشته تاریخی از آن جهت اهمیت می‌یابد که به ابزاری تعیین‌کننده برای سهولت و مشروعیت بخشیدن به دستیابی حکومت به قدرت هژمونیک و اعمال سلطه و خشونت در حال و آینده بدل می‌گردد. درهم‌تنیدگی به‌یادآوردن‌های مرتبط با جنگ و حفظ قدرت آمیخته با خشونت حکومت از آنجا آشکار می‌شود که دوام "گفتمان دفاع مقدس" به هشت سال دوران جنگ - زمانی که این گفتمان برای بسیج نیروها و مشروعیت بخشیدن به سیاست‌های زمان جنگ اهمیت حیاتی داشت - محدود نمی‌شود. "گفتمان دفاع مقدس" تا به امروز برای اعمال کنترل اجتماعی و سرکوب صدای معترض و دیگری‌خواه به کار گرفته می‌شود. این رویه متکی است به اصل "شایان سوگوراری‌" بودن شهدا و ایثارگری‌های آنان که در ادامه مقاله به آن خواهیم پرداخت. بنابراین حفظ، مدیریت و مهندسی ابعاد و مرزهای به‌یادآوری‌های جمعی از جنگ نقشی حیاتی در حفظ همگنی روایت‌ها و ادعای مشروعیت سیاسی حکومت ایفا می‌کند.

متکثر شدن روایات و خاطرات جنگ این قابلیت را دارد که گفتمان حاکم را که هم ریشه در قدرت دارد و هم به بازتولید قدرت دست می‌زند، به چالش بکشند و برآشفته کنند. از همین روست که روایات و تفاسیر ناهمگون با روایت رسمی، همواره و به‌طور نظام‌مند مورد سرکوب قرار می‌گیرند.

منبع تصویر،

Getty Images

ظهور گفتمان دفاع مقدس و کارکرد آن

دشوار بتوان به طور دقیق آغاز ظهور و رواج اصطلاح "دفاع مقدس" را تعیین کرد. با این حال، مروری بر مطالب تولید شده در نخستین سال‌های جنگ نشان می دهد که در حالی که اصطلاح "جنگ تحمیلی" از همان ابتدا توسط حکومت به کار می‌رفت، عبارت "دفاع مقدس" دیرتر بر روایت رسمی تسلط یافت. به عنوان مثال، در سال ۱۳۶۰، یک سال پس از آغاز جنگ، نشریه دو هفته‌ای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با نام پیام انقلاب، که اغلب مقالات مرتبط به جنگ را منتشر می‌کرد، به مناسبت "هفته جنگ" شماره ویژه‌ای در نظر گرفت؛ به‌نحوی بسیار شایان توجه، حتی یک عنوان از مقالات این شماره شامل واژه دفاع مقدس نبود؛ امری که امروزه غیر قابل تصور به نظر می رسد.

"به باور این نویسنده، "گفتمان دفاع مقدس" نه صرفا مربوط به گذشته تاریخی است و نه حتی در درجه نخست معطوف به آن"هفته‌ای که نشان‌گر آغاز حمله عراق بود بعدها به "هفته دفاع مقدس" تغییر نام یافت.

"گفتمان دفاع مقدس" محصول روایت و خوانشی حکومتی از جنگ بود که با هدف تقدیس جنگ به کار گرفته شد. این گفتمان از همان ابتدا به شدت به نمادهای آشنای شیعی و ملی‌گرایانه ایرانی توسل می‌جست. تقدیس جنگ از جمله به عنوان ابزاری تبلیغاتی در میان آمد تا بتواند در شرایط پسا-انقلابی که ارتش کشور ضعیف شده و انزوای بین‌المللی ایران را در موقعیت نامطلوبی از لحاظ امکان دستیابی به تسلیحات جنگی قرار داده بود، نیروهای انسانی مورد نیاز را برای یک درگیری طولانی مدت بسیج کند. این گفتمان به‌ویژه "الگوی کربلا" را در مرکزیت خود قرار داد تا جنگ ایران در برابر عراق را در امتداد یک پیکار فراتاریخی خیر در برابر شر قرار دهد و هویت "خود" را در نبردی ابدی با "دیگری" به عنوان دشمن برسازد.



با این همه، این روایت تقدیس یافته از جنگ در قالب "گفتمان دفاع مقدس" در خدمت مقصودی بس پایدارتر از بسیج نیروها در حین وقوع جنگ به کار آمد. در شرایط پسا-انقلابی و در طول جنگ، روایت رسمی نه تنها در بسیج نیروها نقشی کلیدی داشت، بلکه جمهوری اسلامی را در تثبیت قدرت و از میان برداشتن تمامی مخالفان و معترضانش یاری رساند. در این میان مفاهیم "خود" و "دیگری" اهمیتی به سزا در آماده کردن بستر فکری حذف مخالف و خشونت‌ورزی داشت.

منبع تصویر،

Getty Images

تعیین‌کننده بودن "گفتمان دفاع مقدس" در کسب مشروعیت سیاسی، خشونت‌ورزی و حذف صدای مخالف به این معنی بود که پس از پایان جنگ، شبکه‌ای پیچیده از مؤسسات با منابع مالی شایان توجه به منظور در انحصار گرفتن کلیه بازنمایی‌ها از جنگ تأسیس شد. تجزیه و تحلیل زبان و ادبیات اساسنامه‌ها و قوانین ناظر بر سازمان‌هایی که وظیفه تولیدات مربوط به دفاع مقدس را بر عهده دارند، مانند "بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس"، به نحو قابل توجهی نقش آن‌ها را در مقام محافظان "حقایق" جنگ نشان می‌دهد.

"بلکه گذشته تاریخی از آن جهت اهمیت می‌یابد که به ابزاری تعیین‌کننده برای سهولت و مشروعیت بخشیدن به دستیابی حکومت به قدرت هژمونیک و اعمال سلطه و خشونت در حال و آینده بدل می‌گردد"به عنوان مثال، اساس‌نامه "بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس"، به صراحت بیان می‌کند که جلوگیری از "تحریف دستاوردهای دفاع مقدس" به این نهاد واگذار شده است.

به عبارت دیگر، "گفتمان دفاع مقدس" - به عنوان تنها قاب مجاز به تصویر کشیدن جنگ - همواره تعیین کرده است که "چه کسی سخن بگوید" و "چه روایتی بیان ‌شود". در این روایت هژمونیک نه تنها وقایع آنگونه که خواست حکومت است بازگویی می‌شوند بلکه تصاویری یکپارچه و سراسر همگن از جان‌باختگان و خانواده‌های آن‌ها ارائه می‌شود:‌ کودک سرباز، سرباز وظیفه و فرماند‌هان سپاه همه تبدیل به ماهیتی یکدست به نام شهید می‌شوند. حفظ وحدت این ماهیت از این رو برای جمهوری اسلامی اهمیت تعیین‌کننده دارد که پیوسته به نیابت از و به نام آن به مردم امر می‌کند که تسلیم و مطیع باشند.

منبع تصویر،

Getty Images

یادبود به قصد سرکوب

جودیت باتلر، فیلسوف معاصر، در آثار خود از جمله در قاب‌های جنگ: چه وقت زندگی‌ شایان سوگواری است؟ و زیست متزلزل: قدرت‌ سوگواری و خشونت، به بررسی مفهوم "شایان سوگواری بودن" می‌پردازد و در این راستا پرسش‌هایی را مطرح می‌سازد مانند این که "چه کسی انسان به حساب آورده می‌شود؟" و "چه عناصری برسازنده‌ی یک جان شایان سوگواری است؟" او با مرور و‌ بررسی گفتمان‌های مرتبط با جنگ با تروریسم" تلاش می‌کند که نشان دهد چگونه دولت‌ها به نام سوگواری برای جان‌های از دست‌رفته دست به خشونت و آغاز جنگ‌ می‌زنند. مفهوم "شایان سوگواری بودن" مطرح شده توسط باتلر و نظریه او درباره توسل قدرت‌ها به خشونت به بهانه "سوگواری" و به نام آنان که شایان سوگواری محسوب می‌شوند چارچوب مناسبی را برای بررسی و تحلیل نحوه استفاده جمهوری اسلامی از شهدا به قصد اعمال کنترل اجتماعی و سیاسی فراهم می‌کند.

اگرچه سیاست‌های نظامی و فرهنگی جمهوری اسلامی، از جمله تصمیماتی که منجر به از دست رفتن جان هزاران هزار انسان شد، نهایتا آشکار می‌کند که حتی جان‌ "شهدای" جنگ نیز به راستی "شایان سوگواری" تلقی نشده است.

بیشتر بخوانید:

  • چهلمین سالگرد جنگ ایران و عراق؛ روایت ۶ هزار و ۵۰۰ زن شهید کجاست؟
  • اسرای زن و زنان فراموش شده جنگ ایران و عراق
  • بیم‌ها و امیدهای سران عراق در آستانۀ جنگ با ایران

والتر آرمبراست، انسان شناس، در کتاب شهدا و نیرنگ‌ها: مردم‌نگاری انقلاب مصر، در بحث خود درباره قابلیت‌های نمایشی شهادت، به این "شایان سوگواری بودن" اشاره و استدلال می‌کند که بزرگداشت و یادبود شهادت به‌مثابه یک چارچوب نمایشی عمل می‌کند. او می‌گوید که ادعاهای مطرح‌شده به‌واسطه اصطلاح شهادت مبتنی بر این واقعیت هستند که "شهید بالاترین هزینه را برای یک هدف پرداخت کرده" و نیز بر این موضع که "شایان سوگواری بودن شهدا امری بدیهی و یقینی است." این شایان سوگواری بودن، به گفته آرمبراست، همواره مخاطب را به اقدامات جبرانی فرا می‌خواند.

در مورد ایران، چارچوب نمایشی که با گرامیداشت یاد و خاطره شهدا فراهم گشته، دستاویز پیشبرد اقدامات سرکوبگرانه حکومت شده است. همان گونه که شهلا طالبی، زندانی سیاسی سابق و استادیار مطالعات دینی، می‌گوید، شهدا به "چشم قدرت" تبدیل شده‌اند که "برای ایفای نقش خود به عنوان سربازان حکومت، به عنوان بازوان و چشم‌های حکومت در جهت اجرای قوانینش و پیشبرد خطوط قرمز و تابوهایش به کار گرفته می‌شوند.

""گفتمان دفاع مقدس" تا به امروز برای اعمال کنترل اجتماعی و سرکوب صدای معترض و دیگری‌خواه به کار گرفته می‌شود""

منبع تصویر،

Getty Images

شاید بارزترین و آشناترین نمود اعمال و خشونت سرکوب از طریق یادبود شهدا را بتوان در نحوه اعمال حجاب اجباری توسط حکومت دید. نقاشی‌های دیواری و پوسترهایی که زنان را به رعایت حجاب اجباری ملزم می‌کنند تا از میراث شهدا پاسداری کنند، همواره از مناظر بسیار آشنا در ایران بوده است. در این پیام‌ها رعایت حجاب توسط زنان مکررا هم‌معنی با نگه داشتن سنگر در برابر دشمن انگاشته شده است، به این معنی که کسانی که حجاب خود را حفظ نکنند، متهم به خالی کردن سنگرها و تسلیم دربرابر دشمن می‌گردند. در این جنگ بی‌پایان ترسیم شده توسط جمهوری اسلامی، تنها راه "زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا" و اطمینان از این که "خون آنان بیهوده ریخته نشده است" رعایت ارزش‌ها و اصولی مانند حجاب است.

به طور خلاصه می‌توان گفت که توانایی جمهوری اسلامی در اعمال سرکوب و خشونت از طریق یادبود شهدا و به نام ایثارگری در جنگ وابسته به حذف منظم و مداوم صداهای دیگری است. "گفتمان دفاع مقدس" همواره روایت‌های متکثر درد، رنج و ترس متعلق به زنان، کودکان، گروه‌های اتنیکی، آوارگان و دیگر آسیب‌دیدگان را به حاشیه رانده و روایت‌های بسیاری دیگر همچون خانواده‌های جان‌باختگان را در صورت ماهیتی همگن و یکپارچه حل کرده است.

در چنین بستری، آن دسته از خاطرات و یه‌یادآوری‌های جنگ که از قاب "گفتمان دفاع مقدس" بیرون می‌زنند براندازانه تلقی می شوند، چرا که به واقع نیز از این قدرت برخوردارند که مدار خشونت‌طلبی حاکم را عمیقا مختل کنند.

منابع خبر

اخبار مرتبط