سریال جادوگر قسمت ۴ چهارم
صحنه فیلم از ساحل دریا آغاز میشود و میبینیم خانومی که از قدرت اخاذی کرده بود، در حال غرق شدن بوده و از آب بیرون میآید.
او به در خانه قدرت رفته، قدرت در را به رویش میبندد.
اما او در را باز کرده و به داخل میآید، قدرت میپرسد باز هم مهرم به دلت افتاده؟ او اعتنا نکرده و وارد خانه میشود.
قدرت میگوید قرار بود دیگر مزاحمش نشود، دختر طلب آب میکند، اما پیش از اینکه قدرت آب را بیاورد، دختر روی تخت میخوابد، قدرت نیز بالش و پتویی بدست گرفته و به بالا پشت بوم میرود.
فیلم شروع میشود. ناخدا سهراب از خانه خارج میشود، حلیمه چادرش را برداشته و قصد خروج دارد که ساره از او میپرسد سر صبحی کجا میرود؟ حلیمه جواب میدهد خونه خاله. ساره میگوید میداند پیش رمال میرود، شر درست نکند، او خودش بیخیال احد شده است.
مادرش میگوید تو فکر کن موضوع احد است.
"ناخدا سهراب از خانه خارج میشود، حلیمه چادرش را برداشته و قصد خروج دارد که ساره از او میپرسد سر صبحی کجا میرود؟ حلیمه جواب میدهد خونه خاله"
هشدر همین زمان سلمان با نان در دست آمده و میگوید احد که کنسل شد، ساره را به او بدهند.
حلیمه با جارو او را بیرون میکند.
ساره میگوید الان زمان مناسبی نیست، مردم منتظر هستند که ببینند چه کسی پیش رمال میرود، شب برود چون پیشگو شب نمیخوابد.
حلیمه میگوید مگر جن و پری است؟ ساره جواب میدهد کارش با جن و پری است، ما هم مزاحم نیستیم، از دیدن ما خوشحال میشود.
حالا بگو چرا میخواهی پیش رمال بروی؟ حلیمه میگوید یک بوهایی از پدرت میآید، دعا کن شلوارش ۲ تا نشده باشد، چون شلوارش را روی سرش میکشم.
ناخدا در لنج است و موزیک گوش میدهد که عطر ثریا پیش از خودش به سهراب میرسد، ثریا به سهراب میگوید آمده تا تنها نباشد و با هم به دبی بروند. سهراب پس از اینکه خوشحالیاش را ابراز میکند به ثریا میگوید وقتی دیشب گفته نمیآید از سلمان خواسته همراهش برود.
این را هم ببینید: سریال نیسان آبی قسمت ۱۹ | خلاصه داستان
ثریا شاکی شده، سهراب میگوید تو زن و عشق من هستی.
ثریا میگوید از قرارهای پنهانی خسته شده، میخواهد به همه بگوید سهراب همسرش است، سهراب میگوید او هم میخواهد اینبار که پیش مندل برود از او میخواهد وردی بخواند که وقتی دوش به دوش هم میروند کسی آنها را نبیند. ثریا میگوید میخواسته خودش پیش مندل برود تا ببیند سرنوشتش با سهراب چه میشود؟ در آینده چند فرزند در طالع آنها هست؟ و سهراب میگوید ده تا. سهراب میگوید شب با هم پیش مندل میروند.
دختر با پول قدرت خرید کرده و او را بیدار میکند تا صبحانه بخورند. قدرت میپرسد لباسهای محلی را از کجا پیدا کرده و دختر میگوید از گنجه.
"هشدر همین زمان سلمان با نان در دست آمده و میگوید احد که کنسل شد، ساره را به او بدهند"قدرت میگوید: “چقدر هم بهش میاد.”
قدرت میپرسد از جان من چه میخواهی؟ آدرس مرا چگونه پیدا کردی؟ دختر میگوید کار سختی نبود در تمام راه همه در رابطه با پیشگویی که تارک دنیا شده صحبت میکردند. قدرت میگوید از خانه بیرون رفته، حال بگوید او کیست؟ دختر جواب میدهد، بگو جن و پری تسخیر شده.
سلمان به در خانه قدرت رفته و میگوید ناخدا شب با زنبور عسل(یعنی همسر دوم) به خانه او میرود. سپس از او برای رو کردن دست احد تشکر کرده و میخواهد تفی کف دستش بیندازد تا ساره را به او بدهند.
باز هم مشتری برای قدرت میآید و دختر مخفی شده و در نقش موکل با او همکاری میکند.
شب سهراب و ثریا به خانه قدرت میروند، در همین زمان ساره و حلیمه نیز به خانه سهراب میروند، در راه ماشین آنها خراب شده و تصمیم میگیرند مابقی راه را پیاده بروند.
این را هم ببینید: سریال جناب عالی قسمت ۹ نهم
قدرت کمی با ابزار جادوگری مشغول شده و میگوید حالا بروند علنی کنند منتها با المثنی، اگر نتوانستند فراهم کنند به خود او بگویند.
ثریا میپرسد حال میتوانند در خیابان با هم باشند، قدرت جواب میدهد نه تا این حد، ولی چشم و گوش مردم را تا حدودی دوختم.
او میگوید ده پسر بچه در طالع آنها هست.
بیشتر ببینید:
سریال ساخت ایران ۳ – قسمت ۱۴ چهاردهم
۶ خرداد ۱۴۰۱
سریال جیران قسمت ۱۶ شانزدهم
۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۱ قبلی بعدی
ناخدا در را باز گذاشته و حلیمه و ساره وارد میشوند، ناخدا و ثریا به اطاقی که دختر در آن پنهان شده میروند.
قدرت به ساره میگوید ابلیس را از زندگی او بیرون کرده، چرا این وقت شب خلوت او را بهم زدهاند.
ساره میگوید مادرم فکر میکند ابلیسی در زندگی او هست.
قدرت میگوید شک نکن، همسرت مرد زحمتکشی است، روز کار میکند و شب میآید، حالا گاهی هم شب نمیآید.
حلیمه میگوید بگو منشأ این بوی زنانه که از همسرش میآید از کجاست و گرنه به همه میگوید او عهدش را شکسته و رمالی میکند.
قدرت میگوید بوها از بین نرفته و از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشوند.
حلیمه میگوید همان بو دقیقا اینجا نیز هست، قدرت پاسخ میدهد بوها از خانهای به خانه دیگر منتقل میشوند.
"حلیمه با جارو او را بیرون میکند.ساره میگوید الان زمان مناسبی نیست، مردم منتظر هستند که ببینند چه کسی پیش رمال میرود، شب برود چون پیشگو شب نمیخوابد"دختر در اطاق عطسه میکند. سهراب به ثریا میگوید الان زمان عطسه نبوده و ثریا میگوید او نبود. سهراب نور گوشی را زده و دختر را میبیند، دختر به آنها میگوید پری مندل است، به آنها کاری ندارد و ساکت باشند.
قدرت به حلیمه میگوید آسمان عشقتان صاف و آبی است، اما اگر به همسرش پیله کند، طلسم به کارشان میافتد.
سهراب و ثریا با موتور رفته و تصور میکنند کسی آنها را نمیبیند، ساره نیز تلاش میکند ماشین را روشن کند و حلیمه خوشحال است که اشتباه کرده و عشق اول و آخر سهراب است.
این را هم ببینید: دانلود سریال شهرک مسکونی کلیله و دمنه – قسمت ۱
آنها میبینند موتوری در حال نزدیک شدن است و خودشان را پنهان میکنند، سهراب و ثریا تصور میکنند جادو عمل کرده و آنها را ندیدهاند.
دختر پولها را شمرده و نصفش را برمیدارد. او میخواهد برای قدرت شام حاضر کند که قدرت میگوید تا زمانی که او آنجاست چیزی نمیخورد.
دختر میگوید خیلی به او کمک کرده اما حاضر است سهم کمتری بردارد.
قدرت میگوید موضوع پول نیست، از قیافه او خوشش نمیآید و نمیخواهد او را ببیند.
دختر میگوید در ابتدا که او را دیده نظرش این نبوده و قدرت میگوید تصور نمیکرده تیغزن باشد.
دختر میگوید بدهکار است به چهل نفر، حتی برادرش، حکم جلب او دست افراد زیادیست، میخواسته از مرز خارج شود و حقش را از آن نامزد کلاهبردارش بگیرد، اما نشده، او هم نامرد است، پولهایش را نمیخواهد و میرود.
قدرت بدنبال او رفته و میگوید نرود، فقط نمیخواسته حس کند که به او نیاز دارد. و روی پنجاه درصد توافق میکنند.
آنها با هم شام خورده و قدرت میخواهد خانهای برای دختر پیدا کنند، او میگوید به عنوان معلم زبان به خانهها نفوذ کرده و به قدرت اطلاعات میدهد تا بتوانند پول بیشتری بدست بیاورند، سپس فلنگ را بسته و میروند. آنها خانه را مرتب کرده و راجع به طلسمها اطلاعات پیدا میکنند.
دختر برای خود خانهای پیدا میکند.
مردم مرتب پیش قدرت آمده و هرچیزی را از او میخواهند. قدرت نیز پول و طلا از آنها میگیرد.
قدرت ریش طبیعیاش بلند شده و ریش مصنوعی را کنار میگذارد.
شب دو مرد نقابپوش به خانه قدرت رفته و او را میدزدند.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
