عیسی(ع)، پاپ، محمد(ص) و روحانیت ما

عیسی(ع)، پاپ، محمد(ص) و روحانیت ما
کلمه
کلمه - ۹ فروردین ۱۳۹۲

چکیده :مردان خدا می دانند که خضوع در برابر مخلوق، مکمل خشوع در مقابل خالق است نه در تضاد با آن. موسی که چنان در مقابل فرعون می ایستد، از دون دانستن سگی بر سر راهش به میعادگاه طور پرهیز می کند و ندای خداوند عالمیان را می شنود که اگر چنین نکرده بودی، از پیامبری خلع می شدی. عیسی که چنان از تحریف ها و دکانداری روحانیت یهود برمی آشفت، در کوی و برزن، درس عشق به فرودستان می داد. برای آشنایی با نرمخویی و رأفت محمد، اگر تنها به تاریخچه ی روابطش با اصحاب صفه مراجعه کنیم، کافی است....

کلمه – سید کاظم قمی:

مراسم پای شویان در سالروز عید پاک، چه واقعیت تاریخی مستند باشد یا نباشد، نماد پیام صلح، همزیستی مسالمت آمیز، تواضع، خاکساری و اوج عبودیت پیامبری است که ایمان به رسالتش، جزئی از بایسته های ایمان هر مسلمان نیز هست. فارغ از بحث های تاریخی، فطرت ما به ما حکم می کند که چنین رفتاری را با منش و روش آن پیام آور صلح و حقیقت و منتقد ریاکاری و سلطه ی انسان بر انسان، سازگار بدانیم.

پاپ، به عنوان عالی ترین مقام کلیسای مسیحیان کاتولیک، با بیش از یک میلیارد پیرو در سراسر جهان، هر ساله در مراسمی مشابه، به عدد حواریون مسیح، پای دوازده نفر از مسیحیان را به دست خود می شوید، خشک می کند و می بوسد.

"چکیده :مردان خدا می دانند که خضوع در برابر مخلوق، مکمل خشوع در مقابل خالق است نه در تضاد با آن"امسال نیز پاپ جدید، که از همان روزهای نخست با گام های بلند، راه بازگشت به سیره ی پاک عیسی مسیح را در پیش گرفته، چنین کرد. مهم تر این که، در میان کسانی که پایشان توسط پاپ شسته شد، چند زن هم بودند که حادثه ای بی سابقه شمرده شد.

هنگامی که مراسم مذکور را تماشا می کردم، به یادم آمد که در سیره ی رسول گرامی اسلام نیز از این گونه وقایع یافت می شود. در تواریخ آمده است که روزی عربی بیابانی نزد پیامبر (ص) رفت و از او خواست که پاهای رنجور از راهپیمایی طولانی اش در بیابان را مالش دهد و بشوید. برخی اصحاب کوته بین، شبیه همان هایی که همیشه در حلقه ی مردان بزرگ بوده اند و هستند، از جسارت آن عرب ببابانی برآشفتند. محمد (ص) آن ها را به آرامش دعوت کرد و پای آن خسته ی راه را مالش داد و شست.

پیامبران الهی، همه در خضوع در برابر خلق خدا شهره اند، آن هم نه خضوعی نمایشی که پخش آن در رسانه ها (منبر، کتاب، مدیحه سرایی ها، محفل انس با شاعران، صدا و سیما و …)، دستمایه ی تکبرزایی و تقدس نمایی شود.

مردان خدا می دانند که خضوع در برابر مخلوق، مکمل خشوع در مقابل خالق است نه در تضاد با آن. موسی که چنان در مقابل فرعون می ایستد، از دون دانستن سگی بر سر راهش به میعادگاه طور پرهیز می کند و ندای خداوند عالمیان را می شنود که اگر چنین نکرده بودی، از پیامبری خلع می شدی. عیسی که چنان از تحریف ها و دکانداری روحانیت یهود برمی آشفت، در کوی و برزن، درس عشق به فرودستان (بردگان، جذامیان، معلولان و …) می داد. برای آشنایی با نرمخویی و رأفت محمد، اگر تنها به تاریخچه ی روابطش با اصحاب صفه مراجعه کنیم، کافی است.

در میان روحانیان ما نیز بوده و هستند کسانی که چنین روابطی با دیگران داشتند. شیوه ی ناپسندیده ی برخی از روحانیان، به ویژه آنها که با دستگاه حکومت پیوندهایی نه چندان مهذب داشته و دارند، نباید به حکم کلی علیه همه ی عالمان دین، در گذشته و حال، منجر شود.

"موسی که چنان در مقابل فرعون می ایستد، از دون دانستن سگی بر سر راهش به میعادگاه طور پرهیز می کند و ندای خداوند عالمیان را می شنود که اگر چنین نکرده بودی، از پیامبری خلع می شدی"هرچند بیش از هر کس دیگر، بر خود علمای دین است که از تکبر و فخر فروشی و تقدس نمایی هم لباس های خودشان جلوگیری کنند. با این همه، همان قدر که دفاع تام و کمال از روحانیت خطاست، همه را به چوب دنیاپرستی و قدرت طلبی و غرور راندن نیز خطاست. در قشر روحانیان، مانند هر قشر دیگر، خوب و بد یافت می شوند. در این میان، بهترین داوران، مردم بوده و هستند که با واکنش های سنجیده، مشوق فزونی یافتن خادمان شیفتگان خدمت به خلق باشند نه تشنگان قدرت.

اشتراک‌گذاری:

منابع خبر

اخبار مرتبط