پشیمانی دوباره نیامده رفت و مرا در بسترم با خود تنها گذاشت
تابلوی اول
پشیمانی دوباره نیامده
رفت و مرا در بسترم
با خود تنها گذاشت
نیامده رفت با حسرت
همخوابه شود
پشیمانی عقیم
هنوز نیامده رفت و چه بیهوده
من و حسرت
هیچ کدام بچهمان نمیشود.
تابلوی دوم
باید زود باشم و تا پشیمانیام
خود را بیشتر پشیمان نکرده
پشیمان شوم
از پشیمانی.
تابلوی سوم
در گوری خودکنده
از پشیمانی خوابیدهام
همچنان در انتظارِ مشتی خاک
که برسرم و راحتم کنند.
تابلوی چهارم
هماره به گذشته
راهی میجوید پشیمانی
در لحظهای که هنوز نگذشته
به حالی که حال میماند
به لحظهای بیفردا
در حالی که کردهها
به ناکردهها تبدیل میشوند.
تابلوی پنجم
در همان تقاطع
مثل همیشه سرگردان
میان راههای آینده پشیمانی
و همانقدر سمج که یک مگس
مثل همیشه
در همان تقاطع در گذشته
و همانقدر سرگردان که یک مگس
دور خودش دور میزند.
تابلوی ششم
تا آخر زمان هم پشیمانی
میدانم هنوز نمیداند
کدام راه را تا حال برود
تا انگشتگزان بازنگردد
هلاکتراز گذشته.
تابلوی هفتم
دنبال کدام نخود سیاه بفرست پشیمانی را
با این آشی که هر روز برایم میپزد
آشی که نخورده دهانِ حسرتخواهم را
جهنموار میسوزاند.
/
نیلوفر شیدمهر
۳۰ اکتبر ۲۰۱۶
در نوزدهمین سالگرد ورودم به کانادا
Emilio Merlina نقاشی: پشیمانی از امیلیو مرلینا
اگر عضو یکی از شبکههای زیر هستید میتوانید این مطلب را به شبکهی خود ارسال کنید:
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
