آیا مردم ایران قدیس بودن یک سرکرده‌ مافیا را هضم خواهند کرد؟ مجید محمدی - Gooya News

گویا - ۱۲ دی ۱۴۰۰

با تبلیغات در دنیای امروز می‌توان هر کالایی را فروخت

مجید محمدی - ایندیپندنت فارسی

از چند هفته مانده به سالگرد مرگ قاسم سلیمانی همه‌ بوق‌های دولتی و شبه‌دولتی به بزرگداشت او در چهره‌ یک مکتب‌ساز، دیپلمات، فرمانده شکست‌ناپذیر، اسطوره‌ مهربانی، قهرمان ملی، زاهد و عارف پرداخته‌اند. همانند اولین سالروز مرگ او روزانه هزاران مواد تبلیغاتی برای این اسطوره‌سازی تولید و توزیع شد: از خاطرات رفقا و محافظان رئیس باند جرم و جنایت سپاه قدس تا خاطره کاپیتان‌ها و عوامل رده پایین این مافیا، از برنامه‌های ویژه‌ تلویزیونی تا مصاحبه‌های فرمایشی با هنرمندان و ورزشکاران دولتی. آیا می‌توان فرمانده سپاه قدس را که سازمان دخالت نظامی در دیگر کشورها و یکی از مافیاهای مواد مخدر در دنیا بود، این‌گونه به مردم فروخت؟

آیا اصولا می‌توان بخش‌هایی از مردم و حتی چهره‌های مشهور را مجبور کرد که یک لات بی‌سروپا را قهرمان ملی بدانند؟ آیا فرمانده یک سازمان تروریستی را می‌توان زاهد، پارسا و عارف به مردم معرفی کرد؟ آیا می‌توان روی پرونده‌ کسی که یک مافیای چند ده میلیارد دلاری مواد مخدر و قاچاق را اداره می‌کند، ماله‌ کشید؟ پاسخ همه‌ این سوال‌ها مثبت است. حتی در تاریخ معاصر که رویدادها گزارش و ثبت می‌شوند نیز چنین اتفاقاتی افتاده است. چه‌گوارا قاتلی بی‌رحم بود که مخالفانش را در دسته‌های چند صدنفری به رگبار می‌بست، اما عکس او روی پیراهن شاهزادگان (پرنس هری) و اتاق برخی دانشجویان دانشگاه‌های غربی با نام یک رهبر مردمی و انقلابی دیده شده است.

"در مجموعه‌های مستندی نیز که سپاه می‌سازد و از تلویزیون دولتی پخش می‌کند، همین کار قابل انجام است"به دستور خمینی هزاران زندانی را در ایران در دوره‌ای که احکام زندان خود را می‌گذراندند، اعدام کردند و هزارن برگ شهادت و سند رسمی در این مورد وجود دارد، اما خمینی هنوز برای پیروانش عارف پیراسته‌ای به شمار می‌رود.

اخیرترین مورد قاسم سلیمانی است که به‌تدریج دارد از پله‌های ترقی قداست با تبلیغات سیاسی، ماله‌کشی و قدرت فراموشی انسان‌ها بالا می‌رود درحالی‌که تنها در مداخلات نظامی او و ارتش‌های سوریه و روسیه بیش از ۴۰۰‌هزار غیرنظامی (۷۰ هزار زن و کودک) کشته شدند.

نقاشی‌های جادویی

در عکس‌های سفارشی از قاسم سلیمانی در میدان‌های جنگ او را به‌صورت مسیح که حواریونش به گرد او جمع شده‌اند و گردوخاک و سلاح و تانک در پس‌زمینه دیده می‌شود، ترسیم می‌کنند (شبیه کربلا در محرم ۶۱ قمری)‌، اما طرف دیگر داستان که کوهی از کشته‌های غیرنظامی ناشی از حمله‌های شیمیایی و بمب‌های بشکه‌ای در شهرهای سوریه است یا محموله‌های مواد مخدری که سپاه قدس به اروپا و هند و شرق آسیا ارسال می‌کند یا ترور مخالفان شیعیان اسلام‌گرا در عراق با میلیشیای تحت فرماندهی سلیمانی و سپاه قدس دیده نمی‌شود. بوق‌های تبلیغاتی فراموش کرده‌اند که «مرد میدان» آن‌ها یک آب‌نبات را از دست یک دختربچه نگرفت، اما مجسمه‌ خضوع و مردمی بودن است.

در همان عکس‌ها یا بنرهای خیابانی می‌توانید چهره‌ پابلو اسکوبار یا آل چاپو را با ریش سفید بگذارید، خواهید دید که اسکوبار و آل چاپو هم در هاله‌ای از نور قرار دارند. در مجموعه‌های مستندی نیز که سپاه می‌سازد و از تلویزیون دولتی پخش می‌کند، همین کار قابل انجام است. اسکوبار و آل چاپو به‌دلیل کمک به برخی خانواده‌ها در شهر خود به‌اندازه‌ سلیمانی در میان حزب‌اللهی‌ها محبوب بودند.

معرفی قاسم سلیمانی به‌ فردی مظلوم یا سرباز وطن از طنزهای روزگار ما است. کسی که ده‌ها میلیارد دلار و صدها هزار نیروی نظامی و شبه‌نظامی در اختیار او بوده است و همه‌ مقام‌ها دستورهایش را موبه‌مو اجرا می‌کردند در جمهوری ترور و سرکوب مظلوم و مادر ستار بهشتی با قدرت و ثروت صفر، ظالم معرفی می‌شود.

سلیمانی سرباز خامنه‌ای برای گسترش‌طلبی و دست‌بوس او بود و نه مدافع ایران. ماموریت سپاه قدس، دفاع از ایران نیست.

مطالب بیشتر در سایت ایندیپندنت فارسی

سردار دل‌ها

نظرسنجی‌هایی که در آشپزخانه‌ سپاه تهیه‌شده است و برای انتشار به دانشگاه مریلند فرستاده می‌شود، سلیمانی را محبوب اکثریت مردم معرفی می‌کنند. مردمی که از کارهای این رهبر مافیایی خبر ندارند چگونه می‌توانند در مورد او داوری کنند؟ مقدمه هرگونه نظرسنجی در ایران به‌علت نبود آزادی رسانه‌ فراهم نیست و حتی اگر نظرسنجی‌ها با معیارهای علمی و در موسسات مستقل انجام شوند در ارزش آن‌ها تردیدهای جدی وجود دارد. به علت امنیتی شدن موضوع نظرسنجی‌، نتایج هرگونه نظرسنجی که بااطلاع دستگاه‌های امنیتی انجام می‌شود نیز بی‌اعتبار است. جمهوری اسلامی ید طولایی در دست‌کاری آمارها و ارقام دارد، مثل آمار تصادف‌های جاده‌ای: «با دست بردن در آمار تلفات رانندگی بازهم تلفات بالا است.» (سید هادی هاشمی، رئیس اسبق پلیس‌راه راهور، جامعه ۲۴، ۷ دی ۱۴۰۰)

.

منابع خبر

اخبار مرتبط