قسمت صد و چهل و پنج صداقت سیز
سریال صداقت سیز قسمت صد و چهل و پنج 145Sedaghatsiz Serial Part ۱۴۵
علی گردنبند را مقابل آسیه گرفته و از او توضیح میخواهد. آسیه به علی میگوید درین باعث شد که بخاطر مسئلۀ ساپانجا ولکان از او فاصله بگیرد و برای همین او مجبور شد نقشهای بکشد و تظاهر کند که دزد به خانه آمده است. علی متوجه حضور درین دم در میشود و درین سریع از خانه بیرون میرود. علی چیزی به آسیه نمیگوید. او به بهانۀ پیادهروی از خانه بیرون میرود و به پارک میرود.
" سریال صداقت سیز قسمت صد و چهل و پنج 145Sedaghatsiz Serial Part ۱۴۵ علی گردنبند را مقابل آسیه گرفته و از او توضیح میخواهد"علی با ولکان تماس میگیرد و ماجرا را میگوید و میگوید درین حتماً بلایی سر آسیه میآورد. ولکان سریع با درین تماس میگیرد. اما گوشی درین خاموش است. درین با درماندگی و گریه به خانۀ اونور میرود و میگوید جایی جز آنجا به ذهنش نرسید. سپس داخل میرود.
ولکان با آسیه تماس میگیرد و میگوید علی گفته درین حرفهای او و علی را شنیده است. آسیه تعجب میکند و میگوید درین برایش هیچ اهمیتی ندارد و در حال حاضر شرایط پسرش برایش مهم است و نمیخواهد علی درگیر باشد. در خانۀ اونور، درین به او میگوید آسیه و ولکان یکدیگر با بوسیدهاند. اونور درین را نصیحت میکند و میگوید او لایق این رفتارها نیست و بیدلیل رابطهای را به زور کش میدهد که باید تمامش کند.
مدیر مالی شرکت با گونول تماس میگیرد و خبر میدهد مبلغ زیادی از حساب درین برداشت شده.
"آسیه به علی میگوید درین باعث شد که بخاطر مسئلۀ ساپانجا ولکان از او فاصله بگیرد و برای همین او مجبور شد نقشهای بکشد و تظاهر کند که دزد به خانه آمده است"وقتی ولکان به خانه میرود گونول با طعنه در مورد برداشت پول از ولکان سؤال میکند. ولکان میگوید خبرچینی کارکنان شرکت کار درستی نیست. گونول یادآوری میکند آن شرکت مال اوست و خودش ولکان را مدیر آنجا کرده. ولکان میگوید در مورد پول میتواند از خود درین سؤال کند سپس به اتاق زینب میرود.
کمی بعد درین به خانه برمیگردد.
او به اتاق پیش ولکان میرود و چیزی به روی خودش نمیآورد. ولکان از او میپرسد آیا به خانۀ آسیه رفته بود. درین میگوید برای اینکه با آسیه در مورد پاک کردن فیلم صحبت کند رفته بود اما از خانه صدای دعوای علی و آسیه میآمد و برای همین از آنجا رفت و حرفهای آنها را هم نشنیده است. او یادش میآید که در خانۀ اونور به او گفته بود چیزی به روی ولکان نمیآورد چون قصد ندارد از او جدا شود و هرطور شده با ولکان میماند تا میدان را برای آسیه خالی نگذارد.
ولکان با آسیه تماس میگیرد و میگوید درین یا خیلی خوب نقش بازی میکند و یا واقعاً چیزی نشنیده است.
"علی با ولکان تماس میگیرد و ماجرا را میگوید و میگوید درین حتماً بلایی سر آسیه میآورد"آسیه از ولکان میخواهد شب به خانۀ او برود تا با علی در مورد خودشان صحبت کنند. ولکان میگوید امشب شرایط آمدن ندارد و آسیه دلخور میشود.
ایپک بعد از تمام شدن مدرسه با علی تماس میگیرد ولی علی جواب نمیدهد. دمیر به ایپک میگوید بیخیال علی باشد و دست او را میگیرد.
شب در خانۀ ولکان گونول در مورد برداشت پول از درین سؤال میکند.
درین میگوید او و ولکان خانۀ موردنظرشان را خریدهاند. گونول میپرسد خانه به اسم چه کسیست؟ ولکان میگوید به اسم اوست و بعد از او هم هرچه که دارد به دخترش میرسد. گونول عصبانی میشود و با طعنه میگوید به علی هم میرسد. آنها با هم جروبحث میکنند. ولکان دلخور میشود و بیرون میرود.
"آسیه تعجب میکند و میگوید درین برایش هیچ اهمیتی ندارد و در حال حاضر شرایط پسرش برایش مهم است و نمیخواهد علی درگیر باشد"
درین دنبال ولکان میرود و بخاطر رفتار گونول از او عذرخواهی میکند. ولکان از درین میخواهد که با مادرش صحبت کند و او را متقاعد کند. سپس میرود. درین با حرص داخل میرود و با گونول بحث میکند.
آسیه در خانه پیش علی میرود و میگوید خبر دارد که درین حرفهای او را شنیده.
او از اینکه افکار علی به هم ریخته عذرخواهی میکند و میگوید برای امنیت و آرامش خودشان هرکاری که لازم باشد میکند. سپس سراغ ایپک را میگیرد. علی با ناراحتی و حرص میگوید دیگر با ایپک ارتباط ندارد چون دمیر با او دوست شده است.
ممنون از اینکه با من همراه بودید، خدانگهدار.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
