گزیده سرمقاله روزنامههای صبح
جام جم: دولت دهم و رسانهها «دولت دهم و رسانهها» عنوان یادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مهدی فضایلی است که در آن میخوانید؛ سخنان اخیر دکتر احمدینژاد در دو نشست «اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی» و «عملیات روانی و رسانه» حکایت از توجه و اشراف خوب رئیسجمهور به کارکرد رسانه و نقش و اهمیت آن داشت؛ اشرافی که در رفتار خود رئیسجمهور قابل مشاهده است اما در صحنه عمل رسانهای دولت آثار آن را کمتر میتوان دید. و این فرصت مناسبی را فراهم کرده است که درباره این موضوع به اختصار مطالبی گفته شود؛ ضمن این که دولت دهم نیز در آغاز راه است. رابطه رسانهها با دولتها و بالعکس، موضوعی است مهم که به موازات نقش و تاثیرگذاری مردم در اداره کشور اهمیت آن کاهش یا افزایش مییابد؛ چرا که بخش مهمی از افکار عمومی را رسانهها مدیریت میکنند. موضوعاتی مانند جریان آزاد اطلاعات، مالکیت رسانه، تبلیغات و آگهی، یارانهها، کنترل رسانهای و ... از جمله موضوعاتی است که ذیل همین سرفصل قابل طرح است، اما این نوشتار فعلا در مقام پرداختن به آنها نیست.
"و این فرصت مناسبی را فراهم کرده است که درباره این موضوع به اختصار مطالبی گفته شود؛ ضمن این که دولت دهم نیز در آغاز راه است"آنچه در این یادداشت به آن توجه شده است، ارزیابی رابطه رسانهها با دولت نهم و راهکارهایی برای بهبود آن در دولت دهم است. در دولتهای پس از انقلاب اسلامی، نقش رسانهها هیچگاه به اندازه مقطعی که «دولت نهم» پا به عرصه خدمتگزاری گذاشت، پررنگ نبوده است. تعدد مطبوعات، تعدد خبرگزاریها، ورود و گسترش رسانههای جدید مانند SMS ، وبلاگها، سایتهای خبری، شبکههای اجتماعی و وبهای مختلف، بتدریج و همپای پیشرفت فناوری ارتباطات شرایط جدیدی را به لحاظ رسانهای برای دولت نهم فراهم کرد. علاوه بر اتفاقاتی که در حوزه فناوری ارتباطات افتاد، گسترش فضای نقد و حتی تخریب علیه دولت نهم نیز با همه دولتهای قبلی متفاوت بود. در دولت هفتم و هشتم، اگرچه تعداد مطبوعات و خبرگزاریها افزایش یافته بود و فضای نقد هم به نسبت گذشته به مراتب بازتر شده بود، اما اولا رسانههای جدید یا نبودند یا در این حد گسترش نداشتند و ثانیا در آرایش رسانهای کشور به تبع آرامش سیاسی، دو جبهه کاملا تفکیک شده را شاهد بودیم.
جبهه «اصلاحات» که رسانههای آن یکپارچه از دولت حمایت میکردند و جبهه «اصولگرا» که رسانههای آن یکپارچه و البته با شدت و ضعف منتقد دولت بودند. اما در دولت نهم به دلیل تغییراتی که در آرایش سیاسی کشور در جریان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری نهم رخ داد، آرایش رسانهای نیز به هم ریخت و علاوه بر رسانههای وابسته به جبهه مخالف دولت که بیمحابا علیه دولت میتاختند برخی رسانههای وابسته یا مایل به رقبای اصولگرای احمدینژاد نیز نه تنها با دولت و رئیسجمهور همراهی قابل ملاحظهای نداشتند، بلکه به اشکال مختلف علاوه بر نقد دولت بعضا در تخریبهای ویرانگر آن هم نقش فعال داشتند. به این مجموعه باید حملات و فضاسازی بیرحمانه و سنگین رسانهها و شبکههای متعدد بیگانه را اضافه کرد که در حجم و کیفیت بیسابقهای علیه دولت نهم و شخص رئیسجمهور تلاش میکردند. این شرایط و مظلومیت بیسابقه، در کنار ضعف دولت نهم در سامان دادن تعامل با رسانهها که حداقل دو بار از سوی ولی امر مسلمین مورد تذکر قرار گرفت، موجب شد دولت ضمن استفاده افراطی و غیرحرفهای از رسانههای رسمی خود به شکل غیررسمی به فکر تاسیس رسانههای جدید بیفتد، هر چند این اقدامات نیز نتوانست تاثیر بسزایی در فضای رسانهای ایفا کند. مجموع این شرایط بعلاوه جهتگیریهای اصولی رئیسجمهور و تلاش خستگیناپذیر وی موجب شد رهبری نظام و تا حدودی رسانه ملی پررنگتر از گذشته به دفاع از دولت نهم و دکتر احمدینژاد بپردازند.
"موضوعاتی مانند جریان آزاد اطلاعات، مالکیت رسانه، تبلیغات و آگهی، یارانهها، کنترل رسانهای و .."اقدامی که علل آن بدرستی فهم نشد و خود همین موجب طرح سوالاتی در ذهن برخی شد. اکنون دولت دهم در آستانه شکلگیری است و پیشنهاد میشود با استفاده از تجربیات ۴ سال گذشته در حوزه رسانه نیز، تجدیدنظرهایی صورت گیرد. آنچه مسلم است، رفتار مخالفان و منتقدان داخلی و خارجی دولت اگر افزایش نیابد، کاهش نخواهد یافت لذا دولت باید ضعفهای مربوط به خود را بدرستی بازشناسی کرده و به رفع آنها بپردازد. تغییر نگاه و ادبیات در مواجهه با رسانهها، تقویت روابط عمومی دستگاههای دولت، کارآمد کردن رسانههای رسمی و غیررسمی دولت، تعامل سازنده با رسانههای مخالف و منتقد اعم از اصولگرا و غیر آن و بازنگری در محتوای آموزشی رشتههای علوم ارتباطات و روزنامهنگاری از جمله مهمترین اقداماتی است که دولت دهم باید به آنها اهتمام ورزد. حضور رسانهای در صحنه بینالملل نیز یکی دیگر از نیازهای غیرقابل تردید است که مجموعه نظام باید برای آن چارهاندیشی کند.
نشستن و نقد رسانههای بیگانه و عصبانی شدن از اقدامات آنها، راهکار مناسبی نیست. دشمن راه خود را میرود و گوشش به اعتراضات و نقدهای ما نیست. او میداند برای چه آمده و ماموریتش چیست. ما باید تصمیم بگیریم و عمل کنیم؛ عملی متناسب با اقتضائات این عرصه. کیهان:مرز بصیرت و تعصب «مرز بصیرت و تعصب»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن میخوانید؛تاکیدات پی در پی رهبرمعظم انقلاب اسلامی بر روی «بصیرت» و نقش آن در پیشرفت کشور و نیز خنثی شدن توطئه ها بیانگر حساسیت فوق العاده موضوع است.
"از جمله موضوعاتی است که ذیل همین سرفصل قابل طرح است، اما این نوشتار فعلا در مقام پرداختن به آنها نیست"حضرت آیت الله خامنه ای-دامت برکاته- طی هفته های پس از انتخابات ریاست جمهوری و حوادثی که در این مقطع پدید آمد بارها و در مجامع مختلف روی اهمیت «بصیرت» تاکید کرده و طیف های مختلف را مخاطب قرار داده اند. اگرچه کلام ولی امرمسلمین- از جمله در این مورد- از اوج، عمق و وضوح فراوان برخوردار است، اما تامل مخاطب را نیز طلب می کند. در این خصوص گفتنی هایی وجود دارد. ۱- حوادث پس از انتخابات اثبات کرد که در بزرگترین و بارزترین پیروزی نیز بصیرت سیاسی اهمیت ویژه دارد و اگر دومی نبود، از فروغ و بروز اولی هم کاسته می شود. پیروزی در شرایط فقدان بصیرت و فقدان عمل به هنگام و مطابق با بصیرت، می تواند جبهه پیروز را با یک چالش دامنه دار مواجه گرداند.
در عصر امیرالمومنین(ع)، بازگشت طبیعی جامعه به حکومت امیرالمومنین (ع) یک پیروزی درخشان برای جبهه حق بود و این می توانست حداقل در طی چند دهه راه را برای حکومت «اولی الامر»- که خداوند اطاعت از آنان را واجب گردانیده است- هموار گرداند، اما حوادثی که پس از ماههای اولیه حکومت آن حضرت به وجود آمد چنان روی روحیه و انگیزه های مردم اثر گذاشته بود که کار به یک دهه هم نکشید و امیرالمومنین(ع) در هفته های آخر عمر با برکت خویش خطاب به مردم می فرمود: «ای کاش شما را نمی دیدم» در واقع عدم بصیرت فرصت های جبهه حق را تباه می کند و تهدیدهای فراوانی را به وجود می آورد. البته این نکته را باید در همین جا یادآور شد که مردم زمان ما با مردم زمان امیرالمومنین(ع) کاملاً متفاوت هستند این را هم حضرت امام و هم رهبرمعظم انقلاب به دفعات و با صراحت گواهی داده اند. اما متاسفانه حکایت خواص در این دو دوره شباهت های زیادی بهم دارند اگرچه این دو نیز با هم - از نظر کمیت و کیفیت- متفاوت هستند. ۲- بصیرت مردم و نخبگان در دوره ای که جبهه حق به قدرت دست یافته و به متن آن نزدیکتر شده است، با بصیرت آنان در دوره ای که جبهه حق برای دست یافتن به حکومت-برای پیاده کردن احکام و حدود الهی- تلاش می کنند، متفاوت است. در دوره ای که جبهه حق به محور اداره جامعه تبدیل نشده، بصیرت هواداران حق نوعاً از جنس «ستیز» و افشاگری و به زیر کشیدن پرچم های جبهه باطل است، این کار اگرچه سختی هایی دارد، اما مسیر حرکت از وضوح فراوانی برخوردار است ولی در دوره ای که حق و اهل آن به مدار جامعه تبدیل شده اند باید ادبیات خاص این مقطع را بیابند و چونان ابزاری کارآمد به خدمت گیرند.
"آنچه در این یادداشت به آن توجه شده است، ارزیابی رابطه رسانهها با دولت نهم و راهکارهایی برای بهبود آن در دولت دهم است"البته ممکن است در این شرایط نیز در ابعادی هنوز ادبیات ستیز و افشاگری و مواجهه خشم آلود کارآیی خود را داشته و استفاده از آن لازم باشد ولی بدون تردید همه حرف این نخواهد بود. در این دوره آگاهی از آنچه دشمن برای بهم ریختن جبهه حق می کند ضرورت دارد و باید با چشمانی باز به عملکردهای آنان نگریست. حضرت آیت ا... خامنه ای- دامت برکاته- در دیدار با اساتید دانشگاهها- در تاریخ چهارم شهریور گذشته- فرمودند: «دشمن را درست شناسایی کنید، هدف های دشمن را کشف کنید. احیاناً به قرارگاههای دشمن آنچنانی که خود او نداند سربکشید.
براساس طرح او طراحی کلان کنید». در این شرایط باید دریافت که دشمن دنبال چیست طرح اصلی او و طرح فریب او کدام است. آیا وقتی از سازش ناپذیری خود حرف می زند، دنبال راه فرار نمی گردد و آیا زمانی که از لزوم وحدت و تقویت همگرایی و دوری از اتهام زنی نیروهای انقلاب به یکدیگر حرف می زند، دنبال بدست آوردن فرصت برای بازسازی نیروهای خود نیست؟ برای اینکه ما طرح واقعی و طرح فریب دشمن را از هم تفکیک کنیم باید مطالعه عمیقی روی سابقه و خصوصیات روحی-روانی افراد شاخص آن داشته باشیم. اگر بدون شناخت حرکت کنیم چه بسا که برای مبارزه با آنان وارد میدانی شویم که آنان آن را برای شکست و یا تضعیف ما آماده کرده اند. ۳- برای اینکه بدانیم بصیرت داریم یا نداریم باید ببینیم چه مقدار بر مسایل اشراف داریم به میزانی که ما قادر به پیش بینی حرکت دشمن هستیم، بصیرت داریم چون فرض بر این است که بصیرت مرز میان حرکت و تامل است اگر ما حرکت کنیم بدون آنکه اشراف لازم را بر صحنه داشتیم این حرکت ما را به مقصد نمی رساند ولی اگر با اشراف اقدام- به حرکت یا توقف- کردیم آنگاه به مقصد نزدیک شده ایم.
"در دولتهای پس از انقلاب اسلامی، نقش رسانهها هیچگاه به اندازه مقطعی که «دولت نهم» پا به عرصه خدمتگزاری گذاشت، پررنگ نبوده است"در شرایط فعلی دشمن تلاش می کند تا ما را در شرایط هفته های پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر نگه دارد. هدف او این است که فرصت را از ما بگیرد و در همان نقطه ای که خود ایستاده- حس عدم پیروزی- نگه دارد. بر این اساس یک روز خبر از اغتشاش در روز تنفیذ می دهد. یک روز از اغتشاش در روز رای اعتماد به کابینه خبر می دهد. یک روز از اغتشاش در روز اول بازگشایی دانشگاهها و یک روز از شورش در روز ۱۳آبان خبر می دهد و جالب این است که همواره این روزها بی حادثه می آیند و می گذرند.
هنوز «خبرهای جدید» از وقوع اغتشاش عمومی در راهند! کاملا مشخص است که دشمن ظرفیت «طراحی بزرگ و اثرگذار» را از دست داده است و عوامل آن با همه توشه و تلاش همه جانبه خود قادر به ایجاد موج نیستند. درست در میانه چنین میدانی که از انفعال شدید آنان خبر می دهد، این چهره شکست خورده سیاسی به دیدار آن چهره شکست خورده سیاسی و... می رود و وانمود می کنند که هنوز بر سر قرار با مردم- اغتشاش گرانی که گمان می کردند از این چهره ها برای آنان قرار است آبی گرم شود- هستند و این خبرها کماکان در مسیر رسانه های صوتی و تصویری و الکترونیکی دهان به دهان می چرخند. آنان که دچار ضعف بصیرت باشند گمان می کنند «مسئله پس از انتخابات هنوز حل نشده است» و ای بسا از روی دلسوزی درصدد برآیند تا این مجرم و آن مجرم سیاسی را در کنار نظام مظلوم بنشانند و دهها خون مظلوم و حیثیت و اقتدار نظام را در زیر پای این مدعیان سیاسی پایمال کنند! انسان با بصیرت باید بداند که در دست دشمن چیست. آیا همانگونه که ادعا می کند گوهری تابناک دارد؟ آیا همانگونه که ادعا می کند می تواند آتش به پا کند؟ و نیز باید بداند که جامعه ای که رهبری با این تقدس، بصیرت و صبر و محبوبیت دارد و سرشار از نیروهای مؤمن است، هیچگاه در برابر عناصری که تا خرخره در مادیت و حرام خوری غرق هستند، زانو نمی زند.
"علاوه بر اتفاقاتی که در حوزه فناوری ارتباطات افتاد، گسترش فضای نقد و حتی تخریب علیه دولت نهم نیز با همه دولتهای قبلی متفاوت بود"اگر این بصیرت نباشد فرد- عالم باشد یا عامی- کم می آورد و راه را اشتباه می رود. ۴-بصیرت نقطه مقابل تعصب است. اساسا تعصب- به معنای تحت تاثیر حب و بغض های مادی خود قرار گرفتن- مانع فهم حق و تبعیت از آن است. بر این اساس اگر نیروهای موثر جامعه، حق را در اندازه علایق شخصی خود به نظاره بنشینند، حتما دچار گمراهی می شوند و در نهایت در مقابل حق قرار می گیرند حالا ممکن است اندازه این ایستادگی در برابر حق متفاوت باشد.در جریان جنگ نهروان حضرت امیر- سلام الله علیه- به ابن عباس فرمودند: «با اینان که مواجه شدی از قرآن نگو چرا که آنان خود را به آن از تو نزدیکتر و به تلاوت آن سزاوارتر می دانند تو با آنان از سیره پیامبر(ص) بگو چرا که ناچارند تسلیم شوند». در واقع کسانی که در این حکومت از موضع به ظاهر حق با حکومت شرعی ناسازگار می شوند فهم خود را امام خود قرار می دهند و به امام واقعی چندان کاری ندارند.
۵- نگاه بدبینانه به شرایط و آینده از مختصات کسانی است که بصیرت ندارند. رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان (چهارم شهریور۸۸) فرمودند: «بدبینی از بی بصیرتی است. مواظب باشید نگاهتان به آینده، نگاه بدبینانه نباشد. اگر نگاه بدبینانه شد، نگاه «چه فایده ای دارد» شد، بدنبالش بی عملی، بی تحرکی و انزواست همان که دشمن می خواهد.» امروز در میدان انقلاب نیروهایی به اسم های مختلف- از جمله به اسم دلسوزی برای مردم سالاری نظام- مشغول یاس پراکنی و بدبینی پراکنی هستند. این ها مردم را جز در قامت شورشگری و تخریب و انکار به رسمیت نمی شناسند.
"جبهه «اصلاحات» که رسانههای آن یکپارچه از دولت حمایت میکردند و جبهه «اصولگرا» که رسانههای آن یکپارچه و البته با شدت و ضعف منتقد دولت بودند"این ها در دوره ۸ ساله خود به نفرت دامن می زدند و البته منافقانه مدعی بودند که سعی می کنند دشمن را به دوست تبدیل نمایند که صد البته دوست دشمن می شدند و منافع ملی را بر باد می دادند. کلام را به سخنی دیگر از حضرت آیت الله خامنه ای در باب بصیرت خاتمه دهیم. معظم له در دیدار اخیر با مردم چالوس و نوشهر- ۱۵مهر جاری- فرمودند: «متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهی و حوزوی باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند. بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههای جلوگیری از این موانع و برداشتن این موانع، این بصیرت ها لازم است.» آفتاب یزد:به فرض که ضعف قبلیها را پذیرفتیم ... «به فرض که ضعف قبلیها را پذیرفتیم ...»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفتاب یزد است که در آن میخوانید؛محمود احمدینژاد اقبال بلندی داشته و به هنگام آغاز مسئولیت او در سال ۸۴ شرایطی مناسب بر کشور حاکمبوده است.
در حالی که دو رئیس جمهور قبل از او، کشور را در شرایطی پیچیده تحویل گرفتند. ریاست دولت در سال ۶۸، در حالی به رفسنجانی سپرده شد که به دلیل جنگ ۸ سالهو تحریمهای ده ساله، از یک سو بسیاری از زیرساختها از بین رفته بود و از سوی دیگر، مدیران کشور، حسرت هر نوع سرمایهگذاریو نوسازی را در دل داشتند. خاتمی در شرایط متفاوتی جانشین رفسنجانی شد و او از بسیاری دغدغهها که مانع سرعت کار رفسنجانی در آغاز ماموریت بود رنج نمیبرد. در عین حال، او با بحران بزرگی در عرصه بینالمللی مواجه بود زیرا در زمان آغاز به کار خاتمی، تقریباً سفیر هیچ یک از کشورهای اروپایی در ایران حضور نداشت و سطح مذاکرات کشور با قدرتمندان سیاسی و اقتصادی جهان، به پایینترین سطح خود رسیده بود. اما همانگونه که رفسنجانی توانست بسیاری از بحرانهای ناشی از جنگ و تحریم را قبل از تحویل دولت به خاتمی، مرتفع نماید رئیس دولت اصلاحات نیز در دوره ریاست ۸ ساله خود، روابط ایران با جهان را در بالاترین سطح و عزتمندانهترین شرایط قرار داد تا کشور با شرایط اقتصادی و سیاسی بسیار مطلوب، تحویل دولت نهم شود.
"به این مجموعه باید حملات و فضاسازی بیرحمانه و سنگین رسانهها و شبکههای متعدد بیگانه را اضافه کرد که در حجم و کیفیت بیسابقهای علیه دولت نهم و شخص رئیسجمهور تلاش میکردند"البته این سخن، به معنای نفی وجود مشکلات داخلی و خارجی در آستانه آغاز به کار دولت نهم نیست. این موضوعی است که هیچگاه از مردم مخفی نماند زیرا رئیسدولت نهم و همکاران او، هر مفسده و کاستی را به دولتهای قبل نسبت میدادند. اما در چهار سال اخیر هیچگاه شنیده نشد که کسی از مسئولان قوه مجریه، سهم دولتهای پیشین در پیشرفتها را مورد اذعان قرار دهد. شاید اکنون نیازی هم به این اذعان نباشد زیرا میتوان یک دوقطبی واضح را در جامعه مشاهده کرد که یک قطب آن، معتقد به حاکمیت «معجزه هزاره سوم» در چهار سال اخیر است و قطب دیگر، بسیاری از مردم هستند که وضعیت اقتصادی خود و شرایط سیاسی و بینالمللی کشور را براساس واقعیتهای روزمره میسنجند. قطب دوم بر خلاف طیف اول، ابزارهای سنجش زمینی را به کار میگیرند و ارزیابی آنها، ارتباطی با مفاهیم آسمانی همچون معجزهگری ندارد.
از سوی دیگر، به نظر میرسد همانگونه که اذعان به خدمات دولتمردان پیشین، ضرورتی ندارد – و اصولاً در قاموس مسئولان دولتی فعلی نمیگنجد– مذمت سران و اعضای دولتهای سازندگی و اصلاحات نیز فاقد هرگونه فایدهای است. زیرا اولاً سران دولتهای نهم و دهم، از بهترین پشتوانههای حکومتی برخوردار و با کمترین موانع داخلی– اگر نگوییم در حد صفر– مواجه بودهاند. همچنینقوه مجریه در ۴ سال اخیر علاوه بر دسترسی به درآمدهای نجومی، این شانس را داشته کهاز اختیارات خود به صورت صددرصدی و حتی بالاتر از آن استفاده کند. ثانیاً رئیس دولت بارها اعلام کرده که دسترسی به بسیاری از اهداف کلان کشور، در زمانی بسیار کوتاهتر از پیشبینیهای قبلی امکانپذیر است چرا که به ادعای احمدینژاد، مدیران قبلی بر اساس توانمندیهای خود و نه قابلیتهای کشور، برنامهها را نوشتهاند. پس چرا هنوز این اصرار وجود دارد که به هر مناسبتی، فصلی مُشبع از قابلیتها و دستاوردهای معجزهگونه دولت نهم – و دهم– به همراه ادعای ناتوانی دولتهای قبلی مطرح گردد.
"مجموع این شرایط بعلاوه جهتگیریهای اصولی رئیسجمهور و تلاش خستگیناپذیر وی موجب شد رهبری نظام و تا حدودی رسانه ملی پررنگتر از گذشته به دفاع از دولت نهم و دکتر احمدینژاد بپردازند"در حالی که با جراCت میتوان گفت حتی بسیاری از معجزهپنداران نیز امروز حتی نسبت به موفقیت معمولی دولت تردید دارند. دو شب قبل، بار دیگر گفتگویی نه چندان چالشی با رئیس دولت انجام شد تا او فرصتی مناسب برای انتقال یکطرفه سخنان خود به مردم داشته باشد. او در این گفتگو، بر توانمندی دولت خود برای اجرای طرح تحول تاکید کرد و علت عدم اجرای این طرح در دولتهای پیشین را ناتوانییا احساس ناتوانی آن دولتها برای اجرای آن دانست. این در حالی است که ، اظهار نگرانی عدهای از صاحب نظران مستقل و نمایندگان مجلس نشان میدهد که بسیاری از آنان، نسبت به دقت، کارآمدی و نتیجهبخش بودن بعضیاز طرحهای انفرادی و یکطرفه دولت – که در گفتگوها و سخنرانیهای احمدینژاد ابراز میشود - تردید دارند. البته یک ارزیابی منصفانه کافی است تا نشان دهد آیا مردم میتوانند به اندازه رئیس قوه مجریه، نسبت به توانمندی و بی نیازی دولت از تعامل با مجلس و مشاوران مستقل – که در حلقه محدود شونده یاران درجه یک دولت حضور ندارند – مطمئن باشند؟ آیا ادعاها و آمارهایی که توسط رئیس دولت و همکاران او عرضه میشود آنقدر دقیق و قابل اعتماد هست که دغدغههای مطرح شده توسط مراکز نظارتی – در مجلس و قوه قضائیه – را مرتفع و واقعیات ملموس برای آحاد مردم را، کماثر نماید؟ نگارنده چنین باوری ندارد و برای این عدم باور، دلایل متعددی در اختیار اوست.
کافی است به چهار سال گذشته به خصوص برخی طرحها و ایدهها که دولت بدون کسب نظر سایر قوا بر انجام آن اصرار داشت نگاهی انداخته شود. متاسفانه این وضعیت، هم در عرصههای داخلی قابل مشاهده است و هم در عرصههای خارجی. تاسف بیشتر از آنجا ناشی میشود که مسئولان دولتی، گاه آدرسهای غلط هم به مردم میدهند تا ابراز دغدغههای دلسوزانه شرکای حکومتی خود در مجلس و قوه قضائیه و نیز انتقادات کارشناسان مستقل را بیخاصیت کرده و رسیدگی به آنها را به تاخیر بیندازند. در همین هفتههای اخیر، مسئولان دولت نهم ادعاهای متعددی در مورد پشیمانی اروپاییها و آمریکاییها از رفتار خود در برابر ایران مطرح کردهاند. این در حالی است که علاوه بر نقض این ادعا در رفتار نمایندگان کشورهای غربی به هنگام سخنرانی احمدینژاد در سازمان ملل، اوباما نیز پس از معرفی به عنوان برنده جایزه صلح نوبل ، با اشاره جهتدار و عاطفی به موضوع خانم ندا آقا سلطان نشان داد اگر« پشیمانی » در کار باشد به خاطر آن است که غربیها معتقدند باید به خیال خود در برابر ایران جدیتر باشند! روی دیگر سکه، داخل کشور است در داخل نیز علیرغم ادعاهای متعدد مبنی بر علاقمندی دولت به تعامل با سایر قوا، اصرار بر بعضی انتصابها و تاکید اخیر بر عدم لزوم ورود مجلس به موضوع طرح تحول اقتصادی، نشان میدهد حق با کسانی است که ادعاها، شعارها و طرحهای یکطرفه دولت، آنها را نگران ساخته است.
"اکنون دولت دهم در آستانه شکلگیری است و پیشنهاد میشود با استفاده از تجربیات ۴ سال گذشته در حوزه رسانه نیز، تجدیدنظرهایی صورت گیرد"در این شرایط، هر کس حق دارد از احساس اعتماد به نفس دولتیها و اصرار آنها بر اجرای طرح تحول اقتصادی با قرائت ویژه خودشان، نگران باشد. زیرا این طرح، برخلاف سایر تحرکات داخلی و خارجی دولت، از نخستین روز اجرا، بر زندگی روزمره اقشار ضعیف و غنی اثر میگذارد. ضمن آنکه تاثیرات بلندمدت آن، به گونهای است که به آسانی جبران پذیر نخواهد بود. البته هیچ یک از اتفاقات داخلی و خارجی، تاکنون در «احساس اعتماد به نفس دولتیها» اثر نگذاشته و آنها همچنان با اتکا به سرمایههای گوناگون اجتماعی، اقتصادی و تاریخی ایرانیان، برنامههای خود را به پیش می برند. پس بهتر است مجلس به دلایلی توجه نماید که دولتهای قبلی را علیرغم استحکام مواضع و برخورداری از پشتوانههای قوی کارشناسی از تعجیل در اجرای طرح تحول منصرف کرد.
نمایندگان مجلس میتوانند برای اثبات تعامل یک طرفه، با احمدینژاد همزبانی کنند و دولتهای قبلی را ضعیف بخوانند اما در پذیرش توانمندیهای خارقالعاده دولت فعلی و سپردن همه کارها به آن، کمی احتیاط به خرج دهند. مردم از نمایندگان خود توقع دارند در هنگام «تصمیمگیری» وظایف ملی، مذهبی و تاریخی خود را بر «تعامل یکطرفه با دولت» ترجیح دهند. رسالت:صدای اصیل چیست و صداهای نامطلوب کدام است؟ «صدای اصیل چیست و صداهای نامطلوب کدام است؟»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛محمد خاتمی در دور جدید تشویش اذهان عمومی، مطالبی گفته است که قابل تامل است . خاتمی در جمع عده ای از هواداران یزدی خود می گوید «جلوی صداهای اصیل گرفته شود بعضی صداهای نامطلوب به گوش می رسد.» ۱ محمد خاتمی در دور جدید تشویش اذهان عمومی، مطالبی گفته است که قابل تامل است . خاتمی در جمع عده ای از هواداران یزدی خود می گوید «جلوی صداهای اصیل گر.
اخبار مرتبط
دیگر اخبار این روز
حق کپی © ۲۰۰۱-۲۰۲۶ - Sarkhat.com - درباره سرخط - آرشیو اخبار - جدول لیگ برتر ایران
